The Matrix

The Matrix

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

The Matrix 1999 BrRip YIFY Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-10
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ - همه‌چیز روبه‌راهه؟ ‏ ‏- قرار نبود شیفتم رو تحویل بگیری.‏

‏ می‌دونم، ولی دلم خواست یه شیفت وایسم. ‏

‏ - ازش خوشت میاد، نه؟ ‏ ‏ - دوست داری تماشاش کنی. ‏

‏ - مسخره نباش. ‏ ‏ - قراره بکشیمش. ‏

‏ مورفیوس معتقده اون همون برگزیده‌ست. ‏

‏ تو هم باور داری؟ ‏

‏ مهم نیست من چی باور دارم. ‏

‏ باور نداری، مگه نه؟ ‏

‏ - شنیدی؟ ‏ ‏ - چی رو؟ ‏

‏ مطمئنی این خط امنه؟ ‏

‏ آره، معلومه که مطمئنم. ‏

‏ بهتره برم. ‏

‏- تکون نخور! پلیس!‏ ‏- دست‌هات روی سرت!‏

‏انجامش بده! همین حالا!‏

‏- ستوان.‏ ‏- لعنتی.‏

‏ستوان، بهت دستورهای مشخصی داده شده بود.‏

‏فقط دارم کارم رو می‌کنم.‏

‏اگه بخوای اون کسشرهای «صلاحیت قضایی» رو‏ ‏تحویلم بدی،‏ ‏می‌تونی همون‌ها رو بچپونی تو کونت.‏

‏اون دستورها برای حفاظت از خودت بود.‏

‏فکر کنم از پس یه دختر کوچولو بربیایم.‏

‏دو تا واحد فرستادم!‏

‏همین الان دارن میارنش پایین!‏

‏نه، ستوان. افرادت همین حالاش هم مردن.‏

‏لعنتی.‏

‏مورفیوس، خط رو ردیابی کردن.‏ ‏نمی‌دونم چطور.‏

‏ می‌دونم. خط تلفن ثابت رو قطع کردن. ‏

‏ وقت نداریم. ‏ ‏ خودت رو به یه خروجی دیگه برسون. ‏

‏- مأمورها اونجان؟‏ ‏ - آره. ‏

‏لعنت بهش.‏

‏ باید تمرکز کنی، ترینیتی. ‏

‏ سر تقاطع ولز و لیک یه تلفن هست. ‏

‏ می‌تونی برسی. ‏

‏- باشه.‏ ‏ - برو. ‏

‏غیرممکنه.‏

‏بلند شو، ترینیتی. فقط بلند شو.‏

‏بلند شو.‏

‏فرار کرد.‏

‏مهم نیست.‏

‏- خبرچین واقعیه.‏ ‏- بله.‏

‏اسم هدف بعدی‌شون رو داریم.‏

‏اسمش نئوه.‏

‏باید جست‌وجو رو شروع کنیم.‏

‏از قبل شروع شده.‏

‏چی؟‏

‏این دیگه چه کوفتیه؟‏

‏ «خرگوش سفید رو دنبال کن.» ‏

‏کیه؟‏

‏چوی‌ام.‏

‏آره. آره.‏

‏دو ساعت دیر کردی.‏

‏می‌دونم. تقصیر اونه.‏

‏پول رو آوردی؟‏

‏دو هزار تا.‏

‏یه لحظه.‏

‏هللویا.‏

‏تو ناجی منی.‏ ‏مسیحِ شخصیِ خودمی.‏

‏اگه موقع استفاده از اون گیر بیفتی...‏

‏می‌دونم. هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده.‏ ‏تو وجود نداری.‏

‏- درسته.‏ ‏- چیزی شده، رفیق؟‏

‏از همیشه رنگ‌پریده‌تری.‏

‏کامپیوترم، یه‌جوری...‏

‏تا حالا شده ندونی واقعاً بیداری‏ ‏یا داری خواب می‌بینی؟‏

‏همیشه.‏ ‏اسمش مسکالینه.‏

‏تنها راه پرواز همینه.‏

‏فکر کنم فقط لازمه یه مدت‏ ‏از همه‌چی فاصله بگیری.‏

‏یه کم استراحت و تفریح؟‏

‏نظرت چیه، دوژور؟‏ ‏با خودمون ببریمش؟‏

‏حتماً.‏

‏نه، نمی‌تونم. فردا کار دارم.‏

‏بی‌خیال.‏

‏خوش می‌گذره. قول می‌دم.‏

‏آره.‏

‏باشه. میام.‏

‏سلام، نئو.‏

‏این اسم رو چطور می‌دونی؟‏

‏خیلی چیزها درباره‌ات می‌دونم.‏

‏- تو کی هستی؟‏ ‏- اسمم ترینیتیه.‏

‏ترینیتی.‏

‏همون ترینیتی؟‏

‏همونی که دیتابیس مالیات رو هک کرد؟‏

‏مال خیلی وقت پیشه.‏

‏- یا خدا.‏ ‏- چی؟‏

‏فقط فکر می‌کردم...‏

‏...مرد باشی.‏

‏بیشتر مردها همین فکر رو می‌کنن.‏

‏اون تو بودی که روی کامپیوترم اومدی.‏

‏چطور این کار رو کردی؟‏

‏فعلاً تنها چیزی که می‌تونم بهت بگم...‏

‏...اینه که تو خطری.‏

‏- آوردمت اینجا تا بهت هشدار بدم.‏ ‏- دربارهٔ چی؟‏

‏دارن زیر نظرت می‌گیرن، نئو.‏

‏- کیا؟‏ ‏- خواهش می‌کنم فقط گوش کن.‏

‏می‌دونم چرا اینجایی، نئو.‏

‏می‌دونم این مدت داشتی چی کار می‌کردی.‏

‏می‌دونم چرا تقریباً نمی‌خوابی...‏

‏...چرا تنها زندگی می‌کنی و چرا‏ ‏شب پشت شب...‏

‏...پای کامپیوترت می‌شینی.‏

‏دنبالش می‌گردی.‏

‏می‌دونم، چون یه زمانی‏ ‏من هم دنبال همین چیز می‌گشتم.‏

‏و وقتی اون من رو پیدا کرد...‏

‏...گفت واقعاً دنبال خودش نمی‌گردم...‏

‏...دنبال یه جوابم.‏

‏این سؤاله که ما رو جلو می‌بره، نئو.‏

‏همین سؤال تو رو کشونده اینجا.‏

‏سؤال رو می‌دونی...‏

‏...همون‌طور که من می‌دونستم.‏

‏ماتریکس چیه؟‏

‏جواب یه جایی اون بیرونه، نئو.‏

‏اون هم دنبال تو می‌گرده.‏

‏و پیدات می‌کنه...‏

‏...اگه خودت بخوای.‏

‏لعنتی.‏

‏لعنتی، لعنتی.‏

‏شما با بالادستی‌ها مشکل دارید،‏ ‏آقای اندرسون.‏

‏فکر می‌کنید آدم خاصی هستید‏ ‏و قانون شامل حال شما نمی‌شه.‏

‏واضحه که اشتباه می‌کنید.‏

‏این شرکت یکی از بزرگ‌ترین‏ ‏شرکت‌های نرم‌افزاری دنیاست...‏

‏...چون کارمندها می‌فهمن‏ ‏که بخشی از یک مجموعه‌ان.‏

‏پس اگه کارمندی مشکل داشته باشه،‏ ‏شرکت هم مشکل داره.‏

‏وقتشه انتخاب کنید، آقای اندرسون.‏

‏یا از امروز به بعد انتخاب می‌کنید‏ ‏که سر وقت پشت میزتون باشید...‏

‏...یا انتخاب می‌کنید دنبال یه کار دیگه‏ ‏بگردید.‏

‏واضح گفتم؟‏

‏بله، آقای راین‌هارت.‏ ‏کاملاً واضح بود.‏

‏توماس اندرسون؟‏

‏آره، خودمم.‏

‏باشه.‏

‏عالیه.‏

‏روز خوبی داشته باشید.‏

‏الو؟‏

‏ سلام، نئو. می‌دونی کی‌ام؟ ‏

‏- مورفیوس.‏ ‏- بله.‏

‏ دنبالت می‌گشتم. ‏

‏ نمی‌دونم آماده‌ای چیزی رو ببینی ‏ ‏ که می‌خوام نشونت بدم یا نه. ‏

‏ اما متأسفانه وقت من و تو تموم شده. ‏

‏ دارن میان سراغت و نمی‌دونم ‏ ‏ می‌خوان باهات چی کار کنن. ‏

‏کیا دارن میان سراغم؟‏

‏ بلند شو و خودت ببین. ‏

‏چی؟ همین الان؟‏

‏ آره. همین الان. ‏

‏ آروم بلند شو. ‏

‏ آسانسور. ‏

‏- لعنتی!‏ ‏- آره.‏

‏از من چی می‌خوان؟‏

‏ نمی‌دونم. اگه نمی‌خوای بفهمی، ‏ ‏ از اونجا برو بیرون. ‏

‏چطوری؟‏

‏ می‌تونم راهنماییت کنم، ‏ ‏ ولی باید دقیقاً هر چی می‌گم انجام بدی. ‏

‏- باشه.‏ ‏ - اتاقک روبه‌روت خالیه. ‏

‏- ولی اگه اونا...‏ ‏ - برو. همین الان. ‏

‏ فقط یه لحظه همین‌جا بمون. ‏

‏ وقتی گفتم، برو تا آخر ردیف... ‏

‏ ...به اتاقی که ته راهروئه. ‏

‏ تا می‌تونی خمیده برو. ‏

‏ برو. همین الان. ‏

‏ خوبه. حالا بیرون یه داربست هست. ‏

‏- از کجا این چیزها رو می‌دونی؟‏ ‏ - وقت نداریم. ‏

‏ سمت چپت یه پنجره هست. ‏ ‏ برو طرفش. ‏

‏ بازش کن. ‏

‏ از داربست برو روی پشت‌بوم. ‏

‏محاله! محاله!‏ ‏این دیوونگیه!‏

‏ دو راه برای خارج‌شدن از این ساختمون داری. ‏

‏ یکی همون داربسته. ‏ ‏ اون یکی اینه که دست اونا بیفتی. ‏

‏ هر کدوم رو بری یه ریسکه. ‏ ‏ انتخاب با خودته. ‏

‏این دیوونگیه!‏

‏چرا این بلا داره سر من میاد؟‏

‏من چی کار کردم؟‏

‏من که کسی نیستم.‏ ‏هیچ کاری نکردم.‏

‏می‌میرم.‏

‏لعنتی!‏

‏لعنتی!‏

‏نمی‌تونم این کار رو بکنم.‏

‏لعنتی.‏

‏همون‌طور که می‌بینید، آقای اندرسون،‏ ‏مدتیه زیر نظر داریم‌تون.‏

‏به نظر می‌رسه شما...‏

‏...دو تا زندگی دارید.‏

‏توی یکی‌شون، توماس اِی. اندرسون هستید...‏

‏...برنامه‌نویسِ یه شرکت نرم‌افزاری معتبر.‏

‏شمارهٔ تأمین اجتماعی دارید.‏ ‏مالیات‌تون رو می‌دید.‏

‏و...‏

‏...به صاحب‌خونه‌تون کمک می‌کنید‏ ‏زباله‌هاش رو بیرون ببره.‏

‏زندگی دیگه‌تون توی کامپیوترهاست...‏

‏...جایی که با اسم هکریِ «نئو» شناخته‏ ‏می‌شید...‏

‏...و تقریباً مرتکب همهٔ جرایم رایانه‌ایِ‏ ‏موجود در قانون شدید.‏

‏یکی از این زندگی‌ها...‏

‏...آینده داره.‏

‏و اون یکی نداره.‏

‏تا جایی که بشه رک و راست باهاتون حرف‏ ‏می‌زنم،‏ ‏آقای اندرسون.‏

‏اینجایید...‏

‏...چون به کمک‌تون احتیاج داریم.‏

‏می‌دونیم شخصی باهاتون تماس گرفته...‏

‏...فردی خاص.‏

‏مردی که خودش رو «مورفیوس» معرفی می‌کنه.‏

‏هر چی فکر می‌کنید دربارهٔ این مرد‏ ‏می‌دونید،‏ ‏بی‌اهمیته.‏

‏خیلی از نهادهای مسئول اون رو...‏

‏...خطرناک‌ترین مرد زنده می‌دونن.‏

‏همکارهای من...‏

‏...فکر می‌کنن دارم وقتم رو با شما تلف‏ ‏می‌کنم.‏

‏ولی من فکر می‌کنم می‌خواید کار درست رو‏ ‏انجام بدید.‏

‏حاضریم پرونده‌تون رو پاک کنیم...‏

More Farsi/persian subtitles for The Matrix

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left