Informacioni i lëshimit

Missing Child Videotape 2025 translated 2025 12 21T13 17 08 659Z
Një Komentar nga Don Milo

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-21
Shkarkime: 24
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‏‫شوهی ماتسوشیما‬ ‏‫بیایید صبر کنیم.‬ ‏‫کن؟‬

‏‫حالت خوبه؟‬

‏‫این؟‬

‏‫آه، زنگوله‌های خرس‬

‏‫طلسم دیو؟‬

‏‫بده‬

‏‫بیا بریم خونه.‬

‏‫برادر بزرگ‬

‏‫...آنها نجات پیدا کردند.‬

‏‫بر اساس بیانیه پلیس استان گونما‬ ‏‫شوهی-کن...‬

‏‫از جاده جنگلی گمشده‬ ‏‫نزدیک رودخانه، حدود ۳ کیلومتر دورتر‬

‏‫داوطلبانی که در جستجو بودند‬ ‏‫توسط یک مرد پیدا شدند‬

آه، صبح بخیر.‬

‏‫من برگشتم.‬

‏‫تازه از خواب بیدار شدی؟‬

‏‫بله.‬

‏‫آه، صبر کن!‬ ‏‫خیلی خیره‌کننده‌ست!‬

‏‫آه…‬

‏‫اگر به من اطلاع می‌دادی می‌آمدم دنبالت‬

‏‫تسو کاسا هم سر کاره‬

‏‫خب، آره.‬

‏‫آه، اون برای کیتا است.‬

‏‫بازم از طرف مامانت؟‬

‏‫بله.‬

‏‫والدین من‬ ‏‫حتی اگه بپرسم هم چیزی نمی‌فرستن‬

‏‫چیزی شده؟‬

‏‫گرسنه ای؟‬

‏‫چیزی بپزم؟‬

‏‫آه... نه، اشکالی نداره.‬

‏‫آه نه‬ ‏‫فکر کنم بالاخره یه چیزی می‌خورم‬

‏‫آه، فهمیدم.‬

‏‫می‌دونی...‬

‏‫چی شده؟‬ ‏‫دستگاه ویدئو داشتیم؟‬

‏‫ام، کاری هست بتونم انجام بدم؟‬

ببخشید بابت این رفتن ناگهانی‬

‏‫من عضو بخش امور اجتماعی روزنامه گونما شیمپو هستم.‬ ‏‫کوسومی‬ ‏‫آشغال‬ ‏‫اسمم میکوتو است.‬

‏‫آه...‬

‏‫کوداما‬ ‏‫پژواک‬ ‏‫از کیتا‬ ‏‫یه چیزی هست که می‌خوام ازش بپرسم.‬

‏‫زنگ در اتاق من صدا کرد.‬ ‏‫زنگ زدم ولی کسی جواب نداد.‬

‏‫آه‬

‏‫تازه برگشتم خونه.‬ ‏‫فکر کنم خوابه.‬

‏‫فهمیدم. درسته.‬

‏‫اِم... مربوط به کیتا کوداما...‬

‏‫من هم‌اتاقی‌اش هستم.‬ ‏‫موضوعی هست؟‬

‏‫چند روز پیش‬ ‏‫پیدا شده –‬

‏‫اسم او شوهی ماتسوشیما است.‬ ‏‫درباره یک پسر است.‬

‏‫توی اخبار دیدم.‬ ‏‫موضوع چیه؟‬

‏‫آه، می‌تونم در حال راه رفتن انجام بدم؟‬

‏‫آه... بله‬

‏‫پیدا کردن شوهی ماتسوشیما‬ ‏‫ناپدید شدن از محل حادثه—‬

‏‫داوطلبانی هستن.‬

‏‫اون... فکر کنم کیتا کوداما باشه.‬

‏‫خب؟‬

‏‫راجع به ناپدید شدن ۱۳ سال پیش چیزی می‌دونی؟‬

‏‫برادر کوچکتر کوداما-سان... هیناتا... هیناتا... راجع به‬

‏‫ممکنه بی‌ادبی باشه، ولی...‬

‏‫اون آژیر امنیتی‬

‏‫شاید.‬

‏‫من دنبال کوسومی-سان راه افتادم. مزاحم نیستم.‬

‏‫می‌تونم ببینم. این جور کارها...‬

‏‫از اینکه کسی زیر نظر داشته باشه متنفری، نه؟‬

‏‫آمانو... آمانو... این تسوکاساست.‬

‏‫در مورد کیتا... شاید نتونم همکاری کنم.‬

‏‫اگه چیزی ذهنت رو مشغول کرده، حداقل می‌تونم به حرف‌هات گوش بدم.‬

‏‫خب پس، معذرت می‌خوام.‬

‏‫این موضوع ربطی به برادرت داره؟‬

‏‫رئیس از کجا می‌دونه؟‬

‏‫یک خبرنگار روزنامه... امروز با من صحبت کرد.‬

‏‫می‌خواستم در مورد کیتا بدونم.‬

‏‫اون دختر گونما رو دیروز پیدا کردم. دنبال داوطلب می‌گشتن.‬

‏‫من مصاحبه رو رد کردم.‬

‏‫گم شده.‬

‏‫وقتی من ابتدایی بودم...‬

‏‫هنوز پیدا نشده.‬

‏‫ببخشید، خفه شو.‬

‏‫می‌ری توی اتاق.‬

‏‫مدیریت...‬

‏‫می‌خوام تسوکاسا هم با من تماشا کنه.‬

‏‫هیناتا و پدرش... دارن توپ بازی می‌کنن.‬

‏‫هیناتا...‬

‏‫کیتا.‬

‏‫اون مال باباته. دوباره عصبانی می‌شم.‬

‏‫اشکالی نداره. بابام هم گفت خوبه.‬

‏‫واقعاً؟‬

‏‫ولی ببین، پس... کیتا، بیا با من بیرون بازی کنیم.‬

‏‫خفه شو.‬

‏‫بریم؟‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫من برم؟‬

‏‫شبیه یه سده.‬

‏‫وای! چقدر گرونه!‬

‏‫هیچ ماهی نیست.‬

‏‫این بده.‬

‏‫اینجا ترسناکه.‬

‏‫وای، پر از سنگ شده.‬

‏‫داداش بزرگ.‬

‏‫برو کنار.‬

‏‫چرا؟‬

‏‫برادرم می‌خواد تنها بازی کنه.‬

‏‫می‌خوام قایم موشک بازی کنم.‬

‏‫نمی‌خوام این کارو بکنم.‬

‏‫چرا؟‬

‏‫چرا انقدر سروصدا می‌کنی؟‬

‏‫فعلاً برو اون طرف.‬

‏‫بیا برو خونه مامانت.‬

‏‫اینجا چه خبره...؟‬

‏‫عجیبه!‬

‏‫پویو پویو هست.‬

‏‫چی؟ یه حشره؟‬

‏‫پویو پویو!‬

‏‫اون چیه؟‬

‏‫اینجا هیچی نیست. نگاه کن.‬

‏‫داداش، نمی‌بینی؟‬

‏‫من نمی‌بینم.‬

‏‫خب پس، یه قایم‌موشک بازی کنیم.‬

‏‫خب، هیناتا اونجا قایم شده.‬

‏‫من بهت یه شیطان می‌دم‬

‏‫مگه میشه.‬

‏‫دیگه بهش احتیاج ندارم‬

‏‫آره، برو.‬

‏‫یک، دو، سه‬

‏‫چهار، پنج، شش‬

‏‫هفت، هشت، نه‬

‏‫ده‬

‏‫آماده‌ای؟‬

‏‫باید برم؟‬

‏‫اون اونجا نیست‬

‏‫اونا هم اینجا هستن؟‬

‏‫کجاست...‬

‏‫آره، پیداش کردم.‬

‏‫پس هیناتا شیطانه بعدی می‌شه.‬

‏‫ها؟‬

‏‫هیناتا؟‬

‏‫هیناتا؟‬

‏‫هیناتا؟‬

‏‫هیناتا؟‬

‏‫دیگه بسه.‬

‏‫دیگه بسه.‬

‏‫هیناتا...‬

‏‫دیگه کافیه‬

‏‫هیناتا...‬

‏‫دیگه کافیه...‬

‏‫بعدش چی می‌شه؟‬

‏‫برو پایین کوه‬

‏‫با مامان و بابات حرف بزن‬

‏‫پلیس اومد‬

‏‫اما هرچقدرم بگردم‬ ‏‫اون‬ ‏‫خرابه‬ ‏‫آره‬ ‏‫خودش پیدا نشد‬

‏‫همینه؟‬

‏‫حس خاصی نداری؟‬

‏‫به نظرم بهتره‬ ‏‫اینو بسوزونی یا بندازیش دور‬

‏‫همینه.‬

‏‫مادر کیتا‬ ‏‫چرا اینه...‬

‏‫آه... باز بود.‬

‏‫فقط یه کم دیگه‬ ‏‫بچه‌ها دارن میان.‬

‏‫اگه کم باشه هم خوبه‬

‏‫ببخشید‬

‏‫از چیزی عصبانی هستی؟‬

‏‫من شماره‌مو بهت دادم‬ ‏‫شما آمانو هستید، درسته؟‬

‏‫به کی؟‬

‏‫از طرف پدر کیتا کوداما‬ ‏‫دیروز به من زنگ زد.‬

‏‫ولی ما زیاد حرف نزدیم.‬

‏‫من دقیقاً متوجه حرفتون نمیشم.‬

‏‫"پسرم‬ ‏‫خیلی ممنونم."‬

‏‫این دیگه چیه؟‬

‏‫اممم...‬

‏‫پدرش‬ ‏‫سال پیش فوت کرد.‬

‏‫ها؟‬

‏‫بقایای جسدش الان توی خونه منه.‬

‏‫پدر و مادرش طلاق گرفتن.‬

‏‫گیرنده‬ ‏‫انگار کس دیگه‌ای اونجا نبود.‬

‏‫ها... من... این درست نیست...‬

‏‫اینجا باشه خوبه؟‬

‏‫ممنونم.‬ ‏‫بله.‬

‏‫ممنون‬

‏‫یاماتو‬ ‏‫یاماتو‬ ‏‫... یاماتو؟‬

‏‫یاماتو؟‬

‏‫یاماتو؟‬

‏‫یاماتو؟‬

‏‫یاماتو؟‬

‏‫کوداما-کون، یه لحظه صبر کن.‬ ‏‫میشه بری پای صندوق؟‬

‏‫یاماتو؟‬

‏‫هی، گم شدی؟‬

‏‫یاماتو؟‬

‏‫نه، نه.‬ ‏‫به زودی پیداش می‌کنی.‬

‏‫اگه پیدا نکنی چی؟‬

‏‫عکس؟‬

‏‫مامان...‬

‏‫یاماتو!‬

‏‫ببین، پیداش کردی.‬

‏‫صندوق رو بیار. صندوق رو.‬

‏‫لحظه ناپدید شدن روی فیلم ثبت شده‬ ‏‫نوار ویدیویی؟‬

‏‫آره‬

‏‫مادرش‬

‏‫چمدون‌هات رو مرتب کن‬ ‏‫وسایل پدر پیدا شد‬

‏‫گاهی می‌فرستن‬

‏‫قاطی اون‌ها‬

‏‫می‌تونی اون رو ببینی؟‬

‏‫نه، اون یه کم‬

‏‫همینه.‬

‏‫اما چرا یهویی؟‬

Missing Child Videotape subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Missing Child Videotape

Komentet (1)

  • I panjohur
    Garbage ai translated
Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left