The Tibetan Dog (藏獒多吉)

The Tibetan Dog (藏獒多吉)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Tibetan Dog (2011) 720p BluRay x264 by Deunan [sahelanime]
A Commentary by sahelanime
کاری از تیم ترجمه ساحل انیمه | Deunan :مترجم | Translate by sahelanime Team

Tags

BluRay
x264
720p
720
Published on: 2018-07-25
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

،توی قوی و با شهامتی نیرومند و پرزور؛

،تو همانند صاعقه ی درخشان .در چمنزارهای پهناور میدوی

تو تنها همدم ما هستی تو دوستی هستی که همیشه کنارمان خواهی ماند

.تو دوست داشتنی هستی تو،از ذهن ها فراموش نمیشوی

سگ تبتی

.تیانجین

،وقتی که ده سالم بود

من زادگاهم ژیان رو ترک کردم و رفتم تبت

مادرم 2ماه پیش فوت کرد؛

...من پیش گاوانگ راهنما رفتم

...که کمکم کنه پدرمو پیدا کنم

که سالهاست تنهایی توی چمنزارها زندگی میکنه

...وای

!آخ،آخ

پدرت توی یه خیمه های همین نزدیکی ها زندگی میکنه

هی،والا،صاحبخونه اینجاس؟

تیانجین،همینجا منتظر باش

...آخرین باری که پدرمو دیدم خیلی کوچیک بودم

حتی یادم نمیاد اون چه شکلی هست

تیانجین،این پدرته

ممنون،گاوانگ

خواهش میکنم.بفرما

همونطور که ازم خواسته بودی آوردمش توی شهر

ممنون؛ولی ...ولی من پول کافی ندارم که طلبتو پس بدم

رئیس گفت که ازت پول نگیرم

خب،ممنون چندروز دیگه میرم دیدن رئیس

خیلی خب

تیانجین،بعدا میبینمت

.بیا

.اینارو بپوش

اینایی که تنت کردی واسه زندگی توی انیجا مناسب نیستن

تو باید تابع سنت ها باشی و زندگی شهری رو فراموش کنی

پدر...پدر؟

چی؟

.هیچی

...اون چرا اینجا نبود

وقتی مادرم مریض شد

پدرم دکتر بود؛

شاید اون میتونست مادرمو نجات بده

ولی جرات نکردم بپرسم

!تیانجین

پس تیانجین تویی؟ - .آره -

.تو دیگه پسر بزرگی شدی

منو یادت میاد؟ - نه -

وقتی کوچیک بودی ازت نگهداری میکردم

من سئونامو هستم،یادت اومد؟

سئو...سئونامو؟

.من اومدم اینجا بهت خوش آمد بگم باید جشن بگیریم،درسته؟

پسرا

چرا اینجایید و مزاحم لاگِبا میشید؟ اون بلاخره تونسته پسرشو دوباره ببینه

مشکلی نیست

لاگِبافنوبت تو هست که شرکت پسرتو نگه داری.اون به خاطر همین اومده

به موقع اومدی؛ تو میتونی بهش یاد بدی از گوسفندها نگه داری کنه

...چی؟خب،پس

تیانجین،لباساتو اشتباهی داری میپوشی

ما تبتی ها وقتی هوا گرم میشه لباسایی که یه آستین ندارن تن میکنیم

بریم

چوپانی اونقدرها هم سخت نیست

فقط باید حواست به گوسفندها باشه،همین

پدرم برای گذروندن زندگیش چوپانی میکنه؟اون دکتر نیست؟

اون از پول طبابت نون در نمیاره میدونی،اون به فقیرها اهمیت نمیده

اون به عنوان کشیش اومد اینجا در حالی که باید از مادرم مراقبت میکرد

...پدر و مادرت همدیگه رو دیدن

وقتی پدرت توی شهر درس داروسازی میخوند

اونا باهم اومدن اینجا بعد ازا ینکه درس پدرت تموم شد

مادرت خودشو به لباسهای محلی و عادت ها و رسوم اینجا وفق نمیداد

برای همین،وقتی کوچیک بودی تورو با خودش برد

اونا راه دیگه ای نداشتن

ما پدرتو اینجا لازم داریم

بعضی وقتا واسه بزرگترها سخته که بین خانواده و شغلشون یکی رو انتخاب کنن

این واسه منه؟

مامان،این با ارزش ترین چیزیه که داری،مگه نه؟

عزیزکم،آهنگی رو که میزدم رو یادته؟

میشه واسه مامانت اون آهنگو بزنی؟

من هرروز تمرین میکنم تا روزی که مادرم حالش بهتر بشه

تیانجین؟

تیانجین؟

بریم پیش رؤسا سوار اسب شو

!وای نه

بیاید و خودتون ببینید؛ !این داروی سحرآمیز رو ببینید

!مارو به مسخره نگیر

اون داروی تقویت رشد مو که بهم فروختی اصلا اثر نمیکنه

تقصیر خودته که درست دستور العملی که بهت دادم رو انجام ندادی

من بهت گفتم که فقط با لیس سگ پادشاه تبت روی سرت این دارو اثر میکنه

داری شوخی میکنی؟چطور همیچن کثافت کاری رو انجام بدم؟

تو خیلی بزدلی،به خاطر همینه که زنها طرفت نمیان

چی واسه خودت میگی؟

میخوای زنها جذبت بشن؟پس این دارو رو بخر

خب...قیمتش چقدره؟

پنج سکه طلا

چی؟پنج تا؟

نمیخواییش؟

شانستو از دست دادی

خیلی خب.خیلی خب.میخرمش

چه روز خسته کننده ای معذرت میخوام،دیگه تعطیل کردیم

!هورا

این یه نوع کیان با هست که تمام مدت به کارمون رونق میده

!ایناهاش

اون پسرشه،درسته؟خیلی بامزه س

پس،این تیانجینه؟

آره،خودشه

شبیه خودته

رئیس،بابت دارو ممنون

خواهش میکنم

از شاگردت "مِی دائو لامو" راضی هستی؟

اون خوب درس میخونه و کلی کمکم میکنه.امروز مرخصی گرفته

من واسه این اونو پیشت فرستادم که روش ترکیب داروهای چینی و غربی باهم رو بهش یاد بدی

واقعا؟خودم تنهایی؟

تو باید چوپانی کردن رو هم یاد بگیری

...ولی من

محتاج کمک بقیه نباش.روی پاهای خودت بایست

!هی!هی

!برگرد اینجا!برگرد

وای خدای من...والا،صبر کن

والا،من چیکار میتونم بکنم؟

زود باشید!برگردید به گله!

والا،اون چیه؟

یا عیسی مسیح!من نمیتونم حرکت کنم

...وای خدای من

ممنون که نجاتم دادی

...پدر،میدونی وقتی که من

من واسه کاری باید به یه دهکده ی دور برم. همینجا بمون و خونه رو تماشا کن

اون سگ مال کیه؟تو میشناسیش،والا؟

خب،حتی اگه بدونی هم نمیتونی حرف بزنی

!بینگو - !بینگو -

تو تیانجین پسر لاگِبا هستی،درسته؟تو از شهر اومدی؟

آره.چرا طرفم سنگ پرت کردی؟

ما میخوایم ببینیم تو چه قدر فرق داری

!بازنده

!بزنش!بزنش

!بزنش

عرضه ت همین قدره؟ پسر بدبخت شهری!بریم

!نائوپو،منتظر چی هستی

غذاهای وحشتناک،گوسفندای بدردنخور و پدر خشن؛من اینارو نمیخوام

تو نگران منی؟

ممنون،من حالم خوبه.نمیخواد مثل یه بچه ازم نگهداری کنی

گله کجاس؟

گله کجاس؟

...کسی اینجاس؟بوی خون میاد

چی شده؟

اونا کجا رفتن؟

اونا برگشتن!مشکل حل شد

!بذار بره

!بذار بره

!تیانجین

حالت خوبه؟

چندتا از گوسفندها مردن

اون کسیه که درباره گرگها خبرمون کرد ما نگرانتیم

به محض اینکه سگ پادشاه تبت بیاد اینجا،همه چی تحت کنترل خواهد بود

سگهای تبتی واقعا خیلی خاصن

تو داری حرف میزنی.هیچ گرگی به پای سگهای تبتی نمیرسه

نگاه کن!اون سگ پادشاه تبت هست.همون سیاهه

اون همه ی سگارو اینجا جمع کرده

اون کیه؟

...اون خودشه

تو میشناسیش؟ - آره -

من اونو قبلا ندیده بودم

ممکنه یه درگیری پیش بیاد - چرا؟ -

هر سگی قلمروی مخصوصی داره

اون تازه وارد باید نشون بده چقدر عرضه داره

نه!نذار اذیتش کنن

اونا چرا مبارزه میکنن؟ اونا از یه نوع هستن

تیانجین،اون طلاییه رو ببین

اون داره با سگ پادشاه تبت مبارزه میکنه

ما باید جلوشونو بگیریم،درسته؟

شاه سگها حاضر نیست مبارزه کنه،نه؟

اون حمله نمیکنه تا وقتی که بفهمه قدرت ریفش در چه سطحه

!عالیه

!ناری!داری چیکار میکنی

چرا اون طلایی رنگه رفتارش عجیبه؟

نه اونو به عنوان حریف میبینه و نه میخواد باهاش مبارزه کنه

اونا مردن - چی؟ -

...از یه صخره بزرگ افتادن

میرم ببینم چی شده

!مواظب باش

نگران نباش

اون سگه رو دوست داره،مگه نه؟

اونها در یه چیز مشترکن.اونها تازه واردن

سائونامو،ما اونارو ترسوندیم

تو زنده ای

خدایا شکرت

!اونا زنده هستن

اونارو نجات بده،خواهش میکنم

فهمیدم!برو طناب و کش هارو بیار

نترس.چیزی نیست

اون خیلی سنگینه

شاید لاگِبا کمکم کنه

اون رفته عیادت یه مریض

سگها بهش احتیاج دارن

میرم داروی مادربزرگمو بیارم

نمیخواد اینکارو بکنی.داروی اون تاثیری نداره

مِی دائولامو،نرفتی پیش رؤسا؟

من زود برگشتم

اون مِی دائولامو هست،شاگرد پدرت

شاگرد؟

پس تو درباره داروها میدونی؟خواهش میکنم نجاتش بده

انگار خیلی اوضاعشون خرابه.من سعی خودمو میکنم

.ازت ممنونم

پس،تو تیانجین هستی

تیانجین،من گوسفندارو برمیگردونم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left