WarGames (War Games)

WarGames (War Games) (WarGames)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

WarGames 1983 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian WarGames 1983 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-04
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.تیم جایگزین رسیدند، قربان

.باشه

.بفرمایید داخل

.اگه بیست دقیقه دیگه نمی‌رسیدید، داشتیم می‌رفتیم دنبالتون

!بیرون واقعاً وضعیه ها

.حسابی داغون به نظر میای، قربان

.آره؟ نوبت توئه، گینزبرگ

.باشه، تا ۲۴ ساعت دیگه می‌بینمت

.فردا می‌بینمت

چی داشتی میگفتی الان؟

...آه، آره... من عادت داشتم صدای ورد خوندن اونو بشنوم

.تمام شب

روی گیاها؟

.آره، دستاشو روی اون بذرها نگه می‌داشت

.و ساعت‌ها ورد می‌خوند

.بهترین واندوها رو پرورش می‌داد که تا حالا دیده بودی، رفیق

.جنس درجه یک. پر از شیره

.فاصله بگیرید

.مادرتون خیلی نگران شماها بوده

جاده‌ها حتماً افتضاح بود، نه؟

.چه جاده‌ای؟ دید

!دید؟ چرت و پرت نگو

.شماها شش ماهه سر وقت نرسیدید

.خب، من اسمتونو تو دفتر ثبت کردم

.آره، تو که شاهزاده‌ای، بیوان

.شب بخیر، آقایان

پس اون سنسی‌میلیا بود، درسته؟

.سنسی‌میلیا

.این جنس، "تای استیک" رو مثل پونه کوهی می‌کرد

.آدمو از پا درمی‌آورد، رفیق

چراغ قرمز داریم، قربان. روی چی؟

.شماره هشت. آژیر کلاهک

.با انگشتت یه ضربه بهش بزن

.آژیر ریست شد

.اسکای‌برد، اینجا دراپ‌کیک

.با پیام "رد دش آلفا" در دو قسمت

.پیام دارم، پیام دارم

.رد دش آلفا

.آماده برای دریافت پیام. رد دش آلفا

.آماده‌ام

.رومئو، اسکار، نوامبر

.چارلی، تانگو، تانگو، لیما، آلفا

.احراز هویت، دو، دو، صفر، صفر چهار، صفر، دلتا، لیما

.پیام معتبر است. آماده برای احراز هویت

.قربان، من هم احراز هویت را تأیید می‌کنم

.کد پرتاب را وارد کن. در حال وارد کردن کد پرتاب

!دستور پرتاب تأیید شد. لعنتی

.انتخاب هدف کامل شد

.توالی زمان تا هدف کامل شد

.انتخاب قدرت انفجار کامل شد

.شمارش معکوس شروع می‌شود، تی-منهای ۶۰

.خیله خب، انجامش بدیم. کلید پرتاب را وارد کن

.آماده باش

.کلید پرتاب وارد شد

.مفهوم شد

.با دستور من، کلید پرتاب را به حالت "تنظیم" بچرخانید

.سه

.دو

.یک

.اشاره

.تی-منهای ۵۰

.مفهوم شد، در حالت تنظیم

.قربان. - تی-منهای ۴۰

.اوه، موشک‌ها را فعال کن

.شماره یک فعال شد، دو فعال شد

.سه فعال شد، چهار، پنج

!بذارید یکی رو پای اون تلفن لعنتی پیدا کنیم

.هفت، هشت

.نه

.ده. همه موشک‌ها فعال شدند. - تی-منهای ۳۰

.پست فرماندهی بال رو با خط مستقیم خودت وصل کن به من

.این رویه صحیح نیست، سروان

.SAC. مقر SAC رو با HF امتحان کن

.این رویه صحیح نیست

.رویه رو ولش کن. یکی رو پای اون تلفن لعنتی می‌خوام

.قبل از اینکه ۲۰ میلیون آدم رو بکشم

.تی-منهای ۲۰

.هیچی اینجا ندارم

.شاید اونا قبلاً از بین رفته باشن

.باشه

.با دستور من، کلیدهای پرتاب را به حالت "پرتاب" بچرخانید

.مفهوم شد. آماده برای پرتاب. - ۱۵، ۱۴

.۱۳، ۱۲، ۱۱

.هفت، شش، پنج

.قربان، دستور پرتاب داریم. - ...چهار، سه

.دستتو روی کلید بذار، قربان

.متاسفم. - ...دو، یک، پرتاب

!قربان، در حالت پرتاب هستیم. کلیدتو بچرخون

.متاسفم. خیلی متاسفم

!کلیدتو بچرخون، قربان

.مجوز دارن. می‌تونید برید و بازش کنید

سلام، پَت هیلی هستم. حالتون چطوره؟

.من لایل واتسون هستم. آه، قبلاً همدیگه رو دیدیم

.ایشون آرتور کابوت هستند

.بله، من پَت هیلی هستم، دستیار دکتر مک‌کیتریک

...حال شما چطوره؟ ما چند تا کارت عبور داریم

.اینجا براتون

.ما جلسه‌ای رو به محض رسیدنتون برنامه‌ریزی کردیم

.اگر سؤالی دارید، لطفاً از من بپرسید

.خوشحال می‌شم هر طور که بتونم راهنماییتون کنم

.بریفینگ رو خوندم

.اومدن

.خوبه

.بریم

.کابوت و واتسون تنها اومدن

.نه سناتوری، نه نماینده مجلسی

.کاش یه دو سه تا سناتور می‌آوردن

چی؟

.می‌خوام بهشون بگم اینجا چه خبره

.آه، جان، لطفاً الان نه

.باهاشون تلفنی حرف زدم و آروم شدن

...خب، ببین، حالا، مطمئنیم که

این آدما هیچ راهی برای فهمیدن اینکه این فقط یه آزمایش بوده، نداشتن؟

!لایل، اخّه بابا

چند بار دیگه باید اینو تکرار کنیم؟

.دیگه هیچ فرقی نمی‌کنه

.من با تک‌تک این آدما حرف زدم

.همه‌شون باور داشتن که واقعیه

.حالا، ببین، ما باید کمتر از یه ساعت دیگه تو هواپیما باشیم

.منم که باید برای رئیس جمهور توضیح بدم

...که چرا ۲۲ درصد از فرماندهان موشکی‌اش

.نتونستن موشک‌هاشون رو پرتاب کنن

چی باید بهش بگم؟ «۲۲ درصد اونقدر هم بد نیست»؟

.رئیس جمهور می‌دونه که من کاملاً مسئولم

.در مورد مردان تحت فرماندهی‌ام، قربان

.من دستور یه ارزیابی مجدد کامل رو دادم

.در مورد رویه غربالگری روانشناختی‌مون

.چی؟ یه لحظه صبر کنین. ببخشید، ژنرال

.ما نمی‌تونیم از این آدما بخواهیم که برگردن

.پیش رئیس جمهور ایالات متحده

!با یه عالمه چرندیات روانپزشکی

.به علاوه، نمی‌تونی واکنش انسانی رو حذف کنی

.اون آدما توی سیلوها می‌دونن چرخوندن اون کلیدها یعنی چی

!و بعضی‌هاشون واقعاً از پسش برنمیان

!حالا، به همین سادگیه

.فکر می‌کنم باید این آدما رو از این جریان خارج کنیم

.آقای مک‌کیتریک، از حدتون خارج شدین، قربان

.چرا از حد خودم خارج شدم؟ یه لحظه صبر کنین

چی دارین می‌گین، از حد خودم خارج شدم؟

.ببخشید

.متاسفم. نمی‌فهمم

منظورتون چیه؟ از این جریان خارجشون کنیم؟

.آقایان، ما مردانی در این سیلوها داشته‌ایم

.از قبل از اینکه هر کدوم از شما هاودی دودی تماشا کنید

.حالا، خودم شب‌ها خیلی راحت می‌خوابم

.با دونستن اینکه اون پسرا اون پایین هستن

.ژنرال، همه‌مون می‌دونیم که اون‌ها مردان شایسته‌ای هستن

...اما توی یه جنگ هسته‌ای، نمی‌تونیم این ریسک رو بکنیم که موشک‌هامون

.توی اون سیلوها غیرفعال بمونن

.چون اون آدما از چرخوندن کلیدها خودداری می‌کنن

!وقتی کامپیوترها بهشون دستور بدن

.منظورت اینه وقتی رئیس جمهور بهشون دستور بده

.رئیس جمهور احتمالاً از برنامه جنگی کامپیوتر پیروی می‌کنه

!حالا، این یه واقعیته

.خب، فکر می‌کنم رؤسای ستاد مشترک هم یه سری نظرات خواهند داشت

!حتماً همینطوره

...خب، لعنتی، اگه شوروی یه حمله غافلگیرانه انجام بده

.وقتی نیست

دقیقه از اخطار تا برخورد. ۲۳

.شش دقیقه اگه از زیردریایی پرتاب بشه

.شش دقیقه. شش دقیقه

.این به زور وقت کافیه

.تا رئیس جمهور تصمیم بگیره

.حالا، وقتی اون تصمیم رو گرفت

.کامپیوتر باید کار رو به دست بگیره

.حالا، قربان، می‌دونم که یه هواپیما منتظرتونه

...اما اگه می‌تونستید برای پنج دقیقه به من فرصت بدید

.می‌خوام یه چیزی رو بهتون نشون بدم

.این کامپیوترها به ما دسترسی فوری به وضعیت دنیا رو می‌دن

.حرکات نیروها، آزمایش‌های موشکی شوروی

.تغییر الگوهای آب و هوایی

.همه‌اش وارد این اتاق می‌شه

.و بعد وارد چیزی می‌شه که ما بهش می‌گیم کامپیوتر واپِر

واپِر. اون چیه؟

.اون «پاسخ برنامه‌ریزی عملیات جنگی» هست

.ایشون آقای ریشتر هستن

پال، می‌خواین در مورد واپِر به این آقایان بگید؟

.خب، واپِر تمام وقتش رو صرف می‌کنه

.به جنگ جهانی سوم فکر کردن

ساعت شبانه‌روز، ۳۶۵ روز در سال. ۲۴

.یه سری بی‌پایان از بازی‌های جنگی رو انجام می‌ده

.با استفاده از تمام اطلاعات موجود در مورد وضعیت دنیا

.واپِر قبلاً جنگ جهانی سوم رو جنگیده

.بارها و بارها به عنوان یه بازی

.واکنش‌های شوروی به واکنش‌های ما رو تخمین می‌زنه

.به واکنش‌های اون‌ها، و همینطور الی آخر

.خسارات رو تخمین می‌زنه، مرده‌ها رو می‌شماره

.بعدش دنبال راه‌هایی برای بهبود می‌گرده

.خب، اما نکته اینجاست که تصمیمات کلیدی

.برای هر گزینه قابل تصوری در یک بحران هسته‌ای

.قبلاً توسط واپِر گرفته شده

...پس، چیزی که دارین به من می‌گین اینه که تمام این سخت‌افزار تریلیون دلاری

.در واقع به رحم و مروت اون مردا بستگی داره

با اون کلیدهای برنجی کوچک؟

.دقیقاً همینطوره

.که تنها مشکلشون اینه که انسان هستن

.اما در، چی، ۳۰ روز

.می‌تونیم اون‌ها رو با رله‌های الکترونیکی جایگزین کنیم

.آدما رو از این جریان خارج کنیم

.آقایان، من به این توده بزرگ‌شده اعتماد نمی‌کنم

More Farsi Persian subtitles for WarGames (War Games)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left