The first 200 lines.
. سلام خودتي، مامان؟
، الان بهت زنگ زدم . ولي انگار نبودي
. ده دقيقه به ظهر
دکتر چي گفت؟
خب، پس تيفوس نيست؟ از اين بابت مطمئني؟
. آب پرتقال
، خيلي ويتامين داره . شايد
داره گريه ميکنه؟
رافائل اونجاست؟ . تلفن رو بده دستش
،رافائل . منم بابايي
اونجايي... رافائل؟
، من عصباني نيستم ... ميدوني
ماماني نگران . خواهر کوچولوت شده
، رافائل . به من گوش کن
، من که بهت گفتم . ديگه عصباني نيستم
، کافيه ديگه . گريه نکن
2310... 15... 703...
467... 2666...
، بيا داخل چي شده؟
. پروندههايي که خواسته بودين
، بيخيال، اونقدرم بد نميشه . گوشي رو بده دست مامان
. خيلي حساسه
. درست مثله مادرش
. ديگه بايد برم
. نگران نباش . واسه ناهار خونه نميام
. جمعهست . بازم ماهي داريم
! احمق
. من ميرم، ديگه ظهر شد . دوباره ساعت يک و نيم بهت زنگ ميزنم. بدرود
جي 12 رو بررسي کردي؟
. بله، آقاي لامل . اينجاست
تقديم به تمام عاشقان سينما
يکصد و هفتاد و دو هزار و . ششصد و شصت و شش
، سلام، کولارد هستم . امور حقوقي
، بله چرا؟
، ترجيح ميدم گوشي رو بدم دست خودش . گروهبان
. بهتره خودتون بگين
. پليسه . مادر پلاست فوت شد
، آقاي پلاست . تلفن با شما کار داره
... ، الو، بله . رمي پلاست
. لطفا همگي بياين اينجا
، دوستان ... اين وظيفهي دردناک منه
که به شما اين خبر رو بدم که ... . مادر همکارمون پلاست، امروز صبح فوت شد
... رفيق بينوا
، تو تنها نيستي پلاست . ما اينجا کنارتيم
، زودباش ... زودباش حالا
آب بيارم براش؟ - ... نه، نه، يه بالش برام بيار -
. و يه سطل زباله ...
چيکارش کنم؟ - . بذار زير پاهاش -
... چند روز قبل، درخواستي
مبني بر يک مرخصي از ... . طرف آقاي پلاست به دستم رسيد
مرگ مادرش اونو به شدت . تحت تاثير قرار داده
من ميدونم که اون چقدر . براش مهم بود
. مادرش هميشه مراقبش بود
، البته که مورد آقاي پلاست . يک مورد استثنائيه
ما امروز صبح در مورد اين مسئله ... صحبت کرديم و تصميم گرفتيم
که با توجه به وضعيت و ... ... سلامتي ايشون
به يک مرخصي ويژه به ... . مدت دو ماه فرستاده بشن
، بگير موريس . اين مال توئه
. يکي هم واسه من اومد . هممون به خونهي آقاي پلاست دعوت شديم
، آقاي کولارد . هممون به خونهي آقاي پلاست دعوت شديم
. مال بقيه رو هم بده، الين
، آقاي لامل . هممون به خونهي آقاي پلاست دعوت شديم
تو همون خونهي بيرون شهري؟ - . نه، نه، آقاي لامل . نقل مکان کردن يه جاي ديگه -
. بخاطر راه انداختن خونهي جديدشه
اين واسه چيه؟
! متظاهر
... آقاي رمي پلاست - بلانچارد
مفتخر است تا شما را ... . به يک مهماني کوچک دعوت نمايد
، روز شنبه، شانزدهم ... : ساعت 3 بعدازظهر در خانهي جديد خود
، کلماتيت . جادهي کودر
، بد نيست . دوستمون پلاسته
. واسه شما ندارم
شما دعوت نشدي؟
، آره . البته که دعوت شدم
. حال اين يتيم ما هم داره خوب ميشه - ... بدون اون مادرش -
کي ميدونه واسه اون . آشغال کهنه چقدر گرفته
ماه گذشته که برامون ... شکلات آورد
قول يه غافلگيري ... . رو بهمون داد
. همسران رو دعوت نکرده
. يکي برات گير مياريم
، اينجاست، ببين . کلماتيت
بعدا بيام دنبالت؟ - . خودم با يه نفر برميگردم -
نوشيدني به اندازهي کافي هست، آقا؟
. بيشتر از اندازهي کافي هست، قربان
. بايد منو اميل صدا کنين . به خصوص جلوي مهمانها
. يک پرستيژ کاريه، قربان - . اونها همکاران من توي اداره هستن -
. پس حتما بايد اينکارو بکنين، قربان
. خودشونن - . من ميرم، قربان -
... خانم
آقا، اينجا خونهي آقاي پلاسته؟
بله، خانم، ورود چه کسي رو بايد اعلام کنم؟ - . الين تِوُو -
تنها اومدي، خانم الين؟ - . برادرم منو تا اينجا رسوند -
بقيه چي شدن؟ - . نميدونم، به زودي پيداشون ميشه -
. اينجا خيلي تميز و مرتبه
، شما يه پيشخدمت دارين . مثه توي فيلمها
. فقط واسه امروزه
، قبلا هم بهتون گفتم، شما بدون مادرتون . يه زندگي عالي خواهيد داشت
درست نميگم آقاي پلاست؟
با داشتن خونهاي مثله اين، تاثير خوبي روي . ديگران ميذارين
اينجا همهش مال خودتونه؟
. هنوز کسي نيومده
. گفتم که زود داريم ميريم
. اون بطري رو ول کن، ما که نيومديم گردش - . تو هيچوقت درک نميکني، عسلم -
. موريس، لطفا منو هلن صدا کن - ! چشم، عسلم -
. بهتره بستهبنديش کني
! پلاست که ملکه انگلستان نيست . خب، همکار من اونقدرم بد نيست
. کلماتيت
، موريس . ديگه بس کن
. صبر کن، يکي داره مياد - . لعنتي، خونه رو اشتباهي اومديم -
! سلام، الان رسيدين
! چقدر قشنگه
. ما داريم ميايم پايين
. اون خونه رو قبلا ديده
پس، همهش مال خودته؟
اون خونه رو توي شهر فروختم . و در قبالش اينو گرفتم
. يه خونهي روياييه
! تبريک ميگم
، ببخشيد آقا ! فکر کردم مُردين
. مشکلي نيست . حالم خوبه
مادرتونه؟
لامل گفت که ! اون يه موجود نق نقو بود
! اين که حرف من نيست ! من فقط نقلقول کردم
. مادرم يه هنرمند اصيل بود
خودت مينوازي... ؟ - . نه، مادرم -
. به عنوان يادبود نگهش ميدارم - آسون نيست، درسته؟ -
، اه، بهش دست نزن . عزيزم
بهم بگو ببينم چطور هفته گذشته مرتکب گناه شدين؟
، بيا نزديکتر، عزيزم صداتو نميشنوم، چطوري؟
. بزرگه
. آره
اين فقط يه غذاي سبک . توي چند تا بشقاب کاغذي نيست
بگو بدونم ميليونر بودن چه احساسي داره؟
، واسه من آب پرتقال، عرق نيشکر . و مقداري ماري بريزرد
. ماري بريزرد نداريم، آقا - . پس عرق نيشکر رو بيشتر کن -
نوشيدني الکلي، عزيزم؟
. نه، ممنون - ... بيخيال -
. بس کن، موريس -
. همينجاست - . چقدر زيباست -
انتظار همچين چيزي نداشتين، درسته؟
، سلام . آقاي مرمت
! لعنتي، عجب جائيه
! اگه بوفه رو ببينين چي ميگين
. فضاي اينجا واسه بچهها خوبه - . عجب ملک بزرگيه -
، الان نه . بايد به پيشواز مهمانها برم
به من اجازه ميدين، آقا؟
يک سوم؟ - . آره، يه سوم خوبه -
بايد اينو به همراه ... يه کم انگوستورا
. و کمي دارچين امتحان کنين ...
، چه غافلگيريه خوبيه . آقاي پلاست
، خوبه . پس املاک شما به اينجا رسيدن
، آره . کاملا بزرگه
همهش مال خودتونه؟
... اينجا يه بهشته
. با تمام اون درختان زيبا ...
ميخواين يه نفسي تازه کنين، خانم دبونوُو؟ - . اوه، من خوبم -
حومه شهر با وجود اين درختها . اين موقع از سال زيبا ميشه
! اوه، ببخشيد
. سلام، آقاي کولارد - . اوه، تويي لامل -
هردومون داشتيم به ! يه چيز فکر ميکرديم
. مثله توي ارتش، رديف دوم
قيمت همچين ملکي چقدره؟
. نميدونم
، اينو در ازاي اون خونهي ديگه گرفتم . و يه مقداري هم اضافه دادم
ميدوني، نميخواستم ... خانواده دعوت کنم
بخاطر خانم دبونوُو ... . و آقاي لامل
. آخه اينجا تنها ميشن - . ميدونم، متوجهم -
. اين چوب خيلي صدا ميکنه
. مراقب باش، شارل
، بهش دست نزن ! ميشکنه
. اين دستگاه يه سيستمه هوشمنده
. رئيس اومد . کافيه ديگه، رنه
، ميدوني پلاست عزيز . زماني که رفتي ما نگران شديم
ولي الان خوشحالم که ميبينم . بر اندوهت چيره شدي
! سلا آقاي مدير ! سلام آقاي معاون مدير
! اوه، ببخشيد ! سلام، خانم منشي
! سلام آقاي مدير اداره
! سلام آقاي معاون مدير اداره - ! اين خوشمزگيها رو کنار نذاشتي -
. خيلي خوب از پسش براومدي
. متاسفانه، من ديگه تنها شدم - ! تو بايد ازدواج کني، رمي -
، اين اتاق بزرگ خيلي قشنگه، پلاست . اون درهاي رو به تراس
. اين گلهاي روي ديوار
اين چقدر ميارزه؟ - . خيلي -
! دست نزن، ميشکنه . قبلا هم گفتم
ميخواي بچشي؟
. رنگ عجيبيه چي هست حالا؟
، گردباد کارائيب . ويژهي خودمه
، امتحانش کن . هرچيزي رو سر راه خودش نابود ميکنه
. نه، نه، ممنون . توي اين گرما، آبجو رو ترجيح ميدم
. بايد امتحانش کني
، آب پرتقال، عرق نيشکر ... ، انگوستورا
! ... يه کم دارچين و ...
. پدرم استاد گياه شناسي بود
، اين يکي از دوستان مادرمه . پدرخوندهي منه
، سيمون عرق نيشکر نميخوري؟
عرق نيشکر؟
. خانم، زياد نه
هي مِرمت، ميخواي برامون سخنراني کني؟
. خودت ميتوني سخنراني کني - چرا من؟ - . چون از اون ميخواي که اينکارو بکنه -
. نه، من نه . آقاي کولارد بايد اينکارو بکنه . اول رئيس
. من امروز رئيست نيستم
No comments yet. Be the first to leave one.