The first 200 lines.
میدونستی تو لسآنجلس نزدیک بود از لورتا خواستگاری کنم؟
ولی یهو کشیدم عقب
چرا خب؟
یه ازدواج ناموفق طوری نیست. عادیه
...اما دوتا که بشه
ملت پشت سرت حرف میزنن
باورم نمیشه خیال کردی من دوستت رو کشتم
...من حتی از پس این ورم ملتحمه باکتریایی
نسبتا شدید هم برنیومدم
سز به بو ملون زنگ زده
و گفته مشکلی توی فیلم وجود داره
و درست بعد از این تماس کشته میشه
یکی از عوامل فیلم سز رو کشته تا مشکل رو افشا نکنه
بهترین تیم کارگردانی «این شما و این «برادرز
اینها هم باید تو مراسم عکاسی باشن
زمانبندیش مشکل داره این یعنی یکی ظرف 12 دقیقه
از برج غربی بهش شلیک کرده
این همه راه رو تا اینجا اومده صحنهی جرم رو پاکسازی کرده
و ترتیب جنازه رو داده
چطور بودم؟
38 دقیقه شد
چی؟
این چیه روش پا گذاشتم؟ شبیه کاغذ مگسکشه
کفپوش چسبندهست
این ردپایی که روی کفپوش چسبنده هست با اونی که روی رادیاتور دودناف پیدا کردیم مطابقت داره
قاتل تو دفتر تولید بوده
و این یعنی احتمالا برای عکاسی هم میادش
قتل کار یه نفر نبوده. دونفره انجامش دادن
یکی شلیک کرده، اون یکی پاکسازی
.حق با توئه ممکنه کار اینها باشه
اون یکی خواهرِ برادرز کجاست؟
وای! تیر خوردن
آنچه در ادامه میبینید شهادت متهمان است
اما به زبان بومیمون
...به زبانِ
فیلم
این فیلم از زوایا، دوربینها و لنزهای مختلف ساخته شده
تا یک چشمانداز چند بعدی
از حقیقت ارائه کند که تنها به کمک دوربین ممکن است
نه ساله بودیم که اولین دوربینمون رو گرفتیم
حرکت
یه دوربین سونی مدل دیسیآر-ویایکس1000
تمام پولهامون رو برای خریدش جمع کردیم ولی باز هم کافی نبود
برای همین دزدیدیمش
...دیدگاه هنری ما تلاقی
نظربارگی و وحشت جسمی بود
و بنا بر دلایل نامعلوم در دوران دبیرستان با بقیه بُر نمیخوردیم
خیلی عجیبه
نه
تا اینکه با استاد فیلمسازیمون آشنا شدیم
و زندگیمون دگرگون شد
گفت همون چیزهایی که باعث میشه در نظر دیگران عجیب جلوه کنیم، در ادامه مسیر باعث موفقیتمون میشه
...تنها کاری که لازم بود بکنیم این بود که
به فیلمسازی ادامه بدید
اگه قرار باشه فقط یه نکته از کلاس من یاد بگیرید همینه
دوربینتون رو بردارین و از همه چیز فیلم بگیرید
و هرگز خودتون رو سانسور نکنید
هرگز روی برنگردونید
،مگه گرفتگی در آسمان رخ داده باشه مدوسا جلوی نظرتون باشه
یا اتفاقی مشابه اون باری که امتحانهاتون رو به پیراهنم منگنه کردم پیش بیاد
اما جدی گفتم
به فیلمسازی و تصویربرداری ادامه بدید
حتی در میان آشوب و هرج و مرج
چون آشوب هم میتونه مفید باشه
...گاهی آشوب
میتونه به هنر بدل بشه
و ما توصیههاش رو سرلوحه کارمون قرار دادیم
وای! تیر خوردن
اولیور
من رو هرچه سریعتر از اینجا خارج کنید - از اون سمت شلیک شد -
اونجا
گلن تیر خورده. هنوز زندهست
این کدوم اولیوره؟
زک؟
خورد به چربیهای شکمم - خیلیخب -
بگیر
فشارش بده. اولیور
تموم شد؟ - حالش خوبه -
پردهی اول. حادثهی انگیزنده
تاکسی
برون. گازش رو بگیر
.برو سمت آپر وستساید فقط جان مادرت از این جهنمدرهی سوهو دورمون کن
یعنی حالشون خوب میشه؟ - باید بشه -
دیگه تحمل ندارم ببینم کسی بهخاطر ما کشته میشه
وای خداجون - وقتی شلیک کردن -
هیچکدومتون تانی رو ندیدین؟
خیر. من که فقط دیدم یهو کل زندگیم رو دور تند از جلوی چشمهام رد میشه
چه پسربچهی خوشگلی بودم
بسیار بااستعداد، حتی تو اون سن پایین
معصوم
و خیلی خیلی خوب
شماها چی فکر میکنین؟ تانی شلیک کرده؟
بهنظرتون هدف اولیور بوده؟
اگه اینطور بوده باشه یعنی کسی که سز رو کشته
احتمالا هدفش این بوده که من رو نفله کنه
...و کسی چه میدونه
شاید میبل قربانی بعدیشون باشه
پس قاتل دنبال هرسهتاتونه
چرا داری ازمون فیلم میگیری هاوارد؟
چون بنده مستندساز حاضر در صحنه و همچنین رابط استعدادها هستم
و بهم گفتن هرگز فیلمبرداری رو متوقف نکنم
چیز... خواهران برادرز بهم گفتن
اون قاتلها رو میگی؟ پیاده شو ببینم
.هنوز به میدتاون هم نرسیدیم وایسین... اصلا میدونین چیه؟
.من واسه شماها کار میکنم کون لق خواهران برادرز
اگه خدای نکرده بلایی سرتون بیاد
این مدرک خوب و بهدردبخوری واسه پلیسه
باشه. قبول. فیلم بگیر
.اما بیشتر سمت چپ صورتم رو بنداز از بالا هم بگیر
باشه - نیمرخ هم نندازی ها -
وای پسر
چرا باید فیلم خودشون رو تو خطر بندازن تا اولیور رو بکشن؟
اصلا با عقل جوردرنمیاد
.چرا درمیاد اتفاقا صرفا ما نمیتونیم منطقش رو درک کنیم
عه نگاه. همسایههای مشهورم که ساختمون رو به گه کشیدن تشریف آوردن
برو کنار اوما. نه وقت دارم نه حوصلهت رو
اینجا رو ببینین. بهخاطر شماها دارن تو گوشه و کنار ساختمون دوربین نصب میکنن
که یه وقت کسی نکشتتون
آدم دیگه نمیتونه راحت بگوزه یا روزنامهی کسی رو کش بره
برو کنار ببینم
چرا هیچکی به هدف اصلیش شلیک نمیکنه؟
باید بریم یه جای امن
از اونجایی که قاتل از تو آپارتمان من یکی رو تو خونهی تو کشته
حس میکنم فعلا خونهی اولیور از همه امنتره
مال من کمتر دستمایهی قتل قرار گرفته
مبلمانش هم راحتتره
اگه قاتل نکشتم
کاناپه خشک خونه چارلز قطعا به گام میده
قاتلها تو ساختمونن
دکمه رو بزن در رو ببنده - دارم میزنم -
بجنب اولیور
هرچی دلت میخواد فشارش بده اما اکثر دکمههای بستن در آسانسور
از زمان تصویب قانون منع تبعیض بر اساس معلولیت تو سال 1990 به اینور کار نمیکنن
هر آن ممکنه بمیریم چارلز
جان مادرت سعی کن این دم آخری یه چیز جالبتر برامون تعریف کنی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
«قسمت ششم» «انفجار حقیقت»
یا خدا! خواهران اومدن تو ساختمون
.لامذهبها چقدر هم ریلکسن مسخرهمون کردن؟
نمیدونم به خدا
انگار که نهنگ قاتل باشن و ما هم طعمهشون
البته میدونی که نهنگهای قاتل اساسا نهنگ نیستن
گفتم چیزهای جالبتر تعریف کن چارلز
حالت خوبه اولیور؟ بهنظر ناراحت و عصبی میای
ناراحت و عصبی بهنظر میام؟
من؟ عصبی؟
نمیدونم
شاید بهخاطر اینه که دقایقی پیش !خطر مرگ از بیخ گوشم رد شد
خدای من
نزدیک بود کشته بشم
و وقتی بین دوتا آدم دیگه که در حال خونریزی بودن
...دراز به دراز افتاده بودم
تنها چیزی که بهش فکر میکردم لورتا بود
چرا دارم بدون عشقم به زندگی ادامه میدم؟
به سلام
سرتا پا غرق پشیمونیام
نظرت چیه بهجاش سرشار از بوربن بشی؟
خودت چی چارلز؟
تو بابت چیزی احساس پشیمونی نمیکنی؟
من؟
نه راستش - چرا میکنی -
.خودم بهجات شروع میکنم و میشمارمشون مثلا یکیش اون تبلیغی که برای ساخارین انجام دادی
یا اون نگاه عجیب و مسخرهت
هروقت که بهت شانس این رو میدم که صورتحساب رو پرداخت کنی
اون لحظهای که عاشق و شیفتهی جن شدی
راست میگه - هی -
جن ما رو با قنادی «بیکد بای ملیسا» آشنا کرد
و ما عاشق اونجاییم
نه تو راست میگی. همین یه دونه کارش تمام قتلهاش رو جبران میکنه
ولی ناموسا رول دارچینیهاش خدان - آره -
خدای من
در نگهبانی باهامون تماس گرفت
دست بردارین رفقا. چی بهتون گفته بودم؟ - خدا رو شکر -
!فقط یه چیز ازتون خواسته بودم ها یه چیز
نذارین کوچیکترین خط و خراشی روی گالیفیناکیس عزیزم بیفته
!ناسلامتی یکی میخواد بکشتمون کارآگاه من بیچاره رو
به عنوان کسی که سه ساله به خونت تشنهست
کاملا درکش میکنم - بیتربیت -
حال زک و گلن چطوره؟ - وضعیت استابینز پایداره ولی هنوز بیهوشه -
گلوله به پلاک فلزی تو سرش اصابت کرده و به سمت گالیفیناکیس منحرف شده
.اما اصلا جای نگرانی نیست به هیچکدوم از اندامهای داخلیش نخورده
خوشگل تپل تو دل برو خوششانسم
این دیگه چیه؟ جریان چیه؟ - وانمود کن من اینجا نیستم -
اصلا راه نداره. ببند درش رو
غلافش کن
باید بری بالا و خواهرهای برادرز رو دستگیر کنی
رد بوتهایی که پای تانیه با ردپایی که تو خونهی دودناف پیدا کردیم مطابقت داره
دقیقا همون مدله؟
آره! پس باید... ها گرفتم ایستگاهم کردی
ببینین، باید یه مدرک درست و درمون گیر بیارین با ردپا که مجوز بهم نمیدن
قبل از شروع تیراندازی یه کیف مشکی دراز دست تانی دیدم
شاید سلاح قتل توش بوده باشه
باشه خب، پس برین پیداش کنین
باشه... ای بابا. باز شوخی بود
یادت باشه یکی هم اینجا قایم کردم
هیچ دوست ندارم جق زدن خواهرم رو بعد از اتمام ساعات کاری ببینم
اینطوری میتونیم درجهبندی انسی-17 که منتظرش بودیم رو بگیریم ها
راستی ساکن غیرمجاز کوچولو
،پرس و جو کردم دودناف پرتغال نیست
به هیچ وجه. مدتهاست چکهای بازنشستگیش
No comments yet. Be the first to leave one.