The first 200 lines.
برخی از ما در " "گردان دوم پیادهنظام رنگینپوستان کانزاس" بودیم.
ما با شورشیان کنفدراسیون جنگیدیم" "در "جِنکینز فری" در ماه آوریل گذشته
پس از آنکه تمام سربازان سیاهپوست را کشتند" "(که در نبرد "بویزِن اسپرینگز" اسیر کرده بودند
" بنابراین، در نبرد "جِنکینز فری
تصمیم گرفتیم هیچیک از سربازان شورشی را اسیر نکنیم و هیچیک از آنها را زنده نگذاشتیم
و هیچیک از آنها را زنده نگذاشتیم
آنهایی که آن روز از ما نمردند
"به گردان ۱۱۶ پیادهنظام رنگینپوستان پیوستند" "قربان
"(از اردوگاه نلسون در کنتاکی
نامت چیست سرباز؟ - سرباز "هارولد گری" قربان -"
من گروهبان "آیرا کلارک" قربانم" "از هنگ سوارهنظام پنجم ماساچوست
ما آنجا منتظر میمانیم
اسبهایمان را اینجا میگذاریم" "و با گردان ۲۴ پیادهنظام میرویم
"(برای حمله به ویلمینگتون" "هفته آینده
از کی سرباز هستی؟
دو سال است قربان
گردان دوم پیادهنظام رنگینپوستان کانزاس" "(شجاعانه در "جِنکینز فری" جنگیدند
این درست است قربان - هزار سرباز شورشی را کشتند قربان -"
خیلی شجاع بودند
و ماهانه سه دلار کمتر از سربازان سفیدپوست دستمزد میگیرند" "...
ما سربازان کانزاس هستیم - و سه دلار دیگر از دستمزد ما کسر میشود -"
" برای یونیفرم ما - درست بود، بله قربان -"
اما اکنون تغییر کرده است - دستمزدها اکنون برابر است -"
اما هنوز هیچ افسر سیاهپوست منصوب نشده است
میدانم گروهبان کلارک - بله، خوب است که میدانی قربان -"
"...فکر میکنی حمله ویلمینگتون -"
حالا که سفیدپوستان عادت کردهاند" "سیاهپوستان را با تفنگ ببینند و برایشان بجنگند
و حالا که میتوانند تحمل کنند" "که سربازان سیاهپوست دستمزد برابر بگیرند
شاید در چند سال آینده بتوانند" "ایده یک کاپیتن یا ستوان سیاهپوست را بپذیرند
و ۵۰ سال بعد، شاید یک سرهنگ سیاهپوست
و ۱۰۰ سال بعد، حق رأی
بعد از جنگ چه کار خواهی کرد گروهبان کلارک؟
کار خواهم کرد قربان، شاید شما مرا استخدام کنید
شاید
اما باید بدانی قربان" "که از بوی واکس کفش حالم به هم میخورد
و نمیتوانم موهایم را کوتاه کنم
تا به حال مردی را پیدا نکردهام که موهایم را طوری کوتاه کند که متفاوت به نظر برسد
موهای شما برای یک مرد سفیدپوست مجعد است - بله -
آخرین آرایشگرم خودش را حلقآویز کرد
و آنکه قبل از او بود
و قیچیاش را در وصیتنامهاش برایم گذاشت
(آقای رئیس جمهور (لینکلن - عصر بخیر پسرها -
...ما دیدیمت و... ما بودیم - (ما در نبرد (گتیسبرگ بودیم -
آیا در (گتیسبرگ) جنگیدید؟ - نه، ما فقط ماه گذشته نامنویسی کردیم -
دو سال پیش در مراسم تقدیس قبرستان دیدیمش - بله، سخنرانی شما را شنیدیم -
!ما... لعنت! لعنت قدت چقدر است؟
!وای خدای من! ساکت شو - آیا آنچه را گفتم شنیدید؟ -
...نه قربان، نه خیلی زیاد، آن بود
هشتاد و هفت سال پیش، پدران ما " "یک ملت جدید را در این قاره بنا نهادند
ملتی که در آزادی زاده شد و وقف این اصل شد که "همه انسانها برابر خلق شدهاند
این خوب است، ممنون
و اکنون ما درگیر یک جنگ داخلی بزرگ هستیم که ما را آزمایش میکند که آیا آن ملت
یا هر ملتی که بر اساس آن اصل بنا شده باشد میتواند دوام بیاورد
ما با یک میدان نبرد بزرگ روبرو هستیم ...در این جنگ
...این خوب است، ممنون از شما دو نفر - "ما آمدهایم تا بخشی از آن میدان را وقف کنیم" -
تا آخرین آرامگاه کسانی باشد که جان خود را فدا کردند تا آن ملت زنده بماند
عموهایش در روز دوم جنگ مردند
...من بخش آخر را میدانم، این - ای سربازان، جمع شوید -
"...این برای" - حرکت کنید -
بهتر است بروید و به جوخه خود بپیوندید ای جوانان
از شما ممنونم - از شما ممنونم قربان -
خداوند شما را حفظ کند - خداوند شما دو نفر را نیز حفظ کند -
خداوند شما را حفظ کند
ما اینجا مصمم هستیم که مرگ اینها بیهوده نباشد
و اینکه این ملت به یاری خداوند شاهد تولد دوباره آزادی خواهد بود
و اینکه حکومت مردمی که توسط مردم برای مردم انتخاب شده است
"هرگز از روی زمین محو نخواهد شد"
"ژانویه ۱۸۶۵"
"دو ماه از انتخاب مجدد (آبراهام لینکلن) میگذرد"
"جنگ داخلی آمریکا اکنون در چهارمین سال خود است"
"زمان شب است"
"و کشتی با نیروی هولناکی با سرعت زیاد حرکت میکند"
و با وجود اینکه در تاریکی قابل تشخیص نبود، حس کردم به سمت ساحل میرویم
به نظر نمیرسید کس دیگری در کشتی باشد
و به شدت حس میکردم که تنها هستم
میتوانستم در پوسته یک گردو باشم و خودم را پادشاه فضایی بیپایان بدانم
اگر کابوسهای بدی نمیدیدم - -
فکر میکنم سرعت برایم غریبه است من به کندی عادت دارم
(باید تو را از این بار رها کنم، (مولی لازم نیست رویاهایم را برایت تعریف کنم
نمیخواهم رها شوم اگر تو قرار نیست از آن رها شوی
و تو مرا از هیچ چیز رها نمیکنی
...شاید
(این حمله به بندر (ویلمینگتون است
معمولاً قبل از نبرد، کشتی را در خواب میبینی
سردردت چطور است؟ - غیرقابل توصیف -
تقریباً دو سال گذشت و هیچ چیز بهتر نشد
قربانی دیگری برای جنگ
چه کسی میخواهد به حرف زنی بیفایده گوش دهد که از تصادف کالسکه خود شکایت میکند؟
من - !مزخرف -
تو فقط رویاهایت را برایم تعریف میکنی من غیبگوی تو هستم
این تمام چیزی است که از من باقی مانده دیگر مورد اعتماد نیستم
حتی اگر تصادف کالسکه نبود
حتی اگر سوءقصد بود - احتمالاً تصادف بود -
قاتل بود و تو هدف او بودی
برنامهریزی برای مهمانی بزرگ چطور پیش میرود؟
نمیخواهم درباره مهمانیها صحبت کنم
تو به مهمانیها اهمیت نمیدهی - ...نه خیلی، اما آنها -
موانع ضروری
فهمیدم... فهمیدم تعبیر خواب کشتیات را
این بندر (ویلمینگتون) نیست و لشکرکشی نظامی هم نیست
بلکه اصلاحیه ویژه لغو بردگی است
چرا در غیر این صورت مرا مجبور میکنی افراد افراطی دیوانه را به خانهام دعوت کنم؟
آیا سعی میکنی مجلس نمایندگان را وادار کنی قبل از پایان دوره ریاست جمهوریات، اصلاحیه را تصویب کند؟
قبل از مراسم تحلیف؟ - زیاد برای چیزهای بیارزش خرج نکن -
هیچکس به اندازه تو محبوب نیست
مردم هیچکس را به اندازه تو دوست نداشتند
تو الان میتوانی هر کاری بکنی
این نفوذ را برای یک پروژه اصلاحی که محکوم به شکست است، تلف نکن
آیا به یاد آوردی که رابرت برای مهمانی به خانه خواهد آمد؟
میدانستم که فراموش خواهی کرد
این همان کشتی است که با آن دریانوردی میکردی
متمم سیزدهم
نیازی نیست به من بگویی که حق با من است من از این مطمئنم
وقت دیر شده خانم کیکلی - شما به این برای مهمانی بزرگ نیاز دارید -
کار کردن روی آن زمان میبرد
شب خوش
آیا او را خواب دیدی؟
کودک برده، ۱۲ ساله" "قیمت ۶۰۰ دلار
"دو پسر ۷۰۰ دلاری"
پدر
پدر میخواهم ویلی را ببینم - من هم همینطور تدی، اما نمیتوانیم -
چرا؟ - ویلی رفته است -
۳ سال از رفتنش میگذرد
وظیفه من بالا بردن پرچم است
و این کاری است که انجام خواهم داد اگر مکانیزم بالابر خراب نباشد
...و وقتی بالا رفت
وظیفه مردم خواهد بود که آن را بالا نگه دارند
این سخنرانی من است
ما داریم میآییم پدر ابراهام" "سیصد هزار نفر دیگر
از رودخانه پر پیچ و خم میسیسیپی" "و از سواحل نیو انگلند
"...شخمزنها، کارگاهها و همسرانمان را ترک میکنیم
حتی اگر همه جمهوریخواهان من در مجلس نمایندگان رأی مثبت دهند
و این تضمین شده نیست، از کی حزب ما به طور یکپارچه از لایحهای حمایت کرده است؟
اما فرض کنیم همه همکاران جمهوریخواه من به نفع آن رأی دهند
هنوز ۲۰ رأی کم داریم - فقط ۲۰؟
!" - فقط ۲۰ آیا نمیتوانیم ۲۰ رأی تهیه کنیم؟ -
بیست دموکرات در مجلس نمایندگان برای لغو بردهداری رأی میدهند؟
...به نظر من - که همیشه به آن گوش میدهم -
یا وانمود میکنی که گوش میدهی - با سه گوشم میشنوم! -
ما در جنگ پیروز خواهیم شد آقا این قطعی است، اینطور نیست؟
هنوز در آن پیروز نشدهایم
دوره دوم ریاست جمهوری شما آغاز خواهد شد در حالی که شما جایگاهی تقریباً مقدس دارید
احتمالاتی را که صلح به ارمغان میآورد تصور کنید
چرا تصویر درخشان و ارزشمند خود را با نبردی در مجلس نمایندگان خراب میکنید؟
اینجا مکانی آشفته است
همان گروه احمق و عقبماندهای هستند که ۱۰ ماه پیش با اصلاحات مخالفت کردند
شکست خواهیم خورد
شانسهایمان را الان دوست دارم
به موانعی که با آن روبرو خواهیم شد فکر کن
ما به اکثریت دو سوم مذکور برای تصویب اصلاحیه نیاز داریم
ما اکثریت جمهوریخواه داریم اما به سختی از ۵۰ درصد بیشتر است
۵۶ درصد
ما به حمایت دموکراتها نیاز داریم و حمایتی وجود ندارد
از آخرین باری که مجلس نمایندگان به اصلاحیه رأی داد، انتخابات برگزار شده است
۶۴ دموکرات کرسیهای خود را در نوامبر از دست دادند
و این یعنی ۶۴ دموکرات در ماه مارس آینده به دنبال شغل خواهند بود
میدانم - به انتخاب مجدد اهمیت نخواهند داد -
میتوانند هر طور که میخواهند رأی دهند - اما ما نمیتوانیم برای اصلاحیه رأی بخریم -
این خیلی مهم است - من نگفتم که چیزی میخریم -
فقط گفتم که به ۲۰ رأی نیاز داریم
این آغاز دوره دوم ریاست من است و جاهای خالی زیادی وجود دارد که باید پر کنیم
آقای رئیس جمهور، اجازه دهید آقای و خانم (جولی) را معرفی کنم
که از (میزوری) آمدهاند - از شهر (جف)، آقای رئیس جمهور -
آقای (جولی)، خانم
و کسی که کنار شومینه ایستاده وزیر امور خارجه (سیوارد) است
شهر (جف)
یک بار کسی درباره وکیلی در شهر (جفرسون) به من گفت
که طوطی داشت و هر روز صبح او را با فریاد بیدار میکرد
«امروز روزی است که دنیا به پایان میرسد همانطور که کتاب مقدس پیشگویی کرده است»
و یک روز، وکیل به او شلیک کرد
تا آرامش و سکوت برقرار شود فکر میکنم
و بدین ترتیب، پیشگویی را محقق کرد حداقل برای پرنده
یک عوارضی در شهر (جف) وجود دارد که در جنوب غربی واقع شده است
و (هانسساورماگن) از (رولا) آن را به طور غیرقانونی برای حدود دو سال اداره میکند
از زمانی که مرد شما، ژنرال (اسکوفیلد)، او را آنجا منصوب کرد
اما رئیس جمهور (مونرو) عوارضی را به پدربزرگم بخشید
و (کوینسی آدامز) نامهای به پدرم داد که نشان میداد او مالک است
این با آقای (جولی) است نامه (کوینسی آدامز) را به آقای (لینکولن) نشان خواهم داد
این ضروری نیست خانم (جولی) فقط به من بگویید چه میخواهید
آقای (جولی) به بیماری انسداد مزمن ریه مبتلا است و سیگار برای او مضر است
بانو، آیا از ...لایحه پیشنهادی اطلاع دارید
برای اصلاحیه سیزدهم قانون اساسی؟ - بله قربان، همه میدانند -
و رئیس جمهور از آن حمایت میکند - و شما دو نفر چطور؟
بله - میدانید که بردگی را لغو میکند؟
بله قربان، میدانم - و به همین دلیل از آن حمایت میکنید؟
آنچه من از آن حمایت میکنم، پایان دادن به جنگ است
و وقتی بردگی را لغو کنیم شورشیان دست از جنگ میکشند
از آنجایی که بردگی همان چیزی است که برای آن میجنگند
آقای لینکلن، شما همیشه همین را میگویید
اگر اصلاحیه تصویب شود، بردگی پایان مییابد آنها تسلیم میشوند و جنگ تمام میشود
اگر اول جنگ تمام شود ...قبل از اینکه بردگی را لغو کنیم
(رئیس جمهور (لینکلن میگوید جنگ تمام نخواهد شد
...مگر اینکه بردگی لغو شود - ...اما اگر تمام شود -
جنوب تحلیل رفته است
اگر مهمات و مردانشان تمام شود
...آیا همچنان مایل خواهید بود نماینده شهرتان باشم؟
شهر جف؟ (عضو کنگره (برتون
"(ستون (برتون" منظورم (جوسیا برتون) است، بله قربان
او یک جمهوریخواه است و همانطور که فکر میکنم، در مورد تصویب اصلاحیه مردد است
شاید بتوانید به دیدن او بروید و اشتیاق خود را به او بگویید
No comments yet. Be the first to leave one.