200 rreshtat e parë.
تا حالا کجا بودي پسر؟ اتوبوس تا يک ربع ديگه حرکت ميکنه
مزرعه بودم. بايد اين رو مياوردم
ميخوام يک چيزي واسه خوندن داشته باشم
بهرحال من... من طبقه بالا حاضر هستم
مامانت طبقه بالاست چه کتابي هست؟
ديويد کاپرفيلد - خوش شانسي اگه وقتي واسه خوندنش گير بياري -
من هيچوقت وقتي واسه اينکار نداشتم
همه وسايل مورد نيازش رو برداشته؟ - آره. اون وسايل زيادي لازم نداره -
منظورت چيه اون وسايل زيادي لازم نداره؟ - ...خب اونها بهش -
لباس و بقيه لوازم لازم رو ميدن
اون چيزهايي که من بهش دادم لازمش ميشه
وقت رفتنه پسر. تو که نميخواي از قطار جا بموني
خداحافظ مامان - موفق باشي پسرم -
بريم
از اين فاصله بگير. برو عقب. برو عقب
بيارينش! بيارينش - ببرين اونطرف، کنار ديوار -
يک نفر اون بالاست
وضعيت داره بدتر ميشه - نذار اين خونه ها بسوزن! نذار! نذار -
باشه، مواظب باش - داره فرو ميريزه! داره فرو ميريزه -
متاسفم پسر. از قطار جا موندي
تو برو يخورده بخواب. من تمومش ميکنم
...دوستان عزيز، شاهد هستيم که
...اين بچه به اين دنيا مي آيد
...و رحمت در کليساي حضرت مسيح به دنيا آمدن شامل حال او ميشود
...خوب هست که از پروردگار منان بخاطر اعطاي اين نعمات تشکر کنيم
...و همه باهم به يک صدا از او بخواهيم
تا شايد اين بچه عاقب بخير شود
تو عضو کمپ هستي؟ هي، تو
تو عضو کمپ هستي؟ - بله -
يخورده دير کردي پسر. بقيه ديشب به کمپ رفتن
ميدونم
توي اون حمله هوايي گير افتادي، ها؟
بله - خب مهم نيست پسر -
بايستي پياده بري. راه زيادي نيست
چمدانت رو بزار زمين
اسم؟ - توماس بدوز -
قربان
توماس بدوز، قربان - دير کردي -
و... ايست
و... ايست
تو کي هستي؟
توماس بدوز، قربان - مثل افسر ميمونم؟ -
نه، قربان
پس ديگه بهم "قربان" نگو
کي بهت اجازه داد تا داخل بشي؟
تا چي؟ - تا بياي تو -
تا داخل اتاق بشي تا در رو باز کني و بياي داخل
هيچکس - پس اين رو بفهم -
برو بيرون، در بزن
"و موقعي که گفتم "بله" بيا داخل و بگو "اجازه هست
برو
بدوز
چمدانت... برش دار
بله؟
تو کي هستي؟ - بدوز. اجازه هست -
بيا داخل، سرباز بدوز
ميتوني روي اون بنشيني
اون رو ولش کن
تا همين الان هم دير کردي کار بعديت اصلاح موي سرت هست
سلموني کنار دفتر گروهان هست
بعدي - استند استيل -
استند استيل. بعدي
بعدي. اسم؟
بدوز، قربان - خيلي لاغري، درسته؟ -
بله، قربان
مريضي خاصي داري؟ - نه، قربان -
خيلي خب. لباسهات اونور هست - بعدي -
ميخواين اون رو بهم بزنين؟ - بازوت، لطفا -
حالت بهتره؟
من از آمپول بدم مياد
فقط همينه؟ منم کلا از اين ارتش خوشم نمياد
همه افراد جلوي در به صف بشين توي يک خط. زود باشين
سريع! آبراهام، آرلوت، بدوز
مالکولم، پارتريج، سيلور، يانگ
درسته. يک نگاهي به قيافه هاتون بندازم
ميتوني بهم بگي اونجا چي بهت تحويل دادن؟
يک دست شرت نظامي، يک طبقه کشو
کلاه بالاکلاوا، کمربند، بک جفت کفش کلاه بالاکلاوا: کلاهي که تمام سر و گردن را ميپوشاند
کت نظامي، جوراب، زيرپوش، ساق بند
حلقه مهمات بند، کوله بزرگ و کوچک
يونيفرم نظامي، ماسک ضد گاز
ظرف غذا، ليوان، چاقو، چنگال و قاشق
چيز ديگه اي هم هست؟
فکر نميکنم
اين چيه؟
اسلحه تميز کن هست
داري ياد ميگيري
خيلي خب، با همتون هستم
شما حالاها به اسلحه هاتون نياز داريد پس طوري تميزش کنيد که برق بزنه همين حالا شروع کنيد
بهتره همين الان دو نکته رو واستون روشن کنم
:اولين نکته ..."اين فرمان "راحت بايستيد
...تا وقتي که تمام و کمال اين فرمان گفته نشه
هيچ حرکتي نبايد انجام بديد
نبايد ذره اي از جاي خودتون جم بخوريد
مفهوم شد؟ - بله، سرجوخه -
مفهوم شد؟ - بله، سرجوخه -
از خواب بلند بشيد، دوش بگيريد، صورت خودتون رو اصلاح کنيد، لباس بپوشيد
طوري اينجا رو تميز کنيد که از تميزي برق بزنه
يک - دو - سه -
چهار - پنج - شش -
هفت - هشت - نه -
ده - يازده - دوازده -
اعداد فرد، يک گام به جلو
اعداد زوج، يک گام به عقب
حرکت کنيد - يک، دو -
يانگ، چند مبارز کمونيست ويتنامي در لشگر هست؟ - چهار مبارز کمونيست ويتنامي -
بدوز، نام لشگر گروهبان يکم - لشگر گروهبان يکم پالمر -
درسته! سوالي هست؟ - اين لشگر در سال 1685 شکل گرفت -
بله - براي چي؟ -
منظورم اين هست، آيا دليل خاصي وجود داشت؟
تو چي فکر ميکني؟ - نميدونم -
براي تحت فشار قرار دادن فرانسوي ها
خيلي خب. ببينم تا حالا چيکار ميکردين کنار تختهاي خودتون بايستيد
خب! حالا دوباره از اول شروع ميکنيم، چطوره؟
بشمر - يک، دو، سه! يک -
بي حرکت! سکوت کامل
به سه صف تقسيم بشين
حرکت کنيد وسط، عقب
جلو، وسط، عقب
جلو، وسط، عقب
جلو، وسط، عقب
جلو، وسط، عقب
جلو، عقب صف رو کامل کن
خيلي خب
بچرخيد - ...يک، دو -
دستتون رو به بغلي بگيريد! از هم باز بشيد
دست راست به روي شانه به سمت راست خودتون نگاه کنيد
دستت رو بيار بالا
چشمها... به سمت جلو
بدوز، درست ميگم؟ - بله، قربان -
چه کاري رو انجام ندادي، بدوز؟
به نظرم در درست بستن کمربندم سهل انگاري کردم، قربان
دفعه بعد حواست جمع باشه - بله، قربان -
از سمت راست! سريع حرکت کنيد
چپ، راست! چپ، راست حالا
گروه
بي حرکت - به چپ. يک، دو -
داري چه غلطي ميکني، بدوز؟ سريع برو عقب
اين منطقه رو دور بزنيد! اين منطقه رو دور بزنيد
همه جا رو زير و رو کنيد
يالا! يالا! دستهاي خودتون رو بالا نگه داريد
...جون هر کسي دوست داري برو - ...اوه -
پايين رو نگاه نکن! پايين رو نگاه نکن احمق بي عرضه
زود باشيد! زود باشيد ميترسيد پاهاتون خيس بشه؟
اسلحه هاتون رو خشک نگه داريد
از اون نردبان لامصب بريد بالا
زود باش! فکر ميکني اومدي خونه خاله؟
يالا! بلند شو احمق بي عرضه
يالا! هنوز تموم نشده
لامصب. دلم سيگار ميخواد
اونها جلوتر هستن
خب پس تو برو. من اينجا ميمونم تا سيگار بکشم
از اين جنگ متنفرم - با اين مسئله کنار مياي -
نه، اينطوري نيست ...دوست دختر من
...ما باهم نامزد کرده بوديم و
...و موقعي که جنگ شروع شد
دوست پسر قبليش نميذاشت با اون ازدواج کنم
لعنت بهش
اون گفت ميتونيم صبر کنيم تا جنگ رو برنده بشيم
عوضي
اگه آلماني ها تا دم خونش برن ميذاره به زنش هم دست درازي کنن
ميخواستم توي جنگ خلبان بشم
از تست پزشکي رد شدم
اين رو نميدونستم
تو چه کسي رو داري که چشم به راهت بمونه، تامي؟ - من چه کسي رو دارم؟ -
خب فکر ميکنم مامان و بابام چشم به راه من هستن
و تينا
خوش بحالت رفيق
بذار حدس بزنم
...موهاي اون قهوه اي هست، چشمهاي اون هم قهوه ايه
پوستش سفيده، سينه هاي خوبي داره، درست ميگم؟
تينا اسم سگ پا کوتاه من هست
اون سگ دوست داشتني هست - يک سگ ماده؟ -
آره. يک سگ ماده
بعد از جنگ چه برنامه اي واسه خودت داري؟
نميدونم
من واسه خودم برنامه هايي دارم
گاراژ... رفيق
ميخوام يک جايي گاراژي رو بخرم و بزنم توي کار اوراق و آلات
نظرت چيه که با من همکار بشي؟ - هي. بهتره که بريم -
فردا با من و بقيه بچه ها مياي بريم؟
داريم جشني رو ترتيب ميديم... بخاطر پايان دوره آموزشي
عصر ميريم هي مشروب بزنيم، سرشب هم ميريم سينما
آره، آره، باشه
چه فيلمي؟
فيلم رو ولش کن رفيق، زنهاي اونجا رو بچسب
آدم ميره يک گوشه دنج اون عقب سالن ميشينه و قبل از اينکه فيلم شروع بشه مخ يک زن رو زده
...اوه، نه تو رو خدا
حداقل 10 دقيقه از ما فاصله دارن - تو اينطوري فکر ميکني؟ -
امشب بهمون قمقمه آب نميدن
من ميرم پايين - چي، ميري اون پايين؟ -
آره
هي، اينکار رو نکن. خودت رو به کشتن ميدي
افسر پزشک اين رو معاينه کرده؟ - افسر پزشک گفت که به درمان نيازي نداره، قربان -
...زنداني و مراقب اون
آماده... گردش
زنداني و مراقب اون، سريع حرکت کنيد
چپ، راست! چپ، راست
زنداني و مراقب اون، بايستيد
سرباز بدوز، بريم
No comments yet. Be the first to leave one.