200 rreshtat e parë.
دهنتونو ميبنديد يا نه؟ .دارم فکر ميکنم
اندي، چه غلطهايي کردي؟ .يکي تو ماشينه
چي شده؟- .بريد عقب-
.دارم نگاه ميکنم- .بسپرين دست اندي-
.دارم نگاه ميکنم. به چيزي دست نزنين
اون بيرون داشتيم دنبال .ماشين اندي ميگشتيم
.يکي جاشو عوض کرده
... اتفاقي، اون تو رو ... آدمي که اون توئه ديديم
.آمبولانس لازم داريم
.سام، با پليس تماس بگير- .چي؟ من پليسم-
.خدايا، خواهش ميکنم (لافايت) نباشه
.نبضشو امتحان کن
.دست بردار، نبض نداره
چي؟ چرا؟
.چونکه قلبي وجود نداره .حرومزاده ي مريض
.اين اون نيست .لافايت نيست
اين لعنتي ديگه کيه؟
!شيطان
)) ))
ميخوام بدونم اون ميدونه يا نه؟ .دختر بيچاره
خانم (جانت). بالاخره ميفهمن که .ميشناسمش و پيشش رفتم
.همه چيزو ميفهمن .اونو تحت فشار گذاشتم
.بهش فحش دادم .الان وضعشو ببين
.گمشو، گمشو
چيز ديگه اي هست که .بخواي به من بگي، تارا
.نه، اون زنو تو تمام عمرم نديدم
.دقت کن، پسرم
...اگه بخواي اينجوري نگهش داري
.پاش مثل بال مرغ کنده شده ميشه...
چجور حرومزاده اي جسد رو .تو ماشين کارآگاه ميذاره
.گمشو. بايد اين قضيه رو روشن کنم
.اندي .اينجام
.جسد داره بو ميگيره، باد
اين نشون ميده که قرباني ...جاي ديگه اي کشته شده و
اينطور که پيداست تو 4 ساعت... .اخير به اينجا آورده شده
.من... بعد از اينکه به اينجا اومدم
.باشه
اندي چرا امشب رو تعطيل نميکني؟
.خواهرت منتظرته
الان؟
.يه بازجويي جنايي داريم، باد
.اينجا به بهترين کارآگاهت نياز داري
ميدونم اندي، ولي از ساعت .هشت صبح سر پايي
.خيلي کار کردي
.در ضمن مست هم هستي
چي؟
.زياد کار نکردم
...تو رو نميدونم ولي
فکر ميکنم من به اندازه تمام عمرم... .به اندازه کافي جنازه ديدم
...بجز اين، نميتونم بفهمم
در بين کساني که (رنه) بقتل .رسوند، ميتونستي خشمشونو ببيني
...ولي اين
.قلب زن بيچاره رو درآوردن
انگار يکي ميخواسته فقط .زجر کشيدنشو تماشا کنه
هر دفعه فکر ميکنم انگار ميدونم آخر اين قضيه چي ميشه؟
.در اصل هيچي نميدونم
.سلام
اگه شما هم آماده ايد، منم .حاضرم که کافه رو ببنديم و بريم خونه
... عزيزم
چطور ميشه که مقتوله رو ميشناختي؟
.سوکي، بهت گفته بودم ...هيچوقت
...اون زن
اون همون زني بود که براي من و مادرم .مراسم (خروج شيطان) رو انجام داد
.خيلي متاسفم
.نميدونستم
... مجبوري اينو به پليس بگي
. ميدوني که...
.لعنتي
احتمالا تمام شب رو بايد .به سوالات جواب بدم
.مادرم بشنوه، نابود ميشه
.گوش کن، برو خونه
.من و سوکي ميبنديم
.کنيا
.يه چيزايي داره يادم مياد
.ساعت 4 صبح ميخوابي .حتي يک دقيقه ديرتر هم نميشه
.به هر حال
يکي هم، تا زمانيکه زير ...سقف من زندگي ميکني
.شکار کردن اکيدا ممنوعه...
انگار خيلي هم ميدونم که تو اين .شهر لعنتي آدمارو کجا پيدا کنم
اصلا، اينجا واقعا يه شهره؟
در ضمن تو اين خونه از .سطلهاي بازيافت استفاده ميکنيم
خون حقيقي و شيشه هاي ديگه .تو سطل آبي انداخته ميشه
.اجناس کاغذي هم تو سطل سفيد
.منم يکي از اونا ميتونم داشته باشم
.نه
.الو- .منم-
يه خورده دير ميام. اينجا .اتفاق بدي افتاده
موقعي که اومدم، همه .چيزو تعريف ميکنم
به من احتياج داري؟ .ميتونم بيام کافه به ديدنت
.به تو هميشه احتياج دارم
ولي...همونجا بمون. چون اونجا بودنت ... باعث ميشه که يکي، چهارچشمي
.منتظرم باشه...
.عجله نکن- .باشه-
.جسيکا، الان يه مهمون ميخواد برام بياد
ميتونيم بخوريمش؟- .نه نميتوني-
خوب، اون کيه؟ دوست دخترت؟
.بله
دراکولاست؟- .نه-
مجبورم که باهاش خوشرفتاري کنم؟
.ميخوام بري بالا و خودتو تميز کني
اين آرايشتو تميز کن و .خودتو مثل يک آدم درست کن
.نميخوام مثل يه هرزه بنظر بياي
يه چي؟
.يعني زناي شبانه
!عاليه
"تاريخ حواريون، قسمت 26، آيه 18"
"حضرت عيسي هدفشو به (پل) گفت"
"باز کردن چشم انسانها"
"بازگرداندن آنان از تاريکي به روشنايي"
نابود کردن نيروي شيطان" "و بازگشت به خدا
،اگر خدا روشنايي است" "شيطان هم تاريکي است
"اگر ما انسانها فرزندان خداييم"
پس، بي شک جانوراني" "که در تاريکي هستند
"فرزندان شيطان هستند"
خروج شيطان؟
اون دفعه هم گفته بود که .وسط جاده يک خوک ديده
اگه اشتباه يادم نياد، خوک .پل بويان ديوونه ي لعنتي بود
.بعلاوه ي يک زن برهنه
!ديگه چي؟
.اندي- . چيزايي که ديدم همينا بود-
قدرت تخيلت يکم زيادي .پيشرفت کرده
...تا جائيکه ميدونيم اسمش ننسي لوير
و حدود 20 ساله که تو داروخانه... .دي سوتو، توي (کيچي) صندوقداره
اون زن وسط جنگل يک .اتوبوس جادوگري داره
جاي مشخصي توي جنگل؟
.يا اينکه به مفهوم عمومي، وسط جنگله
.اندي، بشين سر جات
.به ما کمک کن تارا
... اينجا فقط تو اونو ميشناسي
و درست بيرون محل کار تو... .جسدش پيدا شد
.تو ماشين تو
... ،منو اون تو نگه داشتي
.پشت سر هم بهم مشروب دادي...
ميخواستي چي رو نبينم؟
اندي، ميتونم باهات .تنها حرف بزنم
.هيچ جا نميري
ميدونم يه چيزايي رو .داري پنهان ميکني
.خيله خوب، کار امشبت تموم شد
.ميدونم چکار ميکنم
.همه چيزو تحت کنترل دارم
جنبه جالب اينکار اينه که .تو يکي از شهود جنايت هستي
.متاسفانه، تو هم ممکنه مظنون باشي
.اين ديوونگيه
در هر دو حالت، نميتوني ...دخالت کني
.خداي من، کلانتر
چه بلايي سر خانم جانت آوردن؟
!بهم بگين
باهاش چکار کردن؟
.گفته بودم به اون خبر ندين
.اين يه بازپرسي جناييه
تارا، عزيزم. حقيقت داره؟
خانم جانت مُرده؟
.زندگي منو نجات داده بود
.مامان
.کسي به اسم خانم جانت وجود نداشت
فقط يه زنيکه اي بود که .تو داروخانه کار ميکرد
.تمام چيزاي تو اون اتوبوس، واقعي نبود
.به من دروغ نگو- . همه چيزو خودش گفت-
.تو نميدوني از چي حرف ميزني
همه اينارو ميگه چون .هنوز از دست من عصبانيه
.نه... يعني، آره عصبانيم .ولي نه، اين موضوع حقيقته
براي اينکه فرض کنم که شيطانم .رو کشتم بهم شربت ايپکا و پايوت داد
.نه
پشت سر يکي مثل اون .اينجوري حرف زدن گناهه
.اون زن خوبي بود
.نه مامان. همه چيز يه کلک بود
.پول من و تو رو دزديد
.متاسفم
.ولي منو شفا داد
.خوبم کرد
ديگه خوبم، مگه نه؟
مگه هنوز خوب نيستم؟
.کوزه
.کوزه
.من کاري نکردم، خواهش ميکنم
.چيزي نميدونم. قسم ميخورم
.لطفا منو نکشين
!نه
از من چي ميخواين؟
.بگيد
.لعنتي
کدوم جهنمي ميري؟
تو؟
.اه، لعنتي
اينجا چه غلطي ميکني؟- .کاشکي ميدونستم-
ما کجائيم؟
اين... اين آدما کي هستن؟
اينجا چه غلطي ميکنم؟
دهنتو ميبندي يا نه، کله پوک احمق؟
اون... اون يارو رو کجا بردن؟
.نميدونم
.ولي بعضي مواقع صداي جيغ مياد
.لعنت به همچين کاري
چه مدته اينجايي؟
.نظري ندارم
.قلب زن بيچاره رو از جاش در آوردن
تا بحال تو صورت هيچکس .همچين حالت ترسي نديده بودم
متاسفم که مجبور شدي .شاهد همچين صحنه هايي باشي
نتونستم صداها رو از .تو سرم خارج کنم
.مقاومت کردم ولي، شوکه شده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.