The first 167 lines.
زیرنویس و ترجمه Patrick
آتش
اتاق مرجع
،اون روز ...تو زیرزمین اتاق مرجع
.خیلی تصادفی، به یک پروندهی محرمانه برخوردم
...نوشته بود
:گزارش ماموریت
.شماره ی 2-1365
.گزارش شده توسط نارا شیکامارو
.در خصوص مرگ آسوما ساروتوبی
یک شینوبی به نام هیدان .یک موجود خاص و فناناپذیر بود
،بعد از بدست آوردن خون هدفهاش
.یک اتصال با هدفش ایجاد میکنه
هر آسیبی که ببینه .به هدفش برمیگرده
،وقتی تحت جوتسوی نفرین هیدان بود
...آسوما ساروتوبی
.در حین انجام وظیفه کشته شد
بابا، تویی؟
:طومارهای نینجای بخار !شاه میرای
مامان! کجایی؟
.مطمئنم صداتو شنیدم
هوی، میرای سان؟
...اوهوم
شنیدی؟
صدای عزیزانتون که صداتون میکنن رو شنیدین؟
.این آب مقدسه برای تطهیر کردن خودتون
.تا وقتی بهتون نگفتم ازش نخورید
.هیچ جای نگرانی نیست
.به زودی عزیزانتون رو میبینید
اگه اینو بخورم، پدرمو میبینم...؟
.درسته، میرای
،وقتی علامت دادم .همه با هم بنوشید
...تاتسومی چان، وقتی مادرتو دیدی
میخوای چکار کنی؟
.اول، بهش میگم متاسفم
...بعدش... میخوام دستش رو بگیرم
.به زودی به آرزوت میرسی
میدونی، وقتی بابام رو ببینم
.میخوام شوگی بازی کردن یادم بده
.میرای، بقیه رو معطل نکن
.متاسفم
.فقط یکم نگرانم
اگه بابام منو نشناسه چی؟
.آخه هرگز ندیدمش
.یه چیزی هست که بهت نگفتم
من توانایی این رو دارم
.که از این دنیا به اون دنیا برم و برگردم
.من آسوما رو تو اون دنیا دیدم
واقعا؟
.آسوما خیلی وقته میخواد تو رو ببینه
.راستی، اسمم
اسم من از از «میرای توکی» میاد
.یه نابغهی شوگی که پدرم تحسینش میکرد
...با اینکه اصلا شوگیم خوب نیست
میرای توکی، هان؟ .آسوما خیلی ازش حرف میزد
میرای چی شد؟
.خب. فهمیدم دروغ میگی
!میرای توکی وجود نداره
البته، و اسم من هم که از اون میاد .کاملا دروغ بود
!میرای
!دروغگو
!به خاطر این کارت میری به جهنم
چی میگی؟
میخوای مراسم عزیمت رو خراب کنی؟
!اون رو ول کنید
!زود باشید و آب تطهیرکننده رو بنوشید
.متاسفم، یکم قراره شوک بشید
چی شد؟ چرا من...؟
!سرم درد میکنه
!آروم باشید
.همهی اینا مال گاز هیپنوتیزم کنندس
!حرکت نکن، میرای
پس تو جریان گاز رو میدونی؟
.یه شینوبی رو دست کم نگیر
.کار سادهای نبود این همه دختر رو این جا جمع کنی
!به چه جراتی دخالت کردی
پس پروندهی آدمای مفقودی کار توئه، هان؟
چرا این کار رو کردی؟
همهی اینا قربانیهایی هستن !که میتونم باهاشون فناناپذیر بشم
!جاشین ساما خون تازه دوست داره
جاشین ساما!؟
یعنی شماها...!؟
!میرای سان
.تو فعلا باهات کار دارم
!تاتسومی الان نفرین شده
:جوتسوی نفرین !خون تسخیرکنندهی جسم
!میرای رو بکش
!تاتسومی
حالا جسم تاتسومی و این عروسک !به هم متصلن
!عروسکی که میتونم به ارادهی خودم کنترل کنم
!تاتسومی، بس کن
!نمیخوام بهت صدمه بزنم
نمیتونی با دشمنی که شینوبی نیست بجنگی؟
!خیلی ضعیفی
!یک شینوبی بی انگیزه به درد نمیخوره
!تاتسومی
،بهت که گفتم
تاتسومی و این عروسک با خون نفرین شده .به هم متصل شدهن
!برو، تاتسومی! برو اون رو بکش
!بس کن، تاتسومی
!ریوکی ساما
چی شده!؟
یهویی یه یارو نقابدار با موهای ...ژولیده اومدن
!کاکاشی سان
!...یکی هم هست که کلا قیافهش عجیب و خیلی هم قویه
!گای سان
!ببخشید که عجیب و قویام
.این پنجمیه
.کاکاشی، تو دو تایی
چی؟ اینم مسابقه بود؟
!البته که هست
!رقیبا همیشه در حال رقابت هستن
.باشه بابا .خب دیگه بریم سر اصل مطلب
ما یکم برا این جوجهها پیر نیستیم؟
!جوتسو آزاد شد
!حرف آخری داری بگو
!اینو بده من
!میرای، برو اونجا
!باقیش رو میسپارم به شما
میدونی ما کجاییم میرای ساروتوبی؟
.این جا اتاق مقدس مراسمه
این جا در ازای خون قربانی انسان
.جاشین ساما بهم فناناپذیری میده
!اوه، نزدیک بود
!مراقب باش
،اگه حتی یک قطره خون هم ازت بگیرم
.مثل تاتسومی نفرین میشی
پس هیدان برات چیه؟
!وقتی اسمش رو میاری احترام بذار
!هیدان ساما قهرمان جاشین هستن
...و من لایق
!میراث موفقیتهای ایشون هستم
فکر کردی هر چی خواستی پیش میره؟
البته! حضور خودت این جا .نشون دهندهی همینه
،میکشمت .دختر آسوما
و این ثابت میکنه که اسمم رو سربلند نگه میدارم
.بعنوان دومین ارباب هیدان
!سرنوشت منو هدایت کرده
!ممنونم، جاشین ساما
،پس از بدست آوردن فناناپذیری
سبک جاشین رو احیا میکنم !تا حدی که باعث افتخار باشه
!لعنت به چنین دورهی کسالتآوری که داخلش به دنیا اومدم
اگه تو دورهی هیدان ساما به دنیا میومدم
.دوشادوش ایشون میجنگیدم
...ولی این دوره
!این دوره به درد گه هم نمیخوره
.فقط یدک کش یک دورهی پرافتخاره
!هیچ ارزشی نداره
عمرا اگه دستگیر کردن چنین آدمای بی ارزشی
کمکمون کنه از نسل قبلی جلو بزنیم
.که زندگیشون رو به خطر انداختن
،ولی تو چنین دورهی صلحی
نمیدونم شینوبی بودن چه فایدهای داره؟
!اون مثل منه
!گرفتمت
!حالا تو هم نفرین شدی
:جوتسوی نفرین !خون کنترل جسم
میشنوی، جاشین ساما؟
!حالا یک قربانی برات دارم
،چون دختر آسوماست !به اندازه ی صد نفر ارزش داره
!لطفا قولمون رو یادت نره
...و حالا، من هم !یک افسانه میشم
!موفق شدم
!موفق شدم
!دختر آسوما ساروتوبی رو کشتم
!قدرت عظیمی حس میکنم
قدرت فناناپذیریه!؟
No comments yet. Be the first to leave one.