The first 200 lines.
روز تولدت اخم نکن
اون نمیاد. هیچوقت فراموش نکرده
همیشه یه دفعه اولی هست. ولی اون امروز نیست
الان دو ماهه گذشته. تولد دخترته
و من باید بقیه حقوقم رو هدر بدم؟
تا وقتی که اون خوشحاله
بابا! ملکه امروز
تولدت مبارک
اوه، جو
تولدت مبارک، عزیزم
با کلی آرزوی خوشبختی
همونیه که فکر میکنم؟ نمیدونم
تولدت مبارک، جینا. نباید به زحمت میافتادی
بیخیال بابا
خوش بگذرونید! با ما بیا
باید دنیا رو نجات بدم
آره جون خودت
خوب به من گوش کن. بهم نگاه کن
فقط اجازه داریم یه گیلاس بنوشیم
همون یه دونه رو هم خوردیم
عاشقتم
فعلاً
خداحافظ جو! همهتون رو دوست دارم
ماشین کجاست؟ نبش خیابون
بزن بریم
من کلاً ۲۰ دلار برای خرج کردن دارم
مامان! داره شوخی میکنه
نباید بهش میگفتی
بهت میگم کجا میریم. خودم میدونم
صبر کن! فهمیدم
کلام خداوند
تخممرغ و بیکن
بفرما، اینم از این
دوستت دارم. تو هیچکس رو دوست نداری
کتی
برام ساندویچ درست میکنی؟ حتماً، مشکلی نیست
چت شده؟ شبیه بچههای ۱۲ ساله شدی
تو هم که از صبح تاحالا ۵۰ تا سیگار کشیدی
اگه تو بیخیال سکته قلبی بشی، منم بیخیال سرطان میشم
پایه این چالش هستم
تا چند روز دیگه
قبلش میمیری
سرمایهگذار فاسد آزاد شد
شرکت شرکای مالی کین-آلدن اعلام ورشکستگی میکنه؟
باخبر شدیم که برت آلدن و جف کین آزاد شدن
بعد از ۱۵ سال زندان به خاطر آتشسوزی عمدی و کلاهبرداری بیمه
اونا متهم به ایجاد آتشسوزیای هستن که
منجر به مرگ کشیش خوزه مندوزا و همسرش، لوردس مندوزا شد
توی دهه ۷۰، صاحبخونهها آتیشسوزی به راه میانداختن
تا پول بیمه ساختمونهاشون رو بگیرن
کاری که اون موقع خیلی رایج شده بود
بعضی از این آتیشسوزیها پایان تراژیکی داشتن
بعضی صاحبخونهها به دلیل کمبود مدرک و شاهد قسر در رفتن
این آتیشسوزیها جون آتشنشانها رو به خطر میانداخت
و ساکنین ساختمونها رو آواره خیابون میکرد
خوبی؟
آره، خوبم
پیداش کردی؟
میدونم امشب کجاست
پروردگارا، راهم رو روشن کن
کمکم کن، التماست میکنم. ازت میخوام
خداوندا، کمکم کن! هللویا، خداوندا
جلال بر تو باد
بله، خداوندا
تو و روحالقدس رو ستایش میکنیم، خداوندا
خداوندا، پیامی رو که برامون فرستادی درک میکنیم
کلامت رو ترویج میدیم
رستگاری واقعی در شور و اشتیاق
پیروان توئه
ما رو برای کاری که میخوایم انجام بدیم ببخش، چون داریم اطاعت میکنیم
تا آخر عمرمون برای تطهیر روحمون تلاش میکنیم
بله، خداوندا
ما برای جشن آمدنت آماده میشیم
وقتی که ما رو به نام پدر و پسر
و روحالقدس، با خودت ببری. آمین
نظرت چیه؟
خودشه؟
آره، این ساختمون هم مال خودشه
یالا، هر کاری من کردم بکن
وایسید
نترسید
شما نمیدونید من کی هستم
به دردسر بزرگی میافتید
بهم نگاه کن، تو این بلا رو سر من آوردی
باید تقاص گناهات رو پس بدی
خواهش میکنم
نترسید
بریم
برو برام یه قهوه بگیر لطفاً
سلام مایک
خسته نشدی انقدر دیدش زدی؟
هر روز داری میبینیش
خدا رو شکر
دلت میخواد یه سری به دفتر ستوان بزنی؟
چرا؟ خودت میبینی
نگاه کنید
این تیراندازمونه
از فاصله نزدیک
اون یکی مظنون، این بروشور مذهبی رو به اون زن داد. هیچ اثر انگشتی نیست
چیزی ندزدیدن؟ نه
این پرونده منه، ستوان
نه بدون اجازه من
این پرونده منه! «مینسترز» پدرم رو کشتن
دقیقاً... کارآگاه آلبرتو سانتانا
برید بیرون سانتانا
قاتل پلیس؟
خفه شو دمارکو. برونو، بیا تو دفترم
اونا از پدرم پول ندزدیدن
بگو بره بیرون. اونا برگشتن جو
میدونم
بیا
بشینید
خوب گوش کنید
من شما رو به خاطر تجربهتون توی خیابون انتخاب کردم
شما خیابون رو میشناسید
و هیچی هم از پرونده سانتانا نمیدونستید. به خاطر همین
کمتر احساساتی برخورد میکنید و کار انجام میشه
به دایره جنایی خوش اومدید
دیگه توی مبارزه با مواد مخدر نیستید
بلکه روی این پرونده کار میکنید
«مینسترز» همونان... همونایی که اون قاتلن
شاید کارآگاه آلبرتو سانتانا رو هم اونا کشته باشن
میخوام اولین نفری باشم که در جریان قرار میگیره و همه چیز رو میدونه
تا الان باید میگرفتیمشون
ستوان، من فکر میکنم کارآگاه سانتانا باید
سالها تجربهتون بهتون میگه که دخترِ
یه پلیس مقتول، باید دنبال قاتلای پدرش بگرده؟
این پرونده رو میخواید؟
دو تا مظنون
مرد، مو بلند، احتمالاً قاتل پلیس. دست به کار شید
چی؟ دمارکو و مانسو رو میشناسی؟
توی مواد مخدر بودن. بیشتر از این نمیدونم
بیخیال شو، سلست
بذار کارشون رو بکنن
برونو
بیا تو دفترم
باید تحقیق کنیم
راه نداره
یه سوال دارم جو. بشین
اینا ممکنه همون قاتلای شریکت باشن؟
منم همین فکر رو میکنم. وقتش که برسه به ما ملحق میشید
نه الان
تا وقتی که آرومش نکردید، نه
نمیخوام بشنوم که این تحقیق حقِ اونه
بذار مثل یه پلیس خوب رفتار کنه، اونوقت هر دوتاتون رو میذارم روی پرونده
اون ممکنه تحقیق رو خراب کنه، نباید اشتباهی بکنیم
من میتونم کمک کنم... همین بود، کارآگاه
واسه گرفتن اینا، باید از
تو بهترین هستی، برو به اون تازهکار آموزش بده
تازهکار؟
تغییر شکل، این خودش یه خبر جدیده
پروردگارا، گناهان دوران کودکیام رو فراموش کن
من رو به یاد داشته باش
خداوند عادل است
او گناهکاران رو به راه راست هدایت میکنه
فروتنانه، راه رو نشون میده
کمکم کنید
تمومش کنیم! خدایا! نه
چرا این کار رو کردی پسر؟
بس کنید، خدای من، نه
از جونم چی میخواید؟
پدر من، گناهانش رو بشوی
چون همه ما گناهکار و فرزندان خشم هستیم
اما خداوندا، تو که بخشندهای
بذار به خاطر عشقت، به آغوش مرگ بریم
خداوند ما رو دوست داشت و تو رو بخشید
آمین
چطوری؟ خوبم، ممنون
جو! عزیزم، خوبی؟
باید بهم غذا بدی. میدونی که آدمبشو نیستی؟
«غیرممکن» کلمه مناسبتریه
میرم دنبال مادرت. الان برمیگردم
جینا، اونا اینجان
خریدن این رستوران فکر خوبی بود، وگرنه هیچوقت دخترم رو نمیدیدم
مامان، ما هر آخر هفته همدیگه رو میبینیم
کافی نیست
جینا، دوستت دارم
خفه شو، تو هیچکس رو دوست نداری
سالته و هیچوقت ازدواج نکردی ۵۵
تو که ازدواج کرده بودی. تو فرصتِ داشتنِ یه زن دیگه رو از من گرفتی
در ضمن، من ۴۹ سالمه
از ۶ سال پیش تاحالا؟
بس کنید، حالم رو بد کردید، اونم وقتی که گشنمه
یه آشپز جدید دارم. غذای مورد علاقه پدرت رو درست کرده
موفونگو خوک و تمبلکه؟
بچش! خیلی تند نیست؟
میگن دستپختت تعریفی نداره، چیزی حس نمیکنه
بهت دروغ گفتن
خب
میخوای در مورد اون جنجالی که توی اداره راه انداختی حرف بزنی؟
مجبورم؟ نه
ولی با ستوان خیلی تند برخورد کردی
اون چه انتظاری داشت؟
منم همین رو ازت میپرسم، تو چی؟
نمیدونم. شاید انتظار حمایت داشتم
چه حمایتی؟ میخوای بذاریم اون عوضیها رو بکشی؟
پس بیخیال شو
اونا پدرم رو کشتن و دستگیر نشدن
یه تاجر رو میکشن و به ریش ما میخندن
میگیریمشون. مثل دفعه اول
No comments yet. Be the first to leave one.