Devil May Cry

Devil May Cry

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Devil May Cry S01E07 WEB-DL
A Commentary by thegreatssh
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | صــادق هــاشــمــی ◄◄🟨

Tags

webdl
Published on: 2025-04-03
Downloads: 107
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 145 lines.

‫مـــتـــرجـــم .:: صـــادق هـــاشـــمی ::.

‫به عنوان مکان ملاقات، اینجا خیلی بهت میاد.

‫شاید سعی کنی مخفیش کنی،

‫اما توام عین من ‫ذوق این رو داری که تو چشم باشی.

‫می‌بینی؟

‫به دست آوردیش؟ همه‌ش رو؟

‫اطلاعاتت درست بود.

‫دانته واقعا پسر اسپارداست.

‫گردنبندش خیلی خوب ‫با اونی که به من دادی چفت شد.

‫من به قولم عمل کردم.

‫تنها چیزی که الان می‌خوام آخرین قطعه‌ست.

‫همونطور که قول داده بودی.

‫آها...

‫خب، به نظرم مناسبه.

‫خون اون یکی پسر اسپاردا.

‫هیچوقت نمیشه فهمید ‫تو این قلمرو چه اتفاقی ممکنه بیفته.

‫برای از بین بردن حفاظ ‫هر دو برادر لازمن.

‫اوه، نگران نباش. ‫از قبل دارم روی کامل کردن ستشون کار می‌کنم.

‫این شمسیر...

‫برای یکی مثل تو زیادی قدرتمنده.

‫شاید.

‫اما از اونجایی که قراره از قدرتش استفاده کنم ‫تا جرایم تاریخی سازنده‌ش رو بی‌اثر کنم

‫و تمام ماکایی‌ها رو از اسارتمون آزاد کنم،

‫چطوره یکم دیگه دستم بمونه؟

‫من می‌دونی تو کی هستی.

‫فقط یه راه وجود داره که تونسته باشی

‫قطعۀ سنگ طلسم ‫و این خون رو به دست آورده باشی.

‫خودتون رو آماده کنید!

‫دانته داره میاد.

‫«شیطان هم می‌گرید» ‫«قسمت هفتم - جلوی دروازه‌های پردیس»

‫تو من رو از پنجرۀ کیری پرت کردی پایین!

‫طی یک عمل قهرمانانه ‫که تو رو از مرگ حتمی نجات داد.

‫این بخشش مهمه.

‫کسشر تحویل من نده.

‫خودم می‌تونستم از اینجا دربیـ...

‫لیدی.

‫می‌دونم. اونا مرده‌ن.

‫نه فقط افراد من.

‫افراد اونم همینطور.

‫اون هرچقدر که لازم باشه آدم می‌کشه ‫تا دروازۀ جهنم رو باز نگه داره.

‫کجا داری میری؟

‫تا خرگوش رو متوقف کنم ‫و یه مشت گلوله بزنم تو پاش.

‫نه. اون به من گفت تنها برم.

‫توام می‌خوای واقعا به حرفش گوش کنی؟

‫قبل از امروز، ‫شاید سعی می‌کردم بهش فکر نکنم.

‫چون اگه به این فکر می‌کردم ‫که با اهریمن‌ها وجه اشتراک دارم...

‫وقتی که اون گونه اون‌ها بود که...

‫اما اسپاردا فرق می‌کرد.

‫از اونجایی اون پدر منه،

‫فکر می‌کردم بخش اهریمنی منم فرق می‌کنه.

‫بعدش زد بیرون.

‫اهریمن شدن نشونم داد ‫که قدرتم واقعا چیه.

‫مجبورم کرد تا خشم و نفرتی ‫که ازش تغذیه می‌کنه رو حس کنم.

‫خشم و نفرت.

‫درست به نظر میاد.

‫حتما بابام اسپاردها هم همچین حسی داشته.

‫اما راهی برای مقابله باهاش پیدا کرده،

‫راهی برای اینکه قدرتش رو ‫ضد تاریکی‌ای کنه که ازش نشات می‌گیره.

‫اون دیواری که ‫از این دنیا محافظت می‌کنه رو ساخت.

‫سنگ طلسم اون بود که مامانم به من امانت سپرد.

‫حالا خرگوش می‌خواد ‫از اون سنگ طلسم استفاده کنه

‫تا دیوار رو تیکه تیکه کنه ‫و بذار تمام افراد جهنم به اینجا بیان.

‫من کسی‌ام که باید متوقفش کنه.

‫آره، کیر تو این کسشرها.

‫تو به پام شلیک کردی!

‫چرا باید به پام شلیک کنی؟

‫به نشونۀ لطف.

‫وگرنه شلیک می‌کردم وسط پیشونیت.

‫شوخیت گرفته؟

‫خون تو دقیقا همون چیزیه ‫که خرگوش نیاز داره

‫تا باهاش آخرالزمانش رو راه بندازه

‫احمق اهرینی.

‫و قضیه دربارۀ بابای تو نیست.

‫درباۀ اینه که خرگوش ‫چه دشمنی روانی‌طوری با دارک‌کام داره.

‫که یعنی این مبارزۀ منه.

‫آه، خب این باعث میشه ‫حس خیلی بهتری بهم دست بده!

‫من خودم تنهایی میرم.

‫هی خوشگله، سواری می‌خوای؟

‫چون من واقعا می‌خوام ‫که سوار کیرم بشی...

‫از ماشین پیاده شو، الان!

‫من هرکاری ازم خواستی کردم. ‫کارمون باهم تموم شده.

‫انجام دادی.

‫واقعا که یه سرباز فرمانبرداری.

‫متاسفانه، توی نقشۀ نهاییم ‫به یه مانعی برخوردم.

‫دستپاچه نشین!

‫تخم و ترکۀ خیانت‌کار داره میاد.

‫یادتون باشه، فقط باید یه ضربه بهش بزنین.

‫اون حتما میاد.

‫هممم.

‫- الان حمله می‌کنیم. ‫- صبر کنین!

‫اون حتما میاد.

‫بلادسترایک!

‫شرمنده، قضیه شخصی نیست.

‫انتظار کی رو داشتی؟

‫یه کسخل که یه کت بارونیِ ‫چرمی نم‌کشیده می‌پوشه؟

‫آرکام.

‫حرکت قشنگی بود.

‫اما دیگه ماشین نداری.

‫و من کلی دیگه جنگجو دارم.

‫از بخت خوبشون،

‫اومدم واسه مذاکره.

‫دقیقا با چی می‌خوای مذاکره کنی؟

‫جون دانته.

‫اگه این دکمه رو فشار بدم،

‫رومخ‌ترین عضو هر دو گونۀ ما

‫به خاکستر تبدیل میشه.

‫بعد از خاکستر شدنش ‫گرفتن نمونه دی‌ان‌ای ازش خیلی سخت میشه.

‫که اینطور.

‫پس، در ازای نابود نکردن منبع خون من،

‫ازم می‌خوای تا حمله رو لغو کنم.

‫سنگ طلسم رو هم می‌خوام.

‫چطوری تخمات رو ‫توی اون یونیفرم تنگ جا می‌کنی؟

‫انقدر بخند که دم پنبه‌ای کیریت بیفته،

‫اما اگه دانته بسوزه، خونش از بین میره.

‫برای همیشه.

‫تو این اهریمن‌ها رو شکنجه کردی،

‫رمز ژنی‌شون رو بگا دادی، ‫فقط به‌خاطر هدف والات.

‫باید معامله رو قبول کنی ‫تا شاید امیدی به زنده موندن هدف والات باشه.

‫مگه اینکه هدف دیگه‌ای داری ‫که باید ازش خبردار بشن.

‫بگیرش.

‫مایۀ افتخار بود، مثل همیشه.

‫یه چیزی رو یادت نرفت؟

‫اگه حرفت بلوف نبود،

‫اگه واقعا دانته رو یه‌جایی زندانی کرده بودی،

‫همون لحظه که سنگ طلسم رو بهت دادم، ‫خاکسترش می‌کردی

‫نگو که از اون دو رگه خوشت اومده.

‫فکرش هم نکن.

‫بکشیدش.

‫کس دیگه‌ای نبود؟

‫خب مثل اینکه همه‌تون بودین.

‫فرمولی که خودم بر اساس ‫سم طبیعی اکیدنا درست کردم.

‫نمی‌کشدت، ‫فقط برای مدتی فلجت می‌کنه.

‫شمشیر همه جنگجوهام بهش آغشته شده.

‫کلی بهمون وقت میده ‫تا خون دانته رو ازش بکشیم.

‫فقط باید یه بار بهش ضربه بزنیم.

‫شرمنده‌م که تو به چیزی که لایقش هستی نمی‌رسی

‫چون حین مردن هیچ دردی رو حس نمی‌کنی.

‫بگذریم.

‫آره، منم خبرهای بدی برات دارم.

‫واسه گزینش چاکی چیز دوباره بهت زنگ نزدن.

‫دانته! بالاخره اومدی.

‫قبل اینکه شروع کنیم،

‫بذار حداقل چیزی که ‫براش مبارزه می‌کنی رو نشونت بدم.

‫اونجا...

‫زادگاه پدرته،

More Farsi Persian subtitles for Devil May Cry

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left