The first 200 lines.
در این جهان، سه چیز وجود دارد :که نمیشود آنها را پنهان کرد
،خورشید
،ماه
...و
.حقیقت
حقیقت گاهی مانند یک سوراخ کوچک است که .در تاریکی استتار شده است
.همیشه آنجا بوده است
.فقط نمیتوانیم آن را ببینیم
،ولی به محض اینکه نوری بر آن میتابد
،خود را برای همه آشکار میکند
ما را به سوال می اندازد که .چه مدت است در آنجا پنهان شده
"تمام حقیقت"
.پوت
!نگاش کن
تو مدرسه مشکلی درست کردی؟
،معلمت بهم زنگ زد .میخواد فردا یه سر برم ببینمش
.من هیچ کاری نکردم
درس و مشقت زیاده؟
،اگه از پس درس و مشقت بر نمیای .برات معلم خصوصی میگیرم
پیم، میتونی هوای لاته رو داشته باشی؟
من امروز بعد از ظهر تمرین تشویقی دارم .به پوت بگو تشویق کننده: تشویق کننده های دور زمین ورزش
پوت، میشنوی چی میگیم؟
.برات یاداشت میذارم
،چهار قاشق پر به لاته بده .و دوباره کاسه ش رو پر آب کن
.یه خبر خوب دارم .قراره امشب جشن بگیریم
چه خبر خوبی؟
به رئیس فروش بین المللی .ارتقای شغلی گرفتم
!تبریک میگم، مامان
!عالیه
!به این مناسبت باید جشن بگیریم
.هر جا که میخواین میتونیم بریم
!واقعا؟ بگردم ببینم کجا بریم - !باشه -
.گرسنمه
.خیلی جاها هست که دوست دارم برم
این یکی چطوره؟
.نه، بریم اینجا - این؟ -
.تبریک میگم
.ممنونم
.تبریک میگم - !خیلی ممنونم. به سلامتی -
!خیلی خب رفقا، کافیه دیگه
.دیگه برگردین سر کاراتون
.مای، بازم تبریک میگم
خیلی ممنون که بهم اعتماد کردید که .این شغل رو بگیرم
.قول میدم تموم تلاشمو بکنم
.لازم نیست ازم تشکر کنی
من تو رو ترفیع دادم .پس باید بیشتر برام زحمت بکشی
.باشه
.پس بیا فورا شروع کنیم
میتونی این قرارداد رو دستت بگیری؟
همچنین، ازت میخوام که ،تو یه کنفرانس ویدیویی با شریک های چینیمون
ساعت 7 بعد از ظهر .شرکت کنی
آقای لی میخواد در مورد جزئیات .پروژه جدیدمون صحبت کنه
.یه ساعت بیشتر طول نمیکشه - .باشه، رئیس -
...یک، دو، سه، چهار
...پنج، شش، هفت، هشت
...یک، دو، سه، چهار
...پنج، شش، هفت، هشت
...یک، دو، سه، چهار
...پنج، شش، هفت، هشت
...یک، دو، سه، چهار
...پنج، شش، هفت، هشت
...یک، دو، سه، چهار
...پنج، شش، هفت، هشت
...سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت
...یک، دو، سه، چهار
...پنج، شش، هفت، هشت
...یک، دو، سه، چهار
...پنج، شش، هفت
.عالی بود، دخترا
.این رقابت تا چند هفته ی دیگه برگزار میشه
.ما باید به کاپیتان تیم جدیدمون رای بدیم
،فعلا .پیم این مسئولیت رو به عهده داره
،اما طبق رویه مون .ما هر سال یه کاپیتان جدید انتخاب میکنیم
،اگه میخواید یکی از هم تیمی های خودتون رو نامزد کنید
.میتونید یه یادداشت تو دفترم برام بذارید
.خیلی خب، کارتون عالی بود. برای امروز کافیه
.ممنون، خانم - .ممنون، خانم -
.لهِ لهه ام
.بریم بستنی بگیریم
.فکر کردم از چاق شدن میترسی
.خفه
.پیم
.خانم
فکر میکنی بتونی یه سال دیگه هم کاپیتان تیم بشی؟
میتونم...ولی دخترا منو نامزد میکنند؟
.غمت نباشه، این عن بازی ها رو بسپر به آبجیت
!پیو، مراقب زبونت باش
.ببخشید، خانم
.ممنونم، پیم .همه میخوان که تو دوباره کاپیتان بشی
.باشه
فکر میکنی اگه دوباره کاپیتان بشم ازم متنفر میشن؟
.واقعا میخوام کاپیتان بشم
کی ازت متنفره؟
.نگران نباش .همه به تو رای میدن
.شنیدم "مینت" قراره علیه من دست به کار بشه
.مینت؟ آرزو به دلش میمونه
.اون یه جنده ست، هیچکی ازش خوشش نمیاد
!هی
.آروم باش، خودم هواتو دارم .من همه چی رو روبراه میکنم
!یالا
!عوضی
!هی
فازت چیه؟
میخوای پاچه بگیری؟
هی! کجا سیر میکنی؟
.تو بازیتو کن
!هوی
چیکار میکنی؟
!از پشت در گمشو کنار! منحرف
.فقط داشتم نگاه میکردم، هیچ گهی نخوردم
!گمشو
!پوت! کمکم کن
!پیم - !گمشو -
.لعنتی - !گمشو -
.هی، من از یه رازی با خبرم. مربوط به تویه
نمیخوای بدونی چیه؟
چه رازی؟
!جنده
!کیر توش
!خواهرت یه جنده ست
!ببین چه بلایی سرم آورد
.فردا مسابقه ی فوتبال دارم
قولت رو یادت رفت؟
میخوای کل مدرسه فیلم رو ببینن، نه؟
میخوای مثل یه ویروس همه جا پخش بشه؟
!اینو نگاه کن! نگاه کن
!همه وقتی اینو ببینن وحشی میشن
!هزار بار به اشتراک گذاشته میشه !خوب بهش نگاه کن
.هیچوقت قول و قرارمون رو از سرت نکن بیرون، چلاق
!مامان
مامان، کجایی؟
.من و پوت خیلی وقته حاضریم .داریم از گرسنگی میمیریم
پیم، شرمنده م .ولی یه کار فوری پیش اومد
.بذارین یه وقت دیگه
.اشکال نداره، مامان
.یه چیزی تو یخچال پیدا میکنم
.مطمئن شو که پوت هم یه چیزی میخوره
.ببخشید، باید گوشی رو قطع کنم
!صبر کن
.یه چیزی ازت میخوام
میش به فام بگی که دیگه نیاد اینجا پوت رو ببینه؟
چی شده؟
.میدونی، پوت دوستای زیادی نداره
فام پشت پوت رو داره
و مثل بقیه ی پسرا .براش قلدری نمیکنه
.این به نفع داداشته .بهش رحم کن
.ولی امروز وقتی داشتم لباسامو عوض میکردم .داشت دیدم میزد
میخوای همچین منحرفی پاشو بذاره تو خونه مون؟
مگه چیکار کرده؟
.اومدم خونه، با پوت صحبت میکنم
.منتظرم باش
.باشه، مامان
.دوستت دارم، پیم
.لاته، شامت
.آقای لی از اون وراج های روزگاره
،فقط پنج ساعت از عمرمونو هدر داد رفت !لعنتی
.درسته
داره بارون میاد. با دقت رانندگی کن، باشه؟
.تو هم همینطور. شب بخیر
.فردا می بینمت
تماس از دست رفته: پیم
!تو روحش
شما کی هستی؟
.منم، پدربزرگت
.در رو باز کن
تو پیم هستی، درسته؟
.احتمالا من رو نمیشناسی .من پدربزرگتم
.پدر مای
میتونم بیام تو؟ - .حتما -
اون کیه؟
.تو باید پوت باشی
.من پدربزرگتم
...پدربزرگ
.خب، بابابزرگ
.مامان خونه نیست
.وایسا ببینم
مگه کسی به شما خبر نداده؟
چه خبری داده باشه؟
...مامان
...مامان
منم، پیم. صدامو میشنوی؟
صدامو میشنوی؟
...مامان
پدربزرگ، دکتر چی گفت؟
...خب
.گفت که خطر رفع شده
...ولی
.باید تو آی سی یو بمونه
ضربه مغزیه بدی شد .و رفت تو کما
.مای
تو پیم هستی، درسته؟
.پیم عزیزم، بیا اینجا
و این کیه؟
کریت، درسته؟
.اون پوته، نوه ت
امروز قرصاتو خوردی؟
...پوت
.درسته، پوت
.عزیزم بیا پیشم
.بیا نزدیکتر، بذار نگات کنم
No comments yet. Be the first to leave one.