The first 170 lines.
dareni mo jama saseru wake ni wa ikanai kara و من به هيچ عنوان اجازه نخواهم داد کسي سر راهمان بايستد
kajitsu ga tsugeta mirai گذشته هاي نه چندان دور خبر از آينده اي درخشان دارند
yume, visou ni kaeru من آرزوهايم را به ايده ال تبديل مي کنم
daremo ga nozonda owari wo پاياني را رغم خواهم زد که همگي انتظارش را دارند
hirogaru yami no naka kawashiatta kakumei no chigiri همچنان که تيرگي بال مي گستراند، پيمان بستيم که تحولي بزرگ ايجاد کنيم
dareni mo jama saseru wake ni wa ikanai و من به هيچ عنوان اجازه نخواهم داد کسي سر راهمان بايستد
itsuka boku ga misete ageru روزي، دنيايي را به تو نشان خواهم داد که
hikari no kagayaku sekai wo در نور مي درخشد
تصميم
.من مالکيت اين دفترچه رو واگذار مي کنم
.روت حساب مي کنم... ميسا رو نجات بده
آقاي آدم ربا؟
هوي، آقاي آدم ربا؟ کجايي؟
.اين مسخره بازي ها رو تمومش کن
آدم ربا؟ منظورش از اين حرف ها چيه؟
...چرا رفتارش يه دفعه اينقدر تغيير کرد
همون طور که انتظار داشتم، تا وقتي ...که دفترچه ي ريوک رو داشته باشم
،خاطراتم در مورد رم پاک نمي شه .حتي با از دست دادن مالکيت دفترچه ي رم
...اما رم
همه ي اين دردسرها به اين خاطر که تو يه ...دفترچه ي ديگه رو با خودت به دنياي انسان ها آوردي
مطمئني اين کار درسته، لايت؟
.آره
يه چيزي رو مي دوني، به هيچ وجه فکر نمي کردم .کار به جايي برسه که دفترچه ي نازنينو خاک کني
.گوش کن، ريوک، در حال حاضر فقط خاکش کردم
...نمي خوام مالک باشم
،از حالا به بعد، هر وقت گفتم .از دست بدم، منظورم مالکيت دفترچه ست
،حالا هر طور که بيانش کردم، وقتي اين کلمه رو شنيدي .بايد بدوني که مي خوام از مالکيتش دست بکشم
.تفهيم شد
آقاي آدم ربا؟ آدم ربايي جرم بزرگيه، مي دوني يا نه؟
آقاي آدم ربا؟ هي؟
.از وقتي که به هوش اومده، همين طور رفتار مي کنه
واقعا که، فکر کرده مي تونه با اين فيلم ها ما رو گول بزنه؟
!راستي، يه چيزي
مي شه خواهشا چشم بند رو برداري؟
.خيلي دوست دارم صورت آدم ربامو ببينم
.ماتسودا-سان، موگي-سانو برام بگير
.بيا
موگي-سان، به آمانه ميسا گفتي به اين خاطر که ممکنه کيراي دوم باشه، داره دستگير مي شه، درسته؟
.آره. همون طور که خودت گفتي
ما چشما و دهنشو بستيم و من گفتم: شما به .اين خاطر که ممکنه کيراي دوم باشيد، دستگير مي شيد
هيچ مقاومتي نسبت به دستبند .و يا چشم بند از خودش نشون نداد
!هم امضا بهت مي دم و هم باهات دست مي دم
.آهان، فهميدم، صورتتو هم مي بوسم
!باشه؟! ميسا قول مي ده فرار نکنه
قبل از اين بهش گفتيم که به ....خاطر پرونده ي کيرا دستگير شده
آخه چرا فکر مي کنه ربوده شده؟
.آمانه ميسا
آقاي آدم ربا، چي مي خواي؟
مي خواي آزادم کني؟
،قبل از اين، همه چيو انکار کردي .و حتي ازم خواستي بکشمت
چرا خودتو مي زني به کوچه ي علي چپ؟
چي چي مي گي؟
اون کسي که ميسا رو بي هوش .کرد و آوردش اينجا، تو بودي
اين چه وضعيه؟ مثلا داري از آمانه ميسا بازجويي مي کني؟
مي دوني چرا اين طور بستيمت؟
.چه مي دونم؟ شايد چون من يه ستاره ام
راستي، آقاي آدم ربا، تو اولين آدم ربايي ...هستي که باهام اين طور رفتار کرده
!هوي، آمانه
!براي ما فيلم بازي نکن
!من مي ترسم... اينجا چه خبره؟
!ديگه تحمل ندارم
!بذار برم! بذار برم
.آه، دستشويي، بايد برم دستشويي
!دستشويي! مي فهمي، دستشويي؟
.همين چهار دقيقه پيش رفتي دستشويي
.خواهشا نگهش دار
چي؟! کار دارم، بايد برم، مي فهمي؟
نکنه مي خواي دوباره خودمو !خيس کنم؟! خوشت مياد، نه؟
!منحرف جنسي
!يعني من... منحرفم؟
...آمانه
،مسخره بازي رو تموم کن ...برمي گرديم به ادامه ي بازجويي
تو ياگامي لايتو مي شناسي؟
اگه مي شناسي، چطور باهاش آشنا شدي؟
!البته که دوست پسرمو مي شناسم
...قبل از بي هوشي حرفي نمي زد
اما حالا خيلي راحت مي گه دوست پسرشه؟
جريان چيه؟
.لايت-کون
.صدا و تصوير رو قطع کن
.باشه
بله؟
.باشه، فهميدم
.کي اسم مستعار هتله. من تو اتاق 2801 هستم
پسرم داره مياد اينجا؟
...ريوزاکي، همون طور که پشت تلفن گفتم
.امکانش هست که من کيرا باشم
!حماقت نکن
!هيچ معلوم هست چي مي گي؟! لايت؟
!اتفاقي افتاده؟
!هان؟
...مدرک معتبري ندارم که ياگامي لايت کيراست
...اما اينکه مي گه امکانش هست که کيرا باشم
.نقش بازي کردنه
.نه تنها ممکنه کيرا باشي، مطمئنم خودتي
چي تو سرت مي گذره؟
،پدر، اگه ريوزاکي همون ال باشه .پس کارگاه باهوشيه، شايد بهترين در دنيا
.در حال حاضر، ال معتقده که من کيرا هستم
.پس واقعا هستم
!اين چه حرفيه مي زني، لايت؟
،من هموني ام که مامور اف.بي.آي، ري پنبر ...درست قبل از مرگش، راجع بهش تحقيق مي کرد
...من هموني ام که 22 ماه مي در آيوياما بود
،و من هموني ام که آمانه ميسا، مظنون به کيراي دوم ...بعد از اومدن به کانتو باهاش ارتباط برقرار کرد
.من بودم
اگه منم جاي ال بودم، به اين .نتيجه مي رسيدم که من کيرا هستم
من خودمم نمي دونم، احتمالا کيرا .بودن يه چيز ناخودآگاهانه ست
...لايت
خيلي زرنگي... ناخودآگاهانه، که اين طور؟
.من حتي از حال خودمم خبر ندارم
شايد به طور ناخودآگاهانه، وقتي که خواب !هستم، دست به کشتن مجرمين مي زنم؟
.امکان نداره
!منظورت چيه، ريوزاکي؟
راستش، ما براي پنج روز اتاقتو با .دوربين و ميکروفون زيرنظر داشتيم
دوربين؟
.بله
.وقت خواب چيز مشکوکي نديديم
وقتي ديدم قتل عام مجرمين، با وجود اينکه ...اطلاعاتي در موردشون به تو نمي رسه، ادامه داره
...نتيجه گيري من اين نبود که تو بي گناهي
،نتيجه گيري من اين بود که تو حتما کيرا هستي .چون با دوربين و ميکروفن نمي شه دستتو رو کرد
،چون من کيرام و قدرت دارم براي همين لو نرفتم، درسته؟
.شايد هم اين طور باشه
راستش، من خودم فکر مي کنم که بهتر .باشه بسياري از مجرمين خطرناک بميرن
،هر کسي که اين طور فکر مي کنه .مي تونه به کيرا تبديل بشه
!لايت-کون! منم مثل تو فکر مي کنم
منم بعضي اوقات فکر مي کنم که ...بعضي ها مرده شون بهتر از زنده شونه
اما اين به اين معني نيست که !برم و بکشمشون، درسته؟
به علاوه، قتل عام مجرمين با اينکه .تو ازشون بي اطلاع بودي، ادامه پيدا کرد
!دوربين ها اينو اثبات کردن
...ن...نه
اون وقت تعدادمون کم بود، و فقط .توي خونه تحت نظر داشتيمش
.در واقع، نظارت ما 24 ساعته نبود
.شايد بيرون از خونه مجرمينو مي کشته
يعني همه ي اين اتفاقاتو پيش بيني کرده بودي، ياگامي لايت؟
...اما، اگه لايتو مثل آمانه دستگير و زنداني کنيم
...و بازم قتل عام مجرمين ادامه پيدا کنه
.اين يعني اينکه ياگامي لايت کيرا نيست
يعني نقشه ي تو اينه؟
...در هر صورت، اين وضع زياد راضي کننده نيست
.باشه
ياگامي لايتو دستگير و براي يه .مدت طولاني زنداني مي کنيم
!چي... چي گفتي؟
...لايت-کونو
!زنداني کنيم؟
.اگه مي خواين انجامش بديم، بايد از حالا شروع کنيم
.نمي خوام يه لحظه هم از جلوي چشام دور بشه
!د...ديوانگي محضه
!امکان نداره پسر من کيرا باشه
...پسرم هرگز
.عيبي نداره، پدر
!لايت؟
دوست ندارم با اين وضعيت که خودمم نمي دونم .کيرا هستم يا نه، تو پيدا کردنش بهتون کمک کنم
...ولي ازت مي خوام
،تا وقتي به طور قطع مطمئن نشدي که من کيرا نيستم .آزادم نکني، حالا هر اتفاقي که افتاد و يا هر چيزي که گفتم
.فهميدم
...ياگامي-سان
مي تونيد يه بهانه براي اين غيبت طولاني لايت پيدا کنيد؟
.نه... همين حالا يه فکري بکند، بهتره
...انتظار داري به همين راحتي
!در درجه ي اول، نمي فهمم چرا بايد پسرمو زنداني کني
.موضوع رو شخصيش نکنين، پدر
.اين تنها راهيه که مي تونم خودمو متقاعد کنم
اينو از ته دل مي گي، لايت؟
.بله
با سلب آزادي از خودم، مي تونم بر ترسي !که در وجودم از کيرا بودن دارم، غلبه کنم
.آيزاوا-سان، مي سپارمش به تو
،تغيير در زمان و جزئيات مرگ امکان پذير است .اما بعد از نوشتن اسم ميزبان، مرگ وي حتمي خواهد بود
اگر دفترچه ي مالک گم شود و يا شخصي آن ،را بدزدد، مالکيت دفترچه از وي گرفته مي شود .مگر اينکه در 490 روز بعدي آن را دوباره پيدا کند
.باشه
اولين روز از زنداني شدن لايت
تنها کاري که بايد بکنم اينه که .مالکيت دفترچه رو واگذار کنم
No comments yet. Be the first to leave one.