The first 59 lines.
بـرو! بـرو
بهم میگن "سَم سیبری ای"
قوی ترین، و سرسخت ترین سورتمه سواری که
روسیه تابحال به خودش دیده.
بیشتر مردم تو این قسمت ها یخ میزنن.
ولی سم سیبری ای نه!
رازم چیه؟
قطعا این کلاه بزرگ و پشمی!
این بیرون، بدون یک کلاه خیلی گرم و نرم
یک مرده به حساب میاین.
گفتم واستا!
کلاهم! همه چی تمومه
از کجا باید خیلی سریع یک کلاه
گرم و نرم و بزرگ دیگه پیدا کنم؟
ببخشید، دختر. نمیدونم یکدفعه چی به سرم زد
بهم گفتن برو به سیبری
گفتن از گرمای شهر دور بمون
گفتن تو این موقع از سال قابل تحمله.
بنظر میرسه که مشکل کلاهم
حل شد.
خیلی خب، خرگوش!
مهمونی تمومه!
چه خبر، دکتر؟
خرگوش، قراره برام یک کلاه درست کنی.
خب، از اونجایی که با ادب بودی...
یکم گوشمو میزنه. ولی ازش خوشم میاد
منظور من
این نبود احمق!
منظورم این بود که تو قراره برام یک کلاه درست کنی.
حالا منظورت رو گرفتم.
زودباش
چه کلاهی میخوای دکتر؟
کلاسیک؟
ورزشی؟ بچه گانه؟
برای مراسم ختم؟ کلاه میوه ای؟
کلاه پنیری؟ کلاه رفع تشنگی؟
سم سیبری ای
فقط کلاه پشمی سرش میکنه.
خیلی خب، دکتر. این چطوره؟
من حوصله بازی ندارم، خرگوش!
خیلی خب، خیلی خب آروم باش
میدونم چه کلاهی مناسبته
آماده ای؟
اینم خدمت شما احمق بزرگ!
این کلاه منو گرم نگه نمیداره!
الان چطور؟
اون خرگوش فاسد لعنتی.
گرم ترین حالت ممکن.
ایندفعه
از تو برای خودم لباس درست میکنم!
حالا دیگه میگیرمت.
خدافظ!
نه، نه فرار نمیکنی
بهتر شد.
بیشتر از یک روش برای پوست کندن یک خرگوش وجود داره.
خرگوشی!
متوجه شدم که به عنوان نماینده ای از کشورم
باهات خوب برخورد نکردم.
پس میخوام این هدیه رو بهت بدم، لذت ببر!
No comments yet. Be the first to leave one.