The first 200 lines.
تصور کن مردی
حس کن که بدنت داره کرخت میشه
از انگشتهات شروع کن
برو سراغ دستهات
مچهات
همینطور بیا تا آرنجهات
همهچیز مرده
اگه بتونیم مرگ خودمون رو تصور کنیم
ولی باز هم بتونیم به زندگی برگردیم
اونوقت ثابت میشه که میتونیم از پسِ هر چیزی بربیایم
حالا، نترس
لحظه رو مال خودت کن
اگه کنترل دست تو باشه، اونوقت آشوب
دور و برت اتفاق میافته، نه برای خودت
متوجهی؟
دوربین توی کلاهه؟
آره، دقیقاً همونجاست
ببین
امیدوارم جواب بده
اوه، سه ماه مقدمات چیدیم، عالی میشه
باشه، منم مثل همیشه ساعت نُه کارت میزنم
بیست دقیقه بهم وقت بده، تا اون موقع دیگه حسابی شلوغ شده
مامان، میتونم دوباره مزهی خون مصنوعی رو امتحان کنم؟
نه عزیزم، کیسهش پلمب شده. نمیخوام لباسم لک بشه
# یه مسیر مستقیم و محکمتر رو پیش بگیر #
# به گوشهی دنج زندگیت #
# ملکه سفید رو وادار کن با تمام سرعت بدوه #
# اون وقتی نداره #
# که تو رو همسر خودش کنه #
# چون وقته، وقتش رسیده... #
# با زمان تو و خبرهایی که توش حبس شدن... #
خب، سلام
امروز چطور میتونم کمکتون کنم؟
# دو دو دو دو دو دو دو دو دا #
# دو دو دو دو دو دو دو دو دو دا #
# دو دو دو دو دو دو دو دو دو دا #
روز خوبی داشته باشین
# دو دو دو دو دا... #
همهشون
# حبس شده #
اسلحه
# من دیدم که همهی آدمای خوب، هر روز با رضایت سرشون رو برمیگردونن #
گرفتمش! اسلحه رو گرفتم
تموم شد! دیگه تمومه! چطور تونستی؟
مامان، نه
مامانی، نمیر. مامان
اونم واسه چی؟ آبنبات چوبی؟
مامان عاشق آبنبات چوبی بود
دارم بهت میگم، مزهش دقیقاً مثل شربت افرائه
ببخشید بچهها، واقعاً متاسفم
چیه؟ گشنمه، صبحونه رو که از قلم انداختیم
خوب بودی. آفرین
عالی بودی. دمت گرم
بفرما. کمک کن مامان پاشه
بکستر. نه، تقصیر منه، من اول جا زدم
واقعاً معذرت میخوام. تو ماشین میبینمت
برو
اینجا چه مرگتونه؟
خانمها و آقایان
بذارید این صدای شیپور بیداریتون باشه
زندگی... شیرینه
پس طعمش رو بچشید
تا وقتی که هنوز میتونید
بکستر
بکستر
فکر کنم یه چیزی پیدا کردم
منظورم اینه که، واقعاً بیرحمانهست
تک و تنها اونجا نشستم چون همراهم دیر کرده، لعنتی
چی... این
لعنتی
این
اینم از این... داریم خیلی نزدیک میشیم
بهتره بری حولهت رو بپوشی
حولهم؟
دیگه داریم واسه سکانس بعدی آماده میشیم، همون که توش برهنهای
باید یه حوله توی تریلرت برات گذاشته باشن
برهنه؟ مگه
نه. نه
توی... توی فیلمنامه من چیزی از برهنگی نیومده
فریدمن همین امروز صبح اضافهش کرد
بیخیال، موقع تمرین اصلاً حرفی ازش نزد
پنج دقیقه دیگه شروع میکنیم، همگی آماده باشن
اوم، به نظر میاد کارت بیشتر از پنج دقیقه طول بکشه
آره، اوه، آره. خیلی بیشتر از پنج دقیقه طول میکشه
چه خبر، آفتابِ تابان؟
میخوای لخت شم. بالاتنه برهنه
یه یارو در رو باز میکنه و منم با سینههای بیرون افتاده اونجا وایسادم؟
جینا میخواد کنترل اوضاع رو دستش بگیره
با سینههاش؟ بیخیال بابا
من... من هیچوقت
اصلاً فکر نمیکردم اینقدر اُمُّل باشی
میدونی، انگار... منظورم اینه که، آنی فنگ
میدونی دیگه، زنِ کلهشق، سوگلیِ فیلمهای مستقل
ببخشید، متاسفم که ناامیدت کردم. تو قبلاً
قبلاً واسه نقشهات هر کاری میکردی
اونا خاطراتی نیستن که بهشون افتخار کنم، فریدمن
اونا فقط یه سری کارهای احمقانهان که یه بازیگر وقتی از بازی کردن میترسه، انجامشون میده
الان دیگه عاقلتر شدم
چه بد. چی، اینکه پیرتر و عاقلتر شدم؟
نه، اینکه شبیه این بورژواها شدی
میدونی، با اون کمدیرمانتیکهای آشغال... خب، دیگه بسه
تمومه، کارمون تمومه. باید بری بیرون
باید بری. نه، من فقط دارم سعی میکنم بهت کمک کنم
انجامش نمیدم
میخوام به دنیا نشون بدم که
که تو هنوز یه بازیگر درست و حسابی هستی
آها، ممنون فریمن. به همون شجاعت و... نترسیِ
ممنون. ...همیشگیت
آره، انجامش نمیدم
میدونم چیزی که دارم ازت میخوام... اوهوم
انجامش سخته. اوهوم
ولی هنرِ والا همیشه سخته
لعنتی
نترس
لحظه رو مال خودت کن
اگه کنترل دست تو باشه، اونوقت هرجومرج
اطرافت اتفاق میافته، نه برات
میفهمی؟
برای این پیادهروی حولهای، چیزی نذاشتن؟
لازم ندارم، کنترل دست منه
بیا این سکانس لعنتی رو تمومش کنیم بره
عالیه. خیلی خب، همگی آماده باشید
سلام. سلام
امم
اون چنده؟ ۲ دلار
اون ۵ تائه
اینا رو برای این برداشتم
خوب شد فقط به اندازهی یه دلار ازش برداشتم، خب؟
پس این... همهش مال توئه و این و این
مال من. آره
چطوری هارولد؟ هی، بکستر
اوضاع چطوره؟ خب، کتاب هنوز تموم نشده
اگه سؤالت اینه، ولی هر روز دارم روش کار میکنم
میدونی که ماه پیش، دو سال از موعدش گذشت، نه؟
میدونم. میدونی که دیگه دارن صبرشون رو از دست میدن
مگه نه؟ مطمئنم همینطوره
گوش کن، اگه زنگ زدی که حالم رو بد کنی
موفق شدی و الان دیگه میتونیم قطع کنیم، باشه؟
نه، شاید یه کار برات داشته باشم
آره؟ برای من؟ چیز بزرگی نیست
یه داستان برای یه مجلهی مردونه
میدونی تفنگ سیبزمینی چیه؟
خب، حدود یک و نیم ثانیه بهش تافت میزنی
اسپری مو، ها؟ آره
درش رو ببند. اون رو حسابی سفت بپیچون
قفلش کن. اسلحه رو بیار بالا
الان دیگه جالب میشه. نشونه بگیر، شلیک
بوم
بیا! بوی سیبزمینی سرخکرده نمیده؟
یه ذره
شماها پاتوقتون اینجاست، آره؟
آره، هر شب... مگه اینکه تلویزیون چیز دندونگیری داشته باشه
درسته. منطقیه
بسیار خب، لوئیس لین
اسم این جیگر رو بذارین «ایرفورس وان». خب دیگه
نمیخوایم ادای اینا رو دربیاریم که انگار از رابطه جنسی هم بهتره
ولی این حسابی حالت رو جا میاره
ایول. بیخیال پسر، انگار واسه این کار ساخته شدی
ببین چطوری باهاش کیف میکنی. میفهمم چی میگی
عجب بُردی داره. یکی دیگه بده بزنیم
بدش به من رفیق. یکی دیگه هم از اونا بده
نترس، نلرز
حاکمِ لحظه باش
اگه کنترل دست خودت باشه، اونوقت هر چی هرجومرج هم که باشه
دور و برت اتفاق میافته، نه سرِ خودت
گرفتی چی میگم؟
حله، آمادم
اوهوو
دیدی گفتم! یکی دیگه
یکی دیگه
نه. چی؟
نچ. نه، دیگه پات رو از گلیمت درازتر نکن. دیوونهبازی درنیار
یالا دیگه. بیا بزنیم. من میزنم
تو بزن
حواست به ما باشه رفیق. چی شده؟
داریم میبریمت بیمارستان باکستر، ولی باید باهامون حرف بزنی پسر
میتونی؟ باکستر، رفیق، میتونی حرف بزنی؟
زدم تو کلهت. هه، آره، آخه چی میخوای بگم؟
فرقی نمیکنه. یه چیزی بگو. از اون داستانهایی که مینویسی بگو
دارم... اوم... یه کتاب جدید دارم ولی ذهنم قفل کرده، نمیتونم بنویسم
خب، شاید ما بتونیم راهت بندازیم. اسمش چیه؟
اسمش «گودال بچهها»ست
خب، موضوعش چیه؟
درباره دو تا بچهست، یه خواهر و برادر
که از یتیمخونه فرار میکنن اما یه «گودالدار» میگیرتشون
خب، اون دیگه چیه؟
یه یاروییه که یه رینگ زیرزمینی داره و مجبورشون میکنه واسه مسابقه با هم بجنگن
فرار میکنن آخرش؟
نمیدونم، هنوز به اونجاش نرسیدم
بذار فقط یه چرت بزنم... نه، نه، نه، نه، نه
گوشم چی شده؟ خیلی تیر میکشه
پرده گوشت پاره شده
تا چند هفته دیگه ردیف میشی
ولی خب فعلاً نباید سوار هواپیما بشی
گفتی نباید سوار هواپیما بشم؟ آره، همینو گفتم
همراهات که بیان حالت بهتر میشه
یعنی چی؟ من کسی رو ندارم
خب، کیف پولت رو چک کردیم. طبق روال همیشگی
دکتر به مامان و بابات زنگ زده. دارن میان دنبالت
نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.