The first 200 lines.
بجنب، بلند شو
قبل از اينکه بريم بايد براي بچه هات هديه بخري
تو فرودگاه يه چيزي ميخرم
...نه، اصلا
فرودگاه چيز خوبي نداره
بذار نيم ساعت ديگه بخوابم لطفا
...باشه
اگه تو نميخواي چيزي بخري خودم ميرم ميخرم
حالا که داري ميري پايين بهشون بگو صورت حساب رو بيارن بالا
و بگو صبحانه هم بفرستن
...ميدوني چيه
پوسترهارو در تمام پاريس نصب کردن
و ظاهرا تو هم نميخواي اونو از دست بدي
اين وسيله لعنتي رو هم با خودت ببر
الو؟ حالت چطوره؟
چند تا ازشون ديدي؟ واقعا؟
صبح بخير ميشه صورت حساب رو آماده کنين؟
حتما
ممکنه صبحانه هم بفرستين بالا؟ قهوه ... و کمي هم ميوه
ممنون - خواهش ميکنم -
اونا ميگن بايد 120 تا توي شهر باشه
گوش کن، سرفصل هاي امروز رو برام بفرست من نميتونم قبل از ترک کردن اينجا، آنلاين بشم
...خوبه
بوس بوس خداحافظ
سلام
من از اين خوشم اومد
از اين مدل باز هم دارين؟ - بله -
بله؟ از همين ميبرم
چقدر ميشه؟ - يک دلار -
اوه، يا مسيح ...بيا
...صبر کن
اون نفس نميکشه
اون مُرده
هي، اون برگشت ...بيا
...نفس بکش
حالت خوبه؟
بله
...ماري
بشين تا برادرم رو خبر کنم، باشه؟
باشه؟
خوب، بشين
چرا اين کار رو با من ميکني؟ - چه کاري؟ -
چطور ميتوني اين کار رو با من انجام بدي؟
لطفا، فقط به عنوان يه لطف اون يکي از مشتريهاي خوب منه
فقط هيمن يه بار - ميدونم -
...خوب
...آقاي - آندرياس ... کريستوس -
...کريستوس ...خوب
من ميخوام دستهات رو بگيرم و ...سعي کنم که ارتباط برقرار کنم
براي انجام اين کار، بايد به سوالهاي من، با بله و خير جواب بدي
دستهات رو بده به من
يه زن که به تو نزديک بود و فوت کرده؟
بله
ميانسال، تقريبا پنجاه ساله؟ - بله -
اين زن همسر شما بود؟ - بله -
متوجه شدم که شما دونفر زمان زيادي رو با هم بودين
بله
ولي هميشه همه چي خوب نبوده - نه، نبوده -
متوجه شدم که اون بيمار بود
بله
مدت زيادي بيمار بود
و به سختي حرکت ميکرد
بله
اون بستري بود؟
بله
اون بيماري ام اس داشت
متاسفم
اون ميخواد از تو به خاطر خراب کردن ازدواجتون عذر خواهي کنه
اين حقيقت نداره
از اينکه مجبور بودي از اون مراقبت کني، احساس بدي داشت
حتي وقتي که مرد جواني بودي
و اميدواره که الان بتوني ...يه نفر ديگه رو پيدا کني
قبل از اينکه خيلي دير بشه
چون تو ديگه نميتوني جوون بشي
يا لاغر تر
نه
اون آدم شوخيه - بله -
...حالا به من ميگه که
...بايد يه چيز مهمي رو بگه
....داره در مورد يه جور قرار ملاقات ميگه
...ژوئن در ژوئن
اين برات معناي خاصي داره؟
ماه ژوئن وقتيه که ازدواج کردين؟
يا وقتيه که اون فوت کرد؟
نه
چون مشخصا به ژوئن اشاره کرد
...ژوئن
شايد من اشتباه ميکنم بعضي وقتا اتفاق ميفته
من حتي ديگه نميخواستم اين کار رو انجام بدم
فکر کنم خسته شدم
ممنون خيلي ممنون
ممنون بهت بدهکارم
....برادر تو
خيلي چيزها رو واقعي گفت
ميدونم - ...نه، نه -
منظورم واقعا واقعي بود
...قبل از اينکه بيام اينجا کاملا شک داشتم
به طلسم و پديده هاي روحي و اينجورچيزا
ولي اون چيزهايي به من گفت که تا حالا به کسي نگفته بودم
اون ميتونه از اين راه پول دربياره
قبلا اين کار رو ميکرد پول خوبي هم درمياورد
يه مدت يه دفتر کار داشت و يه سايت اينترنتي
توي روزنامه مقاله مينوشت حتي دربارش يه کتاب نوشته شده
جدي؟ پس چي شد؟
نتونست تحمل کنه
و به همه چي پشت کرد
:و گفت اگه زندگي فقط درباره مرگ باشه، ديگه زندگي نيست
حالا توي يه کارخونه کار ميکنه
و در ماه 2000 دلار درآمد داره و ميگه که اوضاعش مرتبه
کي ميدونه؟
اون ديگه نميخواست کار احضار روح رو انجام بده
ولي ازش خواستم که درباره مورد تو، استثنا قائل بشه
خوب، ازت ممنونم
يکي بهت بدهکارم
روز دوشنبه، درباره اون موضوع، باهات تماس ميگيرم
عاليه کريستوس، ممنون
اگه برات مهم نباشه، خواستم بپرسم قضيه ژوئن چيه؟
....ژوئن مندوزا، پرستار همسر من بود
و پانزده سال ازش مراقبت ميکرد
و ده سال از اين پانزده سال من عاشقش بودم
ولي براي گفتنش به ديگران ...خيلي احساس گناه ميکردم
و کمي هم خود ژوئن
...خوب
بعدا ميبينمت
...... شايد حدود يک و نيم مايل رفته بوديم
و دستمال جيبي من، کاملا خيس شده بود
وقتي به دور و بر نگاه کردم ...با تعجب ديدم
...پگوتي از روي حصار رد شد
...و پريد روي کالسکه
و حتي يک کلمه هم حرف نزد
...من تا حدي فشار داد که بيني من
از فشار داشت درد ميگرفت
و چند تا تيکه کيک رو گذاشت توي جيب من
و يک کيسه پول که گذاشت توي دستم
بعد رفت پايين و فرار کرد
اخيرا متوجه شدم که يکي از دکمه هاي ...لباسش، افتاده بود روي کالسکه
من اونو برداشتم و به مدت زيادي به عنوان يک يادگاري، ازش مراقبت کردم
...خوب، شما دوتا، نگاه کنين
اوه، به من نه
خوب، کدوم يکي از شما دوتا بزرگتره؟
من، دوازده دقيقه
واقعا؟ ميدوني، من که نميتونم تشخيص بدم
تو مارکوس هستي؟ - نه، اون مارکوسه -
درسته
اوني که آرومتره
من ميخواستم بگم اوني که خوش تيپ تره
من جيسون هستم
جيسون، درسته تو هم خوبي
هموني که خيلي حرف ميزنه
هموني که همه چيرو ميدونه
خوب، کار ما تموم شد
خوب، ميخواين چيکار کنين؟ يه کتاب درست کنين؟
ممنون - برين ديگه -
خداحافظ - خداحافظ -
موضوع چيه؟
من متوجه نميشم ميتونم از روي مال تو کپي کنم؟
نه
...لطفا، اين تا فردا بايد آماده بشه
اون فردا اينارو نميبينه
شب بخير جيسون - شب بخير -
لعنت
جکي، اونجايي؟
در رو باز کن
زود باش بيدار شو
باز کن لطفا
پسرها، اين کارها فايده اي نداره ميدونيم که دارين ازش حمايت ميکنين
بيدارش کن يه کاري کن بهتر به نظر برسه
از خدمات اجتماعي اومدن
مامان، بيدار شو
جکي، اونجايي؟
اون اينجا نيست رفته خريد کنه
مامان، زود باش
باشه، ما منتظر ميشيم
پسرها، اين کارها فايده اي نداره ميدونيم که دارين ازش حمايت ميکنين
بجنب مامان، بلند شو لطفا
خوب، ما وقت زيادي نداريم
...اگه تا پنج دقيقه ديگه اينجا نباشه
مجبوريم به واحد حمايت از کودکان پليس خبر بديم
بجنبين در رو باز کنين
شنيدين؟ فقط پنج دقيقه
در رو باز کن جيسون
اگه بخواين ميتونين بياين داخل و منتظرش بشين
بشينيد
ممنون
اميدوارم خيلي بيرون نمونه
...مامان اومد
اوه سلام چي باعث شده که بياين اينجا؟
اميدوارم پسرها براتون چايي آورده باشن
من يخورده کيک خريدم يخورده ميخواين؟
يخورده ميخواين؟ - بله -
بهتره بشيني - بله -
ميدونين به چي فکر ميکنم؟
فکر ميکنم که اين بهترين هديه در تمام دنياست
مطمئنا ممنون
ممنون
برام يه کاري انجام ميدي مارکوس؟ - بله -
اون جعبه قرمز رو ...از داخل کابينت بردار
باشه مامان - ممنون -
...اينو ببر براي داروساز
با اين نامه، اون خودش ميدونه بايد چيکار کنه، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.