Voyager: To the Final Frontier

Voyager: To the Final Frontier

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

BBC Voyager To the Final Frontier 1080p HDTV x264 AAC
Një Komentar nga Relapse_Em
imdb-dl.com :ارائه ای از تیم ترجمه Relapse_Em :مترجم

Etiketat

HDTV
hdtv
x264
1080
HD
Publikuar më: 2014-05-07
Shkarkime: 37
Dëgjim i Dëmtuar: Yes

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

غريزه اکتشاف کردن يکي از خصوصيتهايي هستش که ما رو

.به عنوان انسان بودن معرفي ميکنه

اين غريزه ما رو به سرتاسر اقيانوس هاي پهناور

.و هر گوشه و کناري سوق ميده

اما در فاصله اي بسيار دورتر از اين سواحل، دو فضاپيمايي بسيار کوچک

.اين روح اکتشاف انساني رو به سمت دوردست ها ميبرند

حدود سي و خورده اي سال هستش که

.اونها در حال اکتشاف کردن مناطقي بسيار دور در منظومه خورشيدي ما ميباشند

.اونها فضاپيماهاي ويجر هستند

.ويجر فضاپيمايي مناسب در زماني مناسب بود

موقعي که اکتشافات بسياري بايد صورت ميگرفت

.که ويجر سبب کشف اين اکتشافات بود

.ويجر مهمترين ماموريت فضايي در پنجاه سال گذشته بود

.اين موضوع نشان دهنده سال طلايي اکتشاف فضايي هست

سفر ويجر

.توسط تلاش قابل توجه و موفقيت انساني انجام شده

.ويجرها همواره مانند پنجره از دنيايي فراتر از حد تصور بودند

.و همچنين اونها به اکتشاف رازهاي سر به مهر منظومه خورشيدي ما کمک کردند

واسه بسياري از ماها احتمالا ويجرها مثل

.نوعي پيام داخل بطري شناخته شده هستند

ضبطي از سابقه انسانيت روي کره زمين

.به اين خاطر بود که شايد يک تمدن فرازميني اونها رو پيدا کنه

.هرکدوم از فضاپيماها يک ديسک طلايي رو با خودش حمل ميکنه

.اين ديسکها شامل تصويري کلي از انسانيت هستند که به سمت ستاره ها ارسال شدند

".ما از طرف کودکان سياره زمين درود ميفرستيم"

.و حالا ماموريت ويجر در مرحله خروج از منظومه خورشيدي هست

اين فضاپيماها اولين ساخت دست بشر هستند

که تا کنون توانسته اند به مرحله خروج از منظومه خورشيدي و ورود به دنياي کهکشان ها برسند

اين داستان دو فضاپيمايي که از بي باک ترين کاوشگرهاي

.تاريخ سياره ما هستند، ميباشد

.اين داستان فضاپيماهاي ويجر هست

درسته از اينجا شروع ميکنيم. سال 1977

سال خوبي واسه صنعت موسيقي

سوال اينجاست که شما با چي شروع ميکنيد؟

با يک آهنگي که محبوب مردم هست شروع ميکنيد يا آهنگ مورد علاقتون؟

"آهنگ: "هيچوقت دوباره به گذشته برنگشتن کاري از گروه فليتوود مک

.عاليه

# ...اون قلب من رو شکست و گذاشت که من #

الان سال 1977 هست و گروه فليتوود مک نيز اخيرا آلبوم شايعه ها رو روانه بازار کرده

.انگاري که دنيا يک جور ديگه شده

...کشور امريکا...

.جيمي کارتر رئيس جمهور جديد کشور امريکا هست

.و الويس هم اخيرا فوت کرده

.علت مرگ نامنظمي ضربان قلب هست

.و از نظر تکنولوژي هم تفاوت فاحشي با امروزه بوده

.کمپاني جديد محصولات کامپيوتري بنام اپل نيز اخيرا تاسيس شده

# .من روزي در حال پرسه زدن روي کره ماه بودم #

.و زمان زيادي هم از آخرين ماموريت فرود آپولو روي کره ماه نميگذره

".اين لحظه يکي از بهترين لحظات عمر منه"

و اين اعتماد به نفسي که در اثر تکنولوژي جديد داريم

.يک چيز ديگه اي رو در ما تقويت کرده، علاقه مندي جديد به ژانر علمي و تخيلي

مردم شيفته فيلمهايي چون جنگ ستارگان

.و برخورد نزديک از نوع سوم شده اند

و اين ترکيب پيشرفتهاي علمي و

.و ژانر جذاب علمي و تخيلي به الهام بخشيدن پروژه اي غافلگير کننده کمک کرده اند

چرا که سازمان فضايي ناسا در آگوست سال 1977 يکي از بزرگترين ماجراجويي ها رو

.در تاريخ پرواز فضايي آغاز کرد

".سه، دو، يک، صفر"

در اينجا دو فضاپيماي بدون سرنشين

.به نوعي در حال به واقعيت تبديل کردن پيش گويي آرتور سي. کلارک بودند

...ماموريت اونها اکتشاف سياره هايي بسيار دورتر از کره زمين بود

.مشتري، زحل، اورانوس و نپتون...

اولين سياره پيش رو مشتري بود که

.حدود يک ميليارد کيلومتر با آن فاصله داشتند

.در حال حاضر نيز اين دو فضاپيما در حال ادامه دادن به سفر حماسي خودشون هستند

.اما داستان ماموريت ويجر حداقل بيست سال زودتر از اون موقع شروع شد

واسه اينکه ته و توي ماجرا رو دربيارم به کاليفرنيا اومدم

.تا ببينم اين قضيه از کي شروع شد

امروزه به موفقيت رسيدن توي انجام اين ماموريتهاي خارق العاده

.کار آسونيه اما در سالهاي قبل ماموريت ويجر

.دست يافتن به سياره هاي دور از کره زمين غيرممکن بود

.اولين شيئي که به مدار زمين ارسال شد اسپاتنيک 1 بود

و بعد از اون موقع فکر دانشمندان علم فضا معطوف دست يافتن

.به خارج از کره زمين شد، اکتشاف نقاطي دور از دسترسمون در منظومه خورشيدي

...اما با وجود اين هيچ فضاپيمايي نتونست دورتر از مريخ بره

.و حتي اين مسئله هم کار دشواري بود

حقيقتي ساده هم داشت و اونم اين که ما راکتي نداشتيم

که به اندازه کافي قدرتمند باشه تا بتونه

از کشش جاذبه اي

.خورشيد فرار کنه و بتونه به سياره هاي دور از کره زمين در منظومه خورشيدي بره

حتي اگه هم چنين راکتي داشتيم، مسئله مسافت بسيار زياد مطرح ميشد

به اين معني که رفتنش به سياره نپتون اندازه نصف طول عمر يک انسان طول ميکشيد، چيزي حدود سي يا چهل سال

.پس سياره هاي دورتر از کره زمين طبيعتا غيرقابل دسترس بودند

اما برگرديم به سال 1961، اينجا توي کاليفرنيا

مردي با خودش فکر کرد که شايد بدونه چطوري ميشه به اين سياره ها دسترسي پيدا کرد

اون دانشجوي بسيار زرنگ و فارغ التحصيل رشته رياضيات بود و اسمش مايکل مينوويچ نام داشت

پدرم به من علم حساب کردن رو آموخت

.موقعي که کلاس چهارم يا پنجم بودم

.و پس از اون من اين زبان رو ياد گرفتم، رمز علم

.و رمز علم رياضيات هست

تنها در سني که بيست و پنج سال داشت و در حال درس خوندن

مدرک دکترا در يو سي ال اي بود خودش رو آماده

.حل يکي از سخت ترين مشکلات در عرصه اکتشاف فضايي کرد

اين معمايي بود که بزرگترين رياضيدانان در طول قرن ها

.جوابي براي اون پيدا نکرده بودند

.که اين معما "سه بدنه مشکل دار" ناميده ميشه

.بدنه اول، بدنه دوم و بدنه سوم

اين قضيه دربردارنده کاري فوق العاده پيچيده که شامل سعي بر

محاسبه مسير يک شيئ

مثل فضاپيما، که در طول منظومه خورشيدي حرکت ميکنه

و در يک زمان نيز مسيرش تحت کشش جاذبه اي

دو شيئ بسيار بزرگ

.مثل خورشيد و يک سياره عوض ميشه، هستش

راه حل سه بدنه مشکل دار که

توانايي حدس دقيق اين که يک فضاپيما چطوري ميتونه از يک سياره عبور کنه

...بدون اين که مسيرش عوض بشه، هنوز فراتر از علم اون زمان بود

.تا موقعي که مينوويچ جوان از راه رسيد

امکان حل اين قضيه غيرممکن در نظر گرفته ميشد

.قبل از اين که من در سال 1961 اين کار رو انجام بدم

به من اين هديه اعطا شده بود که در دانشگاهي باشم

.که 7090 کامپيوتر داشت و اين کليد حل ماجرا بود

مرکز مدرن کامپيوترهاي آي بي ام دانشگاه يو سي ال اي

سريعترين مرکز کامپيوتري روي زمين در اون زمان بود

.و مينوويچ بهترين استفاده رو از اين مرکز کرد

اون شروع کرد به محاسبه کردن هزاران مسير و

.سرعت متفاوت با اين هدف که به نتيجه برسه

به نتيجه رسيدن روي اين معما نه فقط واسه يک دانش آموز جوان

.بلکه واسه دانشجويان هم کاري تقريبا محال بود

کار کردن روي 7090 کامپيوتر ساعتي هزار دلار خرج برميداشت

بنابراين اونها داشتند به خاطر اين عقيده اينطوري پول خرج ميکردند

و اين عقيده چي بود؟

عقيده اين که شخصي که هنوز مدرک دکتراي خودش رو نگرفته بود

مشکلي رو حل کرد که بهترين رياضيدانان تاريخ

نتونستند حل کنند. اين بار سنگيني روي دوش من بود و با خودم فکر کردم

...چطوري ميتونستم

من نميتونم واسه خودم زندگي کنم، به من اين هديه اعطا شده و بايد ميدونستم"

".که احتمال قوي وجود داره که مسير محاسباتي من شايد درست نبوده باشه

مينوويچ به منبعي که در اون زمان اطلاعات دقيقي در مورد منظومه خورشيدي داشت، رفت

.آزمايشگاه پيشرانش جت ناسا در پاسادنا

اونها ميتونستند به اون بگن که آيا اون معماي سه بدنه مشکل دار رو حل کرده

.يا فقط سرمايه هنگفتي از دانشگاه رو به باد داده

اونها

حدود چهار يا پنج مسير مختلف و برخوردهايي مختلف

رو آرمايش کردند و به اين نکته پي بردند که جواب هر کدوم از اونها با راه حل دقيق، همگرايي دارد

.اين دقايقي زيبا در علم رياضيات بود

با حل کردن معماي سه بدنه مشکل دار، مينوويچ راهي رو کشف کرده بود

که طبق اون و با استفاده از جاذبه ميشد فضاپيما رو دورتر و سريعتر از هر زمان ديگه اي به جلو فرستاد

مطلبي که مينوويچ متوجه شده بود اين بود که

هنگامي که فضاپيما به سياره نزديک ميشه

توسط جاذبه اون

و تا هنگامي که به داخل سياره سقوط نکنه، به سمتش جذب ميشه

چرا که سياره در مداري به دور خورشيد و با سرعت ده ها هزار کيلومتر بر ساعت در حال چرخش هست

و فضاپيما ميتونه مقداري از اين انرژي رو دريافت کنه تا

.با نيروي بسيار و سرعتي بيشتر به دوردست هاي منظومه خورشيدي بره

با اين روش هوشمندانه اش

مينوويچ دروازه اي رو

.به سمت سياره هاي دور از کره زمين، حداقل به صورت تئوري باز کرده بود

اون صدها ماموريت ممکن

.براي رفتن به سياره ها رو شناسايي و همه رو ترسيم کرد

ايده اي که من اختراع کردم

و ميتونم بهتون پرينت هاش رو نشون بدم و اگه به اينجا نگاه بندازيد

هيچ محدوديتي رو نخواهيد ديد. من ميتونستم دنباله ترتيبي صد سياره رو

.بدون توقف، سياره به سياره، از پرتاب فضاپيما از زمين، انجام بدم

.و بعد ميتوني به سياره مشتري بياي از سياره مشتري استفاده ميکني

تا بتوني خودت رو به سمت سياره زحل به جلو ببري و بعد از اين که به زحل

که يک سياره خوشگل بزرگ هست رسيدي اون نيز تو رو با يک نيروي زياد تا سياره پلوتو ميفرسته

.اين ايده ميتونست براي اکتشاف کل منظومه خورشيدي مورد استفاده قرار بگيره

با يکبار پرتاب فضاپيما در يک زمان

.بدون هيچگونه موشکي که نقش نيروي محرکه رو داشته باشه

اما در بين هزاران مسير تئوري ارائه شده

.مسيري بسيار خاص نيز وجود داشت

.و هيچکس حتي خود مينوويچ هم به اهميت اون پي نبرد

در تابستان سال 1965

دقيقا همينجا، در آزمايشگاه پيشرانش جت ناسا، يک دانشجوي ديگه استخدام شد

تا اين که گزينه هاي موجود براي دست يافتن به سياره هاي دور از کره زمين رو مورد بررسي قرار بده

.و اون گري فلاندرو نام داشت

من دانشجويي بودم که در تابستان هم کار ميکردم و در همون حين نيز روي مدرکم فعاليت داشتم

پس موقعي که به من اين شغل داده شد

.اين فکر رو کردم که اون کار به نوعي من رو مشغول نگه ميداره

.با اين کار در واقع اونها سعي به نگه داشتن من توي اين پروژه داشتند

فلاندرو مهندسي جوان بود که پايه اي قوي

در علم پرواز فضايي داشت و اون اين کار رو شروع کرد

که ببينه آيا راه حل ارائه شده براي معماي سه بدنه مشکل دار رو ميشه به صورت عملي استفاده کرد يا نه

مشخصا اولين کار اين بود

که اين نکته رو بفهميم که چه زماني سياره ها در موقعيتي قرار ميگيرند که بتونيم بهشون دسترسي پيدا کنيم

به همين دليل من يک نقشه فوق العاده دقيق از مکان آينده سياره ها ترسيم کردم

و يکي از مهمترين ترسيمات من اين بود که

.مکان سياره ها رو همراه با تاريخشون ترسيم کردم

و چيزي که فورا توجه من رو به خودش جلب کرد اين بود که

خطي که از سياره هاي مشتري، زحل، اورانوس و نپتون

.عبور ميکرد در بازه زماني سال 1975 تا 1976 بود

به عبارت ديگه، اون چهار سياره اصلي در يک طرف خورشيد

.در يک موقعيت کلي و در يک زمان قرار داشتند

اين نکته بلافاصله به ذهنم رسيد که ما ميتونيم

.با يک پرواز به همشون دست پيدا کنيم

اين بارقه اميد که ميتونيم از نيروي يک سياره به صورت مستقيم

.به سياره بعدي بريم تا 176 سال بعدش پديدار نميشد

.فرصت بسيار خوبي بود که نبايد از دست ميرفت

و اين پايه گذار ايده تور بزرگ سياره اي

.بلندپروازانه ترين ماموريت فضايي زمان خودش شد

بر طبق اين ايده دو فضاپيماي يکسان

.به چهار سياره منظومه خورشيدي و با استفاده از يک پرواز فرستاده ميشدند

رويارويي با چنين سياره هايي که از زمين بسيار دور بودند بسيار جذاب ميبود

سياره هايي که تنها شناخت ما از اونها از طريق تلسکوپ که در اون نقطه اي تار ميديديم، بود

.حدود نيم ميليارد کيلومتر تا سياره مشتري دو سال طول ميکشيد

...و بعدش دو سال ديگه واسه رفتن به زحل

پنج سال واسه اورانوس...

.و سه سال پاياني هم براي دست يافتن به نپتون

.اين به اين معنا بود که حداقل ويجر بايد براي دوازده سال کارايي داشته باشه

با توجه به اين که ناسا هيچ فضاپيمايي رو نساخته بود که تضمين کنه

Voyager: To the Final Frontier subtitles in other languages

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left