The first 200 lines.
کاري از تيم ترجمه ايران فيلم
کلايو بيکسبي
عجب سورپرايز باحالي
يه سوال فوري...
وقتي از بهشت افتادي اذيت شدي؟
چونکه تو....
ميحوتم بگم که
ما روز ولنتاين مواظب "جو"عزيز هستيم
بنابراين پدرم وگلوريا ميتونند
يکم باهم باشن بسه ديگه
نکته اصلي اينه که ما يه روز جلوتر جشن ميگيريم
اونا يکم مي تونن باخودشون خلوت کنن
ديگه خيلي داري شلوغش ميکني
من فقط ميگم از وقتي که بچه به دنيا اومده خيلي وقت گذشته
شش هفته
من نميتونم اين همه مدت بهش دست نزنم
الآن ميتونم تصور کنم که جي حالش چه طوره
گره ي مربعي عاليه
من همه گره ها رو بلدم
انگار يه ملوان تو دهنم دارم
من بايد بچه رو چک کنم
هيلي بردتشون فيلم ببينن..اصلا جواب نميدن
ميدونم اما عزيزم من يه دليل خوب براي نگراني دارم
لوک صبح خون دماغ شد
الکس هم طبق معمول غش کرد
الکس خوبه...و مردهاي خانواده ما معمولا خون دماغ ميشن
من اينو موقع ازدواج بهت گفتم توي عهدمون هم بود
من بالا خره نفهميدم چرا اونو توي عهد نامه نوشتيم
نوشيدني تو تموم کن ..خانم خوشگل
شب بزرگي رو در پيش داريم
باشه.
اول يه قرار عاشقانه داريم
سه نفره ..اگه تو بخواي
از اينجا ميريم به يه بالن سواري قديمي
اينجا جاي که مرد بايد با زنش روبرو بشه
پيکنيک توي بالن
شامپاين...پنير و شهر زيباي زير پامون
واقعا رمانتيکه
بعد محافظ گوشمونو با چند تا هدفن عوض ميکنيم
و چندتا دور توپيست اسکي ميرنيم
بعد از اينجا سريع برميگرديم به هتل
جاييکه... من نفهميدم..
خب..من نميخواستم با اين شروع کنم
ميتونيم کاري کنيم که به اين برسيم
نه من واقعا گيج شدم
گرفتي کلايو؟ فقط بهم بگو چي ميخواي؟
جوليا؟
کلر؟
يکي از شما بايد بهم جواب بده
فشار خونش هنوز خوبه
فکر کنم ميتونم بفرستمت خونه
عاليه..فکر کنم به خاطر پايين بودن قند خونش بوده..
ميبيني عزيزم؟ گفتم چيزي نيست که به خاطرش نگران باشي
راستش ..هيچي هم نه....
شما يه مشکل کوجک تو قلبتون داريد
دکتر کوبن فکر کنم به خاطر من باشه
فکر کنم من خيلي سکسي بودم
آره ...فکر نکنم موضوع اين باشه
مطمئني؟
دکتر شما که نميخوايد بگيد
من حمله قبلي يا يه همچي ن چيزي داشتم؟
نه يه هيچ وجه...فقط ريتم قلبتون يکم نامنظمه
که به اسم "سندرم ولف پارکينسون سفيد" ميشناسنش
اين ارثيه پس دليلش شما نبودين
آره مادمم هم همين مکل رو داشت
البته ما به کمک دارو
و نگه داشتن شما در اينجا ،دو روزه حلش ميکنيم
فعلا شما کاري نداشته باشين
باشه ممنون
فکرکنم بايد به پدرت بگيم
مانميتونيم فردا مواظب بچه باشيم
نه نه
نميخوام هيچکي از اين موضوع باخبر بشه
اونا هم ناراحت ميشن
وفقط موضوع رو الکي بزرگ ميکنن
عزيزم..بهم قول بده
بهت قول ميدم ..ميدونم اين موضوع خيلي مهم نيست
اين مساله خيلي بزرگه ..
براي اينکه من مسئولم
باتوجه به چيزي که دکتر لسبين کلر گفت
من داشتم درباره گرگ سفيد ميخوندم
چيز مهمي نيست تو خوب ميشي
ميدونم
کي امادس بريم اسکي؟
چي؟ زود باش
يه نفر بهم قول اسکي زير نور مهتاب داده
اما همون طور که دکتر گفت نبايد خيلي بهش فکر کني
اوه..اون چيزيه که همشون ميگن
مثلا"شما نميتونيد مشروب بخوريد وقتي حامله ايد"
يالا ديگه...نميخوايم روز ولنتيانمونو خراب کنيم
مگه نه؟
نه..فقط ميگم چرا بيخيال اسکيت نشيم
وقتي بدون اون هم ميتونيم خوش باشيم؟
اوه.... اينجوريشم دوست دارم مگه نه؟
آره آره؟
آره.......نه
عزيزم ميدونم داري چيکار ميکني؟
داري باهام مثل مريض حرف ميزني
قول داده بودي اينکارو نکني هم نه
نه نه نه نه نه نه فقط يه ايده بهتري داشتم يه ماساز کنار
چيه
ماساژ کنا هم
فقط من وتو يه جفت کالبوجي که رومون کار کنن
ويژه است
اون چيه؟
فکر ميکني بچه ها خونن؟
به نظر مياد از سه نفر بيشترن
فکر ميکردند ما خونه نيستيم پارتي گرفتن
ميکشمشون نه نه نه نه نه نه
اولا نوبت منه بکشمشون
دوما ، تو بايد ماساژ سفارش بدي
شماره ي " ماساژ" زير بهترين کوکلاکولاي آمريکا ست
چيکار داريد ميکنيد؟
پدر ..شما تو خونه چيکار ميکنيد؟
پس اينطوريه ديگه؟
ما يه دقيقه رفتيم شما هم پارتي راه انداختيد؟ نه
من يه مامان پيام دادم که تو سينما داره بهمون خوش ميگذره
اين کار هميشه جواب مي.......
پس اين کار هميشه تونه نه
قانونو که ميدونيد
بسه ديگه موزيک و خاموش کن
هرکسي رو که من نساختم
همين الان از خونه ي من بره بيرون
نميخوام ناراحت بشم
امشب به اندازه کافي درد سر داشتم
چي شده؟
نميخوام بهتون بگم
وقتي اين طوري ميگيد موضوع برامون بدتر ميشه باشه..
موضوع مهمي نيست
مادرتون بايد بره بيمارستان
اوه خداي من ..چي؟
اين خيلي بدتر از اون چيزيه که فکر ميکرديم
حالش خوبه فقط يکم از حال رفت
يه اتفاقي براي قلبش افتاده
مثل سکته قلبي؟ مادرم سکته قلبي کرده؟
مادرم ممکن بود بخاطر سکته قلبي بميره نه
احتمالا مشکلش به خاطر من بوده
اون فقط بايد استراحت کنه
براي يه بار هم که شده بيا به خودمون فکر نکنيم
فيل...همه چيز خوبه؟
خوبه ...دارم ميام
فقط عادي رفتار کن
اوه..اگرم کامبوجي ها اومدن
بفرستشون توي حموم
بچه ها دوستاشونو آورده بودن
خودم ترتيبش رو ميدم
پس تو تو اين کارا استادي
دوست داري؟
عاشقشم ولي ميخواي واسه ماساژ اينو بپوشي
اونا سرشون شلوغ بود اين يعني ما بايد به کارمون برسيم
عزيزم
عزيزم مطمئني که اين برات.....
شوره
من هنوز چندتا فيلم دارم
.بخاطر چيپس بود، عزيزم
اوه، متاسفم. راست ميگي
مامان، بايد باهات حرف بزنيم
بابا بهمون گفت هيچي نگيم
اما ما واقعا نگرانت هستيم
تو بهشون گفتي؟ نه
حمله ي قلبي داشتي؟
فيل اين چيزي نيست که من گفتم
بچه ها، همه چي مرتبه
زنگ بزن اورژانس...اوه خدا
قلبش منفجر شد
اوه، خداي من. بازم تقصير من شد فيل، دماغ توئه
فقط يه چيز ديگه
تنها چيزي که ازت خواستم اين بود که اين مساله رو بزرگ نکني
اينم نتونستي انجام بدي
عزيزم، بايد آروم باشي
نه، نمييخوام چون من خوبه
همه خوبيم
اوه، خدا هيلي، خواهرت رو بهوش بيار
اصلا حال و حوصله ي عذرخواهي ت رو ندارم فيل
خوبه چون منم نميخوام معذرت خواهي کنم
من اجازه دارم بخاطرت نگران بشم؟؟
آره ولي وقتي يه چيزي براي نگراني وجود داشته باشه
اما اين چيزي نيست همون طور که گفتم مامانمم هم اين مشکل رو داشت
که من امروز فهميدم
چرا تو اين بيست سال بهم نگفتي؟
ميخواستم
ببين، ميدونم که تو حس ميکني
بايد براي اين خانوادت مثل يه ستون محکم باشي
و نگران مشکل پسرانه و خون دماغي
و هرکسي که تجربه ي کافي نداره، بشي
اونا نصف قضين
کلر، بس کن
دارم ميگم تو ميتونستي به ما اجازه بدي هرچند وقت يبار
ازت مراقبت کنيم
مثلا، وقتي که يهو قلبت درد ميگيره و به سينه ت چنگ ميزني
اگه تو يکم آسيب پذير باشي
اين خونه نابود نميشه
ماکه نميدونيم
ميتونيم بفهميم
يکم ترسناکه
البته
تازماني که بفهم چيبوده وبعد...خرابش نکن
من فقط يه سوال ديگه داشتم
درد داشت؟
خب..من قبلش بيهوش شدم
No comments yet. Be the first to leave one.