The first 173 lines.
م
مت
متر
مترج
مترجم
مترجم:
مترجم: جلال داداش ز
مترجم: جلال داداش زا
مترجم: جلال داداش زاد
مترجم: جلال داداش زاده
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده I
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده ID
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده m
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده ma
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mah
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahs
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahsh
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahsha
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshar
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshare
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahsharee
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahsharees
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareesh
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg@
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg@y
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg@ya
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg@yah
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg@yaho
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg@yahoo
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده mahshareeshg@yahoo.
مـــتـــرجــــم: جـلـال داداش زاده [email protected]
شايد من به حد کافي واضح نيستم
شايد من بايد صادقانه باشم و بهت بگم که چي ميخوام
چي ميخواي ؟
.ميخوام که روحت رو برام باز کني
نااميدي يا تصادف ناشي از عمل انجام نشده است
لذت گرائي از ارضاء فوري حمايت مي کند
حتي اگه لذت زودگذر هم تشويق کنه به بهاي ديگري تموم ميشه
مي تونم ازت يه سيگار بگيرم ؟
تو رو هيچوقت تو کلاسهاي فلسفه نديده بودم
.تنها تو درس اصول اخلاق ميرم .من در رشته فيلمبرداري درس ميخونم
... تو جدي هستي، يا فکر ميکني که تو اسکوريزي جديد هستي
و يا دنبال کسي هستي که روزهاي جمعه بتوني ببريش؟
... من مطمئن نيستم که اسکريزي جديد هستم
و من دلايلي براي رابطه جنسي ندارم که درسهاي بيوگرافي براي اين چيزها جاي خيلي بديه
.کوئد .استفان گريس -
.اينجا جاي فلسفه ... است
.ما بايد فلسفه رو جهش دهيم که ارزشمند است
چيزهايي که ما نمي فهميم چيزي است که ازش مي ترسيم
... اگر نترسيم، ما ريسک
.مهم نيست
چي رو به خطر داريم ميندازيم؟
اگر تو جانور رو پيدا نکني، سرانجام پيداش خواهي کرد
.در واقع بعد از مطالعه 2 ساعت درس فکر نميکنم که ترسي داشته باشم
واقعا؟ بدترين چيزي که تابحال واست اتفاق افتاده چيه ؟
.برادر بزرگترم رو وقتي 15 سال داشتم از دست دادم
چطوري از دست دادي؟ .تو حالت مستي در سانحه تصادف از دنيا رفت-
از دست دادن يه برادر بزرگتر باهث ميشه تا اعتمادت رو بصورت آسيب پذير از دست بدي
زودباش، مرگ او باعث نشده که تو از مرگ و مير بترسي ؟
.نه، نميترسم. فقط عصبانيم، ناراحتم
.اما مي ترسم. ترسيدن خودخواهي است
.باور کن، من يه زندگي خيلي کسل کننده دارم
.بنابراين اغلب در مسيرم چيزهاي ترس وجود نداره
.بسيار خب، ميفهمم .ممنون -
.اين بدين معني که قطار رو از دست دادم ... 10دقيقه -
از وقتي که تو رو شناختم من هم بعضي چيزها رو از دست دادم
.من فقط عمل گرا هستم .يا اينکه از ادامه زندگي ميترسي
.بيدار شو، به خونه رسيديم. تو خسته بنظر ميرسي
کدم کتاب رو ميخواي امشب بخواني؟
ميتونم کمکت کنم ؟
من تصادف کردم، ميتونم از تلفن تون استفاده کنم؟
.متاسفم، مال ما کار نميکنه، به يه جاي ديگه نگاه کنيد
.ساراه، زود از خونه برو بيرون
.نه، لطفا
.مامان
.اين مادرته
.و پدرت
.من خواب خوبي نداشتم از بابت رياضيات يا اخلاق؟ -
من بيرونم
.تو هيچوقت با من بيرون نميري .اين برنامه ريزي شده نيست -
.اين فقط پيشامد هست
يه مامور اينجا وجود داره.او ازم پرسيد که من ميدونم که تو شب گذشته کجا بودي
.براي آينده طلايي خيلي زياده .خنده داره -
چيکار داري ميکني اينجا ؟ .ازت ميخوام که تو امشب باهام بياي -
واسه چي؟ .ميخوام حرف بزنيم، من يه پيشنهادي بهت دارم -
چرا حالا نه؟ .الان نمي تونم، بايد برم -
.بعد از تموم شدن کارت بيا. خيابان 64 پيلگريم
.از ملاقاتت خوشبختم
خال مادرزاديت قشنگه
.واسه امروز کافيه
عالي ديده ميشه
.نقاشي؟ اين يه سرگرمي است
نقاشي هاي ديگه اي هم داري ؟ .نه -
.وقتي آماده ميشن، نابودشون ميکنم .من نمي تونم به اون چشم ها خيره بمانم
.من لباسم رو عوض ميکنم و ميام
.من در مورد يه چيزي فکر ميکردم
امکان داره تو براحتي از کينسي خبرداشته باشي ؟
در مورد تحقيق اون رابطه جنسي ؟ ما هم ترس انسان ها رو جستجو کنيم ؟ -
.تحقيق در مورد علت ترس مردم
تو ميتوني از وسايل فيلم استفاده کني ؟
.و تو نياز به موضوع پايان نامه داري
.يه تجربه براي جلوگيري عقيده ها
.تجربه ترس انسانهاي ديگر، راه امني براي لمس جانور است
تو ميدوني، من فکر نمي کنم بخواهم جانوري رو .لمس کنم که در موردش حرف ميزني
بيا انجامش بديم چونکه اين خيلي سرگرم کننده و چيز بدربخوري واسه انجام دادن هست
بسيار خب، اگه تو اونطوري ميگي
.در اون تابستاني که برادرم فوت کرد، اون يه ماشين داوغون خريده بود
اما واقعا يه ماشين خوبي بود... اون بود يه
.موستانگ سايه آبي مدل 1965
ما تمام تابستان همه جا را گشتيم
.جزئيات رو ميگذرم، اما تو راست ميگي
... وقتي برادرم فوت کرد
اولين چيزي که فورا تصور کردم اين بود که من هم .مي تونستم در آن ماشين بنشينم
که احتمال داشت من 50-50 بميرم
پس هستي ؟
آره، هستم
.خوبه. پس بيا جشن بگيريم
استيفن، اين سامانتا است. و اينهم زوئي، درسته؟
رو ديدي؟ Killing Zoe اسم قشنگيه. فيلم
چي؟ .من گفتم اسمت قشنگه -
احمق. - چرا با کامپيوتر کار نميکني ؟
تنها مازوها و تروريست ها در محيط هاي بسته عينک آفتابي ميزنند
من به يکي نياز دارم که پايان نامه ام رو نصب کنه. شريکيم؟
موضوع اش چيه ؟
.ترس
ما داريم ميريم جانور شکار کنيم
.کشف منشا عميقي که انسان ازش ميترسه
فاش کردن تاريکي پشت درب
باشه، من ملحق ميشم
... در مورد ترس و اضطراب تحقيقات انجام ميديم، خانم و آقايا نياز داريم. عضوشدگان در پشت دوربين
کابوس اولت کي بود ؟
.اولين کابوس... ميدونم .من از رطوبت متنفرم -
وقتي که يه نوشيدني رو زمين ميريزي, بدترين حالت اون موقع است که دستمال کثيف ميشه
تا بحال اصلا پرسيدي؟ تو به شيطان اعتقاد داري؟ -
از طرف خانواده ات مورد شکنجه قرار گرفتي ؟
تابحال کسي رو ديدي که در حال مرگ هست؟ تابحال بزرگترين چيزي که ازش ترسيدي چيه ؟
.بعنوان يه بيماري قارچي آغاز ميشه .من به همه چيزي اعتقاد ندارم -
.اما بعدش جدائي
.خدا انسان هست، و انسان فکر ميکنه که خودش خدا هست
وقتي خواهرم متولد شد، مبهل مادرم درست 8 اينچ پاره شد
.او داشت اون رو با نخ نعلتي ميدوخت. من 10 سالم بود
.در اون زمان من عهد کردم که هرگز بچه نداشته باشم
.اينجا وايستا، لطفا
... وقتي اون ظاهر شد که يه کرم داشت درونش ميخزيد
.وقتي من در دريا در حال شنا با مادربزرگ و پدربزرگم بودم
.ناحيه تناسليم يه پنير توليد کرد
.من فکر ميکنم همگي مون داريم
ميدوني که ما 5 دوره درسي باهم داريم ؟
.و اين اولين وعده غذايي هست که سهيميم
.اين يه وعده غذايي نيست، که بيشتر يک باغ گياه شناسي هست
.متاسفم من با رشته ام بهت توهين کردم، آقاي وتادرس
.اما اين خيلي خوب است .مال من فقط گوشت ندارد -
به همبرگر مربوط ميشه ؟
مثل اينکه استفراغ داره بالا مياد
.اوووو. خيلي خوشاينده
.اولين وعده غذايي ما در 2 سال هست
.و بايد صادقانه بگم که تو بهترين کسي هستي که من باهاش حرف ميزنم
.تو واقعا يه احمقي
چي ؟ .اين بحد کافي خوب نيست -
.اين يک شروع است .من از عنکبوت ها ميترسم، مسخره است -
براي ميکي ماوس. پس؟ .آرام باش -
تصورش کن وقتي در حالن عن کردنه
.اون چيز رو بده من
.اون ساعت نعلتي رو بده من، استفان
... من نمي تونم .ساعت رو بده من -
.هي، بچه کوچولوها، زود باشين، بهش بگو
.حرومزاده کثيف
وايستا
.با من مصاحبه کن
چي ؟
.ميخوام اينجا بشيني
No comments yet. Be the first to leave one.