The first 200 lines.
.موگی، بریم خونه
.صبر کن
.امروز نوبت منه تمیزکاری کنم
چی میگی کلهپوک؟ .من جات انجامش میدم
!یالا، گمشو بیرون
.برین با هم کرپ بخورین
.اکچان
میری خونه، هانابی؟
.آره
اه؟
میخوای باهم بریم؟
.امسال با هم زیاد تا خونه راه نرفتیم
.ممنون که منتظر موندی
...اه
.اوه، درسته. چند وقتیه با آوایا به خونه برمیگردی
.ببخشید
.نه، طوری نیست
.آخه، اون دوستپسرته
.اولویت با اونه
.آره
.ممنون
.آوایا پسر خوششانسیـه
.خب آره، محبوب دل دخترهاست
.اونها زوج خوبی میشند
مطمئنی نمیخواستی با دوستت برگردی خونه؟
.بده یه قلوپ من بخورم
!اصلاً باورم نمیشه
.تـ-ترسوندیم
امم، شما؟
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
قسمت دوم: به خاطر آن گرمی آمدهام
:ترجمه و زیرنویس
AnimWorld Presnets
hossein 2 & devilhunter
دلم میخواد ارزشمندترین چیز رو داشته باشم
دلم میخواد ارزشمندترین چیز رو داشته باشم
ولی کوچکترین کاری ازم برنمیاد
ولی کوچکترین کاری ازم برنمیاد
"اگه سرنوشت حقیقت داره، پس تو نیمهی گمشدهی من هستی"
"اگه سرنوشت حقیقت داره، پس تو نیمهی گمشدهی من هستی"
حرفهایی هست که نمیتونم بزنم، چون میترسم همین چیزی هم که بینمونه نابود بشه
حرفهایی هست که نمیتونم بزنم، چون میترسم همین چیزی هم که بینمونه نابود بشه
حتی وقتی کنارمی، انگار که خیلی ازم دوری
حتی وقتی کنارمی، انگار که خیلی ازم دوری
این احساس همیشه میاد و میره
این احساس همیشه میاد و میره
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
گلبرگهایی که جدا میکنم تمومی ندارند
گلبرگهایی که جدا میکنم تمومی ندارند
صندوقچهی رازم هنوز که هنوزه قفله
صندوقچهی رازم هنوز که هنوزه قفله
احساسات درخشان را در آغوش میگیرم
احساسات درخشان را در آغوش میگیرم
و تکههای کمرنگ احساس رو در آه خود پنهان میکنم
و تکههای کمرنگ احساس رو در آه خود پنهان میکنم
اگه با هم چشم تو چشم شدیم، نگاهت رو ندزد
اگه با هم چشم تو چشم شدیم، نگاهت رو ندزد
نگاهی به این دروغ محبوس بنداز
نگاهی به این دروغ محبوس بنداز
نمیدونم دیگه چقدر میتونم تحمل کنم
نمیدونم دیگه چقدر میتونم تحمل کنم
پس خواهش میکنم چیزی نگو
پس خواهش میکنم چیزی نگو
درد داره
درد داره
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
موگی و من دوستان دوران بچگی هستیم .که در یه آپارتمان زندگی میکردیم
.وای چه قشنگ
وقتی نوریکو و موگی با هم هستند .عین پرنس و پرنسس هستند
پرنس و پرنسس؟
.به عنوان یه دختربچه، این فکر باعث شد خیالپردازی کنم
.پرنسس
،یه سال تموم موهام رو بلند کردم ،با پسرها بازی نکردم
.و فقط چیزهای خوشگل جمعآوری کردم
.سعی کردم پرنسسی لایق پرنس باشم
.تنها چیزی که مونده بود توجه پرنس به من بود
.به هر حال
.اسمش کومومباتا نوریکوئه
!موکا
.موکا
.اون دوست دوران بچگیمه
.و ایشون یوسورائوکا هانابیـه
.دوستدخترم
!دروغگو
.دروغ نمیگم
.امکان نداره
.تو رو میشناسم
میشناسیش؟
...خب
کامومکامو کامو بودی، درسته؟
!چقدر کامو گفتی
.خب باشه نوریکو
!معلومه فقط همین یادته
!اسمم کامومباتا موکاس
!موکا کلمه اختصاری زیباترین فرشتهس
!من به چیز دیگه جواب نمیدم
.باشه، هرجور میلته
همیشه آدم رو اعصاب و نچسبی هستی، نه؟
.منم خوب یادمه چه آدم سلیطهای بودی
برای چی آدمی مثل تو با موگی قرار میذاره؟
.باورم نمیشه موگی بیچاره گول دختری مثل تو رو خورده
فقط جلوی اون ادای آدم خوبها رو درمیاری، آره؟
.نه
.وای، جای شکرش باقیه خودتم میدونی
.این رو راست میگی. واقعاً سلیطهس
.کی به کی میگه، موگی
منظورت چیه؟
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
واقعاً؟?
No comments yet. Be the first to leave one.