The first 200 lines.
سبزیجات به کجا رسید؟ - سبزیجات؟ -
.داشتم آب یخ رو واسازی میکردم
شوخی میکنی؟
سرمون حسابی به خاطر مراسم بازدید عمومی شلوغه، یا همون جشن ایوا
پارسال، فقط مدلهای مختلف ،ماکارونی و پنیر سرو کردیم
واسه همین امسال، پیشرفت کردیم
وقتشه به مردم نشون بدیم
که آشپزخانه مدرسه ابوت .واقعا چه توانایی داره
!کمک !من کمک میخوام
!بله سرآشپز داریم میریم
داریم میریم، میز یک
اجازه بدید
...این
آشغاله
!نــه
حالا کی میخواد اینو تمیز کنه؟
« مدرسه ابوت »
کانال رسمی تیم ترجمهی 30نما @Cinamasub
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
اولویت ماه جاری ،ابتکار آموزشی امیلی هستش
" رفیق درسخوانی "
پس حواستون به تکالیف مدرسهتون باشه
عجیبه
چون خیلی شبیه برنامهای هستش ،که من پیشنهاد داده بودم
،یادتونه دوست آموزشی "؟ "
،برای بار آخر میگم سایمون اینا مثل هم نیستن
مال من اسمش همقافیهس
واسه همین بیشتر دوسش داشتم
هیچی با آموزش همقافیه نیست
،آموزش و لغزش، آموزش و نوازش آموزش و ورزش
خوب گفتی
بریم سراغ بروزرسانی یکی دیگه از برنامهها
...گزارشات اولیه از اولین ماه
،توسعه برنامه کتابداری جنین رسیده
و بازخوردها به شدت مثبت بوده
خب، دم تیگز خفنه گرم
تیگز خفن اینجاست
!تیگز خفن - یالا -
ارزیابی معلمان به شدت خوب بوده
همچنین تعداد همراهان
.و حتی مشارکت در کلاس هم پیشرفت داشته
من مطمئن نیستم ...که این به خاطر
،برنامه تو هست یا نه
،اما اگه جای تو بودم اعتبارش رو میزدم به حساب خودم
ایول
هی، اون کلاس منه
حالا که به صورت دائمی اینجایی
میتونی به خیلی از بچههای ابوت کمک کنی
،آره. خیله خب بچهها بریم تا ماه بعد
...و لطفا طرح پیشنهادی دیگهای رو ارائه ندید مگه اینکه
...بگید با من
خفن باشه
واقعی باشه - عالی باشه -
رایگان باشه - !رایگان -
رایگان
،یالا بچهها ما میدونیم باید رایگان باشه، درسته؟
حس میکنم هر روز این رو دارم میگم
بله همینطوره - بله -
،هی بچهها یادتون نره طبق سنت اداره
امشب مهمونی استخدام شدن جنین هستش
هی، هی، هی
واو - تو خوبی؟ -
با ترکوندن برنامهت اونقدری که فکرشو میکردم
.ذوق نداشتی
.آره من... خوبم
نمیدونم، گمونم یکم حالم گرفتهس
.فهمیدم تو افتادی توی پوچی
پوچی چیه باز؟
مثلا وقتی پروژههای بزرگ تموم میشن
و آبا از آسیاب میفته و با خودت میگی
الان چیکار کنم؟ "
خونه بخرم؟
"خونه خودمو بازسازی کنم؟
تو خونه داری؟
اینقدر پروژه قراره بهت برسه که
حتی وقت پیدا نمیکنی
.به مدت زیاد توی این پوچی بمونی
بهم اعتماد کن
ایول
دیدن اینکه شاگردام دارن در این برنامه خوب عمل میکنن
،انگار باید منو خوشحال میکرد
پس خوبه که بدونم این حسِ گرفتگیم .از کجا نشأت گرفته
گمونم وقتی یکسره روی پروژههای جدید کار میکنی
همچین اتفاقی میفته
میری توو پوچی
اصلا چرا داریم برای مراسم بازدید عمومی دور هم جمع میشیم؟
من باید کلاسم رو آماده کنم
توجه، توجه
امروز یه دستور جلسه خیلی شلوغ داریم
اینکه فقط چندین بار نوشته جشن ایوا
دقیقا
،جشن ایوا پارسال عالی بود
اما امسال باید بزرگتر و بهتر باشه
خب پارسال به همه دروغ گفتی
و گفتی که جزمین سالیوان قراره بیاد
.و بعد بچهها خیلی عصبانی شدن
اوهوم
و دروغ امسال باید حتی بهتر باشه
ایوا، این فقط یه مراسم بازدید عمومی سادهست
ما کل روز رو صرف آماده شدن میکنیم
و همهچیز خوب پیش میره
...فکر میکنی چیزی که اسم من روشه
دلم میخواد فقط خوب باشه؟
لازم نیست اسم تو روش باشه
من راستش کل هفته داشتم آماده میشدم
منظومه شمسی که کلاسم درست کرده رو نگاه کنین
سریع از جلو چشام دورش کن
،از طرف دیگه، جشن ایوا قراره خاص باشه
من فقط باید یه راهی پیدا کنم ،تا بترکونمش
یه راهی که دیوانگی محض باشه
تاحالا اصلا تلاش کردی که دیوانگی نکنی؟
.خیله خب کارمون تمومه اینجا؟
من باید به کارای نهایی طرح پیشنهادیم برسم
.قبل اینکه تحویل اداره بدمش
برنامه باغچهداری گوفبالزِ گرگوری قراره بترکونه
گرگوری میشه اینو لطفا بدی جنین؟
آره منم یه جعبه از وسایلش رو دارم
میشه این پیام خیلی مهم رو هم بهش بدی؟
دوسش دارم، دلم براش تنگ شده و دوست دارم زودتر ببینمش
یه چیزی توو همین مایهها بهش میگم
خب به یه دردی بخور و آویز گردنی جنین رو هم بردار
گنبد ایوا " سیاست سفت و سخت " .ممنوع بودن ورود دوباره جنین رو داره
خیله خب همگی، حواسا اینجا
ردیفی
حالا وقتی رسما رسمی شد بهت ایمیل میزنن
.عالیه ممنونم
شما نمیدونی دفتر جنین تیگز کجاست؟
.میدونم دفتر شماره 237
.ممنون در طبقه دوم
...قراره از کنار یه آشپزخانه رد بشی
و دفتر 237 دقیقا کنار دفتر 239 هستش
اگه برسی به اتاق کنفرانس
.بدون که زیادی رفتی
آره
.اینجا بدون من از هم میپاشید
خیله خب
فهمیدم بچهها
.یه راهی پیدا کردم تا رو دست پارسال بزنم
و شروع میشود
!یکی از اعضای گروه روتز کوستلاوِ خود فیلادلفیا
همونطور که پارسال جزمین سالیوان
اومد اینجا؟
دقیقا
باشه اما اون اصلا نیومد
تو اصلا قوه تخیل نداری؟
کوستلاو و من از قدیم همدیگه رو میشناسیم
تعطیلات تابستونی رفته بودیم جزایر "فلوریدا کی" چتربازی کنیم
گیره موهای فر افروـش افتاد توی آب
نزدیک بود کل سفر خراب بشه
پس حین چتربازی گیره موش روی سرش بود؟
.هیچوقت درش نمیاره میگه که قدرتش از اون نشأت میگیره
ببینید، کوستلاو قراره بیاد
مردم باید بدونن
جیکوب، میخوام یه تراکت درست کنی
،یه چیزی که توی چشم باشه .و بعد همهجا پخشش کن
البته، فورا میرم سراغش
!یکم با انرژی باشید بچهها
،من نمیخوام بهترین دوست محترم من،کوستلاو
،که هر از گاهی یار بازی تنیس من هم بود
.در جشن من حس بدی بهش دست بده
...ایوا، بیخیال
میدونیم که داره دروغ میگه
فقط به کارت ادامه بده
ولش کن
واسه مهمونی امشبت خیلی هیجان داریم
،امیدوارم شلوغی دوست داشته باشی دختر
.چون این مهمونی قراره حسابی بترکونه
انگار این مهمونی خیلی قضیه مهمیه
.چون روز بزرگ توئه تو دیگه یکی از مایی
یکی از ما - آره -
یکی از ما. یکی از ما. یکی از ما
مهمونی قراره بترکونه، فهمیدم
کدوم مهمونی؟
.خدای من متاسفم
فکر کردم یکی از همکارامی
خب قبلا که بودم
اینجا چیکار میکنی؟
...اومده بودم به کارای
طرح گوفبالزم رسیدگی کنم
عالیه
قبول میشه، میدونم
عجب منظره خوبی داری
.اره، آره. ممنون میدونی چیه؟
اگه با دقت کافی نگاه کنی میتونی ابوت رو از اینجا ببینی
،حرف ابوت شد
یه سری هدیه از طرف بچهها آوردم
یه کارت از طرف باربارا
یه عکس قاب شده جیکوب از طرف جیکوب
اوهوم
ملیسا جوز هندی برات گرفته
...و آقای جانسون یه نخ از
.تی مورد علاقش واست فرستاد
محبتش رو میرسونه
و این از طرف منه
!واو! خاک
تو گفته بودی دلت برای خاک ابوت تنگ شده
واسه همین برات آوردم
خدای من
تازه توش دونه هم هست
مال گل سنگه
No comments yet. Be the first to leave one.