186 rreshtat e parë.
کاری از دنیای انیمه
ترجمه شده توسط بهروز لطفعلی زاده
.بلاخره رسیدیم
آخرین تایم شبه
شبانگاه
خداحافظت، اسپر مو-قرمزی
الهه ـی شب
"!کتسونو آنا امروز در محل همیشگی خود اجرا نخواهد داشت" ،با توجه به پیش-بینی باران سنگینی که در پیش رو خواهیم داشت کتسونو آنا تصمیم گرفته اند اجرایی غافل-گیر کننده در بار لبخند داشته باشند
انگاری یخورده اینجا رو خاک گرفته
همینه که هست
این چیه؟
حتماً مستاجرای قبلی یادشون رفته با خودشون ببرنش
پیش به سوی آخرین تایم شب
...خب، حالا
.شینپاچی
جانم؟
اینجا آخرین تایم شبه
باید به صورت مناسبی به بیننده ها خوش-آمد بگیم
درسته
سلام به تمام شما جغدهای-شب که تا این وقت سگ پای تلویزیون نشستید
انیمه گینتاما از هم-اکنون در این وقت شب کار خودش رو آغاز می کنه
...یک، دو
!گیلگمش
از اولش می خواستی همین یه کار رو بکنی، مگه نه؟
لطفا به فکر چشم های خود بوده و با فاصله ای مناسب از تلویزیون به دیدن این انیمه بنشینید و از آن لذت ببرید
...آه
گُه توش، هنوز مونده
شمشیرم هنوز نشکسته
،یه بار دیگه
!شویو
.اون دفعه چیزی نمونده بود بهم ضربه بزنی، گینتوکی
کدوم دفعه، دقیقا؟
اون موقع دیگه
می شه یخورده مشخص تر توضیح بدی؟
یه موقعی تو اون دفعه ای
چجوری می تونم به اندازه تو قوی بشم، شویو؟
،من تا قبل از اینکه با تو آشنا بشم به هیچکس نباخته بودم .نه حتی به آدم های بالغ
اما تو هیچیت مثل یه آدم بالغ نیست
تو عین یه غولی
...اشتباه می کنی، گینتوکی. من
از طرفدارای هانشینم
الان این ادامه حرف من بود؟
دارم می گم هیچوقت تاحالا هیولایی مثل تو ندیدم
اصلاً قبل از اینکه ما همدیگه رو ببینیم تو چکارا می کردی؟
تو کی هستی؟
یه زمانی به تو "شیطان جنازه-خور" می گفتند پس خودت باید بهتر بدونی
هیچ تفاوتی بین هیچ هیولا و بچه هیولا وجود نداره
هر-دو نا-انسان هایی هستند که مابین استخری از خون و گناه بدنیا اومدند
و شمشیر یک هیولا هیچوقت نمی تونه شکم هیولایی دیگه رو پاره کنه
،خب، گینتوکی
هیچوقت سعی نکن با تقلید کردن از من قوی تر بشی
من هم قرار نیست بهت یاد بدم چطور عین من از شمشیرت استفاده بکنی
تو باید با استفاده از شمشیر خودت سعی کنی از من قوی تر بشی
شمشیر یک انسان
ازت انتظارات بالایی دارم
یه روزی، اگه خدا بخواد
شاید بتونی شکم هیولایی مثل من رو هم پاره کنی
حیف شد
همونطور که گفتم، شمشیر یه هیولا
نمی تونه در برابر من به جایی برسه
فقط یه خواب بود، هاه؟
گینتاما
مبارزه ای در راکویو
الیزابت! دشمن حمله کرده؟
درسته
یه اصلحه شدیداً مرگبار نزدیک بود جمجمه من رو خورد کنه
چی؟
یعنی باکوفو اونقدر قدرتمند شده که تونسته به شهر زیرزمینی آکیبا هم نفوذ کنه؟
اما خیالت تخت باشه، گینتوکی
ما تا آخرش همینطور مخفی نگهت می داریم
اجازه ندید حتی یه موش کثیف هم راهش رو به اینجا باز بکنه
اگه خدایی نکرده گینتوکی رو اینجا پیدا بکنن همتون رو آغ می کنم
حتی آدمای تو مریخ هم فهمیدن اینجا یه مخفیگاهه
برو تو دیکشنری نگاه کنن ببین مخفیگاه به چه معنیه
اصلا من رو چه نیازه به اون همه ت*م پر از کثافت تو این یه ذره جاست؟
من هیچوقت یادم نمیاد از شما احمقا خواسته باشم ازم محافظت کنید
حتی اگه نخواسته باشی هم، هیچکس تَک دلش رو همینجوری ول نمی کنه بره
من یادم نمیاد تک دل هیچ گروهی شده باشم
دیگه این موش و گربه بازیا فایده ای نداره، گینتوکی
،تو به قلعه ادو حمله کردی
،با ارتش باکوفو وارد مبارزه بزرگ و مرگباری شدی و حتی لرد ساداسادا رو از قدرت پایین کشیدی
بارها و بارها جلوی همه شوگان رو تحقیر و مسخره کردی
،و حتی با مُشت زدی تو صورت جانشینش نوبونوبو، و باعث شدی بدجوری بانداژی بشه
تو شورشی که شینسنگومی راه انداخته بود شرکت داشتی
و بهشون کمک کردی تا فرماندارشون کوندو ایسائو رو از دست باکوفو فراری بدن
حتی بین تمام ما شورشی های زمان جنگ جوی هم کسی نبوده که این همه حرکت خانمان-سوز انجام داده باشه
چه بخوای چه نخوای تو یه تروریستی، و به مراتب جرمت از من و حتی تاکاسوگی هم بیشتره
دیگه در این لحظه هیچ راه برگشتی نداری
دیگه هیچوقت یه زندگی راحت به چشم نخواهی دید
دیگه با اون دستای به خون آلوده شدت حتی نمی تونی عزیزانت رو در آغوش بگیری
تنها چیزی که تو اون دستای خونینت باقی مونده، عصری نُوینه
آه، صدات شده عین آدم بدای داستان
من مرتکب هیچ جرم و جنایتی نشدم
تا اونجایی که یادمه زدم تو دهن یه یارویی که داشت می رفت رو اعصابم که از سر غذا رهبر کشور از اب در اومد
و از اونجایی که دیدم الکی دارن قضیه رو کشش می دن
خواستم یه جوری بزنم نصفش کنم و یه گوشه ای خاکش کنم تموم شه
من رو با خود لاتتون هم طراز نکنید
بابا بیخیال تروریست، تو بیشتر عین جانی ها هستی
یعنی فکر کردی وقتی آبا از اسیاب افتاد می تونی دوباره برگردی به منطقه کابوکی؟
،دوست ندارم این خبرای بد رو بهت بدم .اما از این خبرا نیست
!آک
پوستر تحت تعقیب؟
اگر این چهره را در جایی دیدید، تماس حاصل فرمایید
بی شوخی؟ این عکسه رو دارن پخش می کنن؟
و این عکسه داره داد می زنه که من آدم خشنیم
کی این عکسه رو گرفته؟ مال چه موقعست؟
نکنه یه یارویی باشه خودش رو جای من زده باشه
من یارو نیستم، کاتسورام
کار تو بوده؟
عکس قبلی که ازت داشتن خیلی شیطانی بود
واسه همینم یه ماسک زدم، دندونات رو تیز کردم و رفتم یه عکس با کلاس گرفتم
این یعنی منم که دارم کیک می خورم؟
یعنی اگه بخوام یه کیک نصف کنم اینقدر خشن می شم
و بعدشم عکس جدید رو پخشش کردم
وایسا ببینم
اگر این چهره را در جایی دیدید، تماس حاصل فرمایید
نگران نباش. تغییرش دادم
یوروزویا گین-چان شعبه آکیبا
،ما یوروزویا گین-چان هستیم و کار خودمون رو تا آکیبا گسترش دادیم
می خواهید عشق زندگیتون رو پیدا کنی، وسایلتون گم شده، یا می خواید عشق زندگیتون رو نابود کنید؟
شما اسم ببرید، ما انجامش می دیم
اگه این چهره چیزی به خاطرتون آورد، با ما تماس بگیرید
اگه چیزی خاطر من اورد می تونم همچین کاری کنم؟
دارید از پوسترای تحت تعقیب من به عنوان کارت تبلیغاتی استفاده می کنید؟ یعنی دیگه از این بدتر هم می تونه بشه؟
الان دیگه وقتشه یخورده مثبت اندیش-تر بشی، گین-سان
اما الان داری عین این آدمای اولیه فکر می کنی
حتی اگه زمین هم بخوریم، مجانی بلند نمی شیم، می دونی که این شعارمونه
من بهتون پول می دم که همونطور افتاده بمونید و لطفاً هیچوقت هم از جاتون بلند نشید
نگران نباش
بچه های آکیبا همه یه مُشت جنازه-متحرکند که اسم خودشون رو عشق-پیشه گذاشتند
هیچکی تو رو آدم حساب نمی کنه
بهتره زودتر تمومش کنید، وگرنه همین عشق-پیشه ها هم می افتند دنبالتون
اینقدر این عشق-پیشه ها رو خار نکنید
این ملت دیوونه هستنا
حتی روبات های نینجای مال فیلم لاو-سوروایور هم جلوی اینا دووم نمیارن
...اوه، الو؟ آم
یه یارویی اینجاست که شباهت خیلی زیادی به این عکس روی پوستر داره
آه الو؟
!تلفنم
یعنی اینقدر خری؟
ببخشید. بخاطر این آگهی تبلیغاتی مظاحم شدم
شعبه بخش آکیبای یوروزویا گین-چان
اشکالی نداره اگه یه درخواستی داشته باشم؟
بنظر می رسه لازمه دوباره جاتون رو عوض کنید
یوروزویا
بهمچنین
فکر می کردم خیلی وقت پیش-ها از ادو رفته باشی
چی به سر میماواریگومی اومد؟
من دیگه نه حقش رو دارم و نه در جایگاهی هستم که بخوام رهبریشون کنم
خیلی هاشون می خواستن بخاطر اینکه کوندو ایسائو تو جنگ نجاتشون داده ازش قدردانی کنن
واسه همینم با شینسنگومی رفتن
مطمئنم جاشون پیش یه آدمی مثل اون خیلی امن-تره
...من کارهای خودم رو دارم که باید انجام بدم
،به عنوان هم-رزم ساساکی ایسابورو
...و
به عنوان یکی از دانش-آموزای شویو
نمی تونم بزارم این کشور و اون مَرد هرکاری دلشون می خواد انجام بدن
نمی دونستم یه تازه-وارد بهمون اضافه شده
اما تو یه روئه یوشیدا شویو رو دیدی و شناختی که ما ندیدیم
تو اوتسورو رو می شناسی، درسته؟
بهمون بگو، شویو باهاش چکار ـــ
.آخ
!ایست
حالا به ما خیانت می کنی، ایمایی نوبومه؟
یاکاشای سفید اینجا چکار می کنه؟
...ت-تو
یکی از آدمای تاکاسوگی کیهیتای
!کیجیما ***کو
الان دقیقاً واسه چی فامیلیم رو سانسور کردی؟
!شایعه پراکنی واسه چیه! خب بگو ماتاکو
متاسفم، با توجه به دیروقت بودن زمان انیمه نمی تونیم از این حرفا بزنیم
بزار این **** رو همینطور نگهش داریم، باشه ــ
.تفنگت رو بزار کنار، د****کو
چی گفتی؟
مطمئنم الان از یه کلمه 4 حرفه دیگه استفاده کردی
این تویی که باید اصلحه ـت رو بزاری کنار
میماواریگومی به حساب قرار بود طرف ما رو بگیره
پس بگو ببینم برای چی الان داری با گروهی یاکشای سفید می پری؟
اوه، درسته
قبل از اینکه نوبونوبو بفروشتتون
شماها داشتید با فرغه هیتوتسوباشی کار می کردید تا امور کشور رو به دست بگیرید
کسی که با شماها پیمان دوستی بسته بود اسمش ساساکی ایسابورو بود
همه تو این درگیری ها فقط از میماواریگومی سوءاستفاده کردند
و حالا دیگه نه ایسابورویی وجود داره و نه میماواریگومی ای
پس شایعات حقیقت دارن
ای خدا
No comments yet. Be the first to leave one.