200 rreshtat e parë.
چه اتفاقي افتاده؟
پسرم بعد از خوردن دسري که اين آقا بهش داد دچار مسموميت غذايي شده
ميدوني چقدر حال پسرم بده؟
اون هنوز توي بيمارستانه
چي؟
منظورت چيه؟
مسموميت غذايي؟
گفته شده بود که کيک توسط صنايع غذايي کوئين توليد شده
به همين دليل من بهش اعتماد کردم و از اون کيک به پسرم دادم
!و حالا اون اسهال گرفته
ميتونين تصورشو بکنين که من چقدر عصباني !بودم که اين همه راه رو اومدم تا اينجا
اون دال سو، ميتوني به من بگي اينجا چه خبره؟
قسمت 6
اون دال سو
از حالا، تو ديگه در اين شرکت کار آموز نيستي لطفا برو
مدير، ما بايد تحقيق کنيم
ما بايد اين مشکل رو به طور اساسي بررسي کنيم
اين يه مسئله داخليه
ما از تو شکايت نمي کنيم پس همين الان برو
يه شرکت غذايي با کيفيت محصولاتش وجهه خودش رو حفظ ميکنه
ميفهمي که چقدر به شرکت خسارت زدي؟
...بونگ سون، نه
! خانم
شنيدي؟
چي رو؟
ما بايد چيکار کنيم؟
چي؟ چه اتفاقي افتاده؟
من شنيدم که شما براي برگزاري يه تست غذا از اسم شرکت استفاده کردين
فکر ميکني ميتوني اين کار رو بدون اجازه شرکت انجام بدين؟
تو خيلي کوته فکري
درباره چي صحبت ميکني؟من به تو گفتم که ميخوايم يه تست غذا انجام بديم
من هرگز همچين چيزي نشنيدم
چي؟ علاوه بر اين
اگه ميخواستي همچين کاري انجام بدي حداقل بايد درست انجامش ميدادي
يکي از اون غذا خورده و مسموم شده
اونها حتي اومدن و از شرکت شکايت کردن
چجوري ميخواي کاري که کردي رو درست کني؟
...نه
اين کاملا غير ممکنه
ما از مواد اوليه تازه استفاده کرديم
حتي کيکي که مادرم از مغازه خريده بود تازه پخته شده بود
کافيه. توضيح دادن الان فايده اي نداره
در هر حال، ديگه لازم نيست ما همديگرو ببينيم
منظورت چيه؟
منظورت چيه که ديگه همديگرو نمي بينيم؟
شوهرت اخراج شده
بخش منابع انساني همين الان اين تصميم رو گرفت
غير ممکنه
اين درسته؟
کي ميدونه؟ من خيلي مطمئن نيستم
چرا از شوهرت نمي پرسي تا بفهمي؟
بخاطر همه کارهايي که کردي ممنونم مراقب خودت باش
ميخواي چيکار کني؟
چيکار ميکني؟ سريع بلند شو
بلند نمي شي؟
نه، شوهرم نميتونه اخراج شده باشه
تو بايد به من کمک کني، بونگ سون
ميتوني به من کمک کني، نه؟
من بهتر ميشم
اگه بهم کمک کني، هر کاري ميکنم
تو خيلي وقته داري دور رو بر من ميپلکي
فکر ميکني ميتوني هر کاري بکني، اگه من کمکت کنم؟
تو جي آيه هستي، نه يونگ بونگ سون
فقط برگرد پيش شوهرت، برگرد به جايي که تعلق داري
در ضمن، اگه خواستي رويا پردازي کني بدون که محدوديت هايي داره
چشم هاتو باز کن
مطمئني هيچ راه ديگه اي نداره؟
ميدونم از من متنفري
اما اين عادلانه نيست
لطفا، بهت التماس ميکنم
لطفا با شوهرت صحبت کن
! کافيه، بس کن
بلند شو
چرا اين کارو ميکني؟ مگه کار اشتباهي کردي؟
بيا بريم
! دنبالم بيا، همين حالا
عزيزم بزار برم
معذرت ميخوام
دنبال من ميگشتين
راجع به اون زني که در اتاق کنفرانس آشوب به پا کرد
لازم نيست نگران اين مسئله باشين
ما به اين مسئله رسيدگي ميکنيم
ببين واقعا چه اتفاقي افتاده
چي؟ ما نميدونيم قصد اون زن چيه
بنابراين ما بايد با دقت به اين مسئله رسيدگي کنيم
البته
رئيس، بنظر مياد شما کم کم دارين به کاراي شرکت علاقمند ميشين
من خيلي خوشحالم
اگه پدرتون بفهمن، حتما خيلي خوشحال ميشن
هر چه سريع تر اين مسئله رو بررسي کن و به من خبر بده
اون اين رو گفت؟
اون يارو ! مگه من منشي اونم؟
با اينکه جلوي اون من مثل سگ رفتار ميکنم، ولي اون واقعا فکر ميکنه
من بايد هر چي اون ميگه گوش کنم اين چيه؟
رفتار کردن مثل سگ بايد سخت باشه
چي؟ يه سگ فقط ميدونه که چجوري پنجه هاشو ليس بزنه
ولي وقتي که عصباني ميشه، حتي دست صاحبش رو هم گاز ميگيره
و خونش رو ميريزه
تو براي کاراي بزرگ ساخته شدي. فقط صبر کن
اينجوري نکن. پوستت خراب ميشه
وقتي احساس خوبي داري، پوستت هم خوب ميشه
چند دفعه بايد بهت توضيح بدم؟
عزيزم! جونگ وون! بياين و بخورين
حالت خوبه؟
بايد گشنت باشه سريع بخور.
اين واقعا معرکست! تو هم سريع بخور
چي فکر ميکني؟
همسرم بهترين دست پخت دنيا رو داره
درسته؟درسته؟
جونگ وون، اينم بخور
سريع بخور
خوشمزست
تو سس سويا به غذات اضافه نکردي
يکم ميخواي
عزيزم، بيدار شو تو بايد بري سر کار، سريع
درسته، بايد برم سر کار
من صبحونه رو حاضر ميکنم
ميخواي يکم ديگه بخوابي؟
نه، ديگه وقتشه که بلندشم
خانم معلم، متاسفم
من يکسري مسايل شخصي برام پيش اومده بنابراين چند روز ديگه برميگردم
باشه، من خيلي دلم براي جونگ وون تنگ ميشه
با معلمت خداحافظي کن
خداحافظ
خداحافظ
مامان بله؟
اگه من غذاي چيني نخورم چي؟
چي؟ من خيلي غذاي چيني ميخورم
اگه من کمتر بخورم، ميتونيم براي اومدن به مدرسه پول پس انداز کنيم؟
...تو چه طور ميتوني
تو فکر ميکني من اين کار رو ميکنم چون پول ندارم؟
پس چرا؟
اين بخاطر اين که من يه اعتقاداتي درباره سيستم آموزشي کره دارم
اينجوريه، آره، شيوه آموزشي
مامان خيلي ازش بدش مياد. من دوستش ندارم
اما من مشکلي ندارم
منظورت چيه مشکلي نداري؟ بيا بريم
چيکار ميکني؟ سريع، بيا بريم
من از مدير شنيدم که در شرکت چه اتفاقي افتاده
بله خانم
همش بخاطر اين که چون جي آيه سرخود يه تست غذا راه انداخته
در نتيجه، به دردسر افتاده
اين مسئله در جلسه بعدي بررسي ميشه
اميدوارم همچين اتفاقاتي دوباره تکرار نشن
بله خانم
چطور ممکنه يه نفر سرخود براي يه محصول جديد تست غذا بزاره؟
همچين چيزي نداشتيم
من يه مطلبي در اين باره توي اينترنت مينويسم
من همچنين بخاطر اينکه نتونستم درباره آدما درست قضاوت کنم گناهکارم
اين بخاطر اين که شما خيلي زود به آدما اعتماد ميکنين
به همين دليل که شوهرم هميشه نگران من
ميگه هميشه مثل يه بچه ميمونم
خب
شما خانم ها چه مذهبي دارين؟
من به کليسا ميرم
منم همين طور
من به کليسا ميرم
من به کليسا ميرم
من به مذهب خاصي گرايش ندارم
مشکلي پيش اومده، خانم؟
راستش، من اغلب به يه معبدي ميرم
و دوست ندارم که تنها برم
ميخواستم ببينم کسي دوست داره با من بياد؟
اينجا چيکار ميکني؟
بايد يه چيزي رو ازت بپرسم
اومدي منو ببيني؟
ميخوام بدونم چجوري ميتونم با اون زني که به شرکت اومد تماس بگيرم
چرا اين رو از من ميپرسي؟
کس ديگه اي نيست که ازش بپرسم
واقعا لازم که اينقدر کشش بدي؟
چي؟
واقعا شوهرت ارزششو داره که بخاطرش اين قدر خودت رو به زحمت بندازي؟
تو خيلي بي ادبي
شوهرم ارزششو داره؟
ميدوني چيه، من يه موي گنديده شوهرمو با 100 تا
نه با 1000 تا مرد مثل تو عوض نميکنم
آره، شوهرم خيلي برام ارزش داره
اگه ارزيابي تو از آدما اينجوريه. من واقعا برات متاسفم
آره، تو راست ميگي. من آدما رو درست نمي شناسم
به همين دليله که الان تعجب ميکنم که چرا قبلا با آدمايي مثل تو قرار ميذاشتم
کسايي مثل من؟ بد سليقه اي، که خيلي راحت منو دور زد
چي؟ منظورت چيه از خيلي راحت؟
کي واقعا داره اين حرفارو ميزنه؟
گوشيتو بده به من
چرا؟
فکر کنم شماره اون زن رو ميخواستي؟
فراموشش کن. از يه نفر ديگه ميگيرم
يکي ديگه؟ کي؟
جز من از کي ميتوني بگيري؟
گوشيتو بده من شماره اون زن رو بهت ميدم
اين شماره اي که اون زن به ما داد
نميخواي ازم تشکر کني؟
خيلي ازت ممنونم
حالت چطوره؟
خوبم، البته
عاليه
الان واقعا بايد احساس آرامش کني
در مقايسه با وقتي که دنبال چيزي بودي که برات ساخته نشده بود
حدس ميزنم تو هنوز متوجه نشدي
ارزش من خيلي بالاست
No comments yet. Be the first to leave one.