The first 90 lines.
.تو میدونی این صدا به چه معنیه - اوه، آره -
ما حاضریم، رابین
پس بیاید انجامش بدیم
تایتان ها، برقصید
آره، آره. اینجوری برادران سبز انجامش میدند
آه! آه! آه
قدم بردار، پاشنه هات رو جابجا کن انگشتات رو اینجوری کن و تمام
اوه آره. آب پاشیدن رو انجام بدید
زمین کلم! آه، اه. مرد دونده! نگاه کنید
اوه، اون چیز رو تکون بده
هی، اجازه میدید؟
هی ریون، اونجایی؟
ریون؟
برو بیرون
من نمیخوام برقصم
!اوه شوکه کننده بود، ریون نمیخواد خوش بگذرونه
میدونی نمیتونی که تا آخر عمرت توی اون شنل قایم بشی
من فکر میکنم که این شنله که اون رو اینجوری میکنه
پس تو فکر میکنی که اگه من شنل رو عوض کنم شخصیت خودم رو عوض کرده ام؟
شاید. توی سیاره ی تاماران ما ما یه روز رو برای لباس هامون جشن میگریم
که در اون- ..آه، آ،ه آ-
حوصله ی یکی دیگه از داستان های تامارانی تو رو ندارم
ریون درست میگه. این شنل نیست که باعث میشه اون باحال نباشه
اون بخاطر شخصیت افتضاح خودشه
فکر میکنم باید یه آزمایش رو امتحان کنیم
زندگی ناراحت کننده است پدر من بده
خیلی چیزها منو عصبی میکنند
سلام بچه ها، ببینید من چی دارم
!اوه، شنل رو بپوش
آه، من میترسم- انجامش بده، انجامش بده انجامش بده -
رفیق اون تو چه شکلیه؟
اون احساس امنیت میده. احساس آرامش
خیلی خوب و تاریک
بزار من امتحانش کنم
من هم مایلم که تجربه ی پوشیدن شنل رو امتحان کنم
!تو داری به چی نگاه میکنی؟ سگ صورت
آه، خیلی بدجنسی
من که از اون لذت نبردم
مراقب باش سایبرگ! اون شنل واقعا تو رو تغییر میده
حالا هرچی
...خوب
خوب، هیچی. اون فقط یه لباس کهنه با یه سوراخه
آه! اون داره میاد
اون در نمیاد
هاها! خیلی بانمک بود، بچه ها
چیه؟
!تو پا داری
خدایا این خیلی عجیبه
من قبلا فقط چشم هات رو میدیدم
و یه مقدار از دهنت رو
خیلی خوب. اینجوری بهتره
بجنب. شنل من رو بهم برگردون
گیر کرده
من واقعا از دستتون عصبانیم که شنلم رو دزدیدید
آه! تو الان احساساتت رو بروز دادی؟
نه، فقط سعی دارم بگم که شما چقدر من رو ناراحت کردید
آه! تو دوباره این کار رو انجام دادی تو داری احساساتت رو بروز میدی
هاها! تو بدون اون شنل که تو عقبت باشه یه زن جدید هستی
تمومش کن. تو داری من رو ناراحت میکنی
بروز دادن
بروز دادن
رابین درست میگه
طرز ایستادنت بهتره و واضح تر هم صحبت میکنی
و من ، دارم به پاهات عادت میکنم
میبینی؟ تو چه فکری میکنی سایبرگ؟
ما توی یه دنیای بی معنی زندگی میکنیم
اوه
پاهاش در حقیقت خیلی قشنگن
هی سایبرگ، میخوای یه ذره بازی های ویدیویی بازی کنیم؟
ساکت. من باید کار تاریک پدرم رو تموم کنم
من دارم بوی وانیل میشنوم؟
...اونا شمع های مذهبی من
تایتان ها، برقصید
!هی
یه موزیک بزار واسه من
!یا خدا
حالا هرچی
رقصیدن حال میده. کی میدونست من این همه حرکت بلد باشم
!اون دختر میتونه برقصه
!دوباره رقصیدن
رقص رو تمومش کن. این زنگ هشدار جرم و جنایت واقعیه
تایتان ها برید
صبر کن، من پا دارم. و میدونم که چجوری ازشون استفاده کنم
واو! حس خوبی میده
هی، چرا من توی کل عمرم اینجوری نمیجنگیدم؟
عاشق اون پاهای دوست داشتنیت هستم مامان
اون حتی جادو نیست داداش
!فقط داشتم باهات شوخی میکردم داداش
!حالا هرچی
گوش کنید، تایتان ها. من یه جلسه گذاشتم که
No comments yet. Be the first to leave one.