The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه ســــايت .:: KING MOVIE ::. .تــقــديم ميـــکـــند
پريسا يادکوري ، مرتز
يک بزرگش رو گير انداختي , دکتر سي ؟
. يک روز ديگه , يک زندگي ديگه
. اوه , والا
. ممنون , ممنون , متشکرم
. متشکرم
دوشنبه . و اون بيهوشه , نميتونه چيزي حس کنه
. اين همون چيزيه که دختره گفت
. يعني , من خوبم , اما نميتونم درستش کنم
. بسيارخوب , يک بخيه زن 5/1 بهم بديد .C1 روي يک سوزن
.کوک به کانولا
.تلفن
الو ؟ - چطوري , رفيق ؟ -
من کني هستم , يک ثانيه وقت داري ؟
. آه , آره
پدر داماد , عاشق شدي ؟
.. آره - . ببين ,ميدونم درگيري -
, اما وضع ما کمي بغرنج شده
. خيلي از مردم نميدونند استيک ميخوان يا ماهي ..
... واسم جالبه تو نظري نداري
, که فاميل بيشتر کدومش رو ميخوره ..
. پس لازم نيست اينجوري بيش از حد سفارش بديم ..
.. آه - . فرصت در اختيار توئه -
. خب , شايد کمي همون استيک
! اوه , عاليه
.. خب , ميشه بگي - . نه -
.. شايد 60% استيک , 40% ماهي يا ...
آه , ميدوني , هنوزم اگه اجازه بدي .. ميتونم توي هزينه هاي عروسي کمکت کنم
. نه , نه ! خودم دارم . همه چي خوبه , رفيق
! عروسي , اتاقهاي هتل . هوم
! بله انگشت پا پا! بيا پايين! پايين ! بيارش پائين
. اون نبايد اون بالا باشه
آه , ميدوني چيه ؟ آه , ميشه يک ثانيه منتظر بموني ؟
. بله ، مشکلي نيست
. نه ، نه ، نه ! از ميز ببرش اونور
, چون اون شيريني ها رو ليس زده . و بله , من هنوزم اونها رو ميخورم
! الو ؟ آخ ! لعنت بهش
. هي - ! سلام -
باورت ميشه 5 روز ديگه مونده ؟
انگار , واقعا داره اتفاق ميفته ؟
! منظورم در يک روش درسته
. آره , عاليه
. من فقط يک سوال بعنوان يک دکتر ازت دارم
آه , من درمورد شيريني هائي خوندم که .بهشون ميگن عوارض سالمونيا باکتري باسيل گرم منفي است که در جوجهها و تخممرغها معمولاً وجود دارد
.. و من واسه عروسي شيريني خريدم
. البته , الان مارکش يادم نمياد
. ميدوني چيه ؟ شايد بعدا بهت پيامک کنم
, رويش پوست نعنا بود .و همچنين بادام زميني خرد شده
. خيلي زيبا .من و دختران آزمايش طعم داشتيم
اما حالا خوندم که سالمونيا ميتونه کشنده باشه ؟
. خب , راستش , خيلي نادره
منظورم اينه, تنها مرگهائي که ديده شده . در کودکان زير سه سال بوده
اوه خدارو شکر! بله خوب، خوب، من بزرگتر هستم
پس 15 ساله ها مشکلي ندارن , نه ؟ حتي اگه پريودشون عقب افتاده باشه ؟
.. ما داريم چه غلطي بيا , تلفن رو بده دست من . سلام
. هي ! بيخيال , ديگه نميخواهيم نگرانت کنيم , رفيق . برگرد سر هر کاري که ميکردي
. خوبه , ميبينمت
. ميخوام باهات صحبت کنم
! خيلي متاسفم که شرمنده ات کردم
! فقط ميخواستم بدونه خانواده ام نگران سالمونيا هستند
نميتونستي مثل همه آدمها توي گوگل دنبالش بگردي ؟
خب حالا من يک متجاوز گوگلم ؟
! تو وقت اون مرد رو تلف ميکني . اون يک دکتر قلبه
در مورد اون بيپ بيپ نشنيدي ؟ - ! خودم ميدونم بيپ چطور کار ميکنه -
! اونها بيپ هاي معمولي هستند , نه بيپ هاي طولاني صداي بيپ دستگاه ضربان قلب
! من هيچوقت وسط يک بيپ طولاني دردسرش ندادم
. اوه خداي من , خيلي بامزه بود
, مسواک واسه تو .استتوسکوپ براي تايلر
دوسش داري ؟
! من مثل هر والدينِ يک دختر ديگه واسش پول دادم
! و قراره عالي بشه - . اين ايده اسحاق بود -
! البته که هست ! تو يک پدر فوق العاده اي
! تو فقط عصبي هستي - ! من عصبي نيستم -
! باشه ! هي , همگي
. انگور خشم، گل رز، انتخاب خوبي بود . هرچند هنوزم بايد اون کتاب رو بخوني
خودت خونديش , بابا ؟ - . گذاشتم با تو بخونم -
تايلر , تو قراره ببريش تمرين ؟ قرار نيست که بهت فشار بياره ؟
. اوه , آره , معامله بزرگي نيست - . باشه -
.من قراره برم فرودگاه و عمو سيمور رو بردارم
اون کيه ؟ - . اون عموي بابائيه -
. اون پيرترين لوستيگ زنده است
. بيخيال , تو که اون رو توي ميامي ديدي اونهمه واست داستان تعريف کرد
هموني که يک پا داشت ؟
. اوه , آره - . آره , عاشقش ميشي -
داري چيکار ميکني ؟ چرا اينجوري راه ميري ؟
خيلي پاهات تنگ شده ؟ - . نه , پاهام ورم کرده -
. ميخوام برم پيش پني . اونها رو برگردونم - . نه اونها مناسب هستند . فقط اونها رو شکستم -
. اينجوري که توي عروسي راه نميره , آقاي لوستيگ
باشه , باشه ,آب نبات موردعلاقه من چيه ؟ - . اسمش رو يادم نيست -
دختر مورد علاقه من کيه ؟ - . منم -
. دوست دارم - . دوست دارم , خداحافظ -
. دوست دارم - . دوست دارم , آقاي لوستيگ -
. اونها رسيدن
! سيمور
از اينجا داريش ؟ - اوه , مگه تو پرستار نيستي ؟ -
. قربان , من واسه فرودگاه کار ميکنم . من پرستار نيستم
.. چي ؟ نه , ميگفتم واسه ويلچر
. اين ويلچر مال فرودگاهه . و منم واقعا بايد برش گردونم
. يکي ديگه بيشتر لازمش داره , قربان
اوه ! خدائي يکي بيشتر از اين آدم لازمش داره ؟ . باشه . باشه
مسافرتت چطور بود , رفيق ؟
! اوه . اوه
. متاسفم
چي ؟
بدون پا ؟ - آره , چرا ؟ -
. فکر ميکردم هنوز يکي داري . بهم نگفته بودي
. خب , شايد هيچوقت نپرسيدي . ديابته ديگه , سريع عمل ميکنه
. چقدر وحشتناک - . ها ديگه -
. خب , ديگه کار نداري ؟ سر کارم
باشه . چرا اون تنهاست ؟
چي , فکر کردي ميتونم اينقدر زود بيام ؟
. دنيا که نايستاده , جوونک . من اينجا يک داروخانه راه انداختم
آه , ببين , بعدا باهام تماس بگير تا بهت چند تا دستورالعمل بدم
دستورالعمل ؟ چه دستورالعملي ؟
, ميدوني , تغييرات , نگهداريش . همه اين چيزها ديگه
آخه مگه اون پرستار نداره ؟ - ! اوه , آروم باش -
... دکتر گفته اون تا 48 ساعت احتياج به تميزکردن نداره
. اگه وقت نکردي .. - چه " تميزکردني " ؟ -
. بعدا صحبت ميکنيم , مشتري دارم - ! صبر کن -
خب , اون قراره همش توي هتل تنها بمونه ؟
! ميخواي بگذاريش توي هتل ؟ اون 87 سالشه
.. آخه , الان توي خونه خيلي شلوغ پلوغه
! اون مرد 87 سالشه
! باشه بابا , ميبرمش خونه
اوه خب , نقاشي چطور پيش ميره , سيمور ؟ هنوز سراميک ميکني ؟
. نه
. فقط بگو سارا کمکت کنه . ميزم رو تکون بده و مبل رو تا کن
قراره ببريش هتل ؟ بدون پا ؟
! من نميدونستم پا نداره
. خوبه , اونم آدمه
. بله . آه , فقط .. من يک ساعت ديگه اونجام
, به همه بگو توي خونه ملاقاتش ميکنند . نه توي هتل
. خيلي متاسفيم که طلاق پدر باعث شده نزديک بچه هايش نباشه
.حداقل حس ميکردند در يک جاي خوب زندگي ميکنند
. آره . قطعا ميتونيم انجامش بديم
. جايگزين کردنش آسونه . پايان خوشي نيست , اما خيلي خوبه
ميخواي چند تا از کارهامون رو ببيني ؟
... آره، خوب، نورمن - . اين کني ـه , نورمن رئيس منه -
. درسته , متاسفم
يک منزل با کيفيت توي مينئولا .هست که پارسال ارتقائش داديم
.دو تا ستاره واسه درجه يک بودنش گرفت . تقريبا بي سابقه است
. آه , دخترم شنبه اونجا ازدواج ميکنه
واقعا ؟ تو در يک لژ با کيفيت عروسي گرفتي ؟
. اين دو ستاره است
, فقط نيم ساعت وقت دارم .. اما بذار ماشينمو بردارم و تا اونجا رانندگي کنم
. بذار برسونمت
, ما کوچکترين شرکت هستيم . چقدر مثبت
. من روي اين دست گذاشتم
. من تا تکميل پروژه تمام وقت اونجا خواهم بود
! هي ! تو ترقي کردي - کجا رفتي ؟ -
. اين عموي منه , سيمور . اون تازه از فلوريدا پرواز کرده
. تو که خواب بودي ، رفيق . نخواستم بيدارت کنم
. اون خواب بود
, مرکز يادگيري اونجاست . اونها با ما اومدن
. اتاقهاي رختکن لوله کشي شده
. و سيستمِ هشدارِ ساختمان به روز شده
. من ميخوام برم
. تقريبا رسيديم خونه , سيمور
. حمام - . اوه -
تقريبا کارمون تمومه , باشه ؟ تا حالا نکته مثبتش رو نديدي ؟
. اونجا واسه شاشه , جاي ريدن ميخوام
. داريم کم کم ميرسيم ميتوني 4 دقيقه خودت رو نگه داري ؟
. نميتونم
. الان شد 3 دقيقه
. بهت 2 دقيقه وقت ميدم
چي شد؟ چي شد؟
. اوه , الان تا شد
شوخي ميکني ؟
. من قبلا از اينا استفاده نکردم
چرا اينقدر طول کشيد ؟
.. سيمور
. بگير ... بگير .. بريم
, واقعا چيز خوبيه
، آخه اونها دست خشک کنِ دايسون هوائي دارند
. که ميتونم نشونت بدم
. من واسه حمام لابيِ تو خوب بودم - .آها -
اونجا .. اتاق معلولين نداره ؟
. نه , من اينو نگفتم . خب , پس بيارش پاي تلفن
اسحاق , به مامانت گفتي که گفتم دوش نداره ؟
! نگفتم .. چون مادرت گفت ناخن هات کثيفه
. اونها هردوشون 23 سال دارن . بهم حس جووني ميده
. اما حس ميکنم , عاشق هم هستن . خب , کي ميدونه چي درسته
. هيچکي بهم نگفته بود اصلا پا نداره
. اوه , يکي اونجاست - . کسي رو نديدم -
. باشه , من تمومم
! من آماده ام
.دستمال مرطوب بچه لازم دارم
هردوشون منگوله دار انتخاب کردند . پس ميتونند با هم زندگي کنند
. دختر توي دندون پزشکيه , پسره توي پزشکي
. خب , خوش بحالش . فکر ميکردم فقط ميتونه دندان پزشک باشه
.يعالمه دندون پزشک عالي اون بيرون هست , آيريس
. هيچکدوم از اون آدمهاي نازنازي دوست ندارن زير گاز باشند
. خيلي خب , مامان
. شماها , فقط صبر کنيد تا لباس سارا رو ببينيد
, من تنش ديدم , ماورائي بود
. باسليقه , اصلا جندگي نيست
. هنوزم دلم ميخواست ميتونستي خودت بپوشي
....متاسفم، مادربزرگ، مي دونم. من فقط
! اون لباس خودش رو ميپوشه
No comments yet. Be the first to leave one.