Pat Garrett & Billy the Kid

Pat Garrett & Billy the Kid

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Pat Garrett Billy The Kid 1973 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-07-25
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏فکر کردم گفتم گوسفندات رو‏ ‏تو زمین من نچرونی!‏

‏زمین خودمه، گرت‏ ‏وقتی اجاره‌نامه رو امضا کردیم، شد مال من‏

‏حق با اونه، آقای گرت‏

‏وقتی برگشتیم حسابت رو می‌ذارم کف دستت‏ ‏اون اجاره‌نامهٔ لعنتی رو هم فسخ می‌کنم‏

‏گمون نکنم قانون با این کار موافق باشه‏

‏کدوم قانون؟‏

‏قانون حلقهٔ سانتافه؟‏

‏گُه توش‏

‏این قانون لعنتی مملکت رو به گند کشیده‏

‏مگه خودت هنوز جزو همون قانون نیستی؟‏

‏این یراق یه مشکلی داره‏

‏تا جایی که می‌دونم انتخابت کردن‏ ‏و حقوق خوبی هم بهت می‌دن‏

‏که کید رو بکشی، نه؟‏

‏پدرسگِ عوضی‏

‏شانست رو امتحان کن، اینو‏

‏تو از همه بیشتر خطا می‌زنی‏

‏سرش شرط می‌بندم‏

‏بخوابین زمین‏

‏لعنت، خودِ گرته‏

‏سلام، بیل‏

‏برای یه پیرمرد زن‌دار‏ ‏تیراندازی بدی نبود‏

‏فقط شانس آوردم، گمونم‏ ‏چطوری، کید؟‏

‏- از دیدنت خوشحالم‏ ‏- منم همین‌طور‏

‏- سلام، بیلی‏ ‏- این کیه با خودت آوردی؟‏

‏- سرحال به نظر میای‏ ‏- جشن گرفتین؟‏

‏سلام، بلک‏

‏نه، ما همیشه همین‌طوری زندگی می‌کنیم‏ ‏باید بیشتر بهمون سر بزنی‏

‏گمونم از این به بعد‏ ‏کل این قلمروِ لعنتی‏

‏برامون می‌شه یه بساطِ بی‌حساب‏ ‏مگه نه، پت؟‏

‏همین‌طوره، پت؟‏

‏دو روز تمام از لینکلن راه اومدی‏

‏فقط اون دو دلاری رو که بهم بدهکاری‏ ‏پس بدی، پت؟‏

‏همین حالا بگیرش، بلک‏

‏از این به بعد زیاد پت رو نمی‌بینیم‏

‏شنیدم دخترای مکزیکی اون پایین‏ ‏هنوز مثل همیشه خوشگلن‏

‏جدی؟‏

‏یکی‌شون با چاقو منتظرته، رفیق‏

‏- اون دوتا خواهر رو یادت هست؟‏ ‏- نه، کدوما؟‏

‏همونی که از جاش بلند شدی‏ ‏و پرسیدی چقدر بهش بدهکاری‏

‏گفت: «هرچی خودت فکر می‌کنی می‌ارزه»‏

‏تو هم یه سکهٔ ده‌سِنتی انداختی رو بالش‏

‏دختره گفت: «اگه فقط همین‌قدر می‌ارزه،‏ ‏بهتره بدوزمش و خلاص»‏

‏پدرسگ‏ ‏بیا، مهمون من یه مشروب‏

‏فکر نمی‌کنی زیادی از ما سرتر شده‏ ‏که باهامون مشروب بخوره؟‏

‏شاید قضیه برعکس باشه‏

‏فقط چندتا لیوان بیار‏

‏خدایا، این‌جا دق نمی‌کنی، بیل؟‏

‏شاید یکی دو سال مکزیک بودن‏ ‏حالت رو جا بیاره‏

‏فکر نمی‌کردم زحمت بکشی‏ ‏تا این‌جا بیای‏

‏اَه، من رو بهتر از این حرفا می‌شناسی‏

‏خبر اِوَن رو شنیدی؟‏

‏تو ریو گرانده غرق شد...‏

‏داشت برمی‌گشت پیش همون پیرزن مکزیکی‏ ‏که گفتی‏

‏دو نفر از تعقیب‌کننده‌ها رو هم با خودش برد‏

‏متأسفم که این رو می‌شنوم‏

‏من همیشه اِوَن پیر رو دوست داشتم‏

‏دست‌کم می‌فهمید‏ ‏کی وقت رفتنه‏

‏روزهای خوشی داشتیم، نه؟‏

‏پشت کردن به همهٔ اون‌ها‏ ‏باید خیلی سخت باشه‏

‏- می‌خوای رک بگم؟‏ ‏- اگه برای همین اومدی‏

‏مردمِ رأی‌دهنده...‏

‏می‌خوان بری‏

‏از کشور خارج بشی‏

‏دارن بهم دستور می‌دن‏ ‏یا ازم می‌خوان؟‏

‏من دارم ازت می‌خوام‏

‏ولی پنج روز دیگه، مجبورت می‌کنم‏

‏شاید کلانتریِ شهرستان لینکلن رو قبول کنم‏

‏پتِ خودمون‏

‏کلانتر پت گرت‏

‏خودش رو به حلقهٔ سانتافه فروخته‏

‏چه حسی داره؟‏

‏خب...‏

‏حس می‌کنم زمانه عوض شده‏

‏شاید زمانه‏

‏نه من‏

‏هی، چرا نمی‌مونی؟‏

‏هنوز چند روزی وقت داریم، نه؟‏

‏نه، باید برگردم‏

‏خداحافظ، پت‏

‏خداحافظ، بیل‏

‏زیادی به شانست تکیه نکن‏

‏نگران شانسم نیستم‏

‏چرا نمی‌کشیش؟‏

‏چرا؟‏

‏دوستمه‏

‏بلند شو، بیلی‏

‏می‌شنوی چی می‌گم؟‏

‏آره!‏

‏از تماشای خوابیدن شماها‏ ‏پولی گیرم نمیاد‏

‏بهترین ساعت‌های روز لعنتی رو هدر می‌دین‏

‏بجنب پسر، ولش کن بره!‏ ‏می‌خوای از بس تکونش می‌دی بکُشیش‏

‏فقط داشتم خودم رو می‌خاروندم‏

‏گلهٔ چیزم منتظرمونه‏

‏بذار منتظر بمونن‏

‏از پدرسگی که صبح با سروصدا و باد به غبغب‏ ‏بلند می‌شه بدم میاد‏

‏من برای سلامتی‌م نیومدم این‌جا، بدعنق‏

‏خیلی بد بود‏

‏- پت از این کار خوشش نمیاد‏ ‏- کدوم کار؟‏

‏این‌که این‌طوری بهش فشار بیاریم‏

‏درست فردای روزی که نشان تازه‌ش رو گرفت‏

‏- محاله بفهمه‏ ‏- من از پت گرت نمی‌ترسم‏

‏خب، شاید یه‌کم‏

‏حرومزاده‌ها!‏

‏بهتره برم به اسب‌ها آب بدم‏

‏چیزمِ لعنتی از کجا فهمید این‌جاییم؟‏

‏لعنت، این خودِ گرته‏

‏اونم به درک!‏

‏حالا بِل و نصف مردم لینکلن رو هم‏ ‏با خودش آورده‏

‏بلندم کن‏

‏آخ! به کونِ مریم مقدس‏

‏نذار بیفتم‏

‏کشتنم؛ حتماً تیر خورده به شکمم‏

‏آتش رو نگه دارین!‏

‏تیراندازی نکنین!‏

‏بس کنین!‏

‏بیل!‏

‏بیا بیرون! هیچ شانسی نداری!‏

‏به چه جرمی می‌خوای من رو ببری؟‏

‏اون کدوم یکی بود؟‏

‏باک‌شات رابرتس‏

‏به جرم کشتن باک‌شات رابرتس!‏

‏جهنم، اون مال یک سال پیش بود‏

‏رو در رو زدمش‏

‏بیا تو، پت؛ صبحانه‌ت رو گرم می‌کنم‏

‏گمونم خورده‏

‏- دارن مغازه رو رومون می‌بندن‏ ‏- همین‌طوره‏

‏شاید وقتشه یه قدمی بزنی‏

‏آره، چرا که نه؟‏

‏هنوز می‌تونم تفنگ دست بگیرم‏

‏باید بجنبیم؛ دارم از دست می‌رم‏

‏کید‏

‏آخ! به کونِ مریم مقدس‏

‏دارم می‌رم؛ پس به خدا‏ ‏بیاین کار رو تموم کنیم‏

‏هی...‏

‏حالا دیگه ازش نمی‌ترسم‏

‏تیراندازی نکنین!‏

‏داریم میایم بیرون!‏

‏بس کنین!‏

‏تو برو چپ، من می‌رم راست‏

‏شاید هنوز کامل محاصره‌مون نکردن‏

‏شاید سگه خرگوش رو می‌گرفت‏

‏اگه وسط کار یادش نمی‌افتاد برینه‏

‏اسب‌های لعنتی کجان؟‏

‏- بسه!‏ ‏- وایسین! وایسین!‏

‏خیلی‌خب، کید!‏

‏اگه هنوز زنده‌ای بیا بیرون!‏

‏بازی تمومه!‏

‏دارم میام بیرون، پت!‏

‏افتادی تو جمع بدی، پت‏

‏آره، ولی هنوز زنده‌م‏

‏منم همین‌طور‏

‏فکر نمی‌کردم یه روز به نونِ کارگری خوردنت بنازی‏

‏منم فکر نمی‌کردم بری طرف قانون‏

‏فقط راهیه برای زنده موندن‏

‏فرقی نمی‌کنه کدوم طرف باشی،‏ ‏تو همیشه حق با خودته‏

‏منم قصد دارم زنده بمونم‏ ‏تا پولدار و پیر و خاکستری بشم‏

‏آرزوی قشنگیه، پت‏

‏تو همین‌طوری فکر کن‏

‏منم فکر می‌کنم پولت رو‏ ‏چطور خرج کنم‏

‏تنها چیزی که باید بهش فکر کنی،‏ ‏آقای بانی، اینه که کی‏

‏جلوی بالاترین دادگاه عالم می‌ایستی‏

‏تا دربارهٔ روح گندیده‌ت حکم بده‏

‏حالا خوب گوش کن؛ دقیق گوش کن‏

‏درست پیش از این‌که طناب گردنت رو بشکنه،‏ ‏مثل صاعقه می‌خوره تو سرت‏

‏که تمام حرف‌هام حقیقت داشته‏

‏تا کارم باهات تموم بشه،‏ ‏یاد می‌گیری ایمان بیاری‏

‏سه تا به تو‏

‏تو به چی ایمان داری، بِل؟‏

‏فکر کنم باید شرطت رو ببینم...‏

‏- و پنج‌تا هم روش بذارم‏ ‏- بیلی‏

‏یه جایی تو کتاب مقدس نوشته‏ ‏برای هرچیزی وقتی هست‏

‏وقتی برای عشق و وقتی برای نفرت‏

‏وقتی برای کشتن‏

‏حالا وقتشه به خدا نزدیک بشی، پسر‏

‏شنیدم خدا خیلی سریعه‏

‏باید خودم برم جلوش وایسم‏ ‏بعد سرش شرط ببندم‏

‏می‌ری‏

‏خب، این من رو راه می‌اندازه‏

‏- برو چندتا مالیات دیگه جمع کن‏ ‏- همه‌ش مال تو‏

‏دو روز دیگه، پسر‏

‏تا سپیده‌دم هشت روز می‌شمرم، بیلی‏

‏بهتره زانو بزنی و با ارباب و خدای خودت‏

‏آشنا بشی‏

‏پت، کون این قاطر رو از من دور کن‏

‏قبل از این‌که مجبور شم رامش کنم‏

‏کاش امتحانش می‌کردی، پسر‏

‏تفنگم رو با شانزده سکهٔ نازک پُر کردم‏

‏اون‌قدر که پهنت کنه‏

‏- مثل لحاف یه زن دیوونه‏ ‏- باب‏

‏تا هنوز فرصتی هست،‏ ‏چرا ترانهٔ عیسی رو نمی‌خونی؟‏

‏باب... باب‏

‏لعنتی‏

‏یه بار دیگه باهاش ور بری،‏ ‏باید کونت رو پس بفرستم تگزاس‏

‏نکن‏

‏فکر کنم بد نیست یه‌مدت نگهش داریم‏

‏من کنار می‌کشم، بیلی‏

‏با سه‌تا بی‌بی کنار می‌کشی؟‏

‏حتماً می‌ترسی آخرش بازنده برم، بِل‏

‏- گمونم اصلاً نمی‌بینمشون‏ ‏- پس این کار رو بکنیم‏

More Farsi/persian subtitles for Pat Garrett & Billy the Kid

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left