The first 200 lines.
مشاهده ي اين فيلم سينمايي براي افراد حساس . يا افراد کم سن و سال توصيه نميشود
فقط همين امروز ؛ من 17 تا تماس . از مردم محلي داشتم
آدمايي که ادعا ميکردن . به بيماري " لايم " دچار شدن
خب ؛ روراست بگم ؛ . . تا همين چندسال پيش
. . يعني درست بگم ؛ تا سال 1975 . .
جامعه ي پزشکي ؛ اصلا نميدونست که . . . بيماري " لايم " چي هست و چه مشخصاتي داره
تنها چيزي که ميدونستيم اين بود که . باعث اختلالات و اضطراب هاي رواني دربيمار ميشه
. و همينطور اختلالات عصبي . .
با اين وجود بنظر ميرسه که . . در طولِ چهار سالِ گذشته
. . اين بيماري ؛ حالت ضعيف تري به خودش نگرفته . .
بخصوص اينجا ؛ در منطقه ي حاشيه ي شهر . که پُر از دار و درخته
بنده بهتون اطمينان ميدم ؛ . . که جامعه ي پزشکي
بسيار به توليد يک داروي درمان قطعي . براي بيماري " لايم " نزديکه
. بخاطر اينکه امروز ديگه منبع اين بيماريو ميشناسيم
کَنِه . . درسته ؟
خب ؛ عملا ؛ عفونتي که اين بيماريو ايجاد ميکنه ؛
توسطِ کنه ها از خونِ آهو مکيده ميشه . . . و سپس توسطِ کنِه ؛ به انسان منتقل ميشه
کنِه ؛ اين وسط فقط و فقط . نقشِ انتقال دهنده رو ايفا ميکنه
خب ؛ بهرحال ؛ . . توصيه ميکنيد که چه نوع اقدامات احتياطي
بايد توسط مردم براي مقابله با اين بيماري انجام بگيره ؟
. خيلي خب . . ديگه آماده اي
. يا آزادم کن ؛ يا بکُشم
. هي ؛ خنده دار نيست
آخرين چيزي که واسه اين آقا پسر ميخوايم . اينه که مريض بشه
. . حتي نبايد بدون نوارچسب
. توي اون همه علف و گياه پا بذاره . .
. بايد موهاتو کوتاه کني
. متاسفم " ميک " ؛ نوارچسب تموم شد
. من ميتونم از پسِ " کَنِه ها بربيام
. اما به توکه ميرسه . . يه داستان ديگه اس
" تو "
" تو ؛ با اون کَنِه اي که لايِ موهاتِه "
. من بيرون منتظرم
. هي ؛ زياد دور نشو
. تو الکي ميترسي
. " ببخشيد " ميک
. . فقط . . ميدوني . . يه احساس بدي
. تويِ معده ام دارم . . .
. اين يه رسمِه
بعلاوه ؛ . . خودت که ميدوني من اين اواخر
. نتونستم وقت زيادي باهاش بگذرونم و کنارش باشم
آره ؛ خب ؛ . آخه فقط اون نيست که کم بهش رسيدي
. درواقع قرار نيست که چيزيو بکُشيم
حتي همونطوريکه ازم خواسته بودي . ديگه از گلوله هاي مشقي استفاده ميکنم
گوش کن " ميک " ؛ الان خطرناکه ؛ باشه ؟
. آخه ببين چه بلايي سر " چارلي " اومد
چارلي " ؟ "
. . چندان غافلگير نميشم اگه بفهميم که
. تمام اين ماجرا ؛ يه حالت رواني بوده . .
خيلي خب ؛ . اصلا بيا همه چيو فراموش کنيم
اما بهت بگم ؛ حاضر نيستم اون کسي باشم . که نااميدش ميکنه
داري چيکار ميکني ؟
هنوزم اون حقه ي احمقانه ي سکه رو روي ريلِ قطار اجرا ميکني ؟
. نه
ميدوني ؛ ميگن هرجاي " لانگ آيلند " که باشي . . فرقي نميکنه
. همچنان ميتوني صداي قطارو بشنوي . . .
. نميتوني اينقدر دور بشي که صداشو نشنوي
. آره . . منم اون حرفو شنيدم
. نه ؛ نشنيدي
. من همين الان بهت گفتمش
. تو
. مرتيکه ي عوضي
. . حالا بگو ببينم . . جمعه چيکاره اي . . يا شنبه يا
. . تو
. جمعه کار دارم
. خودت ميدوني که اينو ميخواي
. خالي نبند
. بهم دروغ نگو
. تو ؛ آدمِ خاصي هستي
. آره . . تو خاصي
. اسکات " . . . صبحانه "
. دارم ميام
ترجمه شده توسطِ -= D & X =-
. هي . . وايسا
کي اونجاس ؟ - . دارم ميام -
. شليک نکن
. اوه . . چه جالب
. " شليک خوبيه ؛ آقاي " برَگ
. بهت گفته بودم که اينطرفا سرو کله ات پيدا نشه
. ممکن بود اون گلوله ؛ تو سرت بخروه
. فکر ميکردم شما بهترين تيرانداز اين ناحيه هستيد
. مهم نيس
. حادثه اتفاق ميفته نميفهمي ؟
. بگير
. درسته . . شليک خوبي بوده
. . امسال نتونستم براي صيد به سفر برم
اما . . نظر تو چيه . . تو چه وضعي داري ؟
. والا نميدونم چي بگم . مامانم اجازه نميده ما براي صيد بريم
. خب . . خيلي باعث تاسفه
. شنيدم سفرِ خيلي مثمر ثمري بوده
ميگن تا جايي که چشم کار ميکرده ؛ . آهو براي شکار کردن وجود داشته
جدي ؟
. . آره . . راستي هنوزم يه مقدار از گوشتِ شکارِ
دو سال پيش دارم . . ميدوني ؟ . .
. خودم شکارگاهو قرق کردم و شيکارش کردم
جدي ؟
ميخواي . . ميخواي يه نگاهي بهش بندازي ؟
ديدي ؟
. ايناهاش
. . پاچه داريم . . رون داريم . .
. . کِتف . .
اونا هم گوشت دنده ان ؛ . . . اونم از نوع درجه ي يکِش
. و اونم که اونجاس . . کونِشِه
گفتي چيشه ؟
. کون
واقعا ميخوريش ؟
. خب ؛ آره
. بهترين جاشِه
يعني کون دوست داري ؟
. آره . . آره بابا . بيا
. حالا بهت ميگم چيکار ميکنيم
. بفرما
دستت درد نکنه ؛ نميخوام توي قفسه ام . فاسد بشه
يعني داري يه تيکه کونِ به اين خوشگليه رَد ميکني ؟
. . خب ؛ آخه . . منظورم اينه که . . من . . من ؛ قفسه ي مدرسه امو بايکي ديگه شريکم
و مطمئن نيستم که . . . ؛ . . . . ميدوني . .مطمئن نيستم که شريکم
از اين که يه تيکه کون ؛ تويِ قفسه باشه . . خوشش بياد يا نه . . ميفهمي چي ميگم ؟
. " هي ؛ " اسکاتي
. سلام
امروز ميخواي اينو باخودت مدرسه ببري ؟
. . اوه . . اوه . . درسته . . من
چرا نميري " آدريانا " رو پيدا کني ؟
. لباس قشنگيه
. آره . . مامانم مجبورم کرده بپوشمش
يعني مامانت هنوزم مجبورت ميکنه لباسايي که اون دلش ميخوادو تنت کني ؟
. اگه من جات بودم ؛ همين چيزيو پيش بقيه جار نميزدم
. . ژاکتِت
. قشنگنه . . .
. . اين کُت و شلوار . . يه جورايي
. . اونطوريا که بايد . .
بهم نمياد و اندازم نيس .. . ميدوني چي ميگم ؟ . . - . ميدوني چيه ؟ داره ديرم ميشه -
بيا تو ماشين درباره اش حرف بزنيم ؛ باشه ؟
. خب ؛ نه ؛ نميخواد . . تاکسي خبر کردم . عيب نداره تو برو
بگو ببينم ؛ آخه واسه چي . . بخصوص اونم الان . . بايد پولمونو رويِ تاکسي حروم کنيم
. . اونم درحاليکه من ؛ شغل قابل انعطافي دارم . .
که بهم اجازه ميده تو رو تا مقصد برسونم و بعدشم برت گردونم خونه ؟
بخاطر اينکه نميخوام مزاحمت بشم ؛ باشه ؟
من يه عالمه مصاحبه هاي شغلي مخلتف . تو جاهاي جورواجورِ شهر دارم
. تو هر روز ؛ مصاحبه ي شغلي داري
. مليسا " ؛ گوش کن "
اين اتفاق ؛ اين وضعيتي که دست به گريبانش شديم ؛ . بدجوري داغون و خرابم کرده
. خودتم خوب اينو ميدوني
. قراره يه اتفاق خوبي برامون بيفته . اينو بهت قول ميدم
. جدي ميگم
. باشه - . خوشگل شدي -
. يادت نره قرص هاتو بخوري
. روز خوبي داشته باشي
. . از وقتي مريض شده
. . وقتِ بيشتريو با اون آهويِ مُرده ميگذرونه . .
. تا اين که کنار ما باشه . . .
. خجالت آوره
خب ؛ شايد بخاطر اينکه بيکاره . . يا همچين چيزايي
اين . . ميدوني . . اين وقت گذروندن با آهويِ مُرده . يه جورايي جبرانِ بيکاريشو براش ميکنه
. . ميدوني . . مثل اينکه . . اون . . اه
. براي غذا و اين چيزا شکار ميکنه . . .
. نظر بسيار جالبيه . . اما . . نه اينطور نيس
. فکر نکنم اينطور باشه
. . منظورم اينه که . . بالاخره شماها که
هيولايي چيزي نيستيد . . . . که پدرت بخواد ازدستتون فراري باشه
. من . . اه . . ديگه بايد برم
. بعدا ميبينمت
. . ايني که ميبينيد . . رويايِ آمريکاييه آقاي " پاتِل " ؛
." درست اينجا . . در " لانگ آيلند . .
با صداقت تمام بايد خدمتتون عرض کنم آقاي " پاتل " ؛ . . که ما تلاش خيلي زيادي کرديم
اما همونطوريکه ميگن ؛ . به مانع خورديم و موفق به بستن قرارداد نشديم
خدمت خانمِتون عرض کردم ؛ . . . . که اگه شما اولين نفري باشيد که خونه اشو ميسازه
اين حقو پيدا ميکنيد که خونه رو . . . رو به هرطرفي نسبت به خورشيد که بخواين بسازيد
. خورشيد از طرفِ شرق طلوع ميکنه ؛ بله
در هند چطور آقاي " پاتِل " ؟
موضوع چيه ؟
. اين چند هفته ي اخير . . خيلي برام سخت بوده
. باور کن نميخواي به داستان گريه آورم گوش بدي
خب . . خب . . ببين ؛ ما اول از همه چي ؛ دوتا دوستيم ؛ درسته ؟
. ببخشيد
. فقط يکم احساساتي شدم
. ميفهمم
. . چارلي " ؛ "
. چارلي " ؛ اون مردي نيست که باهاش ازدواج کردم " . .
خب ؛ همه ي ما بالاخره تا يه حد و حدودي عوض ميشيم ديگه . . مگه نه ؟
آره . . ميدونم . . اما . . اي خدا ؛ آخه اين بلا چرا بايد سر من بياد ؟
آخه ؛ از بينِ اين همه بدبختي ؛ مثل تصادف با اتوبوس ؛ . . سرقت . . خلاصه هرنوع تصادف
بايد بيماري " لايم " بگيره ؟ . . .
. . هي . . ببين
تو ؛ اوني نيستي که بيماري " لايم " گرفته ؛ درست ؟
. لبخند بزن
. خوبه
. بعدي
. داري حال ميکني . . بچه معتاد
. " گوزو "
. خيلي خب ؛ به اين پرنده کوچولو نيگا کن . نگات به من باشه
. نابودت ميکنم . . پسره ي افسرده
. . امروز ؛ ميخوام تيرکِ سيم تلفنو
! تا ته ؛ تو کونِت فرو کنم . .
. يالا ديگه . يه لبخند برام بزن
. فکرکنم " بلِيز سالادو " ازم خوشش اومده
. هرچي حالا
خب ؛ فکر ميکني حالا بايد چيکار کنم ؟
. اون پسر . . خيلي باحاله
. اما . . نميدونم چيکار کنم
. اسم واقعيش " بلِيز " نيس
No comments yet. Be the first to leave one.