The first 200 lines.
باید با یکی قرار بذاری
جیم کازینسکی! اون خیلی جذاب بود
واقعاً؟ دارم ردیفش میکنم
اوه، لعنتی. کاندوم نیست
اشکالی نداره
چرا بابات تو کشوی میزش کاندوم داره؟
نمیدونم. فکر میکنی داره خیانت میکنه؟
وای خدای من! حرف نزن!
پس میگی که سه سال دیگه باهام بچهدار میشی؟
آره
این کیه؟ اون جباره
میخواست باباشو ببینه
تو باید جولیا باشی! این راکله!
سلام
تو خیلی محشری
اوه. باشه
رفتارهای مکس منطبق هستن
با تشخیص آسپرگر. وای خدای من!
خانم معلم، میشه لطفاً حبابها رو کم کنید یا یه کاری بکنید؟
مکس، ازت میخوام ساکت باشی
مکس، ازت میخوام برگردی سر جات
مکس، لطفاً الان برگرد و بشین
آهای!
مواظب باش
سلام، کاپیتان
به کشتی خوش آمدید
چی داری اونجا؟ بازی
اوه، بازی. من عاشق بازیام. بپر! بپر!
آره. بیا تو
باشه. سلام
چرا اونا رو نمیذاری اونجا عزیزم؟
اوه، باشه
اون صندلی پرتابش هست؟
یه وسیله شناوریه، یا
نمیتونم بهت بگم چقدر ازت ممنونم، کرازبی
هی، یه روز کامل با جبار، چی از این بهتر؟
پس شمارههامو داری. اگه برای هر چیزی نیاز داشتی زنگ بزن
قراره نیاز داشته باشم زنگ بزنم؟ قراره کاری کنه، یا
نه، خوب میشه. میدونی. باشه
خب، اتفاق میفته. فقط محض احتیاط
باشه. اودیشن تو شهره، واسه همین
خب، موفق باشی. ممکنه
جدی میگم
خیلی وقته نرقصیدم
خب، امم... تو رقصنده فوقالعادهای هستی
ممنون. تو انعطافپذیری، فکر کنم یادمه
و تا وقتی که گرم کنی... ممنون؟
تو قراره...
مشکلی پیش نمیاد. ممنون بابت راهنمایی
اوه، هی، امم وقتی بازی میکنیم... اومم
باید بذارم اون برنده شه، درسته؟
شاید لازم نباشه بذاری برنده شه
اون تقلب میکنه. باشه، ممنون
اون یه نابغهست. باشه
حواسم بهش هست. درست مثل خودم
میشه یه بوس خداحافظی بدی، لطفاً؟
بای. خوب باش
باشه
خوش بگذره. با قدرت برقص یا با ظرافت یا هر جور دیگه. جاسمین: موفق باشی
خوش بگذره
خب، میشه برات چیزی بیارم بنوشی؟
اومم. ویسکی یا آبجو؟
ارین، محکم تخته رو بگیر! آره!
سیدنی: نگاه کن مامانی اونجاست!
هی. از سیاهچال آزادت کردن
اوه، آره. اوه. سلام
سلام
نگاه کن دختر بزرگ من تو استخر بزرگسالانه! جوئل: اومم
مامانی، نگاه کن
عالیه، عزیزم
بذار شنا کردنتو ببینم. باشه
داره چیکار میکنه؟ داره عادت میکنه
همه چیز در مورد اینه که تو آب احساس امنیت و اعتماد به نفس کنه. درسته؟
اوه. اون این کارو تو یه کاسه سوپ هم میتونست بکنه وقتی دو سالش بود
فقط همین
جولیا. سلام. چی؟
راکل، سلام
مامانی، نگاه کن! راکل تتو داره
میبینی؟ همهمون دیدیم
معنیش فراوانیه. مطمئنم همینطوره
هی. یه چیزی برات دارم
جوئل بهم در مورد برادرزادهت مکس و مشکل جدیدش گفت
واقعاً؟ پس من اینو تابستون گذشته از تبت گرفتم
میشه لطفاً اونو به جای من به برادرت بدی؟
برای آرامش و شانس خوب
وای. ممنون
باشه
واقعاً کار قشنگیه
بله؟
آدام، مدرسهی پسرتون پشت خطه
میگن اضطراریه
آدام بِرِیورمن
تونستن چیزی رو نجات بدن؟
نه
پس تموم شد. ما میریم
احتمالاً
منم میخواستم برای شام ماهی درست کنم
آره. هی. خیلی خوشحالم که اومدی
ممنون. منم خیلی خوشحالم که میبینمت
فقط میخواستم سلام کنم. سلام. آره میدونم
چند تا پیام برات گذاشتم، خونهتون.
میدونم. متاسفم. تو خونه.
نه، نه، اینه که سرت شلوغه.
لته سویا، کافئین نصفه. خیلی بزرگ.
یه شات اضافه فندق برات زدم.
مورد علاقه شخصیمه.
ممنونم. من چیزی سفارش نداده بودم.
اوه، خواهش میکنم.
هوم. نوش جان.
اون استیسیه.
و اونم باب الکس و ترویان.
سلام.
اوه، ممنون.
یکی از مزایای، آه، کار کردن تو کافیشاپه.
مزیت. فهمیدم. مزایا.
قهوه مجانی.
اوم، واقعاً اون شب بهم خوش گذشت.
و، آه، واقعاً کیف داد که، میدونی.
میدونی.
منم همینطور، و چقدر خوشحالم که اینو گفتی، آخه، میدونی.
خوب بود. خیلی خوب بود. تو خیلی خوبی.
خوبه. آره.
میدونی، الان زمان مناسبی نیست.
واقعاً؟ یعنی... همینه؟
من تازه اومدم اینجا. تو یه اتاق زندگی میکنم.
تو خونه پدر و مادرم با دخترم.
میدونی که کار ندارم. من... منظورم اینه.
فهمیدم. مشکل از من نیست، از توئه.
دقیقاً. مشکل از تو نیست، از منه.
نه، نه. اوه، نه، نه، نه.
نه، نه، امروز نه، عزیزم. امروز نه.
بیا بریم. بریم.
خندهدار نیست. لطفاً.
اوه، لعنتی.
نه!
نه!
هرگز باورت نمیشه چی...
میشه یه گوشی قرض بگیرم؟ خیلی متاسفم.
میدونی چیه؟ بیخیال. هیچوقت.
یه چیزی پیدا میکنم.
ممنون بابت قهوه.
وای. وای اینجا چی شده؟
آه، باریستاهای عصبانی. استارت موتور خراب.
اوه. نه، نه. واشر سرسیلندر سوزوندهای.
این همه مایع خنککننده رو اینجا نگاه کن.
نه، اون قدیمیه بابا. من اون رو هشت ماه پیش درست کردم.
سرسیلندر رو باز کردی و واشر رو خودت عوض کردی؟
میدونی کی یادم داد.
دختر خودمه! بذار یه چیزی بهت بگم.
چرا من و تو با هم روی این فسقلی کار نمیکنیم؟
بابا. مثل قدیم میشه.
بابا، فکر کنم کارش تمومه. خدایا، باز دوباره؟
اوه، نه، عزیزم. میدونی چیه؟
من و پدربزرگ درستش میکنیم.
فکر کنم باید به اتوبوس سوار شدن عادت کنم.
هی، ببخشید.
ببخشید، نشنیدم. زیر لب گفتی.
اون پوزخند کوچیک برای چی بود؟
ما بردیم! ما بردیم!
داریم میریم فینال! داریم میریم فینال!
وای، عالیه. فوقالعادهست.
محشره.
عزیزم، متاسفم که نرسیدیم.
ما فقط... یه مشکلی پیش اومد... بازی بزرگ کیه؟
اشکالی نداره.
چرا شماها دارید عجیب غریب رفتار میکنید؟
آه، ما نیستیم. ما عجیب غریب رفتار نمیکنیم.
کیه... بازی بزرگ کیه؟
چیه... تاریخ دقیق فینال کیه؟
مکس، چی شده؟
از مدرسه اخراج شدم.
اوه، اوم.
میدونی چیه، قهرمان؟ اونا ضرر کردن.
اون مدرسه افتضاح بود.
آره!
بردم. بازم.
اوهوم.
باشه، تو منو حسابی بردی.
یکی دیگه. آدم تا یه حدی میتونه شکست رو تحمل کنه.
حتی میتونم آسونتر بازی کنم.
اوه، واقعاً؟ کار دیگهای هم هست که بخوای انجام بدی؟
نه واقعاً. نه.
خب، باشه، ما یه شش هفت ساعت تمام داریم.
قبل از اینکه مامان برگرده. اووه!
ESPN؟ کسی میخواد؟
من واقعاً زیاد ورزش تماشا نمیکنم.
میتونیم بیشتر باب اسفنجی نگاه کنیم!
اووه، خب، عجله نکنیم.
دلم نمیخواد ببینم که از بس باب اسفنجی دیدی، حالت بد شه.
شاید بتونیم، آه.
بیا بریم ماشینسواری.
این کاری بود که بابام همیشه میکرد. ماشینسواری دوست داری؟
میشه اون تخته رو ببرم؟
اوه، میتونی؟
باشه، خب، اگه بهت بگم این کارو برای من بکنی، چطور، ها؟
خب این یه تنگ ماهی بود یا یه آکواریوم واقعی؟
یه آکواریوم بود. آره.
آکواریوم. یه آکواریوم نسبتاً بزرگ.
آیا هیچ...
بازماندهای؟ نه.
No comments yet. Be the first to leave one.