Chance

Chance

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 1

Informacioni i lëshimit

Chance S01E01 The Summer of Love 720p HULU WEBRip AAC2 0 H
Një Komentar nga PrincessN
BY : Princess NazaNiN

Etiketat

webrip
web
720p
720
BRip
Publikuar më: 2016-10-26
Shkarkime: 49
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

آه،خدای من

Chance: در زمان ارزیابی من,

Chance: در زمان ارزیابی من,

ماریل فرانکو 19 ماه قبل در یک

تصادف شدید جاده ای بود

که در اون پدر 68 ساله اش کشته شده بود

سرش از تنش جدا شده بود!!.

کمک!

عکس های ضمیمه شده رو ببینید.

کمک کنید!

من متوجه شدم خانوم فرانکو

از اختلال شدید استرس ناشی از حادثه رنج میبره

و همچنین افسردگی شدید به همین دلیل یک دوره روان درمانی

و دارو های ضد افسردگی تجویز کردم.

و دارو های ضد افسردگی تجویز کردم.

که نیاز به یک معاینه ی پزشکی جدا گانه داشت ولی

خانوم فرانکو حاضر به انجامش نشدن ؟

بله همینطوره ولی

متاسفانه اون موفق به ادامه ی دریافت درمان ها نشد

شرایط برنامه به طور واضح بیان میکنه که

برا اساس این حقیقت که بخاطر طولانی مدت بودن فرایند درمان..,

بیمه ناتوانی اون تموم شده بود.

بیمار مذکر 53 ساله و راست دست هستش.

در حال حاضر 4 سال از گرفتگی رگ های اون به علت آمبولی(لخته شدن خون) گذشته,

که (لخته)به علت افتادنش و ضربه وارد شدن به سرش ایجاد شده بود.

افرادی که بهش نزدیکن میگن که بیشتر از حدی که بشه بشناختش تغییر کرده.

بیمار به صورت مکرر عنوان کرده که یک روز

نقش مهمی در جنگ

بین شیطان و مسیح ایفا خواهد کرد

بین شیطان و مسیح ایفا خواهد کرد

اخیرا باعث شده بخاطر این باور که بدنش باید

برای جنگ پیش رو تطهیر بشه,

مخلوطی از شوینده های خانگی بخوره,

شامل سفید کننده ، آمونیاک و محلول های چاه باز کن!.

. به علت اینکه همسرش توانایی مراقبت از اون

در داخل خانه رو نداره ، تنها راه حل ممکن

مراقبت در اسایشگاه هست.

ام جی ، مونث 42 ساله ی راست دست

ام جی ، مونث 42 ساله ی راست دست

با چندین سال تحصیلات دانشگاهی

فقط بخش هایی از حمله ای که بهش شده رو به یاد میاره.

داری چیکار میکنی ؟ چی؟

Aah!

سال گذشته رو در حال تلویزیون نگاه کردن و یا کاملا مست گذرونده.

یه خونه ی گروهی برای ام جی پیدا شد.,

و دوره ی درمانی با دارو تجویز شد

که اون هیچکدومش رو دنبال نکرد و ,

که اون هیچکدومش رو دنبال نکرد و,

و در حال حاضر توی خیابونا زندگی میکنه.

لعنت بهش.

جکلین بلک استون مونث 39 ساله

که در برکلی زنذگی میکنه

توسط کلینیک اعصاب استنفور ارجاع داده شده

توسط کلینیک اعصاب استنفور ارجاع داده شده

با مشکل از دست دادن حافظه به صورت موقتی,

تمرکز ضعیف و از دست دادن زمان.

خانم بلک استون من الدون چنس هستم .

ممنون.

ممنون.

داشتید میگفتید ؟

اوه دانشگاه یو سی سندیگو رشته ریاضی.

پدر و مادر زنده هستن؟?

نه.

متاسفم.

و متاهل هستید.

بله ، اسمش ریموند . سه ساله ازدواج کردیم

ولی خب در حال حاضر جدا زندگی میکنیم.

متاسفم نمیخوام بی ادبی کنم.

من همه ی این مراحل رو در کلینیک اعصاب استنفورد انجام دادم.

چرا من رو اینجا فرستادن ؟

دکتر های استنفورد نتونستن عضوی از بدنتون رو پیدا کنن

که علایم شما بهش مربوط بشه(منظور اینه که مشکلتون ذهنی و روانیه)

که علایم شما بهش مربوط بشه(منظور اینه که مشکلتون ذهنی و روانیه)

به همین خاطر از من خواستن یافته هاشون رو مرور کنم

البته اگر قبول کنم که کردم

پس اونها فکر میکنن که من دیوونه ام؟

نه

نه این به این معنا نیست که علایم شما واقعی نیست,

ولی خب شما اینجایین تا بتونیم با همدیگه تصمیم بگیریم

که بهتره چجوری پیش بریم.

با شما؟

نه من درمانگر رفتاری نیستم.

من مشاورِِ روانپزشک اعصاب هستم .

بیمار ها نزد من میان، من ارزیابیشون میکنم,

و به قدم مناسب بعدی ارجاعشون میدم --

برنامه های درمانی ، متخصص ها

برنامه های درمانی ، متخصص ها

متوجه شدی قضیه از چه قراره؟

آره.

باشه خب یه سری چیزایی وجود داره که دوس دارم

بیشتر دربارش بدونم

اینجا نوشته که از شوهرت جدا زندگی میکنی

بعد از اینکه با دسته نگهدارنده جک به صورتت ضربه زد

که درنتیجه ی ضربه برای مدت حداقل 30 دقیقه

بیهوش بودی,

سپس بعد از یه مدت کوتاهی,

از شخصیت دومت آگاه شدی جکی بلک

از شخصیت دومت آگاه شدی جکی بلک .

امکانش هست که این شخصیت دوم

قبلا هم وجود داشته؟ زمانی که جوانتر بودی؟

نه نه نبود.

اون کارایی رو انجام میده که من دوس ندارم انجام بدم.

مثلا؟

همسرم ریموند کارگاه جناییه.

همسرم ریموند کارگاه جناییه.

دپارتمان پلیس اوکلند.

اون خیلی..

اون زیاد...

من باید ازونجا میرفتم. فرار میکردم

باشه.

و از زمانی که این بازه های زمانی که نمیتونم

به یاد بیارمشون به وجود اومدن.

و بعد از...

و بعد از...

همیشه میبینم ریموند کنارمه.

و...

و میدونم که من هم باهاش بودم

اگرچه نمیخوام که باهاش باشم.

منظورتون اینه که رابطه جنسی باهاش دارید؟

بله.

و هیچوقت نمیدونم کی قراره دوباره اتفاق بیفته.

و نمیدونم چطوری متوقفش کنم

و فکر میکنین این زمانی اتفاق میفته که جکی(شخصیت دوم) کنترل شمارو به دست میگیره؟

از اسم جکی متنفرم.

از اسم جکی متنفرررم.

تنها کسی که من رو جکی صدا میکنه شوهرمه.

باشه

خب ، تو یکی از سوابقتون متوجه شدم که

با یک روان درمان کار میکردید.

با یک روان درمان کار میکردید..

مایرا

دکتر کوهن.

میتونم بپرسم چرا ادامه ندادین؟?

اون مُرد.

اوه

متاسفم که اینو میشنوم.

این مشخصات سوزان سیمز در برکلی هست.

و من فکر میکنم کارش خوبه

و برای تو کاملا مناسبه.

من توصیه میکنم که ایشون روان درمانی رو شروع کنه.

و همچنین توصیه میکنم درمان رو با یک بانو شروع کنه

و همچنین توصیه میکنم درمان رو با یک بانو شروع کنه

ممنون

هی

مامان درباره مدرسه بهم گفت

متاسفم نیک.

میدونم چقدر هاونوود رو دوس داری.

اگر چاره دیگه ای داشتم--

نظرت درباره اینکه باهاش بمونی چیه؟?

خب مسائل پیچیدس.

ولی مدرسه های خوب دیگه ای هم وجود داره.

ولی مدرسه های خوب دیگه ای هم وجود داره.

مارینا سوث بهترینه.

درسته

بهترینه.

ولی خب مدرسه های خوبی هم در برکلی هست.

ما در برکلی زندگی نمیکنیم

ما الان در برکلی زندگی نمیکنیم,

ولی من دنبالش بودم,

و اگر اونجا آپارتمان بگیرم --

ما که تازه اینجا اپارتمان گرفتیم.

گوش کن...

این برای همه ما سخته.

اما میخوام این رو بدونی که من هر کاری بتونم

برات انجام میدم و خواهم داد.

برات انجام میدم و خواهم داد.

خیلی دوستت دارم.

میدونم.

همه چی درست میشه همه چی

خودت میبینی.

زندگی مزخرفه

اون دائما درباره این صحبت میکنه که شرکت حمل

برای جاهای بزرگتر پول کمتری میده,

برای جاهای بزرگتر پول کمتری میده,

و حداقل قراره مقدار اجاره رو افزایش بده

آره،خب،باید در این مورد صحبت میکردیم،پس..

چقدر همدردی کردی واقعا!!

مرسی

حالا تو که فقط بخاطر اینکه استودیو نداری

قرار نیس بیخیال عکاسی شی

ولی اگه کارم بهتر بود کارای بیشتر میفروختم

و میتونستم کل اجاره رو خودم پرداخت کنم درسته ؟

حتی اگه میتونستی بازم من قرار بود پول وکیل هردومون رو پرداخت کنم

بازم مجبور بودیم خونه رو بفروشیم,

و باز هم نیکول مجبور بود مدرسه اش رو عوض کنه,

و باز هم نیکول مجبور بود مدرسه اش رو عوض کنه,

که فکر کنم تو بهش گفته بودی!.

آره متاسفم.

اگر قرار نیس به مارینا سوث بره -- نه قرار نیس بره.

خب پس باید یه فکری میکردیم.

و میدونی من دلم نمیخواست

کسی باشم که اینو بهش میگه

ولی اگر قرار بود صبر کنم تا تو تصمیم بگیری بهش بگی

باید تا آخر عمرم منتظر میموندم

میدونی من

من مجبور نیستم صبر کنم تا تو ذهنتو جمع و جور کنی(تصمیم بگیری)

درباره اون قضیه، یا در باره هرچیز دیگه ای

که به اون مربوط باشه

که به اون مربوط باشه

خداروشکر

More Farsi Persian subtitles for Chance

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left