Let Go

Let Go (Släpp taget)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Let Go 2024 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2025-05-13
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ارتباط مهم است.‬

‫تقویت متقابل اعتماد و احساسات،‬

‫و نگرانی‌ها و علایقمان را به اشتراک بگذاریم،‬

‫و غم‌ها و شادی‌هایمان را.‬

‫دلایل از دست دادن شور و اشتیاق در یک رابطه‬

‫یعنی وجود دیگری را بدیهی دانستن،‬

‫دیگر متوجه حضورش نمی‌شویم...‬

‫فقط ۵ دقیقه.‬

‫من یه بچه میگیرم.‬

‫- زود باش. خوب.‬

‫... و ما دیگر گوش نمی‌دهیم.‬

‫اما اگر به گذشته فکر کنید…‬

‫تا روزی که همدیگر را ملاقات کنیم،‬

‫پس چرا همدیگر را انتخاب کردید؟‬

‫ثبت نام امروز بسته می‌شود.‬

‫این مهم است.‬

‫عالی!‬

‫ما یک بار زندگی می‌کنیم، و زندگی می‌گذرد. بعضی وقتا سریعتر از اون چیزی که باید.‬

‫شگفت‌انگیز!‬

‫اما هر که زندگی‌اش را آنطور که باید، زندگی کند…‬

‫«آنا»، تا مادرت امضا کند.‬

‫... و تصمیم گرفت...‬

‫خوب.‬

‫...رها کردن از چیزی که او را آزار می‌دهد...‬

‫بذار من!‬

‫من این کار را نخواهم کرد!‬

‫... او ممکن است زندگی را شگفت‌انگیز بیابد.‬

‫اتفاقات غیرمنتظره‌ای رخ می‌دهد.‬

‫در زندگی ما.‬

‫سلام عزیزم.‬

‫اما نباید از آن بترسیم.‬

‫سلام.‬

‫-عصبانی شدی؟ نه.‬

‫بی دلیل به دیوار لگد زدم؟‬

‫شایسته‬

‫بیا بریم خونه.‬

‫باشه.‬

‫من به تو کمک خواهم کرد. ۱، ۲ و…‬

‫شام آماده است!‬

‫اگر زیر ۱۸ سال سن داشته باشد‬

‫شام آماده است. - حرفاتو شنیدم!‬

‫خوب.‬

‫لعنت!‬

‫زندگی یعنی به اشتراک گذاشتن لحظه‌های روزمره.‬

‫«من موافقم که پسرم را به اشتراک بگذارم»‬

‫نگرانی‌هایمان، ترس‌هایمان، غم‌هایمان،‬

‫و البته شادی‌هایمان.‬

‫«امضای اعتماد»‬

‫گفتم که آماده است.‬

‫باشه.‬

‫اما ما منتظر پدرت هستیم.‬

‫اگر کسی نیست که این لحظات را با او تقسیم کنی،‬

‫تو آن را حس نخواهی کرد.‬

‫هر دوی شما پایه و اساس محکمی برای ساختن دارید.‬

‫من نمی‌توانم به شما بگویم چه اتفاقی خواهد افتاد،‬

‫اما اگر از یکدیگر حمایت کنید،‬

‫به احتمال زیاد رابطه شما موفق خواهد شد.‬

‫«باید رها کنم»‬

‫من گرسنه‌ام!‬

‫به زودی غذا خواهیم خورد.‬

‫مشکل اینه که امضا کردی.‬

‫- امضای دیگران را جعل نکنید. - کیف‌هایشان را نگردید.‬

‫- من آن را جستجو نکردم، من آن را آویزان کردم چون تو آن را جا گذاشته بودی. - بعد من آن را جستجو کردم.‬

‫اما…‬

‫نباید امضای کسی را جعل کنید.‬

‫من نگهبان هستم، نه تو.‬

‫سلام. - جرم کیفری محسوب می‌شود.‬

‫- زیاده روی نکن. میز را بچینید.‬

‫میدونی چقدر تمرین کردم؟‬

‫نه. - من هر روز میرم.‬

‫سلام. ساکت باش.‬

‫- متوجه شدم. - اگه من شرکت نکنم، تمرین چه فایده‌ای داره؟‬

‫من که اینو نگفتم.‬

‫مشکل چیه؟‬

‫او قصد داشت بدون اطلاع من برود.‬

‫من مسئول زندگی خودم هستم. باشه…‬

‫منم مثل تو پاستا می‌خوام.‬

‫- همونه، همون مزه رو میده. - صدایم را می‌شنوی؟‬

‫حرف زدن با من رو قطع کردی؟‬

‫دیگری باعث قولنج می‌شود.‬

‫آنها کسی را جز من انتخاب نکردند. می‌خوای فرصت رو از دست بدی؟‬

‫لولو می‌گوید من باهوشم. - اون مادرت نیست.‬

‫کاش او مادرم بود.‬

‫او همچنین می‌خواست بداند دخترش کجاست.‬

‫چرا باید راه شما را دنبال کنیم؟ چرا ما را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهید؟‬

‫من این کار را نمی‌کنم.‬

‫این چیست؟‬

‫چرا کفش‌ها ، کت‌ها و کیف‌هایت را سر جای خودشان نمی‌گذاری ؟‬

‫نظرت برام مهم نیست. من خواهم رفت.‬

‫ای خدای من!‬

‫- فکر می‌کنی من دوست دارم شما دو تا اونجا باشید؟ کجا؟‬

‫شما دو تا همیشه دعوا دارید.‬

‫یا اصلاً حرف نمی‌زنی.‬

‫شما دو تا بامزه نیستید.‬

‫- بسه دیگه. - تو هم بس کن.‬

‫من گرسنه‌ام.‬

‫من و پدرت بعد از شام در مورد این موضوع صحبت خواهیم کرد.‬

‫هر انتخابی.‬

‫حالا بحث کنید.‬

‫بفرمایید، شما اینجا هستید.‬

‫مشکل چیه؟ من نمی‌فهمم.‬

‫زمان مناسب نیست.‬

‫نکرد؟‬

‫مشکل توئه که من دور یه میله می‌رقصم؟‬

‫اگر چنین است،‬

‫این کار تو اشتباهه، پدوفیل.‬

‫- بچه‌ها چه آرزویی دارند؟ مامان من!‬

‫با پدرت در موردش صحبت می‌کنم، اما...‬

‫بفرمایید به سلامتی من!‬

‫پاستا افتضاح است.‬

‫بفرمایید به سلامتی من!‬

‫- می‌خوام بهت بگم... - می‌خوام طلاق بگیرم.‬

‫من طلاق می‌خواهم.‬

‫کار نمی کند.‬

‫مامان من!‬

‫- من... - بله.‬

‫من نمی توانم ادامه بدهم.‬

‫کار نمی کند.‬

‫ما طلاق نمی‌گیریم.‬

‫نه الان.‬

‫چی داری میگی؟‬

‫- نشونم بده. این‬

‫باشه. و اگر اینجا کلیک کنید؟‬

‫کار می‌کند.‬

‫(مانی) - (آنا) - مامان - بابا‬

‫مامان من؟‬

‫«(سوپر مانی) چند ماهه است»‬

‫او بیشتر از هر کودک نابغه دیگری که تا به حال دیده بود، چیزهای جدید می‌دید.‬

‫خانواده‌ی فوق‌العاده کامل شد.‬

‫هیچ چیز مانع آنها نخواهد شد."‬

‫گواهی"‬

‫تصمیم گرفتم که باید بریم.‬

‫میل تو به تنبیه من طبیعی است.‬

‫آیا برای حمایت از دخترت، عاقب، با ما همراه هستی؟‬

‫گفتی که نمی‌خواهی بروی.‬

‫و حالا می‌خواهم.‬

‫گفتم: «تا وقتی که مرگ ما را از هم جدا کند.»‬

‫حالا می‌خوای طلاق بگیری.‬

‫مردم نظرشان عوض می‌شود.‬

‫چون من طلاق می‌خوام، می‌خوای بری؟‬

‫می‌خواهم قبل از طلاق، پدرِ حاضر باشی.‬

‫اما من یک پدرِ حاضر هستم…‬

‫پس دو هفته دیگه میریم.‬

‫زندگی ما سالم است؟‬

‫آیا رابطه ما شاد است؟‬

‫باید آرام باشیم.‬

‫و خواهید فهمید که این حرکت درست است.‬

‫و لازم.‬

‫نه.‬

‫اما، حالا…‬

‫بیایید بحث کنیم...‬

‫ما در مورد هیچ چیز بحث نخواهیم کرد.‬

‫رقابت برای تو مهم نیست، اما برای او هست.‬

‫ما می‌رویم و بحث نمی‌کنیم.‬

‫سپس…‬

‫پیشنهاد می‌کنم بدون من بری.‬

‫اما شما ما را همراهی خواهید کرد.‬

‫بعد از برگشتن، بحث طلاق را ادامه خواهیم داد.‬

‫حالا می‌خواهم وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده،‬

‫و همه چیز عادی است.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫خواهش می‌کنم نه…‬

‫آیا می‌دانی؟‬

‫وقتی دوباره به این خانواده تبدیل شویم،‬

‫یک خانواده کامل،‬

‫سپس او مرا ترک کرد.‬

‫تا زمانی که این اتفاق بیفتد، ما با هم خواهیم ماند، چه خوشت بیاید چه نیاید.‬

‫این روش او برای کنترل همه چیز است.‬

‫این داره از کنترل خارج میشه.‬

‫چی داری میگی؟ نقشه او چیست؟‬

‫آیا باید التیام پیدا کنیم و بعد از هم جدا شویم؟‬

‫آیا وانمود می‌کنم که یک مرد خانواده‌ی شاد هستم؟‬

‫و اینکه من او را دوست دارم و مجذوب او هستم،‬

‫که بذاره یه روزی ترکش کنم؟‬

‫ببخشید، نمی‌توانم.‬

‫من نمی‌توانم!‬

‫گوستاو، بیا دیگه.‬

‫بله. بنشینید.‬

‫بله.‬

‫آرام.‬

‫- خدای من. - آروم باش.‬

‫لعنت.‬

‫آرام.‬

‫- تو این کار رو برای پسرا انجام میدی. نه…‬

‫وضعشان از بقیه بدتر نیست.‬

‫واقعاً؟‬

‫- تو اونا رو نمیشناسی. باشه.‬

‫آیا آنها را می‌شناسید؟‬

‫چی؟ نه. من…‬

‫شاید اون یه دلیلی داره.‬

‫شاید این اواخر نبودی،‬

‫ممکنه بهت نیاز داشته باشن.‬

‫دلیلش این نیست.‬

‫اینطور به نظر می‌رسد.‬

‫دارم سعی می‌کنم کمکت کنم.‬

‫من می‌دانم. بله.‬

‫شما خردمند و مهربان هستید، متشکرم.‬

‫و بدترین چیز این است که من…‬

‫رقت‌انگیز.‬

‫درست است.‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left