House on Haunted Hill

House on Haunted Hill

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

House on Hauntedll 1959 720p BluRay x264 Yify Persian IMOVIE-DL com
House on Hauntedll 1959 1080p BluRay x264 Yify Persian IMOVIE-DL com
Një Komentar nga Relapse_Em
Relapse_Em :مترجم IMDB-DL ارائه ای اختصاصی از تیم ترجمه IMOVIE-DL.com

Etiketat

BluRay
x264
1080
720p
720
Publikuar më: 2015-03-25
Shkarkime: 52
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

...ارواح امشب بي قرار و خشمگين در حرکت هستند

ميشه خودم رو معرفي کنم؟ من واتسون پريتچارد هستم

...ميخوام به شما تنها خونه روح زده در

اين دنيا رو نشون بدم

...از قرن گذشته که اين خونه ساخته شد، هفت نفر

از جمله برادر خود من در اين خونه به قتل رسيدند

از اون موقع به بعد خونه مال من شد

من فقط يک شب رو اونجا گذروندم

...و صبح اون روز

...پيکر نيمه جان من رو پيدا کردن

من فردريک لورن هستم

و من اين خونه واقع در تپه هاي روح زده رو امشب اجاره کردم

تا با همسرم بتونيم در اين خونه مهموني برگذار کنيم

مهموني در خانه اي روح زده

زن من خيلي شوخ طبع هست

...در اين مهموني هم غذا و نوشيدني هست و هم ارواح

و شايد هم قتلي رخ بده

همه شماها دعوت هستين

اگه هرکدوم از شماها بتونه در اين خونه 12 ساعت دووم بياره

بهش 10 هزار دلار ميدم

و يا اينکه در اين دنيا زنده نميمونين

...مهمونهاي ديگه هم دارن ميان

...همسر من پيشنهاد داد که

مهمونهامون با ماشين نعش کش تشريف بيارن

اون خيلي شوخ طبع هست

در واقع شوخ طبعي اون

ذاتي هست

من هم خيلي به فکر ماشين نعش کش بودم

بعد از اون مهموني که در اون خونه واقع در تپه هاي روح زده برگذار کرديم ديگه اون ماشين ها بلا استفاده موندن

آخه کي از سرنوشت خودش خبر داره؟

...اين آقا لانس شرودر هستش... يک خلبان خلبان آزمايش کننده: به خلباني ميگن که با هواپيماهاي جديد پرواز ميکنه تا عملکرد اونها رو مورد بررسي قرار بده

پس در شجاعتش شکي نيست

اما به نظر شما اگه به آدم پول بدن نميتونه شجاعتر از اوني که هست بشه؟

و من ميدونم که لانس به اين 10 هزار دلار پولي که قراره بهش بدم نياز داره

البته اگه بتونه امشب رو اينجا دووم بياره

اين خانوم هم روت بريجرز هست

قطعا شما نوشته هاي اين خانوم رو در روزنامه ها خوندين

ميگه دليلش واسه اومدن به اين مهموني

نوشتن مقاله اي در مورد خصوصيات ارواح هست

همچنين خيلي دوست داره اين پول رو به دست بياره... داره ريسک ميکنه

پيش از اين با واتسون پريتچارد آشنا شدين

مردي که ترسي بس مهيب از اين خونه داره

و با اين وجود باز هم داره جونش رو به خطر ميندازه تا يک شب ديگه رو در اين خونه بگذرونه

واقعا دليلش رو نميدونم

ميگه به خاطر پول داره اين کار رو ميکنه

ايشون هم جناب دکتر ديويد ترنت تشريف دارن... روانپزشک هست

اون بر اين باور هست که ارواح در اين خونه

به تحقيقاتش بر روي اختلالات هيستري در آدمي کمک ميکنه

اما شماها ميتونين حس طمعي که نسبت به اين پول داره رو از قيافه اون تشخيص بدين، درسته؟

از دهان و چشمان اون، اينطور نيست؟

ايشون هم خانوم نورا منينگ هستن

از بين هزاران نفري که واسه من کار ميکنن انتخابش کردم

چون که اين خانوم 10 هزار دلار رو بيشتر از بقيه لازم داره

تا بتونه خرج خونواده خودش رو بده. به نظر شما اين خانوم زيبا نيست؟

...اين مهموني از همين الان شروع ميشه... و تا نيمه امشب

شما شاهد اين مهموني در خونه اي واقع بر تپه هاي روح زده ميشين

پس بقيه کجا هستن؟

مثل اينکه استقبال گرمي از ما ندارن، اينطور نيست؟

فقط ارواح اين خونه از بودن ما خوشحال هستن

هيچکدوم از ماها همديگه رو نميشناسه؟

شما دو تا همديگه رو ميشناسين؟

من حتي اسم شما رو هم نميدونم

من نورا منينگ هستم - من هم لانس شرودر هستم -

آقاي فردريک لورن دوست شماست؟

من هم اسمش رو شنيدم اما هرگز نديدمش

من هم در يکي از شرکتهاي اون کار ميکنم اما هرگز نديدمش

من هم هرگز ايشون رو نديدم، فقط از طرفش بهم زنگ زدن

شما ايشون رو ميشناسين؟ - نه -

پس گويا اين شما هستين که فقط ايشون رو ميشناسين

من نميشناسمش

تموم مراحل اجاره اين خونه هم

با نامه نگاري انجام شد

گويا ايشون خيلي ثروتمند هست، درسته؟ - ميليونر هست -

و مثل اينکه پنج تا زن داره

اما من فکر ميکنم چهار تا داشته باشه

يک مهموني پنجاه هزار دلاري واسه پنج نفر مهمون

حتي واسه يک ميليونر هم کمي گرون حساب ميشه

پس اگه قرار بود من کسي رو روح زده بکنم

حتما بايد توي اين خونه اين کار رو ميکردم، آره؟

کي در رو بست؟

اين در از فولاد سخت ساخته شده

آنابل؟

مهمونهامون اومدن و خوشبختانه هنوز زنده هستن

سر و وضعت مرتبه؟

همه جا رو گرد و خاک گرفته. خيلي کم از شير آب مياد

چرا اين خونه رو تميز نکردي؟ - فضاي اين خونه اينطوريه عزيزم -

تو که ميدوني ارواح چطوري زندگي ميکنن. اصلا اهل تميزي نيستن

خيلي لباس قشنگي داري اما واسه مهموني مناسب نيست

من به اين مهموني نميام

مهموني با ارواح ايده جنابعالي بود، يادته؟

و حالا که قراره اين مهموني 50 هزار دلار روي دست من خرج بذاره ميخوام که به تو هم خوش بگذره

اين مهموني ايده من بود اما بعدش تو اين مهمونها رو دعوت کردي

آخه چرا غريبه ها رو دعوت کردي؟ چرا از دوستانمون مهمون دعوت نکردي؟

دوستانمون؟ اصلا مگه ما دوستي هم داريم؟

نخير... حسادت جنابعالي باعث شد که ما هيچ دوستي نداشته باشيم

من واسه دعوت کردن هرکدوم از اين مهمونها دليل داشتم

ميخواستم از هر قشري يک نفر اينجا حضور داشته باشه

...از روانپزشک گرفته تا تايپيست

...آدم مست تا خلبان

اونها يک نقطه مشترک دارن. همشون نيازمند پول هستن

بهتره بريم ببينيم اونقدري شجاع هستن تا اين پول رو به دست بيارن يا نه

و حالا تو به اين ميگي مهموني؟

ميشه اينطوري هم گفت

چرا تو هميشه اينکار رو ميکني؟ اينطوري مزه شامپاين ميپره

شايد هم بطري بترکه - هيچوقت اينطوري نميشه -

مطمئني که اينطوري نميشه؟

اصلا کار جالبي نيست، فردريک - تيتر خوبي هم واسه روزنامه ها درست ميشه -

مردي عياش زن خود را با سر بطري شامپاين به قتل رسانيد

تو هم ميخوري؟ - نه، ممنونم -

بيا يک قورت بخور اينطوري شايد حس شوخ طبعي تو هم بيشتر بشه

به اندازه کافي شوخ طبع هستم، مرسي

و تغييري هم در اين اخلاقم ندادم

خوبه که هميشه اين رو بدوني

يک قورت بخور... اينطوري از اين مهموني لذت بيشتري ميبري

...بخور

اين اعتمادي که به من داري خيلي رقت انگيزه

گفتم که من به مهموني نميام

از بين همه زنهام، تو سرکش ترين اونها هستي

اما هنوز زنده ام

اگه يک ميليون دلار بهت پول ميدادم از پيشم ميرفتي؟

پس تو تموم ثروت من رو ميخواي، درسته؟

لياقت تموم اين ثروت رو دارم

تو فرد حسودي هستي

و اين علاقه اي که به مال خودت داري اعصاب آدم رو خورد ميکنه

آخه چي ميشد حق طلاق با مردها بود

اما نميتوني چيزي رو اثبات کني - اون روز فرا ميرسه -

يکي از همين روزها بالاخره تو هم اشتباهي ازت سر ميزنه - تو اينطوري فکر ميکني؟ -

اگه تا اون موقع زنده باشم

يادته اون روزي که من رو چيزخورم کردي چه خوش گذشت؟

...تو يک چيزي خوردي و بعدش هم دکتر گفت

...بله... آرسنيک (يک نوع ماده سمي) در بدن شما وارد شده

...آنابل

اگه احتمال ميدادي که ميتونستي از زير اين قضيه در بري دوباره هم اين کار رو ميکردي، آره؟

عزيزم چرا چنين فکري ميکني؟

...تو من رو به اين فکرها ميندازي

شنيدم دار زدن يک آدم خيلي کار عذاب آوري هست

گفتم تا حواست جمع باشه به اون ايده هايي که توي سرت مياد

حواست باشه ارواح و موجودات خبيث آرامشت رو بهم نزنن عزيزم

عزيزم تنها موجود خبيث اين خونه تو هستي

و تا صبح بيدار نموني بشيني فکر کني که چطوري کلک من رو بکني

اينطوري باز اوضاع خونه بهم ميريزه

با اين چاقو کلک برادر من و خواهرش رو کند

اونها رو تکه تکه کرد

ما تکه هاي بدن اونها رو از دور خونه جمع کرديم

در جاهايي از خونه که فکر اون هم به مغزتون خطور نميکنه

جالب اينجاست که هرگز سر اونها رو پيدا نکرديم

دستها و پاهاشون رو پيدا کرديم

اما خبري از سر اونها نبود

احتمالا اون زن در حالت عصبانيت همسرش رو با چاقو تهديد کرده

بعدش هم اونقدر عصباني بوده که کنترل خودش رو از دست بده و اون رو با چاقو بزنه

قطع به يقين همين اتفاق رخ داده

حتما همينطور هست. اون زن چند نفر رو کشت آقاي پريتچارد؟

فقط دو نفر... همسر و خواهر خودش رو

کسي ديگه اينجا نبود

پس حتما در اين خونه سر اون دو نفر داره پرسه ميزنه؟

شما ميتونين صداي اونها رو شب بشنوين

اونها باهم صحبت ميکنن و بعدش هم صداي گريه ازشون بلند ميشه

و حالا که خود صاحابخونه اينجا تشريف ندارن

ميشه يکي واسه من نوشيدني بريزه؟

حتما، چي ميل دارين؟

شب شما بخير

من امشب ميزبان شما، فردريک لورن هستم

و حالا که هيچکدوم از ماها ديگري رو نميشناسيم

بهتره همه باهم جمع بشيم و نوشيدني بخوريم، چطوره؟

آقاي لورن

من به شما نصيحت ميکنم همين الان اين مهموني رو تموم کنين بره

همين الانش هم ارواح در اين خونه رفت و آمد دارن و اين اصلا نشونه خوبي نيست

بخاطر همسرم از شما عذر ميخوام... بعدا به ما ملحق ميشه

شما چي ميل دارين؟ - اسکاچ با يخ -

شما جناب دکتر؟ - من هم همين رو ميخورم -

و حالا قبل از اينکه اين مهموني شروع بشه

بهتره باهم جزئيات رو مرور کنيم

سرايداران اين خونه نيمه شب اينجا رو ترک ميکنند

و ما رو در اين خونه تا صبح که دوباره برگردند زنداني ميکنن

اگه در اين خونه قفل بشه ديگه راهي براي رفتن از اين خونه نيست

پنجره هاي اين خونه ميله هايي به مراتب محکم تر و سخت تر از زندان دارن

و تنها دري که به بيرون راه داره قفل هست

نه برقي در کار هست

نه تلفني

و نه تا مايلها دورتر کسي اين اطراف هست

پس اصلا نميشه کمک خبر کرد

...مثل يک تابوت

پس اگه هر کدوم از شماها تصميم دارين که در اين مهموني شرکت نکنين

بايد تا قبل از نيمه شب به من بگين

و البته اگه کسي بره من ديگه بهش پولي نخواهم داد

من خيلي دوست دارم دليل اين نوع مهموني گرفتن شما

همراه با اين دوستان رو بدونم

...به خاطر ارواح، دکتر

به نظر من هرکسي مشتاق اين هست که اگه روح ببينه

چيکار ميکنه

و حالا هم همسر من داره به ما اين فرصت خوب رو ميده

...خيلي جالب هست... ارواح و اينطور موجودات

...تنها موجودات مجنون هستن

پس بايستي مهموني خوبي در انتظار ما باشه

جناب پريتچارد به ما قول ميدن که ارواح در اين خونه واقعي باشن

حالا هفت تا هستن

شايد تا قبل از فرا رسيدن صبح بيشتر هم شدن

عاليه

...تا حالا چهار مرد و

سه زن در اين خونه به قتل رسيدن

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left