The Invitation

The Invitation (L'invitation)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Invitation 1973 DVDRip
A Commentary by bamdad
بامداد از تیم ترجمه پارس نویس

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2015-05-13
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. سلام خودتي، مامان؟

، الان بهت زنگ زدم . ولي انگار نبودي

. ده دقيقه به ظهر

دکتر چي گفت؟

خب، پس تيفوس نيست؟ از اين بابت مطمئني؟

. آب پرتقال

، خيلي ويتامين داره . شايد

داره گريه مي‌کنه؟

رافائل اونجاست؟ . تلفن رو بده دستش

،رافائل . منم بابايي

اونجايي... رافائل؟

، من عصباني نيستم ... ميدوني

ماماني نگران . خواهر کوچولوت شده

، رافائل . به من گوش کن

، من که بهت گفتم . ديگه عصباني نيستم

، کافيه ديگه . گريه نکن

2310... 15... 703...

467... 2666...

، بيا داخل چي شده؟

. پرونده‌هايي که خواسته بودين

، بيخيال، اونقدرم بد نميشه . گوشي رو بده دست مامان

. خيلي حساسه

. درست مثله مادرش

. ديگه بايد برم

. نگران نباش . واسه ناهار خونه نميام

. جمعه‌ست . بازم ماهي داريم

! احمق

. من ميرم، ديگه ظهر شد . دوباره ساعت يک و نيم بهت زنگ ميزنم. بدرود

جي 12 رو بررسي کردي؟

. بله، آقاي لامل . اينجاست

تقديم به تمام عاشقان سينما

يکصد و هفتاد و دو هزار و . ششصد و شصت و شش

، سلام، کولارد هستم . امور حقوقي

، بله چرا؟

، ترجيح ميدم گوشي رو بدم دست خودش . گروهبان

. بهتره خودتون بگين

. پليسه . مادر پلاست فوت شد

، آقاي پلاست . تلفن با شما کار داره

... ، الو، بله . رمي پلاست

. لطفا همگي بياين اينجا

، دوستان ... اين وظيفه‌ي دردناک منه

که به شما اين خبر رو بدم که ... . مادر همکارمون پلاست، امروز صبح فوت شد

... رفيق بينوا

، تو تنها نيستي پلاست . ما اينجا کنارتيم

، زودباش ... زودباش حالا

آب بيارم براش؟ - ... نه، نه، يه بالش برام بيار -

. و يه سطل زباله ...

چيکارش کنم؟ - . بذار زير پاهاش -

... چند روز قبل، درخواستي

مبني بر يک مرخصي از ... . طرف آقاي پلاست به دستم رسيد

مرگ مادرش اونو به شدت . تحت تاثير قرار داده

من ميدونم که اون چقدر . براش مهم بود

. مادرش هميشه مراقبش بود

، البته که مورد آقاي پلاست . يک مورد استثنائيه

ما امروز صبح در مورد اين مسئله ... صحبت کرديم و تصميم گرفتيم

که با توجه به وضعيت و ... ... سلامتي ايشون

به يک مرخصي ويژه به ... . مدت دو ماه فرستاده بشن

، بگير موريس . اين مال توئه

. يکي هم واسه من اومد . هممون به خونه‌ي آقاي پلاست دعوت شديم

، آقاي کولارد . هممون به خونه‌ي آقاي پلاست دعوت شديم

. مال بقيه رو هم بده، الين

، آقاي لامل . هممون به خونه‌ي آقاي پلاست دعوت شديم

تو همون خونه‌ي بيرون شهري؟ - . نه، نه، آقاي لامل . نقل مکان کردن يه جاي ديگه -

. بخاطر راه انداختن خونه‌ي جديدشه

اين واسه چيه؟

! متظاهر

... آقاي رمي پلاست - بلانچارد

مفتخر است تا شما را ... . به يک مهماني کوچک دعوت نمايد

، روز شنبه، شانزدهم ... : ساعت 3 بعدازظهر در خانه‌ي جديد خود

، کلماتيت . جاده‌ي کودر

، بد نيست . دوستمون پلاسته

. واسه شما ندارم

شما دعوت نشدي؟

، آره . البته که دعوت شدم

. حال اين يتيم ما هم داره خوب ميشه - ... بدون اون مادرش -

کي ميدونه واسه اون . آشغال کهنه چقدر گرفته

ماه گذشته که برامون ... شکلات آورد

قول يه غافلگيري ... . رو بهمون داد

. همسران رو دعوت نکرده

. يکي برات گير مياريم

، اينجاست، ببين . کلماتيت

بعدا بيام دنبالت؟ - . خودم با يه نفر برمي‌گردم -

نوشيدني به اندازه‌ي کافي هست، آقا؟

. بيشتر از اندازه‌ي کافي هست، قربان

. بايد منو اميل صدا کنين . به خصوص جلوي مهمان‌ها

. يک پرستيژ کاريه، قربان - . اونها همکاران من توي اداره هستن -

. پس حتما بايد اينکارو بکنين، قربان

. خودشونن - . من ميرم، قربان -

... خانم

آقا، اينجا خونه‌ي آقاي پلاسته؟

بله، خانم، ورود چه کسي رو بايد اعلام کنم؟ - . الين تِوُو -

تنها اومدي، خانم الين؟ - . برادرم منو تا اينجا رسوند -

بقيه چي شدن؟ - . نميدونم، به زودي پيداشون ميشه -

. اينجا خيلي تميز و مرتبه

، شما يه پيشخدمت دارين . مثه توي فيلم‌ها

. فقط واسه امروزه

، قبلا هم بهتون گفتم، شما بدون مادرتون . يه زندگي عالي خواهيد داشت

درست نميگم آقاي پلاست؟

با داشتن خونه‌اي مثله اين، تاثير خوبي روي . ديگران ميذارين

اينجا همه‌ش مال خودتونه؟

. هنوز کسي نيومده

. گفتم که زود داريم ميريم

. اون بطري رو ول کن، ما که نيومديم گردش - . تو هيچوقت درک نمي‌کني، عسلم -

. موريس، لطفا منو هلن صدا کن - ! چشم، عسلم -

. بهتره بسته‌بنديش کني

! پلاست که ملکه انگلستان نيست . خب، همکار من اونقدرم بد نيست

. کلماتيت

، موريس . ديگه بس کن

. صبر کن، يکي داره مياد - . لعنتي، خونه رو اشتباهي اومديم -

! سلام، الان رسيدين

! چقدر قشنگه

. ما داريم ميايم پايين

. اون خونه رو قبلا ديده

پس، همه‌ش مال خودته؟

اون خونه رو توي شهر فروختم . و در قبالش اينو گرفتم

. يه خونه‌ي روياييه

! تبريک ميگم

، ببخشيد آقا ! فکر کردم مُردين

. مشکلي نيست . حالم خوبه

مادرتونه؟

لامل گفت که ! اون يه موجود نق نقو بود

! اين که حرف من نيست ! من فقط نقل‌قول کردم

. مادرم يه هنرمند اصيل بود

خودت مينوازي... ؟ - . نه، مادرم -

. به عنوان يادبود نگهش ميدارم - آسون نيست، درسته؟ -

، اه، بهش دست نزن . عزيزم

بهم بگو ببينم چطور هفته گذشته مرتکب گناه شدين؟

، بيا نزديک‌تر، عزيزم صداتو نمي‌شنوم، چطوري؟

. بزرگه

. آره

اين فقط يه غذاي سبک . توي چند تا بشقاب کاغذي نيست

بگو بدونم ميليونر بودن چه احساسي داره؟

، واسه من آب پرتقال، عرق نيشکر . و مقداري ماري بريزرد

. ماري بريزرد نداريم، آقا - . پس عرق نيشکر رو بيشتر کن -

نوشيدني الکلي، عزيزم؟

. نه، ممنون - ... بيخيال -

. بس کن، موريس -

. همينجاست - . چقدر زيباست -

انتظار همچين چيزي نداشتين، درسته؟

، سلام . آقاي مرمت

! لعنتي، عجب جائيه

! اگه بوفه رو ببينين چي ميگين

. فضاي اينجا واسه بچه‌ها خوبه - . عجب ملک بزرگيه -

، الان نه . بايد به پيشواز مهمان‌ها برم

به من اجازه ميدين، آقا؟

يک سوم؟ - . آره، يه سوم خوبه -

بايد اينو به همراه ... يه کم انگوستورا

. و کمي دارچين امتحان کنين ...

، چه غافلگيريه خوبيه . آقاي پلاست

، خوبه . پس املاک شما به اينجا رسيدن

، آره . کاملا بزرگه

همه‌ش مال خودتونه؟

... اينجا يه بهشته

. با تمام اون درختان زيبا ...

مي‌خواين يه نفسي تازه کنين، خانم دبونوُو؟ - . اوه، من خوبم -

حومه شهر با وجود اين درخت‌ها . اين موقع از سال زيبا ميشه

! اوه، ببخشيد

. سلام، آقاي کولارد - . اوه، تويي لامل -

هردومون داشتيم به ! يه چيز فکر مي‌کرديم

. مثله توي ارتش، رديف دوم

قيمت همچين ملکي چقدره؟

. نميدونم

، اينو در ازاي اون خونه‌ي ديگه گرفتم . و يه مقداري هم اضافه دادم

ميدوني، نمي‌خواستم ... خانواده دعوت کنم

بخاطر خانم دبونوُو ... . و آقاي لامل

. آخه اينجا تنها ميشن - . ميدونم، متوجهم -

. اين چوب خيلي صدا مي‌کنه

. مراقب باش، شارل

، بهش دست نزن ! ميشکنه

. اين دستگاه يه سيستمه هوشمنده

. رئيس اومد . کافيه ديگه، رنه

، ميدوني پلاست عزيز . زماني که رفتي ما نگران شديم

ولي الان خوشحالم که ميبينم . بر اندوهت چيره شدي

! سلا آقاي مدير ! سلام آقاي معاون مدير

! اوه، ببخشيد ! سلام، خانم منشي

! سلام آقاي مدير اداره

! سلام آقاي معاون مدير اداره - ! اين خوشمزگي‌ها رو کنار نذاشتي -

. خيلي خوب از پسش براومدي

. متاسفانه، من ديگه تنها شدم - ! تو بايد ازدواج کني، رمي -

، اين اتاق بزرگ خيلي قشنگه، پلاست . اون درهاي رو به تراس

. اين گل‌هاي روي ديوار

اين چقدر مي‌ارزه؟ - . خيلي -

! دست نزن، ميشکنه . قبلا هم گفتم

مي‌خواي بچشي؟

. رنگ عجيبيه چي هست حالا؟

، گردباد کارائيب . ويژه‌ي خودمه

، امتحانش کن . هرچيزي رو سر راه خودش نابود مي‌کنه

. نه، نه، ممنون . توي اين گرما، آبجو رو ترجيح ميدم

. بايد امتحانش کني

، آب پرتقال، عرق نيشکر ... ، انگوستورا

! ... يه کم دارچين و ...

. پدرم استاد گياه شناسي بود

، اين يکي از دوستان مادرمه . پدرخونده‌ي منه

، سيمون عرق نيشکر نمي‌خوري؟

عرق نيشکر؟

. خانم، زياد نه

هي مِرمت، مي‌خواي برامون سخنراني کني؟

. خودت ميتوني سخنراني کني - چرا من؟ - . چون از اون مي‌خواي که اينکارو بکنه -

. نه، من نه . آقاي کولارد بايد اينکارو بکنه . اول رئيس

. من امروز رئيست نيستم

The Invitation subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left