Ant-Man and the Wasp

Ant-Man and the Wasp

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Ant Man and the Wasp 2018 HDRip AC3 X264-CMRG
Ant Man and the Wasp 2018 HDRip XviD AC3-EVO
Ant Man and the Wasp 2018 720p 1080pWEB-DL H264 AC3-EVO
Ant Man and the Wasp 2018 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Ant Man and the Wasp 2018 720p 1080p WEB-DL-MkvCage
Ant Man and the Wasp 2018 720p WEB-DL Ganool
Ant Man and the Wasp 2018 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Ant Man and the Wasp 2018 HDRip XViD AC3-ETRG
Ant-Man And The Wasp 2018 720p WEBRip x264-YIFY [YTS AM]
Ant-Man And The Wasp 2018 720p WEB-DL DD5 1 H264-CMRG
A Commentary by ._Marshall_.
█► Marshall , illusion | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
x264
x265
HEVC
ganool
1080
mkv
MkvCage
webrip
BRip
TS
YTS
Published on: 2018-10-02
Downloads: 129
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ من هنوزم به شبی که من و مادرت

‫ مجبور شدیم ترک‏ـت کنیم، ‫فکر میکنم.

‫امیدواریم که چندان طولانی نباشه،

‫ولی هر وقت یه جا مستقر شدیم ‫بهت زنگ می‏زنم.

‫هر زمان که یکم بهتر ‫متوجه بشم که چه خبر شده.

‫مامان؟

‫آبنبات کوچولو.

‫من و بابایی یه سفر کاریِ ‫لحظه‏آخری برامون پیش اومده...

‫بخاطر همین رُز یه چند روزی ‫باهات می‏مونه.

‫نه. من نمیخوام تو بری.

‫قراره خیلی حوصله‏سربر باشه.

‫من نمیتونم چشمام رو...

‫باز...

‫خداحافظ، عزیزم. ‫خیلی خب، به زودی می‏بینیمت.

‫باشه.

‫جـنت، باید بریم.

‫ آرزو میکنم ای کاش وسایل‏مون رو ‫می‏ذاشتیم پایین...

‫ و تو رو برمی‏گردوندیم توی رختخوابت...

‫ ولی زندگی خیلی‏ها در خطر بود.

‫وای خدای من.

‫اونا شلیکش کردن.

‫باید متوقفش کنیم.

‫زودباش.

‫ برای خنثی کردنِ موشک، ‫ما باید می‏رفتیم داخلش...

‫ ولی روکش خیلی ضخیم بود.

‫ تنها راه ورود کوچیک شدن در مقیاسِ ‫مولکولی بود.

‫من نمیتونم واردش بشم.

‫هنک.

‫ هردوی ما می‏دونستیم که اگر کسی ‫در اون مقیاس کوچیک می‏شد...

‫ دیگه راه برگشتی وجود نداشت.

‫ این من بودم که باید اونکارو می‏کردم، ‫ولی تعدیل‏کننده‏ی من آسیب دیده بود.

‫ ولی تعدیل‏کننده‏ی مادرـت سالم بود.

‫به "هوپ" بگو دوستش دارم.

‫ اون خاموشش کرد.

‫جـنت. نه!

‫ اون در مقیاس زیراتمی کوچیک شد ‫تا بمب رو خنثی کنه.

‫ اون روز مادرت با علم به ‫اینکه در قلمروی کوانتوم مفقود میشه،

‫ زندگیِ هزاران نفر رو نجات داد.

‫ تنها.

‫ وحشت‏زده.

.از دست رفته برای همیشه

دادن خبر اینکه ،مادرت دیگه به خونه برنمی‏گرده

سخت‏ترین کاری بود که .توی عمرم مجبور به انجامش شدم

...ولی بعد، اسکات پیدا شد

یا بهتر بگم، غیرقانونی .وارد خونه‏مون شد

...و زمانی که اون به قلمرو کوانتومی رفت

،و برگشت .همه‏چیز تغییر کرد

...من به فکر فرو رفتم

که آیا امکانش هست مادرت هنوز زنده باشه؟

بخاطر همین چندتا از .طرح‏های قدیمی رو، یه نگاه دوباره انداختم

بابا، منظورت چیه؟

،من فکر میکنم امکانش هست .که مادرت رو بر‏گردونیم

«: مـتـرجـمـیـن: مــارشــال و امــیــرعــلــی :» .:: illusion , Marshall ::.

.::ارائه‏ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

.خیلی خب. وارد شدیم

.ای بابا، اینجا مثل هزارتو می‏مونه نقشه کجاست؟

.صددرصد نزدیک هستیم

- آماده‏ای؟ - .آماده‏م، بابا

،مطمئنی؟ چون به محض اینکه وارد بشیم ،اگر ترس یا تردیدی از خودت بروز بدی

- .کارمون تمامه - .من ترس رو برای صبحانه می‏خورم

.عجب. چقدر خفن .بجنب

.اینجا رو ببین! اَنتان اینجاست .اون راه رو بهمون نشون میده

اَنتان، کدوم سمت بریم؟

آقای اَنتان، کدوم سمت بریم؟

.ممنون، اَنتان

!اینجا رو نگاه کن .مورچه‏ها تونل زدن به بخش تکنولوژی

!وای نه، لیزر

!لیزر بهم برخورد کرد

.صندوقِ مخفی

- .بگو که لنز چشمی رو همراهت آوردی - !آره

.عالیه! بگیرش جلوی این

.ایناهاش! ریزگنج اینجاست

جامِ من؟

- .شبیه به گنج که هست - .برای من که اصل گنج‏‏ـه

- .میخوام ببرمش به جلسه توضیح‏ونمایش - .اوه، نمیشه اینکارو بکنی. نمیشه

.هیچوقت نباید از خونه خارج بشه .خیلی ارزش داره

بهترین کادوی تولدی‏ـه که برای .من گرفتی

از اینکه تو فکر میکنی من بهترین مادربزرگ .دنیا هستم خیلی تحت‏تاثیر قرار گرفتم

- .فقط همین رو داشتن - .دلم میخواد برات یه پلیوور ببافم

- !وای نه، آقا پلیسه اومد - .هی، اسکاتی

من داشتم یه نگاه به نقشه ،ساختمان‏های "کاراپتیان" می‏نداختم

و فکر میکنم دوربین امنیتی خیلی زیاد کار گذاشتیم، اینطور نیست؟

- .نه، اصلا - .چون خیلی زیادن

.من میدونم چی نیاز دارن متخصصِ امنیتی توی کسب‏وکارمون کیه؟

تویی. ولی من دارم شرکت رو اداره میکنم، خب؟

،و اگر زیاده‏روی کنیم، کارش رو می‏سپاره جای دیگه .بخاطر همین باید این پرنده رو زمین‏گیرش کنیم

.قرار نیست بره جای دیگه ."و اون مَثَل هم درستش "ماهی رو زمین‏گیر کردن‏ـه

.نه، پرنده رو زمین‏گیر کردن‏ـه

مثل زمین‏گیر کردنِ هواپیما. باید هواپیما .رو زمین‏گیر کنی تا کارت پیش بره

میدونم مسخره‏ست که سر این چیزا ...بخوای عین خر توی گل گیر کنی، ولی من

آخه چطوری من باید ماهی رو زمین‏گیر کنم؟ .ماهی که نمیتونه رو زمین راه بره

و اگر هم توی آب شنا بکنه، و با یه شاهین درگیر بشه، کی میبره؟

.واقعا دیدگاهم به قضیه رو تغییر دادی

مشکلی نیست، ما کاراپتیان رو .زمین‏گیر میکنیم

حالا اگر اجازه بدی، من با دخترم وسطِ تلاش .برای سرقت یه چیزی هستیم

.من میرم دوباره بررسی‏ش کنم

!بریم سراغ مورچه‏ی فرارمون

قبل از اینکه پو-پو دوباره بیاد !فرار کنیم

پو-پو؟ اصلا تو چطوری از این چیزا بلدی؟

!"بریم برای پرواز "آنتوانت !بریم برای پرواز

!الان سقوط میکنیم

- .کاش میشد واقعا کوچیک‏تر بشیم - .خیلی باحاله

.هی، من دارم میرم شرکت، اسکاتی

شرمنده که دستپاچه شدم، میدونی؟

.ولی حس میکنم...انگار حالم خیلی بهتره مثلا طوری که

قلبم محدودیتی نداره، خیلی محکم می‏تپه و این داستانا؟

و انگار دست‏هامم دارن می‏لرزن. ولی گمونم ربطی به هم نداشته باشن، میدونی چی میگم؟

عالی پیش میره، لوئیس. جای هیچ .نگرانی‏ای نیست

.آره آره. من رئیسم .من رئیسم

.من رئیسم. آره، آره، آره، آره

!بابایی

بیخیال "وو". من کلا .سه روز دیگه از حبسم باقی مونده

- چرا باید بخوام فرار کنم؟ - .شرمنده اسکات. قانون، قانون‏ـه

تو یه هشدارِ محوطه‏بندی .رو به صدا در آوردی و ما هم باید اینجا رو بگردیم

.از سر تا ته‏ـت

.خیلی ممنون واقعا. اتفاقی بود .پای من از حصار رد شد

.مورچه‏ی پرنده‏مون سقوط کرد

هی، وقتی نمیتونی از خونه خارج بشی .باید یه فکری هم برای سرگرمی بچه‏ی ده‏ساله پیدا کنی

میدونی من تا کجا پیش رفتم؟

.شعبده‏بازی از فاصله نزدیک

.اینم یاد گرفتم

چرا بیخیالِ بابای من نمیشی؟

."اوه، "کَسی

این چیزا باید کاملا برات مثل یه مشت مسائل سردرگم‏کننده آدم بزرگ‏ها باشه، مگه نه؟

:خب، اینطوری در نظر بگیر

مدرسه‏ی شما قوانینی داره، درسته؟ ...مثلا

شما نمیتونین روی دیوارها چیزی .نقاشی کنین

خب، بابای تو رفته به آلمان و با کاپیتان آمریکا .روی دیوارها نقاشی کشیده

و این کارش هم نقض بند سومِ ماده 16 .توافقنامه‏ی سوکویا بوده

حالا به عنوان بخشی از توافقنامه چندجانبه‏ش ،با سازمان امنیت ملی و دولتِ آلمان

.بهش اجازه داده شده که به آمریکا برگرده ،مقرر به دو سال حبس خانگیِ

.همراه با سه سال آزادیِ مشروط

و همچنین دوری از هرگونه ،فعالیت، و تکنولوژی‏های غیرمجاز

،یا هرگونه ارتباط با هم‏دستانِ سابق که اونها هم نقض توافقنامه‏ی اشاره شده رو

.در پرونده داشتند یا در حال حاضر دارن .یا زیر پا گذاشتن هرگونه اساسنامه‏ی مشابه

خب، عزیزم؟

عجب، خیلی خوب با بچه‏ها !کنار میای

.ممنون. من مشاور نوجوانان هم هستم

به هر حال، نه که بخوام ،سین جیم‏‏ـت کنم

ولی تو که هیچگونه ارتباطی با هنک پیم" یا "هوپ ون‏داین" برقرار نکردی؟"

- نه - مطمئنی؟

چون چیزی تا دستگیر کردن‏شون .باقی نمونده

،تکونولوژی متعلق به اونها بوده .بخاطر همین اونها هم ناقض توافقنامه محسوب میشن

همکاری با اونها توافقِ مشروط ...تو رو باطل میکنه. و

...نیازی نیست بهت یادآوری کنم، که

با هرگونه تخطی از توافق .ممکنه تا 20 سال حکم زندان برات آب بخوره. حداقلش

من زمانِ زیادی‏ـه که با هنک یا هوپ .صحبتی نکردم

- .اونا ازش متنفرن - .ممنون، بادوم کوچولو

- چطوری انجامش میدی اسکات؟ - چی رو؟

حقه‏ی پاسور؟

خدایی؟

!وای خدای من

شماها نمیتونید هروقت دلتون خواست .سروکله‏تون پیدا بشه و اینجا رو بگردین

.حقیقتش میتونن

- .باید حکمِ تفتیش داشته باشین - .حقیقتش نیازی ندارن

.واقعا؟ وضعی شده

کفش‏های فوتبال‏ت رو برداشتی؟

- آره - خیلی خب

،دفعه‏ی بعد که ببینمت !بیرون خونه ایستادی

.من که فقط میخوام داخل این بغل باشم

!فقط سه روز حقیقتشو بگم؟

- .بهت افتخار میکنم، رفیق - .ممنون

- .میدونی چیه؟ یه بغل دیگه هم بهم بده - !منم همینطور

آزادی، شغل، من اتفاقاتِ .بزرگی رو حس میکنم

.بهم خوش گذشت، بابایی

.منم همینطور، بادوم کوچولو .فقط صبر کن تا آخر هفته‏ی بعدی رو ببینی

،به محض اینکه از اینجا بیام بیرون .میریم این شهر رو بترکونیم

،کلی بستنی میخوریم .هی پشت سر هم بالا میاریم

- .داری حرفه‏ای میشی - چطوری اونکارو میکنی؟

- !خداحافظ بابایی - .خداحافظ

- !خداحافظ - !خداحافظ

...همش سه روز

.مثل آب خوردن میگذره

بشکن بزنید. اینکار مجبورشون میکنه .سمت دیگه رو نگاه کنن

.این میشه گمراهی

.مثل آب خوردن

کجایی؟

...تمام چیزایی که میشناسی

.در قلمرو کوانتوم...از دست میرن

چی؟

.من پیدات میکنم آبنبات کوچولو

!پیدات کردم

.تو همیشه منو پیدا میکنی، مامانی

یعنی‏چه؟

.سلام هنک

.یه چند وقتی میشه سراغی ازت ندارم

.آم...نمیدونم اصلا هنوزم...شماره‏ت همینه یا نه

احتمالا من آخرین کسی هستم ...که بخوای چیزی درباره‏ش بشنوی. ولی

.من همین الان یه رویای خیلی عجیب داشتم

،و میدونم که این چندان ضروری به نظر نمیاد ...ولی خیلی برام

.واقعی بود

...من دوباره توی قلمرو کوانتوم بودم، و

.فکر میکنم همسرت رو دیدم

.و بعد من خودم تبدیل به همسرت شدم

...البته، نه اونطورِ عجیب‏غریبش، یا

...میدونی

الان که خودم دارم حرفام رو می‏شنوم، به این .فکر افتادم، که چیز ضروری نیست

.ببخشید که مزاحمت شدم

.بخاطر خیلی چیزها معذرت میخوام

More Farsi Persian subtitles for Ant-Man and the Wasp

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left