The first 200 lines.
...آنچه در هیون گذشت
آدری بیماره
شارلوت داره بهش کمک می کنه
یعنی چی مریضه؟
تازگی علائمش شروع شده ممکنه به خاظر جدا شدنش از مارا بوده باشه
یه اتفاق عجیب داره برات میفته
تمام سلول های بدنت دارن
به سرعت نابود می شن
تا حالا چیزی شبیه اینو ندیده بودم
پیدا کردن اتر کلید این موضوعه- چرا؟-
تا تو رو درست کنم
حالا اترها کجا هستن؟
گم شدن
مارا داره همه جا دنبال یه تینی باز می گرده
فزرند خواندگیت کروتوان
رویاهات همه به هم مربوطن
روحشم خبرن داره که تو اینجایی CDC
اینو از کجا آوردی؟
همه چی رو براتون می گم ولی اول حلقه ام رو بهم پس بدین
این حلقه؟ همیشه توی نسل خانوادگی ما بوده
تمام اعضای خانواده مون یکی مثل اینو دارن
میتونم حسش کنم- تو کی هستی؟-
من مادرت هستم
اینقدر دروغ نگو
درسته بهتون دروغ می گفتم
ولی الان دارم راستشو می گم
چی؟
مارا
دخترِ منه
چطور؟ ...تو که خیلی
من 1100 سال سن دارم
مارا حدود 600 سال اینا سن داره
برای چی باید حرفات رو باور کنیم
تونستی منو حس کنی،نستن
و من چطوری می تونم این حلقه رو داشته باشم؟
...بهت می گم چطوری
چون همه افراد خانواده من یکی از اینو دارن
از جمله دختر من مارا،کسی که باید پیداش کنم
برای همین هم اینجا هستم
منظروت چیه،اینجا؟
از کجا اومدی؟
این دو تا میکروسکوپ رو می بینید
هر دوشون از قطعات یکسان تشکیل شدن
کار مشابهی می کنن و کاملا از هم جدا هستن
ولی یکیشون از دیگری پیشرفته تره
مثل این دو تا میکروسکوپ،دنیای من و شما
از هم جداست با این تفاوت که مال من خیلی زیاد پیشرفته تر
از دنیای شماست
و باید از هم جدا بمونن
درسته
موافقم
دوایت،میدونم بهت دروغ گفتم
یه نفرو با خودت بیار به آزمایشگاه
شارلوت کراس از الان یه زندانیه
باید باورم کنید
دختر من خیلی خطرناکه برای همین هم اومدم اینجا
تا با خودم ببرمش
و امیدوارم که بتونم کاری که با شما کرده رو درست کنم
تو مالک اینجایی؟
نه- نه بابا-
باید قهوه مکزیکی خودت رودرست کنی
زیاد سخت نیست و قهوه سفید روسیه ای خیلی هم بهتره
لطفا برو پی کارت
من مشتریت هستم و دارم بهت می گم
که چطوری رستورانت رو بهتر کنی
خانم من خودم از مشکلات خبر دارم
و خریدن این قهوه جز مشکلات این رستوران نیست
برو پی کارت
عالی شد حشره
تعجبی هم نداره حتی ظروف شیشه ایت هم خرابن
آهای خانم؟- نه-
فکر کنم بهتر هبریم یه جای دیگه رو پیدا کنیم
گوش کن به چیز دیگه ای دست نزن
بیا بریم جفری
بهت گفتم به چیزی دست نزن
خیلی خب
دیگه وقتشه برم اون دکتره رو ببینم
فصل 5-قسمت 13 مترجم: Pink Lotus--شبنم
...TvShow...-
پس دنیای ماورا دنیای ما رو از هم جدا می کنه؟
مثل شبکه کامپیوتری داخلی یه شرکت
جایی نیست که یه نفر بخواد بره اونجا
مارا و ولیام اتر رو از اونجا پیدا کردن
و آوردنش اینجا
چرا؟
چرا مارا باید دردسرها رو بیاره اینجا؟
به خاطر عشق ولی متاسفانه فریب خورد
وقتی فهمیدم سعی کردم که وضعیت رو درستش کنم
و برای جبران کاری که کرده تنبیه اش کنم
تا دخترم به اشتباهاتش پی ببره
پس انبار برای این بود؟
انبار شخصیت های سارا،لوسی و آدری رو ازشون می گرفت؟
که چی بشه؟
که دخترت عبرت بگیره؟
و به همه ی شما کمک کنه
میتونی کاری که مارا کرده رو درست کنی؟
تا حالا داشتم سعی می کردم بفهمم مارا چیکار کرده
برای همین هم تصمیم گرفتم باشم CDC که یه مامور
تا بهم اجاره بده روی مردم دردسر زده تحقیق کنم
آدری چی می شه؟
میتونی کمکش کنی؟
داشتم سعی میکردم که کمک کنم ولی آدری هنوزم
مارا هست و فقط یه کپی نیست
نمی تونه دو تا کپی از یه نفر تو یه دنیا باشن
پس اگه مارا رو ببری خونه آدری ممکنه حالش خوب بشه؟
ممکنه
بهترین شانسمون برای درست کردن همه ی این ماجراها
اینه که شما مارا رو بیارین پیش من
پس همین کارو می کنم
از یه ساعت قبل تماس تلفنی زیادی داشتیم
یه انفجار توی رستوران گال رخ داده
یه نفر هم گفته دیدن یه چیزی از بدن دوک پرواز کرده
و به یه نفر دیگه خورده
برای همینم 4 تا واحد مسلح رو فرستادم تا اوضاع رو تحت کنترل بگیرن
ولی توی اتاق اسلحه گیر کردن
منظورت چیه اونجا گیر کردن؟
به در نگاه کن
دسته ی در و قفل کلید ناپدید شدن
لولا های در هم ناپدید شدن
اون تو شده مثل یه گور
منظروت چیه نمی تونی بهم یه آرام بخش بدی؟
من باید برم به رستوران گال
و یه جسد رو با اسفنج جمع کنم
تو نیازی به آرام بخش نداری
واقعا؟
حالا چی؟
لازم دارم یا نه؟
من دوک کراکر هستم
باشه سلام
میدونم که به آدری و دیو تیگس کمک کردی
خب؟
حالا منم به کمکت نیاز دارم
میدونی من کلی دردسر تو بدنم جمع شده
و به نظر میاد که دارم دردسرها رو به مردم میدم
منظورت چیه که داری دردسر می دی؟
یه اشک سیاه از چشم هام میاد بیرون
...و میرن داخل بدن مردم و
اونا دردسر دار می شن
لباست رو دربیار،لطفا
باید چند تا آزمایش کنم
بیا
بالا رو نگاه کن
دوک هنوزم بهترین شانسمون برای پیدا کردن ماراست
البته اگه تلفنش رو جواب میداد
دوایت تو ایستگاه پلیس به یه دردسر برخورده
تو خوبی؟
فقط خیلی سردمه
تعجبم نداره،تازه مادرت رو دیدی
برو داخل
یه قهوه برات می گیرم تا گرم بشی
بعدش باهم صحبت می کنیم،باشه؟
ممنون
چطوری پوسته ی آدری
مارا
این وضعیت الان واقعا عجیب غریبه
نه بابا
می گم مثل نگاه کردن تو آینه ست
ولی قیافه ی تو الان خیلی رنگ پریده و ضعیفی
و اون مدل موهات؟
نه نه نه نه
بربن می خوای؟
نه
اینم از این،عملا هیچ وجه اشتراکی با هم نداریم
مادرت
میخواد و رو ببینه
من هیچ وقت نمی رم تا اونو ببینم
چرا؟
اگه مادر تو بود،می دونستی چرا
ولی می تونی از طرف من یه پیغام براش ببری
به مامان عزیزم بگو یه تینی لعنتی رو برام باز کنه
تا بتونم برم پی کارم
اونم تنها
بدون اون
بهت احتمالا میگه نه و وقتی اینو گفت بهش بگو
.....که من دوک کراکر رو به یه چیز
.... خیلی باحال تبدیل کردم
یه طوفان از دردسرهای جدیدی که تا حالا هیچ کسی ندیده
تا الان شاید چند تاییشون فعال شده باشن
ولی اونا فقط آرامش قبل از طوفان هستن
اگه مامان جونم یه تینی رو برام باز نکنه و بذاره که من برم
تا آخر روز دوک از درون منفجر می شه
و هیون با دردسرهایی مواجه می شه
که 500 سال اخیر دردسرها مثل یه خواب شیرین براش بوده
و دو تا چیز دیگه
اول
هر کس منو بکشه دوک منفجر می شه
و دوم
تو خیلی رنگت پریده یه کم آرایش کن
بیا یه کم آرایش از طرف من
واوووو چقدر حال داد
جان جان؟
اومدم اینجا در ورد قابلیت تحمل
قایق های ماهی گیری یاد بگیریم
اگه نعشه باشی می تونی یاد بگیری؟
من نعشه نیستم
اون طناب ها خودشون حرکت حرکت کردن
باشه تو راست می گی
طناب ها خود به خود تکون خوردن ولی جنابعالی نعشه نیستی
از قایق بیاین بیرون
کمک
No comments yet. Be the first to leave one.