The first 200 lines.
صبر کنید، دخترا! بریم که داشته باشیم!
یکم بیشتر به چپ
میتونی ببینیش؟ مامان!
بپا!
مامان! هی، بچهها!
یالا، جسی!
محشر بود
شما دخترا داشتید جیغ میزدید.
اونقدرام بد نبود، نه؟
نه، آب خوردن بود. آره.
یکم دیگه، یکم دیگه. یالا پاول، بیارش بیرون.
آها، گرفتمت.
حالت خوبه؟ آره.
یخ زده. انگشتامو حس نمیکنم.
جسیکا، بیا اینجا.
اوه، عزیزم!
یالا، جسی، هوا داره یخ میزنه. برگردیم ماشین.
برو با بابات. من فقط به دخترا کمک میکنم.
اشکالی نداره. تو برو. ما اینجا رو تموم میکنیم.
مطمئنی؟ ممنون بچهها. هتل میبینمتون. آره؟
آره.
ممنون.
جس، وقتی رسیدیم خونه،
زنگ بزنم به مامان ریچل؟
ببینم ریچل میخواد
پنجشنبه بیاد برای شام؟
آره. آره؟ باشه.
وقتی اومد،
میتونه کمکمون کنه جشن تولدتو برنامهریزی کنیم.
باشه.
این بار میخوای پسرا رو هم دعوت کنی؟
خوبی؟ یکم تو خودتی.
خوبم.
جس؟
جسی!
جسی!
متاسفم. اون رفته. متاسفم!
نه، نه، نه، نه.
اون رفته، سارا.
نه!
خب، این یا گل و خون و آبجوعه، یا خدای من!
عالیه. اون کوفتی رو خاموش کن.
این وحشتناکه.
گوش کن، لازم نیست این کارو بکنیم، میدونی؟
میتونیم برگردیم و تو شهر بمونیم.
مست کنیم، بریم یه رقص محلی.
اون دیگه وحشتناکه.
حق با توئه. لازم نیست این کارو بکنیم.
ولی من قرار نیست به جونو بگم.
اون آدم خاصیه، رفیق.
اون همیشه ما رو میکشه وسط... خب، نگاه کن!
اون سال پیش اومد اسکاتلند.
آره، و خیلی زود رفت.
سارا! بث!
جونو. فوقالعاده شدی!
بیا اینجا.
بذار ببینمت. وای!
همه چی قراره خوب بشه. بهتر. عالی میشه.
بکا و سم بیصبرانه منتظر دیدن تو هستن. چرا نمیری تو؟
باشه. اینا رو بده به من.
آره؟ آره.
ممنون.
باشه؟ آره. باشه.
خیلی خوبه.
حالش چطوره؟
خب، اون اینجاست.
قدم به قدم، نه؟
هی، هی، هی، به کی میگی یه عوضی تقلبکار؟
به تو میگم یه عوضی تقلبکار.
سلام.
هی! سلام!
سلام.
واقعاً خیلی خوب به نظر میرسی. ممنون.
محشر شدی! سم، بیا اینجا.
هی! هی!
دارم از گرسنگی میمیرم. باشه، برو، برو.
سم. سم، ممنون بابت نامهت.
خیلی برام ارزش داشت.
سارا، ببین، خیلی متاسفم که نتونستم اونجا باشم.
میدونی، امتحانات میانترم و...
میدونی، سم قراره حدوداً یه سال دیگه دکتر وننی بشه.
نه! لطفاً بهم بگو بیشتر از این طول میکشه.
من خیلی به خواهرم افتخار میکنم!
کی نوشیدنی میخواد؟ من!
میتونم بیام کمک کنم؟ آره، آره.
خب، بث،
شنیدم همه چی بعد ۲۵ سالگی شروع میکنه به از هم پاشیدن.
اینه که تو دانشکده پزشکی بهتون یاد میدن؟ آره؟
برای مسخره کردن؟ عوضی بیحیا!
کسی هست که منو پیرتر حس کنه؟
اوه، بفرمایید.
سلام. شما باید معلم باشید.
بث، سارا، این هالیه، شاگرد جونو.
واقعا؟ من همیشه فکر میکردم جونو بچههاشو میخوره.
اوه، خوبه!
من خودم از پس خودم برمیام، خیلی ممنون.
من راجع به تو شنیدم. تو همون دیوانهای هستی که از ساختمونا میپره.
اوه، بِیس جامپینگ. باید امتحانش کنی. جدی میگم.
پس الان آمریکا زندگی میکنی؟
دیگه چیزی برای پریدن تو گالوی نمونده بود، میدونی؟
همیشه دنبال یه هیجانِ گنده بعدیام
مطمئنم تو خوب از اینا میدونی. ببخشید؟
جونو یه عکس بهم نشون داد از وقتی که با هم صخرهنوردی میکردید
نه. اوه، این عکس باحال رو پیدا کردم
اوه، نه! اوه، نه!
چه بد. سکسی!
«هر روز رو دوست داشته باش.»
این حرفِ پاول بود
بگذریم. به سلامتی!
به سلامتی ماجراجوییمون!
سلامتی! به سلامتی!
روشن شو دیگه، لعنتی!
خب، قبلاً غارهای بورام رو رفتی؟
یه بار تو یه کتاب دیدمش. مال توریستاست. ماجراجویی نیست
لابد دستگیره و یه مغازه سوغاتیِ کوفتی هم داره
اگه غارنورد، بانجیجامپر، صخرهنورد باشی،
فقط انجامش میدی و اصلاً اهمیتی نمیدی
وگرنه چیزی که از تو بزرگتره، کار دستت میده
ماجراجویی میخوای، هالی؟ من کی ناامیدت کردم؟
چی؟ هیچی.
هالی، فردا عالی میشه. باشه؟
این رو بگیر. بهش احتیاج پیدا میکنی.
جاش و سم چطور؟ هنوز با همید؟
یه جورایی، کم و بیش.
شیفتامون فرق داره.
اوه، خدای من!
یا عیسی!
منو نگاه کن، ها!
یه کلمه لعنتی هم حرف نزن، باشه؟
کادوی کریسمس بود!
خفه شو.
تو چی، هالی؟ مرد داری؟
منم مثل جونو اهل عشق و حال و ورزشم.
چی؟
ربکا هم، فکر کنم.
باشه، ولی وقتی بزرگتر شدم میخوام کلی بچه داشته باشم.
بث، سارا بهت اینو گفت؟
بیدار شو!
بیدار شو!
حس میکنم له شدم. پنج دقیقه بهم وقت بده.
پنج دقیقه.
صبح بخیر، کوچولوهای من! بیدار شید، بیدار شید!
صبح به خیر!
به این میگی صبح بخیر؟ هوا کوفتی سرده!
هالی!
ساعت ۷ میریم. دیر نکنی.
اینو امتحان کن.
ملکه مرده.
ملکه کوفتی جاویدان باد!
بث، تو رانندگی نمیکنی. اگه تو رانندگی کنی، هیچ وقت نمیرسیم.
بیخیال. باشه، سنگ، کاغذ، قیچی.
چی؟ اوه، تو یه احمقی. بیخیال.
باشه. شروع کن.
بفرمایید. نه، صبر کن عزیزم. سه راندی.
من رانندگی میکنم.
خب، خانما. عکس دستهجمعی!
هی، باید عجله کنیم وگرنه دیرمون میشه.
قیافهام داغونه.
همه قیافهمون داغونه. حالا فقط یه لبخند بزن.
کلاه؟ بیکلاه؟ بیکلاه، بیکلاه.
باشه! بدو، بدو، بدو!
بگید «سوسیس»!
سوسیس! سوسیس!
سارا، یه کم یواش برو. من که دارم کیف میکنم!
اون داره کیف میکنه. وای! بپیچ. بپیچ. از اونجا بپیچ.
بریم خاکی! عالیه!
باید آب بخوری.
تنظیم کردن این ساعت محاله.
دکمههاش زیادی لعنتی کوچیکن.
پس بیخیالش شو. اصلاً چرا اونو میپوشی؟
دوستپسرم بهم دادش. یه یادگاریه.
این کوفتی یه پا دیوونگیه!
هر پسری اینو به من میداد، همونجا ولش میکردم.
جونو، مطمئنی راه درست رو میریم؟
آروم باش! من هیچ وقت تو زندگیم گم نشدم.
عالیه.
خب، قبلاً این غارها رو رفتی؟
نه، ولی درجه دو هستن. کاملاً امنن. نگران نباش.
نبودم که.
تنها خطرش اینه که ممکنه خوابم ببره.
غارهای بورام. بیشتر شبیه غارهای کسالتآورن.
چه پارک قشنگی. ممنون.
یه بار تو گالوی، من کلیسا رو بدون طناب بالا رفتم.
و کشیش نیم مایل دنبالم دوید.
فوقالعاده بود!
البته نباید اون همه زحمت رو میکشیدم. هالی!
اون غش کرد. ربکا، ولش کن.
باشه، بچهها، بریم. داریم دیر میکنیم.
بیا، عقب نمونی.
هی، هالی، صبر کن.
تکون بخور، قدکوتاه!
کارتر، حالا برو عقب. بیا دیگه، تنبلِ لعنتی!
بالاخره به من رسیدی.
جونو، رسیدیم؟
حدود نیم مایل جلوتر یه رودخونه هست.
وقتی بهش رسیدیم، از کنارش میریم تا دهانه غار. باشه؟
اون از کجا میدونه رودخونه جلوتره؟ من هیچی نمیشنوم.
احتمالاً میتونه بوش رو حس کنه.
اون هفته پیش اومد اینجا تا مسیر رو چک کنه.
قانون شماره یکه، یه نقشه مسیر بریز و بهش پایبند باش.
No comments yet. Be the first to leave one.