Laughing in the Wind

Laughing in the Wind (笑傲江湖)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Laughing In The Wind Episode 6 Xiao ao jiang hu 2001
A Commentary by Bozqurd
سریال افسانه ی شجاعان

Tags

other
Published on: 2012-05-31
Downloads: 56
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 140 lines.

خنده در باد شمشير هاي جادويي لينگ

قسمت 6

"تبريک مي گم،برادر "يوئه

"انتظار نداشتم که رئيس گروه "خواشان" "پينگ جي فرزند استاد گارد محافظتي "فويي"- رو به شاگردي قبول کنه-

.تبريک مي گم

خيلي ممنون ..."اين کار من و داشتن پشتيباني بزرگ استاد "دينگ يي

کاملا اتفاقي و شانسي بود

"خودتونو دست کم نگيريد برادر "يوئه

.استاد "زو" ارزش زيادي براي شما قائلن

ايشون ميگن که شما خيلي شجاع و دانا هستين

استاد "زو" درست ميگن

افراد زيادي اينور و اونور مي رفتند

اما به هيچ جا نمي رسيدند

تا اينکه استاد "يوئه" موفق شد

که خون خانواده ي "لين"(منظور "پينگ جي") رو به کوهستان "خواشان" برگردونه

...چيزي که تو ميگي اين معني رو مي رسونه که

.ما ديگه در سالهاي آتي زندگي آرامي رو نخواهيم داشت

.استاد،زوج "لين زن نان" اينجا پايين(تو قبر) هستن

مطمئني که اينجان؟- بله قربان مطمئنم-

لباس هاشون رو بگرديد- با دقت و تمام و کمال بگرديدشون بله قربان-

استاد

من محل تقريبي گروه "خواشان" رو پيدا کردم بهشون حمله ي مخفيانه بکنيم؟

ما مي تونيم استاد "يوئه" رو بکشيم و- لين پينگ جي" رو پس بگيريم" نه نيازي نيست-

گروه "سانگ شان" داره از مرز عبور مي کنه

استاد "زو" از اين کار خوشحال نخواهد بود و مي گذاره که استاد "يوئه" ، "لين پينگ جي" رو نگه داره

با دقت زيرنظرشون بگير ببين چه اتفاقي بينشون مي افته

ما مي تونيم صبر کنيم و از کشمکش بين اونا بهره ببريم

اين تصميم عاقلانه اي ـه ،استاد

استاد "يوئه" با تجربه و فرد زيرکي ـه ولي اين دفعه داره خودش به خودش آتش مي زنه

بانو "شنگو"!به خشمتون غلبه کنيد.از جون من بگذريد

چي شده؟

بانو،گروه "سانگ شان" در حدود صد نفر فرد تغيير شکل داده و مامور مخفي داره

اونا به دنبال کتاب فنون پاکي و کم و کاستي هاش به همراه گروه "خواشان" مي گردن

هيچ کدوم از پنج گروه درستکار شرافت ندارن

يا جلوي عام باهم جنگ و دعوا مي کنن يا تو خفا و پنهاني

به جز گروه "سانگ شان" همشون رو ول کنيد

اونا استاد "چو" و "في في" رو کشتن. ما نبايد بهشون رحم کنيم

...هر زماني که يکي از اونا رو

چه در خفا،و چه در آشکارا ديديد همون جا بکشينشون

ترجمه و زيرنويس و زمانبندی از BozQurd مبين مهدوي

استاد،دو نفر از صبح دارن ما رو زير نظر مي گيرن

هر جاي بازار مي تونه دعوايي اتفاق بيفته

از برادر "پينگ جي" به خوبي مراقبت کن- عجولانه و کور کورانه عمل نکن باشه-

!!!عمـــــو

ما اينو از اونجا پيدا کرديم

!"افراد گروه "چينگ چنگ

يو تانگ خاي" خيلي جسور هستش که با استاد پنج گروه درستکار" .داره مخالفت مي کنه

تعداد معدودي آموزش ديده تو گروه "چينگ چنگ" وجود داره چطور مي تونن اينا،اين همه آدم رو تو يه زمان مشابه بکشن ؟

حتما استاد "يو" خودشه که داره اين کشتار رو انجام ميده

!عمــــو

ما افرادي رو که فرستاده بوديم تا "يوئه بوچون" رو- .تعقيب کنن رو پيدا کرديم بهشون بگو،بيان و گزارش بدن-

اما همه ي اونا کشته شدن- چي؟-

...به همه ي شاگردان "سانگ شان" بگو که

استاد هايي همين اطراف هستن که دارن .براي گروه ما مشکل درست مي کنن

از اين به بعد،هيچ کس نبايد تنهايي حرکت کنه

اولويت ما دستگيري و تحويلش به .استاد "زو" هستش

بله قربان!همه ـمون از دستورتون اطاعت مي کنيم

زن سفيد پوش؟- بله.اون زن واقعا خيلي ماهر بود-

اون خيلي سريع حرکت مي کرد من نتونستم واضح ببينم که حرکت هاش چي بودن

.همه ي شاگردا بايد مراقب باشن

بدون دستور من،هيچ کس حق نداره که- کورکورانه و عجولانه عمل کنه بله قربان-

"اداي احترام به بانو "شنگو

ستوان "شو"،از ديدنتون خوشحالم

چيزي هست که عمو "دانگ فنگ" مي خواد بهم بگه بانو شنگو،استاد فهميدن که "چو يانگ" مرده؟

اون از کار موفقيت آميزي که شما انجام دادين خوشحال بود

از وقتي که شما "خيمويا"رو ترک کردين استاد دلشون براي شما خيلي تنگ شده

او ازم خواست که دستورش رو بهتون برسونم که ازتون خواستن که هرچه زودتر برگردين

چرا زود؟

من فقط دستور استاد رو پيروي مي کنم و چيز ديگه اي نمي دونم

... بهتره که برگردي و گزارش بدي که

من يه کاري دارم که انجام بدم اما زود ميام

استاد دستور دادن که شما رو تا "خيمويا" اسکورت کنم

خيلي خوب،تا زماني که ازت خواسته ازم محافظت کني،محافظت کن و باهام بمون

و برام يه دستيار باش

...اين

چو يانگ" در انتخاب دوست خوب اشتباه کرده بود"

اما به هر حال اون از بزرگان گروه ـمون بود

از زماني که گروه "سانگ شان" اونو به قتل رسونده تصميم گرفتم که انتقامش رو بگيرم

هنوزم مي خواي کمکم کني؟

"جرات نمي کنم که بگم "نه

!فکر نکنم که جرات بکني

اگه نتونم انتقام پدر مادرم رو بگيرم،ديگه تو اين دنيا نمي مونم

پينگ جي"،وقتي که انتقام مي گيري،همين جور" ( واي نمي ايستم و نگاه نمي کنم (کمکت مي کنم

خواهر،ازتون خيلي ممنونم

پدر.مادر،من الان ديگه شاگرد گروه "خواشان" هستم

من چيز هايي از استاد خوبم ياد گرفتم که دوستانم هم بهم در اين راه کمک کردن

خاطر جمع باشين که تمام تلاشم رو مي کنم تا فنون و مهارت ها رو تمرين کنم و ياد بگيرمشون

تا با اين کار انتقام ـتون رو بگيرم- استاد-

واقعا که داره حق فرزندي اش رو ادا مي کنه

بله همينطوره،قربان من قبل اينکه پدر مادر "پينگ جي" بميرن،اونجا بودم

پدرش ازم خواست که حرفاي آخرش رو به "پينگ جي" بگم

اين آخرين آرزوش هنگام مردن بوده بايد وقتي که "پينگ جي" آرومه و تنهاس بهش بگي

چشم،استاد

ديدي که امروز چه اتفاقي افتاد

راهي که مي خوايم بريم امن نيست به همين خاطر به جاي اينکه از جاده حرکت کنيم،از آب عبور مي کنيم

در تمام مدت حرکت بايد خوب از "پينگ جي" مراقبت کني

!بله استاد

!ديگه بهم "استاد" نگو

!اسـتاد

استاد،خواهش مي کنم بگيد که چه کار اشتباهي کردم حتما درستش مي کنم

نمي دوني چه کار اشتباهي کردي؟

!استاد،استاد

.وقتي به کوهستان "خواشان" برگشتيم،تنبيه ـت مي کنم- بله-

در ضمن،ازت مي خوام که بيشتر دقت کني- بله-

وقتي نمي توني خوب فکر کني،بخواب- بعد اينکه بيدار شدي،به فکر کردن ادامه بده بله استاد-

شراب هم ديگه نخور- باشه استاد-

دارين به چي مي خندين؟

استاد،اون مردايي که تو ساحل هستن از صبح دارن ما رو زيرنطر مي گيرن

بذار برم يه نگاهي بندازم قايق ممکنه که تا بندرگاه بعدي منتظر گوشت بمونه

نذار که لينگ خو به ساحل بره

!!بذار تو قايق بمونه تا يه کم آدم شه

برادر،اونا دارن تو ساحل باهم دعوا مي کنن

اونايي که اومدن آشنا نيستن

شاگردان زخمي شده رو به شهر ببرين و- زود معالجه شون کنيد بله-

پينگ جي"،چرا اينقدر ناراحتي؟" اگه اينجور ادامه بدي،ممکنه مريض بشي

بريم يه کم خوش بگذرونيم.بيا بريم دا يو"،بيا بريم"

!زود باش

يک لحظه وايست،خواهر

استاد گفت که ما نبايد بندرگاه رو ترک کنيم مراقب باش.ممکنه چيزهاي غير منتطره اي اتفاق بيافته

نگران نباش،برادر پدرم تو دهکده ي "وان خوا جاي" هست

بريم

"مواظب باش،"دا يو

اونا چهار نفر ،شاگرد ارشد استاد "دانگ فنگ" هستن؟

اينجور به نظر مي رسه

اخيرا اختلافات تمام نشدني اي تو گروه شيطان رخ داده

ميگن استاد "دانگ فنگ" نزديک بوده خودش رو خفه کنه

اما اون شيطان (دانگ فنگ) مثل سايه مياد و ميره خيلي سخته که ردي ازش رو پيدا کرد

اينم از آب اضافي،بفرماييد- برو گمشو-

ببخشيد که مزاحمتون شدم

آدماي گروه شيطان همه جا هستن

استاد زو اغلب اوقات در اينباره نگرانه

اون گفت گروه شيطان داره مبارز ها و افراد جون سختي رو براي خودش جمع مي کنه

اونا به زودي يه حمله ي بزرگ رو تدارک مي بينن

اما ما پنج گروه درستکار،وحدت روحي و رواني نداريم

نمي دونم چرا نسبت به حمله کردن بي حال هستيم

...اگه پنج گروه درستکار ادغام بشن

مي تونيم گروه شيطان رو نابود کنيم و دنياي رزمي رو با هم متحد کنيم

استاد "زو" واقعا ادم دور انديش و خيلي باهوشه و ديد جسورانه اي داره

بدون دور انديشي،هميشه مشکل به وجود مياد

برادر "يوئه"،استاد "زو" اميدواره که شما بتونين کمکش کنيد

Laughing in the Wind subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Laughing in the Wind

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left