200 rreshtat e parë.
اونا يه ارتش بي شباهت به هر ارتش ديگهايي
جنگ ميكنن روس ستارهها به سمت جايي به اسم آندرورس
سرزمين موعود آنها
صورت فلكي از دنياهاي جديد تاريك
اونا بهش ميگن نكرومانگر
اگر اونا نتونن تغييرتون بدن شما رو ميكشن
رهبر اونا لرد مارشال
اون به تنهايي به دروازه آندرورس سفر كرده
و به شكل يه موجود متفاوت برگشته
قوي تر عجيبتر
نيمي زندهو نيمي....
يه چيز ديگه
اگر بخوايم نجات پيدا كنيم بايد تعادلي بوجود بياد
در زمان هاي عادي شيطان با خوبي مبارزه ميكنه
ولي در زماني مثل اين
او با شيطانهاي ديگر مبارزه ميكنه
لنين من دنبالتم ميكشمت
ثابت
بگيرش بگيرش
بندازش
لعنتي ما داريم از مسير خارج ميشيم
خفه شو ميگيريمش دوباره
حالا
احمق
نميدونم تم خيلي محكمه
نه جايي كه من ميخوام بشينم اين بزرگنرين روز گرفتن حقوقه
يه شلوار تازه بپوش ميخوايم بريم
سه متر فضاي دريچه و نيم متر سمت راست
درجه ساسات داره مياد بالا
اين چي بود؟
تگ حواست به ريديك هست؟
تگز؟
يا حضرت مسيح
اون دوتا از بچه ها رو كشت بدون اينكه ما حتي ببينيمش
تو چي فكر ميكني ما بايد من فكر ميكنم تو تيرانداز بعدي هستي
يه اسلحه بردار
اين دفعه برو بالاش
تو سه تا اشتباه كردي
اول اين كارو قبول كردي
دوم تو روز اومدي
چهار نفر آدم براي گرفتن من؟ چه اهانتي
ولي بزرگترين اشتباهي كه كردي
اسلحه خاليت بود رك
ببخشش از نظر من چيه؟ يه ميليمتر
يك و نيم كي يك و نيم ميده براي يه مجرم؟
يه شاكيه خصوصي
هي هي هي بيخيال اون اسم نداره
نميدونم اون كيه چه سيارهايي؟
هليون اول
كجا ميري؟ آخرين سوال
و بهتره به اين يكي جواب درست بدي
اين سفينه مال كيه؟
من
ميدونم اونا براي من اومدن
پنج براشون طول ميكشه ولي ميدونم
تو كه توقع نداري اونا هيچ افتخاري يا دستورالملي داشته باشن
ولي اين بخشش تازه از طرف يه مرد مقدس
مردي كه من كردنش رو نجات دادم
درس خوبي ياد گرفت
ديگه هيچ كلمه ايي به عنوان دوست
ميتونه بد خاتمه پيدا كنه وقتي كه بذاري كسي زيادي به تو نزديك بشه
براي اونا خيلي بده
و حالا به روشنايي بر ميگرده و هر چيز ديگه ايي كه من ازش تنفر دارم
فكرش رو بكن اگر اون اونجا باشه
مثل يه حيوون رفتار كن تا من تيكه تيكت كنم اين يكي هميشه باعث دردسره
ميدونم بوشو حس ميكنم
برو اون تو
ميشه صداتو ببري؟
ميگن بيشتر مغزت توي خواب بسته ميشه
مغز توي خواب بسته ميشه
همه جا جز قسمت اصلي همه جا جز قسمت اصلي
قسمت حيواني
همه جا جز قسمت فيوران
بعضي از ما هنوز جرم اصلي كه توي فيوران اتفاق افتاده رو
ووقتي تو بيدار شي
واقعا بيدار شي
تو هم به ياد خواهي آورد
هليون اول در موقعيت چهار قرارداره
سفينه ناشناس شما بايد با من بيايد به ايستگاه فضاييه شش براي بازرسيه حفاظتي
هي صداي منو ميشنوي؟
همين الان با من بيا ايستگاه فضاييه شش
ام براي من دعا كن
قرار شده بود دو فصل برگرده
اونا دارن ميان اينجا يعني ما بعدي هستيم
طوفان جنگ طلب
آره ولي اگر اين اتفاق بيفته بايد بريم پناهگاههاي زير زميني
حق با توست منم همين طور فكر ميكنم
ميموني يا ميري؟
اين آخر همه چيزه همه چيز
من خب همسايه هاي من نصف خيابون من رفته
ما بايد چي كار كنيم؟ نميدونم
گلاه شيطان اين چيزيه كه شما بهش ميگيد
اونا ؟ اونا كي هستن يه نوعي از مخلوقات جديديد
اين مزخرفه
اين قدر بلند كه ابرا ميرسه
هيچ چيز اطرافش نيست وهيچ چيز به اون بزرگي نيست
ميدونستي همه دراتون قفله؟
پنج سال پيش
من دو نفر رو از اين سسياره بردم
يه بچه به اسم جك كه همه فكر ميكردن پسره
و يه مرد مقدس
كه دنبال مكه جديد ميگشت
همسرت
اون تو حمومه
به يه مرد گفتم
كه ممكنه كجا برم
به يه مرد اعتماد كردم
اشتباه كردم امام؟
جواب سادهاي نيست
هر چيزي كه گفته شد براي يان بود كه به ما شانس دوباره اي بده
براي جنگيدن
من اگر به خاطر تجاوز اونا نبود هيچ وقت به تو خيانت نميكردم
من قسم خوردم ريديك ريديك
ريديك
و يه دختر
نه اسمش بايد
اگر با من مشكل داري مشكلت رو با خودم حل كن
نيازي نيست اسم اونا رو بدوني زيزا
اسمم زيزاست
زيزا
بچه خوبيه تو واقعا هيولا ها رو ميكشي؟
اونايي كه ميخواستن به بابام صدمه بزنن؟
يه جور داستان براي خوابيدن بچه هاست
برو زيزا برو
ديگه كيو بايد بكشم؟
ميگن كه ستاره دنباله دار هميشه جلوي اونا حركت ميكنه
اين انتهاي دنياست
سياره كلساك از بين رفته
هشت مليون سكنه نا پديد شدن
آكوليان هم به كلي از بين رفته
هليون اول نور خورشيدش رو با تمام دنياي اطرافش تقسيم كرده
اگر ما بيفتيم اونا هم ميفتن
وبعد از اون
من خداي چطور خانوادمو نجات بدم؟
چيزي از حرفام شنيدي؟
گفتي كه داره تمام دنيا رو احاطه ميكنه
درسته؟ درسته
بعضي وقتا بايد تمومش كرد
كسي كه ميخواي اينجاست.
و اين گلوي كيه؟
اگر گلوي منو ببري نميتونم جادوئي كه باعث شده تو بياي اينجا رو باطل كنم
نگو كه چرا اومدنت به اينجا اين قدر حياتيه
تيغ اتفاق ميفته وقتي كه بخشش اتفاق بيفته
اين آريون فرستاده اي از نژاد المنتال
اون براي تو هيچ خطري نداره
تعداد كمي از ما هستن كه نكرومونگر رو ديدن و زنده موندن كه دربارش صحبت كنن
پس وقتي كه من صحبت ميكنم تو بايد گوش كني
نكرومانگر؟
اين اسميه كه آخرين زنگي هاي بشري رو يا تغيير ميده يا ميكشه
مگر اينكه دنيا بتونه تعادل خودشو دوباره بدست بياره
شايد بهتره وانمود كني با كسي صحبت ميكني كه توي پنال سيستم تعليم ديده
وانمود نكن
تعادل براي المنتالها همه چيزه
از آب تا آتش از زمين تا هوا
ما 33 تا كلمه نتفاوت براي اونا داريم
ولي الان فقط وقت براي صحبت درباره تعادل معكوس داريم
ريديك يه داستان هست از يه فيورانيه مذكر
كه توي تولد خفه شد
كه با طناب خودش خفه شد
وقتي كه آريون اين داستان رو به رهبر هليون گفت
من از تو براي اون تعريف كردم
تو چي درباره بچگيت ميدوني؟ چيزي از دنياي خودت يادت مياد؟
كجا بود؟ تا حالا كس ديگه رو ديدي؟
يكي مثل خودت؟
خواهر اونا نميدونن با همين يه دونش چي كار كنن
اينجارو باز كنيد
عقب وايستا باز كن
اونا دارن خونه ها رو ميگردن
دنبال يه نفر ميگردن كه امروز اومده اينجا ميگن ممكنه جاسوس باشه
جاسوس؟ كسي ديد كه اون امروز بياد اينجا؟
كسي ديد؟ صبر كن
من مطمئنم كه اون اينجاست من اونا رو ميفرستم برن صبر كن ولي يه دقيقه
ميشه يه دقيقه صبر كني تا دنيا رو نجات بدي
اين جنگ من نيست
پس داري مارو با سرنوشتمون تر ميكني
همون كاري كه با اون كردي
بشكنيد
بگيريديش
بفرستيمشون برن
تكون بخور زود باش مارو تنها بذاريد
كسي اينجا نيست
تو نميفهمي اون ميتونه به ما كمك كنه
برو
شما كه از تاريكي نميترسيد نه؟
بگيريديش اون كجاست؟
اينجا
اسم اونو آوردي
و
اون رفت دنبال تو
همه مردن انم رفت زندان
يادم نيست كجا
ولي اونجا اون قدر گرم بود كه تو روي اون سياره زنده نميموني
كرماتوريا جك جوان
اون به عنوان برادر بزرگتر به تو نگاه ميكرد
اون تو رو ميپرستيد تو بايد از اون مواظبت ميكردي
اون هيچ وقت تو رو نميبخشه
براي اينكه وقتي كه بيشتر از هميشه به تو نياز داشت تركش كردي
اون بايد از من دور ميبود
ريديك
ميخواي جلوي هيولاهاي جديد رو بگيري؟
No comments yet. Be the first to leave one.