The first 200 lines.
چیه؟
،هرگز اینجا نبودیم، هیچی نمیدونیم هیچی ندیدیم
،اگه اثر انگشت منـو پیدا کنن !این منم که بگا میرم، نه تو
لویو کرال رو میشناسی؟ - خیلی بهم کمک کردی. مرسی -
چرا خواهرِ یسنا باید توی دفترِ من
دنبال چکّشِ لعنتی بگرده؟
!مامان
کجا بودی؟ کجا میخوای بری؟ - ازت میخوام از اینجا بری -
.سلام خانم چوریچ لطفاً باهامون بیا اداره پلیس
من ویکتور باتور رو کشتم
.باید بزارید وینکا چوریچ بره اون ربطی به این ماجرا نداره
...اگه همکاری کنی و به همهچی اقرار کنی
،اگه وکیل نداشته باشه !اعترافش هیچ ارزشی نداره. گردانا
.خانم چوریچ. از دیدنتـون خوشبختم
صبح بخیر - لطفاً سوار ماشین شو -
تفنگ و نشانت رو تحویل بده
مشکلی نداره نیکولا. هرچی تو بگی
:ترجمه از .:: Omid_98 ::.
...مرحلهی پنجم موفقیت
.با دشمنات رو در رو شو .غافلگیرشون کن
،بزار فک کنن ضعیفی .و بعد دهنشونــو بگـا
.اگه دشمنی نداری، یکی پیدا کن .این بهترین سرمایهگذاریت میشه
...وانمود کن که قربانی هستی
.و یه حرومزاده باش
.من یه قانون جدید معرفی میکنم
تا زمانِ تصویبِ پروژه توسط شورای شهر
.کاری که من میگمـو میکنی
در غیر این صورت، هرگندی که بزنی .اون تاوان پس میده
.اون ربطی به قضیهی ما نداره
خودتـو بیدلیل واسه اون قربانی میکنی؟
باید این پرونده رو ببندیم
،نباید بزاری اون بیفته زندان .این اجازه رو بهت نمیدم
،پس بلانکا کوچولو میره زندان اون پسره رو کشته؟
نه - پس کارِ کیه؟ -
.من کشتم
.گه نخور، تو دستاتـو کثیف نمیکنی کی اونـو کشته؟
من
.راستش، حق با توئه اصلاً مهم نیست
ما فقط باید یه مظنون و .دوتا شاهد معرفی کنیم
.هیشکی نباید اسمی ازت ببره
شما دوتا فقط در حضورِ دیانا باید با پلیس صحبت کنید
من به قاضی قول دادم. و میدونید که من سر قولـم میمونم
دیانا، دختره کجاست؟ - الان نمیتونیم پیداش کنیم -
،لویو، حتماً باید یه راه دیگه وجود داشته باشه .اونا فقط آدمای عادیاَن
از کی تا حالا با آدمای عادی سر و کله میزنی؟
توی مهدکودکِ فرانسوی یا کلاس پیانو؟
.من بهعنوان یه مرد عادی به دنیا اومدم .میدونم که چه تواناییهایی داریم
هر چقدر میخوای خودتـو مجازات کن
البته بعد از اینکه مجلس .پروژهی منـو تصویب کرد
.دیانا، با قاضی تماس بگیر .بزار اون دخترو بازداشت و متهم کنن
.وایسا، وایسا. اون فقط یه بچهست .اون بیگناه ــه
پس کی گناهکاره؟ من؟
.یکی رو که اینجا داری میمونه دختره و اون پسره
راضیشون میکنی یا خودم وارد عمل بشم؟
کیکی
کریستین میلتیچ
...بهم قول بده براش بهترین وکیلـو میگیری
و پول... یه خونه واسه خانوادش و تخفیف در مجازات
اگه همکاری کنه، همشـو بدست میاره
کجا میتونیم پیداش کنیم؟
من باهاش حرف میزنم
هی، کجایی؟ - بهت گفتم که باید برم -
.نمیدونم کِی برمیگردم .بعداً بهت زنگ میزنم
خیلخب، خدافظ
اون چطوره؟ حالش بهتره؟
کی؟ - همسایهمون، هِرووِ -
اون مشکلی داره؟ - اون بیمارستانه -
لعنتی
هی، میتونی بیای به دیدنم؟ .باید باهات حرف بزنم
.آره، میدونم وضع کصشریه .مهمــه، به کمک نیاز دارم
.کجا؟ باشه، اونجا میبینمت
دیگه نمیتونم ادامه بدم
دیگه نمیدونم به کی و چرا .دارم دروغ میگم
.اونجا بودم. میخواستم اعتراف کنم
خیلی نزدیک بودم
چرا رفته بودی پیشِ پلیس؟
چرا رفته بودم؟ میخوای بری زندان؟
مگه کیکی میخواد؟
تو زندگی کیکی رو نجات دادی - بیخیال -
.میخواستم خودمو تحویل بدم دیگه خسته شدم
.لویو بهم اجازه نداد .اون قاضی رو خرید، همین
!میخوای چیکار کنی؟
میخوام با کیکی حرف بزنم
لویو بهش بهترین وکیل، پول و ...خونه میده
.کیکی عاقلــه !باید زرنگ باشیم. همهمون
واقعاً بهش اعتماد داری؟ - آره -
.بهش اعتماد دارم. میشناسمش
،اگه چیزی که بخواد رو بهش بدیم .همهچی مرتب میشه
...ولی اگه این کارو نکنیم
.به بچهت فکر کن وینکا .به بچهت فکر کن
فهمیدم
همهی اینارو میدونستی و .بازم براش کار کردی
اوضاع چطوره؟
الان اومدی فاتحه بخونی - چی چی؟ منـو ترسوندی -
تو بچهی "فرانکا"یی؟
.اصلاً قیافت شبیهش نیست .ولی مثل اون فحش میدی
...ما همکلاسی بودیم. بزار فکر کنم برانکا، درسته؟
بلانکا، ولی به هرحال - بلانکا، درسته -
عجیبه که اینجا میبینمت - هفتهی بدی رو گذروندم -
اونا دستگیرت کردن؟ - نه -
،هر وقت اومدن ببرنت هریس رو خبر میکنم
گوش کن - اونا چی میخوان؟ -
توی اداره پلیسی؟ - نه، ولم کردن. کجایی؟ -
باید باهم حرف بزنیم - .من زاگرب نیستم. دیگه برنمیگردم -
پلیسا چی میخوان؟ - میدونن که ما با دنیلو ملاقات کردیم -
.ماجرا هنوز تموم نشده کِی برمیگردی؟
چرا وقتی دنبالم میگردن باید برگردم؟
.بلانکا، باید برگردی باید حرف بزنیم
یه خرابکاری پیش اومده و باید براش چارهای پیدا کنیم
پلیسا دنبالت نیستن
اون کسی که منـو زده و هریس رو .از زندان آزاد کرده دنبالته
.لطفاً برگرد خونه. خدافظ
.کپیها رو میخوام
رییس، نمیتونم. دارم پروندهها رو .نابود میکنم
باید هرچی که به لویو کرال .مربوط میشه رو از بین ببرم
هیچ پروندهی بدونِ مدرکی وجود نداره - بخاطرِ تو این کارو میکنم -
پس میتونی برگردی سر کار - کپیها رو واسم بیار -
و یه قرار ملاقات با دنیلو جور کن
اگه پرونده رو حل نکنیم، دنیلو فکر میکنه که دارم حقیقتـو پنهان میکنم
به یه هدف تبدیل میشم. نمیخوام تمامِ زندگیم تحت تعقیب باشم
باید حرف بزنیم - دیگه چی شده؟ -
.حرف بزن، پیتزاها دارن سرد میشن
اگه همهی مشکلاتـت رو حل کنیم چی؟
چی؟
،صاحبِ خونه میشی خودت و زنت صاحبِ شغل میشین
،بهترین دکتر واسه بچهت فراهم میشه زندگیت سر و سامون میگیره
مثل یه قرض یا همچین چیزی؟
آره، مثل یه قرض یا همچین چیزی
.باید به قتلِ ویکتور اعتراف کنی .تمامِ مشکلاتِ مالیت حل میشه
.ولی باید چند سال آب خنک بخوری .لویو بهترین وکیل رو واست میگیره
شوخیت گرفته؟
جدی میگی؟ بخاطر یه چکّشِ لعنتی؟
چرا من؟ - لعنتی، یکی باید خودشو تحویل بده -
چرا من؟ - من خودمو تحویل داده بودم. ولی لویو نذاشت -
خودت بهم بگو کی؟ - چیزی واسه گفتن ندارم، هریس -
باید اینـو تحویل بدم و برم مدرسه دنبال بچهم
پنج دقیقه وقت میخوام
لوپار کجاست؟ - اون نمیاد -
واقعاً اون بچه متهمِ این پروندهست؟
دیگه پروندهای وجود نداره
.داشتم میفهمیدم که قاتل ویکتور کیه ولی وقتی بهش نزدیک شدم، تعلیق شدم
حالا دارن لاپوشونی میکنن تا از لویو کرال محافظت کنن
،اگه پای لویو کرال وسط باشه این پرونده هرگز رنگِ دادگاه رو نمیبینه
.فکر کنم بخاطر همین اینجام
،اگه با مدرک نتونی انجامش بدی یعنی بدون اون میتونی؟
فقط یه سوال دارم
چرا کرال یا یکی از افرادش میخواستن ویکتورو بکشن؟
نمیدونم
یه لحظه
قفلِ گاراژِ ویکتور با این چکش .شکسته شده بود
هنوز فکر میکنی بلانکا درگیر ماجراست؟
فقط کرال و دوتا از شُرکاش .چکّشی مثل این دارن
میخوام اینو بفهمی
نمیتونم ثابت کنم، ولی میدونم که کرال پشتِ این قضیهست و اون خواهرمو کشته
بیشتر از این نمیتونم واسه ویکتور کاری کنم
پس به چیزی که میخواستی رسیدی؟ - آره مرسی -
میبینمت
آقای میلتیچ
.اسم من لویو کرالــه اسم تو چیه بچه جون؟
با پسرم حرف نزن
ببین کریستین، میدونم چه اتفاقی .واسه خونهت افتاد
واقعاً شرمآوره. بیا یه راهی پیدا کنیم تا یه خونه واسه خودت و خانوادت پیدا کنیم
قبلاً به هریس گفتم که علاقهای ندارم
چرا نمیزاری بهت کمک کنم؟
نمیخوای خانوادتـو دوباره خوشحال ببینی؟
.فقط من و خانوادمو تنها بزار همه چی حل میشه
میدونم چیکار کردی. میدونم که .شغل، پول و هیچی نداری
بهتره بشینیم و یه راه واسه .کمک به همدیگه پیدا کنیم
.ایوور، به مامانت سلام کن
کمکی ازم بر میاد؟ دنبال کسی میگردی؟
یا گم شدی؟ - بهنظر میاد گم شدم؟ -
به نظر میرسه که شهرنشین هستی
اینجا مردم شهر یا دوچرخهسواری میکنن یا گم میشن
اینجا خونهی "یوزا"ست؟
بیا، بیا تو. شربتِ گلِ انگورکولی .درست کردم. ازش خوشت میاد. زود باش
فکر میکنی این عادلانهست؟
نه، البته که نیست
حالا باید چیکار کنیم؟ - نمیدونم -
...رفتم پیش پلیس، تقریباً اعتراف کرده بودم
.اونا من و هریس رو انداختن بیرون
.اونا نمیخواستن باهامون حرف بزنن ...کاراگاه کالیچ بهم گفت
،اونی که دنبال ماست اونا نیستن بلکه لویو کرالــه
من برای نجاتِ اون، تو و هریس باید برم زندان
.هریس اونو میشناسه یارو دیوونهست
هریس ترسیده، منم ترسیدم
.میخواستم حقیقتـو بگم ولی حقیقت نجاتمون نمیده
فکر مکینی باید باهاش موافقت کنم؟
تصمیم خودته
هیچکاری نمیتونم بکنم - مگه من میتونم؟ -
کیکی، راه نجاتی نمیبینم
چطور باید با زندان رفتنِ تو بجای من، کنار بیام؟
حالا باید چیکار کنم؟
الان نمیدونی باید چیکار کنی
ولی میدونستی چطوری از پشت بهش خنجر بزنی
...کیکی
فکر میکردم اون میخواست تو رو بکشه - نزدیک بود همین کارو کنه -
.وینکا تو کمکم کردی، نجاتم دادی ولی نمیتونم این کارو کنم
چطور میتونم با کالیچ در تماس باشم؟ - نه، نه -
.نمیتونی بری اونجا ...اگه لویو کرال بفهمه
!شمارهشو بهم بده
No comments yet. Be the first to leave one.