The first 200 lines.
اه کونودو, نانامی دوباره داره کرم میزنه
!ای ول! انوموتو تو میتونی حرفه ای بشی
!میتونی! میتونی واقعا
(انگار تو کائوکی دومی هستی!! (مانگا نویس
خدا وکیلی حرفه ایه
ولی این نقاشیا, از روی نقاشیای یکی دیگه نیستن؟
حتی کونودو, نانامی دوسش داره
...دستای کرمی شدش دفترو گرفتن
این امکان نداره
اینکه هم کار هنری خوب باشه هم داستان جالب داشته باشه, اگه همچین آدمی باشه حتما نابغست
!واووو تو نابغه ای انوموتو-کون
!!احمق! دختر ایکپیری! خفه شو
!نابغه ی واقعی اینجاست! همین جاست
زود باش تمرین کن
تو تهنا کسی هستی که نمیتونه از روی بار بپره
!همه میگن میخوان کمکت کنن
!زودباش دیگه
مشکل چیه؟؟
زود باش بابا
درسته؟
!خوب این چطوره : بیا با کمک هم انجامش بدیم
!بیا امتحانش کن
چیزی نیست نگران نباش. جاییت نشکسته این فقط پیچ خورده
!!منظورت چیه؟؟! مشکلی نیست
!سر دخترم ضربه دیده
!!چون تو دیر بردیش بیمارستان, مرد
!من خیییلی متاسفم
!این مشکل با عذرخواهی حل نمیشه
!دخترمو بهم پس بده
این غیر ممکنه
!حتی اگه غیر ممکن باشه, کاری میکنم که دخترمو پس بدی
!تو میشی دختر من
!!چی؟؟
دوباره یکی دیدی؟؟
!برام مهم نیست
به هر حال, اون مال کلاس ما نیست مگه نه؟
بخاطر همین, این هیچ ربطی به من نداره
...چی؟؟! ولی
ولی چی؟
آکومو چان اگه انقد برات مهمه پس چرا خودت نمیری به پرستار بگی؟
چجوری بگم؟
خودت یه راهی پیدا کن.
...چی؟ ولی
ما که نمیتونیم استفاده از بارو ممنوع کنیم یا مثلا جابجاش کنیم. میتونیم؟ پس برو
!!من برای این قضیه وقت ندارم
اتفاقی افتاده؟؟
اون وبلاگ عجیب دوباره آپدیت شده
!بخاطر اینکه هنوز جنایتکارو پیدا نکردین
اگه تو وقت واسه رویا های الکی داری چرا خودت نمیری جنایتکار واقعی رو پیدا کنی؟
!خیلی بی مصرفی
احساساتش یکم افراطی شده
خود آگاه ذهن یه فرد, مثل نوک یه کوه یخ میمونه
در روح, یک ناخودآگاه بی نهایت وجود داره
و درون اون تمام رفتار, احساسات و حتی زمان, قرار داره
ناخودآگاه این دختر میتونه با ناخودآگاه بقیه افراد ارتباط برقرار کنه
و وقتی که اون می خوابه, روحش بیدار میشه
آینده ی شوم دیگران , کابوس های اون میشن و در دنیای واقعی, صورت مادی به خودشون میگیرن
!قسمت سوم اکومو چان - خواب خامه
<3 !!!!با تشکر بسیاااار زیاد از مدیر گل و عزیز وبلاگ بخاطر صبور بودنشون Mononoke زیر نویس این قسمت از
صبح بخیر
صبح بخیر
آیامی سنسی, اون وبلاگ دوباره آپدیت شده
نه نمتونه راست باشه! واقعا؟
با اینکه بیمار روانی- سنسی نمیخواد ازدواج کنه ولی داره با یه مرد ارتباط برقرار میکنه
اگه ما فقط یه تیمیم, میتونی بیای
!امکان نداره بابا دروغه
ولی اون قسمتش که نمیخوای ازدواج کنی که راسته مگه نه؟
اون راسته
خوب ارتباط برقرار کردن با یه مرد چی؟ اونم راسته؟
اونم درسته
چی؟... وایسا
!نه نه اون قسمتش دروغه
وای
موتوی سنسی انگار درگیرین مگه نه
آه, جناب مدیر
من بیشتر نگران قلب بچه هایی هستم که این وبلاگو میخونن. نه اینکه کی اونو می نویسه
قلب افراد نگهبانم همینطور
البته اگه لازم باشه ما برای همه توضیح میدیم که اینا همش دروغه
اون دروغ بخشی از توئه
اگه لازم شد, دقیقا احساست رو نشون بده
به عبارت دیگه, منظورتون چیه
...همونطور که گفتم, روی اون بار
هی, در ضمن
شما حضور مردی رو اطراف بیمار روانی-سنسی احساس نکردین؟
!لطفا جدی گوش بدین
گوش میدیم! بفرمایین
میگفتم... روی اون بار
یه دختر پررو که داره برای بچه های دیگه قلدر بازی درمیاره,, از روی بار می افته
پاش پیچ میخوره... ولی سرش هم آسیب می بینه. لطفا خیلی سریع ببریدش بیمارستان
خوب فرد اسیب دیده کجاست
هنوز کسی آسیب ندیده
منظورتون چیه؟؟؟
بابا, میگم روی اون بار
سر شما آسیب دیده؟
!لطفا جدی گوش کنین
گوش میدیم! بفرمایین
....داشتم میگفتم روی اون بار
!این دفتره چیه؟ نذارش رو میز دیگران
آه این مانگاست
مانگا؟ مانگا؟؟
صبر کن انوموتو, تو اینو کشیدی؟
این نمیتونه مال اون باشه
!!چی؟؟! نه بابا
درسته.... انوموتو انقدر بد نمیکشه
(انگار یوشیکازو ی دومه! (بازیگره
کی اینو نوشته؟؟
چه موضوع عجیبی
قوانین مدرسه ی مرد نامرئی
بیاین بخونیم ببینیم راجب چیه
فکر خوبیه
بذار ببینم! بذار ببینم
هی! بذار ببینم
...قوانین مدرسه
کرم دست کی-سان. یکم میزنم
!هان؟؟؟! دستم غیب شد
!همینه
من مثل کرم, آب شدم و غیب شدم
و تبدیل شدم به مرد نامرئی
هی کونودو, از کرم دستت استفاده شده
واقعا؟
!اییی چندش
!نه مجبور نبودی اون جوری دفترو پرت کنی اون ور
این واقعا خسته کنندست! نه؟
این یارو استعداد نداره بابا
امکان نداره...
مشکل چیه؟؟
چی دارین میگین شما؟
سنسی یکی دفترشو گم کرده
دفتر یکی گمشده؟؟
...مانگا
معنی این چیه؟؟
نشونه ی کینه هست؟؟
راجب چی حرف میزنی؟؟!
تو تنها کسی هستی که میتونه این مانگای احمقانه رو کشیده باشه
مشکل چیه؟
زود باش بابا
دارن اذیتش میکنن
!به نام آیین نامه ی مدرسه ی مرد نامرئی
!!من تورو اعدام میکنم
چی؟؟! چه خبره؟؟؟
برو!
وضعش خوب نیست. سرش صدمه دیده. آمبولانس خبر کنین
این همون کابوسیه که دیدی! نه؟
!من نبودم
!من اینو نکشیدم
پس کی کشیده؟
!من نیستم
قوانین مدرسه ی مرد نامرئی؟
درسته
یه پسره, کرم دست دختری که دوسش داره رو می دزده و وقتی اونو میزنه, آب میشه و تبدیل میشه به مرد نامرئی
بعدش پسره برای مدرسه یه سری قوانین خودخواهانه می نویسه و هرکس برخلاف قوانین عمل کنه, میره و دخلشو میاره
آیین نامه یعنی همون قوانین مدرسه...هممم
پس بخاطر همین به خودش میگه قوانین نامرئی... همم
اون بچه با استعداده
ولی اصلا تو نقاشی استعداد نداره
مهم اون چیزیه که توشه درسته؟
داستانش درباره ی کوتو یوئیکوئه
به نظر میاد آکومو چان قبلا در این باره با پرستار صحبت کرده
ولی جوابی نشنیده
من فکر نمیکنم پرستار اون مانگا رو کشیده باشه
تو چی فکر میکنی؟
تو اون رویا رو دیدی؟؟
نه هنوز ندیدم
هیچ راهی نیست که من ببینمش؟؟
!نه خیر
نمیتونی ببینیش
امکان نداره که پروفسور کوتو رویای نوه اش رو بده کسی ببینه
به عنوان دستیارش, تو باید بهتر از بقیه اینو بفهمی
می فهمم
خوب بیاین بخوریم
با دست پخت من مهم نیست چقد بخوری. یه کیلو هم چاق نمیشی
این امکان نداره
در ضمن, میشه وقتی من حمومم, سر خود نری تو اتاقم و وسایلمو مرتب کنی؟؟؟
فکرکردم سورپرایزت کنم...
خوب مسلما اگه زیاد بخوری چاق میشی
اگه بخوای با یه مرد رابطه داشته باشی اتاقت عوض میشه
تو واقعیت تو میتونی هرچقدر که بخوای تغییر کنی
من نمیخوام کسی تغییرم بده
وقتی خوردیم برو
امروزم نمیشه نه؟؟
میشه انقدر سوء تفاهم ایجاد نکنی؟؟؟
رابطه ی ما رومانتیک نیست
تا وقتی که بتونم درباره آکومو چان ازت مشورت بگیرم مشکلی نیست
...به عبارت دیگه
چیزی که توو میخوای, یه پیش خدمت ممتازه
نه بابا
من شام نمیخوام
شیکی کون داری چیکار میکنی؟؟
داری دنبال رویای کی می گردی؟؟؟
رویای یه بچه
یه بچه؟
شنیدم که شما رویای بچه های زیادی رو دارین
چی شدن؟
هممممم
نمیدونم درباره چی حرف میزنی
این اتفاق مال قبل از اینه که من دستیارت بشم
مدتها پیش, شما خیلی به خوابهای بچه ها علاقه داشتین پروفسور
مخصوصا...
شما سعی نداشتین دنبال یه توانایی خاص بگردین؟؟
یه توانایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.