Welcome to Sodom

Welcome to Sodom

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Welcome to Sodom 2018 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264
A Commentary by OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم‌های مهجور @OLDMAN505

Tags

webdl
Published on: 2026-08-17
Downloads: 1
Hearing Impaired: Yes

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- خیلی وقت پیش، زمین برای همه‌ی آدم‌ها

‫بهشت بود.

‫اما آدم‌ها حرمت زمین رو نگه نداشتن.

‫نه مراقب حیوان‌ها بودن،

‫نه هوای همدیگه رو داشتن.

‫تا اینکه یه روز، خدایان یکی از خدمتگزارهاشون رو فرستادن پایین

‫تا مراقب زمین باشه و ببینه آدم‌ها چطور زندگی می‌کنن.

‫خودش نامرئی بود، ولی چشم‌هاش همه‌جا بودن،

‫و می‌تونست هر گوشه‌ی پنهونی رو ببینه.

‫وقتی خدایان فهمیدن آدم‌ها چه کار کردن،

‫خیلی عصبانی شدن.

‫برای مجازات، همه‌چی رو ازشون گرفتن.

‫فقط امیدشون رو براشون باقی گذاشتن.

‫آتیشی روشن کردن، اون‌قدر بزرگ و وحشی،

‫که قرار بود تا ابد بسوزه.

‫زیر دود و خاکستر، بهشت ناپدید شد.

‫آدم‌ها محکوم شدن که مراقب آتیش باشن و خوراکش بدن،

‫و هر روز همه‌ی رؤیاهامون توی شعله‌هاش بسوزه.

‫دوباره و دوباره.

‫(غرش شعله‌های آتش)

به سدوم خوش آمدید

‫آکرا اگبوگبلوشی حومه‌ای در شهر آکرا (پایتخت کشور غنا در غرب آفریقا) است.

‫تا همین چند وقت پیش، این‌جا باتلاق‌زاری دست‌نخورده بود؛

‫اما امروز، به بزرگ‌ترین زباله‌دان زباله‌های الکترونیکی جهان

‫روی آب تبدیل شده. جایی که ثابت شده از سمی‌ترین نقاط زمین است.

‫حدود ۶۰۰۰ زن، مرد و کودک در این‌جا زندگی و

‫کار می‌کنند. آن‌ها این‌جا را «سدوم» می‌نامند.

عنوان فیلم اشاره‌ای مستقیم به سدومِ کتاب مقدس دارد؛ شهری که در سنت دینی نماد فساد و نابودی شده است

‫(صدای حیوان)

‫(مردی به زبانی محلی آواز می‌خونه)

‫بهتون می‌گم، سدوم و عموره شرورن!

‫اون‌قدر شرورن که آدم می‌کشن!

‫(به زبانی محلی حرف می‌زنه)

‫پس یهوه، الله، یهوه، امانوئل می‌گه:

‫«آه، من خدای بشریت هستم.

‫من شما رو آفریدم و شما مثل خدا مجازاتشون می‌کنین.»

‫یونس می‌گه: «من خدا هستم.»

‫خدای شما باید نابودشون کنه؛ شما باید با نابودی روبه‌رو بشین.

‫باید نابود بشین.

‫چون سدوم و عموره بیش از حد شرورن!

‫- دلیل اینکه آفتاب‌پرست آهسته راه می‌ره اینه که

‫وقتی خدا زمین رو آفرید،

‫زمین هنوز محکم و سفت نبود.

‫وقتی آفتاب‌پرست می‌خواست راه بره،

‫زمین زیر پاش می‌شکست.

‫باید وقت بذاره، اطرافش رو نگاه کنه و همه‌چی رو ببینه.

‫برای همینه که آفتاب‌پرست معمولاً آهسته راه می‌ره.

‫آهسته.

‫آهنربا با دست یا چشم آدم فرق داره.

‫آهن بیشتری رو از روی زمین جذب می‌کنه.

‫آهنربای من قویه.

‫اول فقط یکی داشتم، ولی سه تای دیگه بهش اضافه کردم.

‫حالا خیلی قویه.

‫نمی‌تونی فقط یه جا بچرخی.

‫باید این‌ور و اون‌ور بری تا بیشتر گیرت بیاد.

‫همه‌جای زمین تکه‌های کوچیک آهن پیدا می‌شه.

‫مثل پوله، ولی مال هیچ‌کس نیست.

‫هر روز قیمت فلزات رو تعیین می‌کنن.

‫فکر کنم توی نیویورک یا یه همچین جایی،

‫و قیمتش توی کل دنیا یکیه.

‫هر روز عوضش می‌کنن و من هم همون‌قدر پول می‌گیرم.

‫اینجا جای خوبیه.

‫اینجا می‌تونم کار کنم و پول دربیارم.

‫توی شهر خودم پلیس دستگیرم می‌کرد،

‫ولی اینجا برای هیچ‌کس مهم نیست.

‫همه‌ی بچه‌ها کار می‌کنن.

‫پسرا آهن جمع می‌کنن،

‫و دخترا آب تمیز می‌فروشن.

‫- اولین باره میام پیشت.

‫روی بارم خاکه، چرا؟ ‫- چون وزن بیشتری می‌خوام، داداش.

‫- می‌خوای وزنش بیشتر بشه؟

‫- آره، آره. ‫- چی؟

‫یعنی همه‌ی اینا، داخلش شن هست؟

‫- نه، نه. ‫- مطمئنی؟

‫- نه.

‫- اولش گفتی توش شن نیست.

‫- آقا، این شن نیست.

‫(فروشنده زیر لب حرف می‌زنه)

‫داخلش فلزه. ‫- مطمئنی؟

‫- آره.

‫- باشه، باشه، خوب کار کردی.

‫این ۱۵ کیلوئه.

‫- نه، نه، نه! ‫- چرا؟ ۱۵ کیلوئه، چرا؟

‫- نه، نه، نه! ‫- کوری؟

‫- ۱۸ کیلوئه. ‫- ۱۸؟

‫باشه، حق با توئه، ۱۸ کیلوئه.

‫بذار حساب کنم چقدر باید بهت بدم.

‫اوه، نمی‌خوای فقط وایسی کار کردن منو ببینی.

‫چرا گوشی منو نگاه می‌کنی؟ ‫- می‌خوام ببینم.

‫- هفت سِدیه. ‫- چی؟

‫نه، نه، نه.

‫- هفت سِدیه، چرا؟ ‫- این نه سِدیه.

‫- نه، این نه سِدی نمی‌شه. ‫- نه، نه، نه.

‫- نه سِدی نمی‌شه.

‫اوه، می‌دونم ترازو چی نشون می‌ده...

‫- این همه آهن سنگینه و می‌خوای فقط هفت سِدی بهم بدی؟

‫نه، نه، نه.

‫- باشه، نگران نباش، یه کاریش می‌کنم.

‫نگران نباش، یه سِدی بیشتر بهت می‌دم.

‫- چی؟ یه سِدی؟

‫پس جمعش چقدر می‌شه؟

‫- هشت سِدی می‌شه، نگران نباش.

‫- گفتم نه سِدی. حرف آخرم همینه.

‫ببین، این ترازو اصلاً درست نیست؛ داغ کرده.

‫- نگران نباش، من هواتو دارم.

‫یه چیزی بیشتر بهت می‌دم، باشه؟

‫باشه، بگیر.

‫این رو بگیر. ‫- چقدر بهم می‌دی؟

‫- بگیرش، نگران نباش. ‫- نه، نه، نه.

‫- بگیر و برو. ‫- نه، یه سِدی بهم نده.

‫- اینو دوست داری؟ ‫- پس همینو بده.

‫باشه. ‫- ممنونم.

‫باشه، نگران نباش. آروم باش، خب؟

‫این دفعه دیگه زیاده‌روی نکن، باشه؟

‫- باشه.

‫(موسیقی تیره و وهم‌آلود)

‫(گفت‌وگو به زبانی محلی)

‫(به زبانی محلی حرف می‌زنن)

‫- من آدم تنبلی نیستم.

‫هر کاری خدا جلوم بذاره، انجامش می‌دم!

‫تا پول دربیارم و بهشون خدمت کنم.

‫من خواب ندارم.

‫سخت کار می‌کنم، نه مثل سفیدپوست‌های شما.

‫اونا به کار سخت عادت ندارن،

‫چون اینجا آفریقاست.

‫اینجا سدومه.

‫اینجا باید مثل شیر باشی.

‫(موسیقی تیره و وهم‌آلود)

‫- بهم می‌گن آمریکو.

‫مادرم اسمم رو از روی کشور آمریکا گذاشت.

‫آمریکا.

‫وقتی بچه بودم همیشه می‌گفت: «اونجا سرزمین فرصته.»

‫همیشه همینو می‌گفت.

‫فرصت برای کسب‌وکار.

‫اینجا بهش این می‌گن.

‫من کاسبم.

‫دلار رو دوست دارم.

‫کارم خریدوفروش ضایعاته.

‫هر روز صبح وسایل اسقاطی می‌خرم.

‫هر صبح یه کامیون کرایه می‌کنم و راه می‌افتم.

‫هرچی برای فروش بیارین، می‌خرم.

‫یخچال.

‫کامپیوتر.

‫مانیتور.

‫تلفن.

‫تلویزیون.

‫می‌خرمشون و بازشون می‌کنم،

‫بعد آلومینیوم، مس و روی رو می‌فروشم.

‫توی اروپا وقتی چیزی خراب می‌شه، می‌ندازنش دور.

‫همین که دیگه براشون ارزش نداشته باشه، می‌فرستنش برای ما.

‫ولی ما غنایی‌ها بلدیم تعمیرش کنیم.

‫هر چیزی رو می‌تونیم تعمیر کنیم.

‫و بلدیم فلزهای داخلش رو هم پیدا کنیم.

‫ما بهترین بازیافت‌کننده‌هاییم.

‫برای اونا فقط آشغاله.

‫ولی من هنوز می‌تونم ازش پول دربیارم.

‫هرچی آشغال بیشتری بفرستن، برای کار من بهتره.

‫باید بیشتر بفرستن.

‫صبح بخیر. ‫- صبح بخیر.

‫(گفت‌وگو به زبانی محلی)

‫- اینا رو از کجا آوردی؟

‫- برادرم از اتحادیه‌ی اروپا آورده.

‫- از اروپا؟ ‫- آره.

‫- اگه می‌خوای چیزی بخری، نگاه کن ببین.

‫(گفت‌وگو به زبانی محلی)

‫خب، چند؟ چند می‌گی؟

‫- یکی. ‫- یکی؟ همین؟

‫- آره.

‫- یکم دیگه بیا پایین.

‫- بگیم ۳۰ سِدی. ‫- ۳۰ سِدی.

‫۳۰ سِدی.

‫(گفت‌وگو به زبانی محلی)

‫- اینو می‌برم.

‫- بیارش این طرف، سمت ما.

‫- برادرم از اتحادیه‌ی اروپا آورده.

‫(گفت‌وگو به زبانی محلی)

‫- پولمون رو دادی؟

‫پولمون رو دادی؟ ‫- آره، دارم می‌دم.

‫- فردا می‌بینمت. ‫- باشه، فردا می‌بینمت.

‫- همه‌ی فلزها دوباره برمی‌گردن اروپا یا آمریکا.

‫توی کانتینر بارشون می‌کنن و با کشتی می‌فرستن اون‌ور دنیا.

‫شرکت‌های اونجا می‌خرنشون تا چیزهای جدید بسازن.

‫از اونجا میاد اینجا و دوباره برمی‌گرده همون‌جا،

‫و یه روز دوباره برامون می‌فرستنش.

‫- بلدم با کامپیوتر کار کنم.

‫همه‌چیزش رو بلد نیستم،

‫ولی اگه یکی بهم یاد بده،

‫همه‌چیزش رو یاد می‌گیرم.

‫چون کامپیوتر سخت نیست.

‫مثل تلفنه.

‫وقتی یه کامپیوتر گیرم میاد،

‫می‌رم و خردش می‌کنم.

‫می‌سوزونمش.

‫آتیش رو می‌شناسم.

‫همه‌چی رو می‌سوزونم.

‫کابل‌ها، مانیتورها، کامپیوترها.

‫می‌سوزونمشون تا مس خالص دربیارم.

‫آتیش، کار منه.

‫(غرش شعله‌های آتش)

‫قدرت خیلی بزرگیه.

Welcome to Sodom subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left