200 rreshtat e parë.
اون روز، روزي آروم در دايره کاراگاهي ريردان بود
من خمار بودم و کسب و کار هم کساد بود و داشتم روزنامه هاي چند روز قبل رو مطالعه ميکردم
...حتي به اين فکر بودم که واسه چند روز دفتر رو تعطيل کنم
...که يهويي
آقاي ريردان؟ - خودم هستم -
...من
...اسم من... من
توي تموم سالهاي شغلم، کسي رو مثل اون نديده بودم
آيا اون حقيقي بود؟ فقط يک راه واسه فهميدنش وجود داشت
اما نصيحت مارلو به يادم اومد
چطوري مارلو ميخواد بفهمه؟
اون واقعا عالي بود
داري چيکار ميکني؟
سينه هات رو ميزون ميکنم
...تو يهو غش کردي و اونها از حالت خودشون خارج شدن
درست شد - ممنونم -
قابلي نداشت
ممنونم. من... من واسه اون طرز داخل شدنم عذرخواهي ميکنم
...درست موقعي که من ...تيتر روزنامه رو ديدم
پس شما بايد طرفدار دو آتيشه دادجرز باشين - نه من... صفحه اول رو ديدم -
اسمت چيه خوشگله؟ - جوليت فارست -
...فارست
دختر سازنده بزرگ پنير. ميتونم يکي از نوشيدني هاي معروف خودم رو بهت بدم
پنير سرگرمي پدر من بود. اون يک دانشمند بود
تصادف خفني داشته - واسه همين مسئله به ديدن شما اومدم -
تو فکر نميکني اون يک تصادف بوده فکر ميکني اون به قتل رسيده
چطوري فهميدي؟
اين شغل من هست که بفهمم خانوم فارست. بنشينيد
چرا فکر ميکنين اين يک تصادف نبوده؟
درست قبل اينکه... اين قضيه اتفاق بيفته
رفتارش مثل هميشه نبود دوازده ليست از اسامي تهيه ميکرد
اون اسامي رو روي کاغذهاي باطله يا هر چيزي که دم دستش بود مينوشت
...اين يکي از ليست ها هستش يا قسمتي از اون هست
از يک اسکناس دلار هست
بهرحال احساس ميکنم اون قرباني يک توطئه مخوف شده
شما از چنين چيزي به نتيجه قتل و توطئه مخوف رسيدين؟
شما فکر ميکنين من از روي هوا حرف ميزنم، درسته آقاي ريردان؟
شايد
شايد هم نه
اگه ميخواين در مورد مرگ پدرتون تحقيق کنم، روزي ده دلار ميگيرم
بعلاوه مخارجي که صرف ميشه
دويست دلار پيش پرداخت کافيه آقاي ريردان؟
واسه دويست دلار من دخل مادربزرگ خودم رو هم ميارم - به اين کار نيازي نيست -
آدم نميتونه توضيح بده ولي در آخرين پرونده اي که داشتم بايد داداشم رو از هواپيما بيرون مينداختم
پدرتون مکاتباتشون رو کجا نگهداري ميکردن؟
اون در مرکز شهر دفتري خصوصي داشت. اين هم از کليدش
از شما ممنونم آقاي ريردان. قدردان اين کارتون هستم
خانوم فارست؟ - بله -
لطفا آدرس اين کليدي رو هم که بهم دادين، بگين
آدرسش فايرهوس را، شماره 429 بود
محل مناسبي براي يک دانشمند مشهور نبوده
...اونجا تنها مکاني بود که اون ميتونست با پنيرها آزمايش انجام بده
و با بوي اونها مزاحم همسايه ها نشه
ميرم ببينم اونجا چه چيزي دستگيرم ميشه
روز خوبي داشته باشين آقاي ريردان
همونطوري که داشتم به فايرهوس را ميرفتم سعي کردم که به جوليت فارست فکر نکنم
از موقع حل پرونده قتل اون دختري که سينه هاي بزرگي داشت
...تا حالا چنين بدن خوش اندامي رو نديده بودم
پيدا کردن آزمايشگاه پنير دکتر فارست کار آسوني بود
از در آزمايشگاه بوي پنير به مشام ميرسيد
توي اون آزمايشگاه به يک چيز جالب برخوردم
تقديم به جان فارست، عزيزي که عاشق پنيرهاي خودش هست و هر روز جوون تر از ديروزش ميشه
دوستت دارم، کيتي
پس داشتن به دانشمند پير مشهور اظهار لطف ميکردن
دشمنان کارلوتا
دوستان کارلوتا
کيتي کولينز؟
به نظر مياد مهمون داريم
نابودگر هستم
يک لحظه لطفا
بيا تو
بشين
چند تا شيريني روي ميز هست
يکي بردار
خوشمزه هستن
به نظر من اگه آدم ميخواد آدم کش خوبي بشه بايستي که از کشتن لذت ببره
آره
بله؟ - مايلم که با خانوم فارست ملاقاتي داشته باشم -
بگم چه کسي به ديدنشون اومده؟ - آقاي ريردان. بهش بگين من تير خوردم -
بسيار خوب آقا
بهشون بگم به وسيله چه کسي؟ - خود من هم نميدونم -
حالتون خوبه؟ به قيافتون مياد همين حالاهاست که غش کنيد
غش کنم؟ هه
هرگز
من رو بگير - متاسفم -
من سرخدمتکار هستم... کسي رو نميگيرم
...خوشگله
داري چيکار ميکني؟
حالا ديگه بايد بهتر بشي
کجا اينکار رو ياد گرفتي؟ - توي کمپ -
تو اينکار رو توي کمپ دختران ياد گرفتي؟ - ...اينکار واسه نيش مار هست اما -
من فهميدم که اينکار واسه هرکسي جواب ميده
تو زير لب چيزي در مورد بودن اسمهاي کيتي کولينز و سوئيد اندرسن توي ليست گفتي
دوستان کارلوتا؟ - درسته. اونها رو ميشناسي؟ -
...کيتي
کيتي کسي بود که وقتي مامان مرد بابا باهاش رفتار خوبي نداشت
و سوئيد هم دوست پسر کيتي بود
اونها الان کجا هستن؟
آخرين خبري که ازشون دارم اينکه توي سانتا باربارا بودن
...پسره قبلا بوکسور بود. حالا توي پمپ بنزين کار ميکنه
و دختره هم توي کلوب هاي شبانه خوانندگي ميکنه
شايد اين واست جالب باشه. اين رو توي اتاق مطالعه بابا پيدا کردم
...بابت پول متشکرم. اگر در آينده من مريض شدم
اون اسکناسي که دادين نگه دارم، در سر ظرف شکر گذاشتم
ساکت باش - چرا؟ -
اينجا نوشته
نه، نه، نه. اين علامت ساکت بودن نيست اين اس اچ اچ مخفف ساموئل اچ هيستينگز هست
شوهر خواهر من هستش بهتره بگم شوهر خواهرم بود
اون و خواهر من ليونو جدا زندگي ميکنن. اون يه آدم مست مفلوک هستش
اون الان کجاست؟ - نميدونم -
شماره خواهرت ليونو رو واسم بگير
باشه
من فکر نميکنم که اون بتونه کمک زيادي بهمون بکنه
اون حال خوشي نداره - مگه حالش چطوره؟ -
پزشکها تشخيص دادن که اون به نوعي بيماري افسردگي مبتلا شده
البته اونها فکر ميکنن اون خودش رو اينطوري نشون ميده - يه کلمه از دهنش بيرون بياد ميفهمم آيا واقعا اينطوريه يا نه -
سلام؟ - داره فيلم بازي ميکنه -
خانوم هيستينگز؟ من ريردان هستم. از بابت شنيدن خبر مرگ پدرتون متاسفم
اون نيست. تا يکشنبه نمياد
يکشنبه؟ شما متوجه منظورم نشدين خانوم هيستينگز
من در مورد پرونده مرگ پدرتون تحقيق ميکنم
پدرم امشب از شيکاگو بهم زنگ زد. اون حتي يه کلمه هم در اين مورد چيزي بهم نگفت
شايد داشته چرت و پرت ميگفته
پدر شما مرده خانوم هيستينگز
خواهرتون جوليت فکر ميکنه که مرگ اون يک تصادف نبوده
داري در مورد چي حرف ميزني؟
همين چند دقيقه پيش يه عالمه باهاش تلفني صحبت کردم
اون چيزهاي خيلي بدي از شما بهم گفت - گوش کن زنيکه دروغگو -
معذرت ميخوام اگه بهتون زنيکه دروغگو گفتم ...من فقط وقتي واسه گوش کردن به
باشه گوش نکن. فرقي هم نميکنه
خواهرتون بايستي در مورد آداب تلفن صحبت کردن چيزهاي زيادي ياد بگيره
ميدوني چطوري ميتونم سم رو گير بيارم؟
شايد با پرسيدن از صاحب مغازه هاي بار توي خيابون پنجم چيزي دستگيرت بشه
اگه به چيزي برخوردم خبرت ميکنم
اگه خونه نبودم پيغامت رو به سرخدمتکار يا خدمتکار خانوم بده
خدمتکار خانوم
خدمتکار خانوم
خدمتکار خانوم
خدمتکار خانوم! خدمتکار خانوم
خدمتکار خانوم! خدمتکار خانوم
خدمتکار خانوم! خدمتکار خانوم
معذرت ميخوام
چرا اونکار رو کردي؟
...موقعي که هفت ساله بودم
پدرم با خدمتکار... ما رو ترک کرد
مادرم از غصه دق کرد و مرد
...حالا هر وقت که کسي ميگه خدمتکار
کنترلم رو از دست ميدم - اوه! طفلکي -
چون داشتي من رو خفه ميکردي ازت ناراحت نيستم
ديگه هيچوقت اين کلمه رو نميگم
ممنونم
خداحافظ خوشگله
به خيابون پنجم رفتم و دنبال ساموئل اچ هيستينگز گشتم
اون خيابون، خيابون نا اميدي و آرزوهاي برباد رفته بود
همه چيز ارزون بود. حتي فاحشه ها نيز قيمتشون پايين اومده بود
پيدا کردن هيستينگز کار سختي نبود اون به همه صاحب مغازه هاي بار بدهکار بود
اون در هتل وارد توي خيابون پنجم اقامت داشت قبلا در خيابون هشتم زندگي ميکرد
اما چون چک هاي بيمحل زيادي کشيده بود جا و مکان مشخصي واسه زندگي نداشت
به اتاقش رفتم و در زدم
هيستينگز؟ سم هيستينگز؟ - تو کي هستي؟ -
من ريردان هستم. من... پيشنهادي براي تو دارم
امروز نه. بايد حتما امروز باشه؟
آره - دوشنبه بيا -
واست اون پولها رو آوردم - کدوم پولها رو؟ -
اون اسکناس دلاري که توي ظرف شکر قايم کرده بودي
بهت پنج دلار واسه اون ميدم
با اين پول ميتوني کلي نوشيدني الکلي بخري - يه لحظه صبر کن -
سرش رو نگاه کن
...دقيقا بهش ميخوره. بسياري از اسامي ناخوانا هستن
اما ميتونم اسمهاي کيتي کولينز و سوئيد اندرسن رو ببينم
اما کلمه "فاک" چه معني داره؟
...اين کلمه اي عاميانه هست. وقتي يک زن و مرد عاشق هم ميشن، مرد
نه، نه. اوني که اينجا نوشته. اف او سي
اگه درست يادم بياد اين مخفف دوستان کارلوتا هستش
تحت تاثير قرار گرفتم - ...تو فکر ميکني چنين کاري تاثير برانگيزه -
اونجا وايستاده بودم و مثل يک بچه داشتم اداهاي بامزه واسش درمياوردم
مايل ها راه خودم رو کج ميکردم تا فقط اون رو ببينم
چرا؟
داري به چي فکر ميکني آقاي ريردان؟
خداحافظ خوشگله. اگه من رو کاري داشتي در سانتا باربارا هستم
فهميدم که کيتي کولينز در برنتوود روم کار ميکرد
برنتوود روم
جايي که زنهاي پولدار به ملاقات مردهاي پولدار ميرفتن و در نتيجه اونها ميتونستن بچه هاي پولداري داشته باشن
خانوم کولينز؟
ميدونستم اگه کيتي ميدونست که من يک کاراگاه خصوصي هستم هيچ اطلاعاتي به من نميداد
عذر ميخوام
بنابراين تصميم گرفتم نقش يک تهيه کننده فيلمهاي سطح بالا رو بازي کنم
من ريردان هستم. فيلم ميسازم - چقدر عالي -
شما سينماي فيلمهاي بزن بزن رو دوست دارين؟ - فکر ميکنم تا حالا يک فيلم هم از اين نوع نديدم -
من سرپرستي سينمايي بزرگ با اين ژانر رو در آر کي او دارم دنبال يک خواننده هستم. تمايل داريد؟
فکر اينکه دو تا مرد اينقدر همديگه رو بزنن تا لت و پار بشن حالم رو بد ميکنه
خب من حتي در سينماي مذهبي هم فعاليت دارم
داستان بتي مقدس
همون راهبه اي که به افراد سرخورده اجتماعي چگونه آواز خوندن رو ياد داد
چقدر عالي - ممنونم -
بهرحال، جان هي فارست گفت که شما از دوستان کارلوتا بودين
ميشه چند لحظه صبر کنين؟
حتما حسابي عصبي کرده بودمش رنگش مثل گج سفيد شده بود
روز بعد کيتي کولينز رو تا رستوراني گرانقيمت تعقيب کردم
هنگام غذا خوردن من رو ديد و کاري عجيب انجام داد
No comments yet. Be the first to leave one.