The first 153 lines.
اومدم.
باشه.
اون مال منه!
مال توئه؟
خل شدی؟
اینجا هیچ چیز...
...مال تو نیست.
یواش تر.
عالیه. پس این "کاگوئه" ـه توکا- چانه...
خیلی خوشحالم ، کریشیما-سان!
تصورشُ بکن! من از کسی آسیب ببینم که،کاگوئه اش بیشتر از هرچیزی با من مطابقت داره!
فکر نمی کردم دوباره اینطوری ببینمت!
انگار اون موقع ها داره دوباره...
...زنده میشه!
جلوی چشم "کانکی-کون"،
اعضای بدنتُ نصف می کنم!
برای این موقعیت غیرمنتظره باشکوه،
سپاسگذارم!
بد نبود، "کریشیما-سان".
دیگه چاره ای نیست.
این چیزی نبود که می خواستم...
ولی از نظر تکنیکی...
باید یه گاز بزنم!
"نیشیکی-کون"...
تو مگه...
...زامبی ای؟!
بزار برم! بزار برم!بزار برم! بزار برم!
کیمی...
دیگه داری...
اینو دیگه نداشتیم!
این...خوب شدنش...زمان میبره...
"کانکی-کون"....بزار...
فقط یه گاز...
فقط...یه گاز...
برو گوشت خودت رو بخور،
خوراک شناس کثیف!
کیمی...
نیشیکی-کون؟
صبر کن...دارم میام...
کمکت کنم...
نیشیکی...
برو کنار.
توکا-چان؟
اون درباره تو و کانکی میدونه، درسته؟
نمی تونم بذارم...
...زنده بمونه
توکا-چان!
نمی تونی! اون مثل..."هیده" برای من و "یوریکو-چان" برای توئه!
اگه الان "یوریکو-چان" بود چی؟
بازم میتونستی...
اونُ بکشی؟
خفه شو!
به خاطر اینکه نمی خوام این اتفاق بیفته،
باید از بین ببرمش!
نیشیکی-کون...؟
چقدر قشنگه!
آه، اوم...
این حرف یعنی چی؟
نیشیکی-کون...؟
نیشیکی-کون!
خدایا شکرت!
چجوری من...قشنگم؟
بعد از اون اتفاق در کلیسا،
ما الان داریم سفارشات روزانه رو می گیریم.
یه تغییراتی، در تعداد آدما در "آنتیکو" به وجود اومد.
نمی خواد حالا همه چیز رو توضیح بدی.
چیکار می کنی؟!
نیشیو-سنپای؟!
هی "ناگاچیکا".
می بینم که مثل همیشه درب و داغونی.
"نیشیو-سان" اومده که در "آنتیکو" کار کنه.
به خاطر "کیمی-سان" هم که شده،
نباید دیگه جون انسانی رو بگیری.
با غذایی که ما بهت میدیم،
می تونی بدون گناه به عنوان یک غول به زندگیت ادامه بدی.
که البته باید بهاش رو پرداخت کنی.
این که اینجا در "آنتیکو" کار کنی، "نیشیو-کون".
واو، میگم "نیشیو-سان"...
هوم؟
هرچی بیشتر نگات می کنم می بینم هیج جوره این لباس ها بهت نمیاد.
پرتت میکنم از اینجا بیرون. من تازه اومدم اینجا.
حالا چی شد تصمیم گرفتی تو "آنتیکو" کار کنی؟
خفه شو. من برای خودم دلیل دارم.
نگو چشمت "توکا-چان" رو گرفته!
آره حتما! اون دختره مغز نخودی!
حرف از "توکا-چان" شد. هنوز حالش خوب نشده؟
نه.
"توکا-چان" از اون روز به بعد پاشُ از اتاقش بیرون نذاشته!
من...من...
می خوام برم پیش پدر!
چی شد؟
چه میدونم! هر اتفاقی ممکنه تو زندگی بیفته!
اوه نه! کلاس دارم! ممنون از همگی!
هینامی-چان؟
تقصیر منه. حالا که پدرش نیست، من باید جای خالیشُ پر کنم.
چرا "هینامی-چان" ناراحته؟
من یه مدته که از همسرم خبری ندارم.
و اون هم می خواد پدرشُ ببینه.
ایشون الان کجان؟
یاموری...
امروز اینجا چقدر سوت و کوره؟
اینو بگیر و از اینجا برو!
این عالیه. کارت حرف نداره دکتر!
با این اون زنیکه رو...
میشه دیگه اینجا نیای؟
می بینم که دیگه از من خوشت نمیاد!
من فقط می خوام در آرامش زندگی کنم.
لطفا.
باشه.
هینامی...ریوکو...
دوباره با هم خواهیم بود.
ولی قبلش می خوام جواب یه سوالم رو بدی.
از کی تا حالا نوکر انسان ها شدی؟
اون...
خودش رو درگیر یه سری جریانات خطرناک در منطقه 13 کرده بود.
ولی...
از وقتی "هینامی" به دنیا اومد، همه رو کنار گذاشت.
اون واقعا مرد خوبیه. برای "هینامی" و من...
خیلی خب...
مشکلی نیست. من مادرشم.
اگه من لوسش نکنم، دیگه کی می خواد این کارُ بکنه.
یه حمل کننده... "فاخته" ها اینجا چیکار می کنن؟
انگار ارزش صبر کردنُ داشت... اینطور نیست "آمون-کون"؟
رد پادوها رو گرفتن واقعا مارو به منبع اصلی رسوند.
این که واقعا واقعا خودشه.
مادو-سان، اون...
"جیسون". ماهی بزرگ منطقه 13، تو منطقه 20 چیکار میکنه؟
چرا اینُ از زبون خودش نشنویم؟
جیسونِ رتبه "اس"...از منطقه 13...
هینامی؟! منم مادرت. میشه در رو باز کنی؟
نه! نمی خوام باهات حرف بزنم!
هینامی، تو...
من می خوام پدر رو ببینم. چرا نمیشه؟! ازت متنفرم مامان!
دیگه کافیه هینامی!
معذرت می خوام. نباید صدام رو بالا می بردم.
دلت برای پدرت تنگ شده؟
میدونم که دل پدرت هم برای تو تنگ شده، "هینامی".
ولی اگه الان بریم ببینیمش، مزاحم کارش میشیم.
معذرت می خوام که همیشه این اتفاق میفته.
جیسون!
جیسون! جیسون!
جیسون!
کارت بدک نیست.
خب، برای دو دقیقه سرگرمتون می کنم.
معذرت می خوام. نتونستم به موقع برسم.
نگران نباش. دفعه بعد این کارُ بکن.
بله.
به نظر...
خیلی راحت خرد میشی.
خوبی، "امون-کون"؟
بله!
بشین حالت جا بیاد!
باعث تاسفه!
No comments yet. Be the first to leave one.