168 rreshtat e parë.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
قسمت نهم: نبردِ کلمات
بسته شو!
خیلی خب! همه رو پخ پخ کردیم!
بعدش، همهی آدمهای این قلعه رو میکشیم...
چیزه، البته چون نمیدونیم کدومتون امپراتوره از این کار صرف نظر میکنیم!
ولی اگر پادشاه، شخصا از آیینز-ساما عذرخواهی نکنه، این کشور رو با خاک یکسان میکنیم.
امپراتور، لطفا بیا جلو بابا!
آیینز اول گون. یعنی کیه اون؟
نه، الان وقت اینجور فکرها نیست.
بنده امپراتور هستم، جیرکنیف رون فارلورد ال نیکس. تقاضای صحبت دارم!
بالاخره خودش رو نشون داد.
فـ فرار نکردش، نه؟
عمویی، انگار دشمنمون رو دست کم گرفته بودم.
انگار مجبورم شخصا به مقبرهی بزرگ نازاریک برم تا صلح کنم.
اعلیحضرت
اعلیحضرت. میشه لطفا بیدار بشید؟
خیلی وقته بعد از ظهرها چرت نزده بودم.
از بچگیم فکر کنم، آره؟
اولین باره که احساس تشکر نسبت به گون میکنم.
بله، شما سرورم همیشه کاری برای انجام دادن دارید.
چرا اینطوریه؟
همهش تقصیر پادشاه خونینـه
پس دارین میگین که مقصر خودتونین؟
آره دیگه
اصلاحاتمون رو انقدر به سرعت انجام دادیم که نمیتونیم پا به پای تغییراتش پیش بریم.
نه، وارمیلیون؟
بله. به هرحال، ما قدرت بسیاری از اشراف رو از بین بردیم.
در بسیاری از مناطق نیرو کم داریم.
واقعا که آدمِ بدیـه.
هرچند!
اگه با همین سرعت گیجکننده به کارم ادامه بدم،
امپراتور بعدی حتما از من خیلی دلخور میشه.
امپراتور بعدی؟
از کجا قصد دارین یه ملکهی رسمی انتخاب کنین؟
با در نظر گرفتن گزینههای داخل و خارج کشور...
شاهزاده رنر شاید؟
رفتارِ در شان و پسندیدهای داره، ولی یه جورایی حالم رو بد میکنه.
یه احساسی به من میگه که از روی عمد خنگ بازی در میاره.
پس، ملکهی سرزمین اژدها شاید؟
کسی که وارث خون و ویژگیهای برایتنس دراگون لورده؟
شاید بدون خونریزی، دسترسی به جادوی باستانی احیای کامل رو به دست بیارین.
این یکی رو بی خیال عمو.
اون یه پیرزنه که با جادو خودش رو جوون نشون میده.
من از این مدل زنها بیشتر بدم میاد.
اعلیحضرت، لیناس هستم.
در رو باز کن.
میبخشی سرورم.
بیا تو. نمیخواد تعارف کنی.
چشم.
سرورم.
به زودی به مقبرهی بزرگ نازاریک میرسیم.
طبق گفتههای یکی از دیدهبانها
ندیمههایی مستقر شدن تا از شما استقبال کنن.
ندیمه؟ تو یه مقبرهی زیرزمینی؟
سرورم، جایی که داریم میریم به نظرم دنیای کاملا ناشناختهایـه.
اگر اتفاقی افتاد سریعا پیش من برگردین.
داری میگی با استفاده از تلپورت بین ابعاد، فرار کنیم؟
اگر کار به اینجا رسید ما برای شما زمان جور میکنیم.
بنده... بنده اول و آخر به سلامتی خودم فکر میکنم.
بله البته.
وقتی قبول کردی یکی از چهار شوالیهی سلطنتی بشی، این شرط رو برام گذاشتی.
نه، مبادله انجام دادی...
خب، حالا بذار ببینیم این آیینز اول گون چجور آدمیـه...
منتظرتون بودیم، امپراتور جیرکونیف رون فارلورد ال نیکس.
همهی ما برای خوشامدگویی به شما خدمت رسیدیم. اسم بنده یوری آلفا است.
اسم بنده هم لوپسرگینا بتا است.
بنده باید به خاطر اینکه شما بانوان زیبا به خوشامدگویی ما تشریف آوردید
از آیینز اول گون-دونو حسابی تشکر کنم.
پس، اول اجازه بدید تا این هوای نامناسب رو تغییر بدیم...
چی شد؟!
این چیه؟ احساس میکنم هوا گرمتر شد...
عمو! یهو چی شد؟!
کنترل ودر—کنترل آب و هوا— یه جادوی سطح ششمـه...
من که میگم این جادویی که دیدیم خیلی بالاتر از اون چیزیـه که فکر میکنیم! محشره!
پس به حرکت ادامه میدیم.
نه بابا. غیر ممکنه!
اونها دارن از دث نایت استفاده میکنن؟!
دثنایت؟ اونها چی هستن؟!
این همون آنددیـه که زیرِ وزارت جادو در اختیار داریم؟!
عمو، جواب بده!
اون خیلی ازین آنددهای افسانهای رو در اختیارش داره!
سرورم. این خیلی بده.
اگه هرچهارتامون جرواجر هم بشیم فکر نکنم بتونیم از پس یکیشون هم بر بیایم.
خطرناکه. واقعا خطرناکه.
اشکال نداره فرار کنم؟
اگه دلت میخواد فرار کن.
هرچند، بعدش شما سربازی میشی که هیچ ربطی به ما نداره.
امیدوارم به سرنوشت واکاهایی که قبلا اینجا کشته شدن دچار نشی.
لطفا آسوده باشید. دثنایتهای اینجا همگی توسط آیینز-ساما ساخته شدن.
گفتی ساخته شدن؟
بله. به همین دلیل اونها کاملا به فرامین سلطنتی وفادارند.
اونها هیچ آسیبی به شماها نمیرسونن.
محشره! محـــــــــــشره!
پاراداین-ساما؟
سرورم، حالا چیکار کنیم؟
از جادوی تلپورت استفاده کنیم؟
شاید هنوزم شانسی برای فرار داشته باشیم.
هرچند، اگر صاحب اینجا مرام و معرفتِ بخشش داشته باشه.
این حالت صورتت رو بیشتر از حالت عادیت دوست دارم.
حالا بذار این رو ازت بپرسم.
تا حالا کی دیدی من فرار کنم؟
همونطور که از سرورم انتظار دارم.
نه، جیرِ عزیز و نازنین خودم!
لطفا استراحت کنید و از محیط لذت ببرید.
برای تر شدن گلوی شما نوشیدنی آوردیم.
خوشمزهس!
این دیگه چه نوشیدنیـه؟ چه توازن خوبی بین شیرینی و ترشی داره.
قلبم رو آروم و خنک کرد...
با همین هم راضیام برگردم خونه...
ممنون که منتظر موندید.
آیینز-ساما آمادهی دیدار شمان. لطفا از این طرف.
طلا. مقام. قدرت. نیروی برتر نظامی. قدرتهای جادویی.
و زنهای زیبا...
من چیزی ندارم که بخواد قلب آیینز اول گون رو قلقلک بده.
اون موجودیـه که خیلیها شاید بهش خدا هم بگن...
دم بقیه گرم که هنوز فرار نکردن.
انگار اگه بتونیم
زنده برگردیم و آسیبی هم به کشور نرسه خودش یه برد واس ماست.
آیینز-ساما امپراتور پادشاهی باهاروث،
جیرکونیف رون فارلورد ال نیکس، برای شرفیابی خدمت رسیدن.
ممنون که تشریف آوردید امپراتور سرزمین باهاروث.
بنده ارباب مقبرهی بزرگ نازریک آیینز اول گون هستم.
بنده از صمیم قلب برای میزبانیتون متشکرم، آیینز اول گون-دونو.
آیینز-ساما.
به نظر بنده بسیار کفرآمیز است که موجودِ پستی چون انسانها، خود را با شما یکسان پنداشته
و دهان به سخن بگشایند.
زانو بزنید!
بس کن، دمیورگوس.
چشم!
بلند شوید.
عملی بسیار زشت از ما سرزد.
تقصیر نداشتن کنترل کامل بر زیردستانم است.
بنده را میبخشید؟
اگر لازم بدانید، سرم را نیز برای شما خم میکنم.
نیازی به غذرخواهی نیست، گون-دونو.
اشتباه در تفسیر و درکِ خواستهی ارباب توسط زیردستانش
و عملِ خارج از کنترلشان پیشامدی معمول است.
گویا کسی از کشور بنده چنین عملی را به انجام رسانده است.
بسیار خجل و شرمندهایم.
این هم سر نجیبزادهی احمقیاست که فرمان اعزام متجاوزین را به سرزمین شما داده بود.
لطفا قبول فرمایید.
قبول میکنم.
خب، چکارش کنم؟ دور انداختنش اسراف خواهد بود.
غیر ممکنه...
برو. به صف ملحق شو.
خب، جیرکنیف رون فارلود ال نیکس-دونو.
جیرکنیف هم کفایت میکند.
که اینطور.
پس، جیرکنیف-دونو.
از آنجا که زیردست بنده چنین رفتار ناشایستی از خود نشان داده
بنده، در ازای کارش، از زحمتی که اشراف شما برای نازاریک ایجاد کرده، چشمپوشی میکنم.
ها؟
دیگر نیازی به عذرخواهی نیست. میتوانید به خانه برگردید.
آخر سرمان قرار است مقداری شلوغ گردد.
به خاطر شما و امثال شماها،
اکنون میدانیم که زحمت و دشواری به سوی ما روانه خواهد شد هرچند که با کسی کاری نداشته باشیم.
در این صورت، برخاسته و همهی آن زحمات و مشکلات را به یکباره با خاک یکسان خواهیم نمود.
منظورتون چیست؟
ابتدا، هرکسی که جراتِ آسیبرساندن به مارا داشته باشد کاری میکنیم که تقاص اعمال احمقانهشان را بدهند.
بعد از آن، افرادی که باعث آزارِ ما هستند.
آنقدر به از بین بردن همهچیز ادامه خواهم داد تا آن آرامشی که به دنبالش هستم دوباره بیابم.
پس این چطور است؟ نظرتان دربارهی ایجاد یک اتحاد چیست؟
منظورتون این است که زیردست ما شوید؟
هی تو!
این صداها دیگر چیست؟ خاموش باشید!
در این سرزمین، کشوری بنا سازید و به عنوان پادشاه بر آن حکومت کنید.
به نظر بنده بسیار باشکوه خواهد بود و مقامی درخورِ شان گون-دونو.
No comments yet. Be the first to leave one.