Sex and the City - First Season

Sex and the City - First Season

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 1

Informacioni i lëshimit

Sex and the City S01E3
Një Komentar nga arianam

Etiketat

other
Publikuar më: 2013-06-21
Shkarkime: 32
Dëgjim i Dëmtuar: Yes

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

193 rreshtat e parë.

ترجمه و زيرنويس از آريانا

ترجمه و زيرنويس از آريانا

ترجمه و زيرنويس از آريانا

ترجمه و زيرنويس از آريانا

قسمت سوم پارس خوکهاي متاهل

قسمت سوم پارس خوکهاي متاهل

يکي از بهترين چيزها درباره زندگي در شهري مثل نيويورک

ترک کردن اونِ

...دوستم پِيشنس و شوهرش

آخر هفته من رو به هامفتون دعوت کردند

پِيشنس و پيتر يه زوج عالي بودن

...آنها بامزه، باهوش

و انگار که از توي کاتالوگ جي کرو درشون آورده بودن

اگه خونشون درست کنار ساحل نبود حتما ازشون متنفر ميشدم

خوب اون سوار تاکسي شد و سُر خورد اومد بغل من

بله؟

و باحال بود

تمام راه از هوستون و برودوي غربي تا خيابون مديسون و 72 ام

با حال بود

مهمون خونه هاي هامپتون هميشه براي دسر زنگ ميزنن

دلال ها براي سرمايه گذاري توصيه ميکنن معمارها براي طراحي توصيه ميکنن

آدمها مجرد هم براي دوستاي متاهلشون از شيطنت هاي سکسي شون يه چيزايي تعريف ميکنن

صبح روز بعد در حالي که احساس فوق العاده اي داشتم بيدار شدم

نميتونستم صبر کنم تا بيرون برم و اون مناظر ديدني رو ببينم

صبح بخير

پيشنس رفته بيرون مافين و آب ميوه بگيره

زود برميگرده

...همون جا وايساده بود

هيچ چي پاش نبود

خوبه

همون جا بود، راحت، خوشحال و بي خيال

نميدونستم چيکار کنم يا چي بگم عاليه

فقط يه چيزي رو ميدونستم ديدن پيتر اون طوري قبل از قهوه خيلي زياد بود

صبح بخير هي

يکم آب ميوه تازه و مافين خريدم

خوب، چه خبر؟

توي راهرو پيترو ديدم که لباس زير تنش نبود

در ضمن تبريک ميگم

روز آفتابيِ

عزيزم، کري کيرت رو توي راهرو ديد؟

آره، وقتي داشتم ميرفتم دستشويي مچم رو گرفت

توي مسير دستشويي

اوه، آره! مافين هاي خوبيِ

خوب امروز چيکار کنيم؟

به سختي وقت کردم يکي از اون مافين هاي خوب رو بزارم توي کيفم

قبل از اينکه برگردم نيويورک

گيج شدم. چرا اين کارو کرد؟ ميخواست باهات سکس داشته باشه؟

نميدونم احساس سکسي بودن نميداد

شايد فقط ميخواسته نشونش بده مثل ميمون

خوب چقدر بزرگ بود؟ فلفل تازه؟

بله، ممنون خيلي ممنون

کافيه يکم فلفل تازه ميخوايد؟

اوه، عسلم عاشق يکم فلفل تازه ام

در حقيقت، فکر کنم همه کسايي که دور اين ميز نشستن بتونن خيلي از اين فلفل هاي تازه رو بخورن

ممنون

خوب، من بهش گفتم نميفهمم چرا اينقدر ناراحت شده

گفت من نميتونم درک کنم چون مجردم

که چي؟ مجردا توي خونه هاي ساحلي پرسه ميزنن

به اين اميد که بتونن نيم نگاهي به کير شوهراي دوستاشون بندازن؟

چقدر دوست خوبي بود؟ چه فرقي ميکنه؟

وقتي يکي ازدواج ميکنه تمام شرطها کنسل ميشه

آنها متاهل ميشن و ما ميشيم دشمن

به عنوان تنها وکيل مجردي که در شرکت حقوقيشون کار ميکنه

ميراندا اين فکر تو کله اش افتاده بود

زنهاي متاهل احساس تهديد ميکنن چون ما

هر وقت، هر جا و با هر کسي که بخوايم ميتونيم سکس داشته باشيم

ميتونيم؟

و آنها ميترسن ما اين کارو هميشه و همه جا با شوهراشون بکنيم

هيچ وقت با يه مرد متاهل نميخوابم

از کجا اينقدر مطمئني تا حالا اين کارو نکردي؟ حلقه ازدواجشون رو در ميارن، ميدوني

قبول کنين، خانمها. اگه هنوز مجردين، قابل اعتماد نيستين

بي خيال! همه زنهاي متاهل اين احساس رو ندارن

ازدواج براي شارلوت مثل يه انجمن خواهري ميمونه که نااميدانه ميخواد عضوش بشه

حق با توئه. همشون نه

اونايي که ازت نميترسن دلشون برات ميسوزه

درست نيست

ميخواي بگي تا حالا متوجه اون نگاه هاي مجرد بيچاره " نشدي؟"

ازشون متنفرم خيلي خوب، باشه داشتم

از اينکه تنها آدم مجرد توي مهموني شام باشم متنفرم

...و آنها طوري بهت نگاه ميکنن انگار

بازنده اي جذامي

هرزه دقيقا

دارم بهتون ميگم متاهلا دشمنن

حق با ميراندا بود؟ ما دشمن بوديم؟

آيا يه جنگ سرد مخفي بين متاهل ها و مجردها در جريانه؟

من عاشق دوستاي مجردم هستم ولي حالا که ازدواج کردم

به اندازه قبل نميبينمشون

خيلي دردناکه

آنها يادم ميندازن که چقدر بدبخت و بيچاره بودم

وقتي زنها ازدواج ميکنن فراموش ميکنن کي بودن

"من ميشه "ما ما" فيلم دوست داريم"

ما "از اون رستوران بدمون مياد"

من و بهترين دوستم هر کاري رو با هم ميکرديم

بعدش با يه دختري ازدواج کرد که از من خوشش نميومد

حالا فقط براي مسابقات سوپر بال يکشنبه ها ميبينمش

همش برميگرده به اينکه از زندگي چي ميخواي

...بعضي ها مثل من، انتخاب ميکنن تا رشد کنن

با واقعيت روبرو ميشن و ازدواج ميکنن

بقيه چه انتخابي ميکنن؟

يه زندگي پوچ و جن زده

نه، جنگ سرد نيست يه جنگ کاملِ

و اين فقط درباره آدمهاي دگر جنس گرا صدق نميکنه

هر مرد هم جنس بازي که ميشناسم فرار ميکنه ميره هاوايي

کفتان(نوعي لباس مردانه) ميپوشن ...آواز سر ميدن

و احساس بهتري نسبت به من دارن

کفتان؟ اوه آره، با گردنبنداي اورکيده

دلم براي اون وقت ها که همه تنها بودن تنگ شده

حالا کم کم دارم احساس ميکنم يه طرد شده ام در ميان طرد شده ها

!اوه، خداي من! جو

...خيلي سال گذشته. تو رو از وقتي

دگر جنس گرا؟

ميخواستم بگم در ميس سيگون

هنوز هستم عاشق ميس سيگونم

اين دوستم استنفوردِ

اين شريکم لوِ

نگاش کن

تبريک ميگم کجا ازدواج کردين؟

در بارني شوخي کردم

تو چي؟ ازدواج کردي؟

واقعا نه. منظورم نه

تو هم به چيزي که من فکر ميکنم فکر ميکني عاليه

چيه؟ لو و من ميخوايم بچه دار بشيم

ما الان يه جانشين داريم ولي يه تخمک درجه يک ميخوايم

نظرت چيه يه دونه به ما بدي؟

گوش کن، اين کارت ماست

دربارش فکر کن و به ما زنگ بزن

ما پولش رو ميديم از ديدنت خيلي خوشحال شدم

دوباره بخاطر مجرد بودنم مسخره ام کردن

ديگه آدم حساب نميشم

الان ديگه مرکز پرورش تخمکم

...در همين حين، توي يه پارک در پايين شهر

يه زن مجرد ديگه هم ميرفت که مورد تمسخر قرار بگيره

ميراندا مجبور شده بود در بازي بيس بال سالانه شرکتشون شرکت کنه

...يه بازي بيس بال شرکت حقوقي مثل بقيه بازي هاست

به جز اينکه وقتي يه وکيل يه بيس رو ميبره ترفيع ميگيره

ميراندا ميترسيدم نياي

خيلي خوب بريم ببينيم چي ميشه

وحشت زده از فکر گذروندن يکي ديگه از مراسم هاي شرکت به عنوان يه جزامي

ميراندا قبول کرده بود براش يه قرار جور کنن

ميراندا، اين سيده سيد، ميراندا

نگاشون کن زوج عالي اي هستين

خوب، من ديگه ميرم

از ديدنت خوشحال شدم منم همين طور

ميخوام يه سودا بگيرم سودا ميخواي؟

آره ميرم براي خودمون سودا بگيرم

جف

خيلي عاليه، نه؟ جمعشون کنم؟

آره. من همجنس باز نيستم

جدا؟

هشت ماه که دارم با اين شرکت کار ميکنم تا حالا با هيچ مردي نديدمت

تصادفي بود، جف مجردم

يا مسيح! از کي تا حالا مجرد بودن معادل همجنس باز بودنه؟

لعنتي

...ميخواي من برم و

نه، خودم اين کارو ميکنم

ميرانداي شجاع مستقيم رفت اونجا و به سيد گفت که همجنس باز نيست

آنها حسابي خنديدن و تصميم گرفتن بمونن و بازي کنن

بازي ميراندا و سيد توجه همه رو به خودشون جلب کرد

حتي شريک ارشد شرکت رو

چه بازي اي بود، خانم ها همش بخاطر کاري تيميِ، چارلز

چيپ چيپ

همسرم و من يه مهموني شام در دوازدهم ماه داريم

فقط چند تا زوج، چيز خاصي نيست

خوشحال ميشيم اگه هر دوتون بتونين بياين

خوشحال ميشيم

همون شب، ميراندا اتفاق مهمي که براش افتاده بود رو تعريف کرد

پس ميگي فقط بخاطر اينکه فکر ميکنن زوجين دعوتت کرده؟

ميدونم. دو سال که دارم توي اين شرکت کار ميکنم

به زحمت باهام حرف زده حالا يه دفعه، چيپ

يه وکيل به اسم چيپ حتما خوشش مياد

و انگار آنها خيلي راحت شدن بالاخره فهميدن من چجور آدمي هستم

پس ميري مهموني شام؟

...آره. تصميمم رو گرفتم که شريکشون بشم

حتي اگه مجبور بشم يه شريک همجنس باز بشم

بعد از رفتن ميراندا يه فکري کردم

شايد اين جنگ سرد بخاطر نفرت نيست

شايد بخاطر ترسِ ترس از ناشناخته ها

متاهل ها از مجردها متنفر نيستن

آنها فقط ميخوان ما يه سرو ساموني به وضعمون بديم

...حس کردم ديگه وقت گمانه زني تموم شده

و بايد به کمپ دشمن نفوذ کنم

نهار با زوج مورد علاقه ام ديويد و ليزا

خوب، خيلي احساس نميکنم با هم ازدواج کرديم

وايسا. ازدواج کرديم؟ آره

يادت مياد اون روز لباس سفيد پوشيده بودي و اون همه قاشق و چنگال بهمون دادن؟

اوه آره

فکر کنم ديگه نبايد بقيه مردا رو ببينم

تو چي؟ از مجرد بودن راضي اي؟

بيشتر اوقات، آره

بعدش مواقع ديگه ست

مثل برنامه هاي خانوادگي وقتي تنها کسي هستي که ازدواج نکرده

و آنها تو رو سر ميز بچه ها ميشونن

...يا وقتي شما دو تا با يه چنگال غذا ميخورين، فقط

More Farsi Persian subtitles for Sex and the City - First Season

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left