The first 200 lines.
...عزيزم، حاظري يه کمد رو بخري که اسمش
هيس! ميخوام ببينم فردا ميتونم برم يا نه
هيئت منصفه؟ ميدوني که ميتوني ديگه بيخيالش بشي
هيچوقت امکان نداره بهت بگن ميتوني بري
جي، تو يه شهروند آمريکايي بد هستي
خدمت کردن به دادگاه يه امتياز محسوب ميشه
براي اولين بار ميخوام نقشي توش داشته باشم
وقتي يه ساندويچ رو از دستگاه گرفتي اونوقت اينو بهم بگو
...بگذريم، اين يه مدل چوبيـه که ميخوام اسمش رو بذارم
!وايسا، وايسا !وايسا
!اوه! قبول شدم
.ساعت 8 صبح "ساختمون پارکينگ شماره "سي
يعني اينقدر واسه يه ساختمون پارکينگ هيجان زدهاي؟
حتي "اي" يا "بي" نيست
تو بايد به جاي من بري به مدرسهي جو
.من نميتونم اينکارو بکنم کار دارم
کلير رو بجات بفرست
اون خوب بلده سر مردم داد بزنه و مدام روزنامه بخونه
اون مدرسه چه مرگشه؟
مگه ما بهشون پول نميديم که از بچههامون مراقبت نکنيم؟
توي اون مدرسهها اينطور نيست
...اونا ميخوان پدر و مادرها
با بچهها وقت بگذرونن
مدرسههاي امروزي چه مرگشونه؟
من آدم موفقي هستم و معلم من يه خواهر روحاني بود که سيبيل داشت
خب، بهتره به اونجا رفتن عادت کني
چون اگه يه پروندهي قتل به من بيوفته
ممکنه يه هفته اينجا نباشم
...شايد بهتر باشه که بهشون بگم
من تجربهي بودن در جبههي جنگ رو هم دارم
چرا همچين چرت و پرتايي ميگي؟
هيچکدوم از اينا حقيقت نداره، مگه نه؟
يه لحظه صبر کن ببينم
اون کمد جديده اسمش رو چي گفتم؟
اصلاً نگفتي
!لعنتي
بخاطر همين وقتي ميرم حموم بايد يه مداد با خودم ببرم
Notion ترجمه از: علي شيخي و عرفان
اوه، نميدونم، هيلي
منظورم اينه که، اون خيلي ناز، باهوش و بامزهاس
اما اون هميشه کفشاي چوبي ميپوشه
اوه، نه، نه
...اگه اون يه رئيس، پرستار و فروشندهي گل لانه نيست
بايد از دستش فرار کني
هي، اگه مادرتون توجهش به يه مردي که کفش چوبي پوشيده جلب نميشد
الآن شما دوتا يه پدر نداشتي
.باشه، ممنون بابا نااميدت نميکنم
خداحافظ
حدس بزنين چي شده، بچهها؟
امروز من سر کار رئيس ميشم
و بر حسب اتفاق ميخوام اون روز دخترام رو ببرم سر کار
هان؟ - من باهات ميام سر کار، مامان -
سعي نکن جلسات خدمات اجتماعيت رو بپيچوني
براي فارقالتحصيلي به اون جلسات احتياج داري
و تو يه دختر نيستي
مامان، بابا، بشنيد
يه چيزي هست که ميخوام در موردش باهاتون حرف بزنم
تو بايد بري
خب، دخترا نظرتون چيه؟
ام، تو ميدوني که ما 8 سالمون نيست و من کار دارم
تو هفتهي قبل رو بخاطر يه جوش زدن نرفتي سر کار
.من تو کار مد هستم اونا خودشون گفتن نرم
الکس، عزيزم، آخرين کلاس فردات ساعت 10 صبحهـه
...پس اگه به موقع راه بيوفتي - !نه، نه، نه، نه -
!هيلي، زودباش، در لپتاپ رو ببند
تا الآن من هميشه يه مامان بودم
پس دخترا هيچوقت اون سمت ديگهي منو نديدن
ميدوني، يه زن قوي در سر کار
آره، بخاطر اينکه ما هيچوقت نميخواستيم روي خشن تو رو ببينيم
يالا، بابايي، واسه کارت ديرمون ميشه
ميدونم. منم هيجان زدهام
خيلي خب، من اشتباه ميکردم
اون سوت توي محيط بيرون هم صداش خوب نيست
مطمئني ميتوني اين همه مواد غذايي رو تنهايي ببري خونه؟
نميدونم. يه جورايي ترسيدم
تا حالا هيچوقت تنهايي مواد غذايي نبردم خونه
سلام، بچهها
ريموند؟ - !ريموند -
سلام. خيلي وقته گذشته
آره. از اون موقع تا حالا نديدمتون. ميدوني؟
آره - آره -
ريموند و جيمارکوس سه ماه پيش از هم جدا شدن
و تقريبا اونا به اندازه ما باهم رابطه داشتن
جيمارکوس مشغول وقتگذروندن با دوستاش شد
...و ريموند اونقدر اعتماد به نفس داشت که
با لباس راحتي بره به فروشگاه
شما بچهها مهموني گرفتين؟
نه، نه - مهموني؟ نه، نه مهموني نگرفتيم -
زيتون، دستمال مشروب و يه جعبه کلوچه
...ام، خب اين چيزا بيشتر واسه
ميخواستي چيزي بگي؟
واسه خاطر يه دورهميه
يه دور همي کوتاه
آره. چيز بزرگي نيست
بنظر خوش ميگذره - نه، خوش نميگذره -
نه. فقط يه بسته کلوچهاس
آره. و قراره بارون بياد
...خب بعداً ميبينمتون، بچهها
آره - آره، بعداً ميبينيمت، ريموند -
خداحافظ - مواظب خودت باش -
!نزديک بود
فکر کردم مجبور ميشيم دعوتش کنيم
هي، ريموند تو هم بايد امشب بياي
واقعاً؟
دورهمي بدون ريموند که نميشه
درسته، کم؟ - البته -
آره. اوه، ولي ميدوني چيه؟
بهتره بهت بگم که جيمارکوس هم قراره اونجا باشه - آره -
پس اگه راحت نيستي
ما کاملاً درک ميکنيم
.نه، عيبي نداره ميام
و خوشحال ميشم که دوباره جيمارکوس رو ببينم
شايد يکي از اون هرزههاي لختي که توي فيسبوکش ديدم رو هم با خودش بياره
بعداً ميبينمتون، بچهها - آره. آره، ميبينمت -
باشه - خوشحال شدم -
ما هم همينطور - آره -
بايد چيکار ميکردم؟
منظورم اينه که اون ناراحت، نفرت انگيز و غمگين بود
اوه، خب، آره انتخاب خوبي براي دعوت کردن به مهموني کردي
اونا بايد تمام شب رو روبرويي همديگه بشينن
.و کل شب رو خراب کنن يالا، ليلي
به لطف تو ...ما داريم اين فصل رو
با يه مهموني غير اجتماعي شروع ميکنيم
کم - نه، ديرم شده - و دوست ندارم ديگه حرفي بزنيم
سلام. من اينجام
!خب، چه عجب
با اين چشماي کوچولوم دارم اولين داوطلبمون رو ميبينم
گلوريا رفت پي کاراي هيئت منصفهاش ...و من نميتونستم هيچجوري از زير اين کار قسر در برم
مگه اينکه تظاهر کنم يه نژاد پرستم
.بگذريم چه کمکي از دستم بر مياد؟
تو ميتوني وسايل نقاشي رو آماده کني و آب کلم بگيري
و لونهي خرگوش رو تميز کني
.باشه مارگارت؟
وسايل نقاشي آب کلم و تميز کردن لونهي خرگوش
گرفتم - ببخشيد -
اين کيه؟ - اين مارگارته، دستيار من -
من نتونستم بچهدار بشم
ما با والدين داوطلب اينطوري کار نميکنيم
...همين حالاشم برات بياهميت شده که
"چطوري کلمهي "داوطلب رو بگي پس نظرت چيه...؟
...هر چند که ما دوست نداريم از کلمهي "نه" استفاده کنيم
...و در ضمن اگه هر کدام از اين بچه شروع به خرابکاري کردن
اون از تميز کردنشون ترسي نداره
جي، ميدونم يه خورده ترسناکه
اما بايد بذاري اون بره
نميخوام اون بره
.مارگارت فقط برو من حواسش رو پرت ميکنم
برگرد
مارگارت، برنگرد
خيلي خب، آقايون
دور هم جمع بشين
ميخوام يه چيزي بهتون ياد بدم
فکر نکنين انجام دادن اين خدمات اجتماعي الزاميه
تميز کردن اين پارک رو به عنوان يه فرصت ببنيد
تا هپاتيت بگيريم؟
تا دنيا رو يه جاي بهتر کنيم
بخاطر همين من اينجام
من همين حالاشم ساعتهاي الزاميم رو تموم کردم
راه خوبي رو انتخاب کردي که بگي تو باکرهاي
هر چي ميخواي مسخره کن ...اما همهي اينا
کار خوبي بنظر ميرسه KFC يا UCLA يا NYU توي نرمافزار
خيلي خب، حرف زدن در مورد آشغالا بسه و بجاش آشغالا رو بردارين
من اونو ميارم
سلام! پس اينجايي
سلام... تو
چند وقته نديدمت، آقاي مشاور ملاک؟
"خب، تو بهم بگو آقاي "تو
من معمولاً اسم و قيافهها رو خوب يادم ميونه
اما اصلاً يادم نيومد اين يارو کي بود
...خوشبختانه از سوالاتي استفاده کردم که
هر اطلاعاتي که بخواي رو بتوني بدست بياري
اوضاع چطوره؟
خوبه - آها -
زن زيبات چطوره؟
.کلير عاليه آره
ممنون که پرسيدي
موقعيت تو چطوره؟
اوه، ميدوني مثل هميشه - اوهوم -
راستش خوشحال شدم که اينجا ديدمت
همين الآن در ماشينم رو بستم
و کيف پول و موبايلم توي ماشين بود
اوه - ميشه لطف کني و بهم - ...يه خورده پول قرض بدي تا باهاش تاکسي يا
آره - اوه -
البته
...نظرت چيه 40 دلار بهت بدم
محض اينکه به مشکل بربخوري؟
...ميخوام مطمئن بشم که برميگردي خونه پيش
اميدوارم به نهار برسم
ممنون، رفيق تو بهتريني
هي، بابا
اوه، خداي من
دفعه قبلي که تو رو ديدم خيلي کوچيک بودي
.بهتره ديگه برم ممنون، رفيق
.خيلي خب، رفيق بعداً ميبينمت
بابا؟ - همم؟ -
اون مَرده همين الآن تلکهات کرد
نه، اينطور نيست
يه کلاهبرداري قديميه
تظاهر ميکني يه نفر رو ميشناسي و ازش پول قرض ميگيري
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.