The first 170 lines.
دریای لارگو
توی این ابای زیبای به صورت پراکنده جزیره هایی هست
بیشترشون کسی کاوششون نکرده و توی هاله ای از ابهامن
ولی باید اعتراف کنم که اون جزیره ها بهشت موقعیتاس
پوشیده شدن از گیاه و حیوان و منابع معدنی
حتی بقایای کشتی هایی که خراب شدن هم هست
و الان من دارم توی این تعطیلات کوچیکم اینجا لذت میبرم
...چی میشد اگه اینجور بود
آماده شین , وقت انتخاب سریع ترین توی ارتش شیاطینه
خوب بریم
هوی وایسا
وایسا لیلی
کوچولوی قرمساق
Live, live on, with all your might
Follow the light to the future
Betrayed and left behind in this lonely world
Fearing a tomorrow I've lost sight of
I search for the place I belong
My heart screams out, "I want to be needed"
I want to puzzle out these entwined identities, but can I trust them?
Live, live on, with all your might
Follow the light to the future
Even if you lose everything
Stay connected to hope
I don't know why I'm here
But that's all right with me right now
I have to overcome and press on
So I can smile with you again
لیلی باید بره لارگو به یه ماموریت تدارکاتی
لارگو؟ چرا حالا انقد جای دوری میره؟
مردم لارگو با ارتش شیطان خیلی وقته که متحدن
...که لارگو ها سرزمین نژاد اژدها , درسته؟
حدود 3000 سال پیش , ارباب شیاطین بلیال تصمیم گرفت که به سرزمین انسان ها حمله کنه
بعد اینکه شکست خوردن , کلی از نژاد های شیاطین با انسان ها صلح کردن
و تبدیل به بخشی از جامعه انسان ها شدند
نژاد اژدهاها یکی از اون نژادا بود
ولی انسانا بهشون خیانت کردن
براشون روشن شد که جایی پیش ما ندارن
پس رفتن که توی جزایر لارگو توی آرامش زندگی کنن
درسته , و حتی حالا هم نژاد اژدهاها اون تاریخ دردناک رو یادشون نرفته
به همین دلیل با کمال میل دعوت ملکه اکیدنا رو قبول کردن
بخاطر کمک قوی و همیاری همیشگیشون بود
که ارتش شیاطین تونست مدت طولانی ای با انسان ها بجنگه
لارگو رگ اصلی ارتش ماس
واو , نمیدونستم
....اژدهازاده ها پس آدم تعجب نمیکنه اگه هنوزم کینه داشته باشن
پس ازم میخوام که به لارگو برم و توی این ماموریت کمک کنم؟
آره
غذای قلعه و تجهیزات فروشگاه ها دارن تموم میشن
پس باید مطمئن بشیم که محموله اینبار سالم برسه
درسته , ممکنه مشکل جدی ای بشه
و این تنها مشکلمون هم نیس
...این نقشه ایه که لیلی بهم داده
قراره به همگی خوش بگذره
واقعا؟
باور بشه یا نه همه گزارشاش اینجوریه
باعث تاسفه که اینو بگم ولی نیروی کافی برای همراهی اون تو ماموریت رو نداریم
...پس این قراره بیشتر از همیشه براش طول بکشه تا تموم کنه
پس چرا منو میفرستی؟ چرا ادواردو نمیفرستی؟
اون خودشم از اژدهازاده هاس و اهل لارگوعه میتونی خیلی کمک کنه
نمیتونیم اونو بفرستیم
برا محافظت از قلعه نیازش داریم
اون و اونو و اون یکی رو بذار به عهده من
تازه , اون همه کارا رو هم خودش انجام میده
تازه اگه لیلی هم همه کارا رو خودش انجام بده چیزی هم یاد نمیگیره
پس میخوای من حواسم بهش باشه؟
درسته
من نیومدم تو ارتش شیاطین که ...بچه داری کنم
ولی اگه کارمه , باشه انجامش میدم چون میخوام برا همیشه توی این ارتش بمونم
ممنون لئو
....میتونی یه دروازه باز کنی به سمت لارگو
توی این مدتی که نمیبینتم دلت برام تنگ نمیشه؟
لطفا هرچی سریعتر ادامه رفتن شو
مطمئنی که تو واقعا یه ساکیباسی؟
اینجوری بود که
...الان اومدم به لارگو
هوی لیلی
تمومش کن دیگه
برو , برو
تمومش کن
من بردم
دوم شدنتون مبارک
سوم و چهارمم خسته نباشن
لیلی میتونی بازیگوشی رو تمومش کنی؟
بازیگوشی نمیکنم که
چی؟
داریم مسابقه میدیم که ببینیم کی میتونه سریعتر وسایلو حمل کنه
...بخشید
چیشده؟
نتونستیم بیشتر ازین بیاریم
عیب نداره
فقط یبار رفتیم
برا امروز دیگه کافیه بیاین یچیزی بخوریم
هوی لئو
بیا , اینو بگیر باعث میشه حالت بهتر شه
بگو آهههههه
ممنون
قابلتو نداره
اینجوری اصلا نمیتونیم کارو تموم کنیم
لارگو دروازه تلپورت بین لارگو و زمین ملکه شیاطین داره
و ظرفیت ذخیره سازی و منابع جزیره خیلی زیاده
اگه از قدرتای نژادهای مختلف جزیره درست استفاده بشه
با هر کسی که برا هر شغلی مناسب باشه
اینکار انجامش ، یک تا دو روز طول میکشه
اگه شخص درستی برای کاری منصوب میشد ، اون
هوی لئو این بقول خوشمزس
نه قربون دستت
پس میرم که بدم به بقیه
بیاین هویج بقولین
ممنون
...خب اوشون کین؟
هاه؟ بذارین بهتون معرفیش کنم
اون خیلی باحاله , این شوهر آیندم , ل
شوالیه تاریکی اونیکس , و قرارم نیس ازدواج کنیم
-همه به عروسیمون دعو
ما قرار نیس ازدواج کنیم
باشه , حالا که اینجور شد اصن برا خودت
...شما بچه ها روی تعمیر اونجا
هاه؟ این یارو کچه کصشعری داره میگه؟
کصخلی؟ هر تغییری باید توسط رئیس امضا شه
...رئیسشون
تف , فقط یه ادم موقتم اینجا نمیتونم کاری بکنم
و اهالی جزیره از ما شکایت کردن
...متاسفم , واقعا متاسفم
نمیتونم به اندازه کاقی معذرت خواهی کنم ولی امیدوارم این یکمی کمک کنه
اگه اینجوری ادامه داشته باشه تامین تدارکات کمترین نگرانیمون باید باشه
آخرش هم اژدهازاده ها هم تدارکات ارتش رو با هم از دست میدیم
و اگه اینجوری بشه , فقط بحث زمانه که کی ارتش شیاطین از بین بره
من برگشتم
لئو چیشده؟
مریضی؟ گشنته؟
میخوای بخوابی؟
سرم درد میکنه
نه
فیزیکی نمیگم , روانی میگم
دارو نیاز داری؟ کسی دارویی چیزی داره
دارو میخوایم
...چه بچه نازیه
کسی این اطراف دارویی چیزی داره؟
مورد اضطراریه
تدارکاتی از لارگو رسیده؟
..نه هنوز خانوم
که اینطور
بنظرت برا اون بچه کاره زیادی بوده؟
لیلی هم مثل ما یکی از 4 تا ژنراله
...بعدشم
نیروهامون از بین رفتن
نصف قلعه مون هم خراب شده
اره ، ولی خوشبختانه ، تو جنگ با قهرمان لئو یدونه تلفات هم نداشتیم
پس یه این معنیه که بهمون ساده گرفته
ما هرچی داشتیم رو توی این نبرد رو کردیم
ولی برا اون هیچی بودن
ارباب شیاطین چه کصشعریه مایه شرمندگیه
...اعلاحضرت
هوی اکیدنا
اینو دم دروازه دیدم هدیش میدم به تو
بیاین تو باغچه کل گل بکاریم
خیلیییییی قشنگ میشه
درسته , ممنون لیلی
مطمئنم که لیلی میدونه باید چیکار کنه
منم امیدوارم
کسی دارو داره؟
با این هویجا طاق میزنم
یکی لطفا کمک
برا یکی که سرش درد مکنه دارو میخوام
ولی هنوز خیلی بچس
نمیتونم مثل شوتینا با منطق باهاش حرف بزنم
.... لئو اوضاش بگاییه
خوشحالم انقدر نگرانمه
.... ولی حداقل نصف ، یه دکمه انرژیشو بجاش برا کار میذاشت
No comments yet. Be the first to leave one.