The first 200 lines.
ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی تیم ساب
آزاد
خب، بزن بریم
از این بهتر نمیشناسمت
یه پوشه اطلاعاتی
به دست دشمن افتاده
اسامی و موقعیتهای
صدها کارمند ویتنامی رو داره
که با ارتشمون کار میکنن
همونطور که میتونی تصور کنی
نباید هویتشون واسه ویتنام لو بره
اون بند باید بازیابی و نابود بشه
به هر قیمتی که شده
فهمیدم
دو تیم یگان ویژه برای پسگرفتن به شمال فرستادیم
اونا تو راه برگشت بهمون هستن
کجا؟- -DMCشمال
پاسگاه کوچیک تو شهر چوانگ تری
منطقه گرمه
اگه جبهه آزادی ویتنامی بفهمه پوشه گم شده
یه گروه دنبالش میفرستن
احتمال تیراندازی هست
کی برم؟- هلیکوپتر آماده س-
کرافوردو همرات میفرستم
کرافورد؟
چیو داری ازم مخفی میکنی؟
شطرنجه
سعی کنیم 10 قدم جلوتر باشیم
من سرجوخه آکرمن هستم، مهندس، قربان
تو مسئولی؟- مسئول کمپ، بله، قربان-
سربازای ارتش ویتنام به دست نیروهای یگان ویژه ای که
شما تمرینشون میدین، شکست خوردن، قربان
چادرها رو به تو سپردن؟
قربان؟
ماهیت حضور من تو اینجا رو درک میکنی؟
نه قربان. ماموریتتون واسم روشن نشده، قربان
منو ببر مرکز فرماندهی
از این طرف، آقا
چه دستوراتی گرفتی؟
قربان، برای ارزیابی قابلیت زیست این منطقه
به عنوان یه مکان پایه
مطالعه توپوگرافی، نقاط دیدنی، سطوح تهدید
ارزیابی تجهیزات ساخت و ساز مورد نیاز برای یه پایگاه
و ایجاد یک محیط اردوگاه 100٪ ایمن
به طور همزمان، قربان
همزمان؟- بله، قربان-
صد در صد امن؟
روی همچین تصمیمی باید بمونم، قربان
یه بسته فوق محرمانه قراره به اینجا برسه
فعلا اتفاق نیوفتاده. درسته؟- بله، قربان-
اوه، نه. نه قربان اتفاق نیوفتاده، قربان
بخوام واضح بگم
هر بسته ای، هرچقدر هم که کوچیک باشه
به این موقعیت فرستاده شده باشه، راجبش میدونی؟
من مسئول کمپم، قربان
به جز سربازای ویتنامی
و کماندوهای یگان ویژه
به جز اونا، قربان
چادرها رو به تو سپردن
قربان؟
مرخصی
آروم
کمربند متصل، با عملکرد گازی، 1800 متر دور موثر
هی. کمک لازم نداری؟
خب، مشتاق نیستی؟
قربان- چیه؟-
متوجه شدی واقعا اینجا چیکار میکنیم؟
اینجا که یه مرکز نمیسازن، درسته؟
موقعیت خیلی تو دیده- آقایون-
این همونیه که اون سروان... وایسا
اون مرده یه سروانه، درسته؟ این همون کاریه که واسش اومده اینجا؟
فکر کنم بهش گفتی کارمونو اینجا چند هفته س تموم کردیم
منظورم- بچه ها، بچه ها، بچه ها-
لطفا. لطفا. من
فقط میخوام بدونم اگه
دیدین تا حالا بسته ای به اینجا برسه؟
یه بسته؟ اینجا ارسال پستی میگیریم؟
نه، نه، نه، نه. ولش کن- نه، ما-
بیخیال. فقط... برگردین سر کارتون فراموشش کنین. ممنون
هی، هی
باید به طرز دردناکی روشن باشم
هیچکدومتون شاهد پسرای یگان ویژه بود که
یه بسته تو این موقعیت دریافت کنن؟
پست؟ اینجا خدمات پستی نمیگیریم
نه، نه. مثل پست نیست
و به طور رسمی تحویل داده نشده
مخفیانه آوردنش اینجا- نه-
چیزی شبیه اون دیدی؟
نه، هیچی- خب، میدونی چجورین-
ممکنه چیزی مثل اونو به مهندسا
فاش نکنن، ولی باید
هر اتفاقی توی این کمپ میوفته رو بدونم، باشه؟
فکر میکنی نمیدونی؟- آره-
نه، من
من که نمیتونم 50 تا مرد رو زیرنظر بگیرم، فهمیدی؟
بخاطر همین از تیم خودم یکم کمک گرفتم
تو بخشی از این تیمی؟- بله، قربان-
بله، من عضو تیمتونم، قربان
سروان جدید کیه؟
اون فقط یه سروان جدیده
قرار بود واسش بسته ای داشته باشی؟
بیخیال برگرد سر کارت
یه بسته ندیدی؟- دوستم-
چی؟- برو پایین-
واسه خودت یه تفنگ بردار- چرا؟ چی میبینی؟-
تحرک- کجا؟-
یه جایی
آمریکایی؟
آمریکایی
مهندساتون اطراف کمپو مین گذاری کردن، درسته؟
لطفا به سلامت مهمانامونو همراهی کنین
اوه، آره. آره. باشه
شت
اوکی
سلام. چطوری؟ من سرجوخه آکرمنم
آب؟- آب؟ آره-
آره، آب داریم حتما. یکم میخوای؟
باشه، دنبالم بیاین یکم تو مرکز داریم
باید مراقب باشین
چون اطراف منطقه مین گذاری کردیم
پس فقط
سروان مورا، فرمانده یگان ویژه
خانواده من تابستونشونو کنار دریاچه تاهوئه میگذرونن
با دریاچه تاهوئه آشنایی؟
تاهوئه رو دیگه هممون باهاش آشناییم
فقط شما دوتا؟
شش تا بودیم، قربان
دشمن راجبش میدونه؟
شش تا بودن، قربان
ایمنی ها امشب غیرفعالن، قربان
باشه. ببریمتون یکم استراحت کنین
شت آتش دوستانه! آتش دوستانه
تو دیوونه ای
نمیخوای اینکارو بکنی
ببخشید، ببخشید
ببخشید، ببخشید ببخشید، ببخشید
داشتی چه غلطی میکردی؟
من تنفس اعلام نکردم
ازت خواستم سوالمو جواب بدی
قربان، اون داشت اسلحشو پاک میکرد، قربان
درسته
اون تحت فرمان توئه
پس خودت باید جوابگوش باشی
داشت چه غلطی میکرد؟
قربان، داشت اسلحشو تمیز میکرد، قربان
خودم بهش دستور دادم انجامش بده، قربان قربان، تقصیر منه، قربان
اون بچه دقیقا چه کاری
با تفنگ داره؟
بحث املایی نبود، کودن
قربان، حفاظت کمپ، قربان
اون محافظت نمیکنه
تو و مهندسات محافظت نمیکنین
میسازین. یه خندق میکنین مین گذاری میکنین
ولی قطعا تو منطقه من با اسلحه ور نمیرین
قربان، بله، قربان
ولی کاری که میتونی بکنی اینه که به اون بچه لعنتی کمک کنی
یه مستراح گه خوری در کلاس جهانی بسازین
در اختیار خودم دارمش
عالیه
مفادو توصیف کن
همین الان روی موضوع مترجم دارم
زمان رسیدن تایید 5 ساعته
تایید شد
بر اساس ساختار اینا چجور اسنادین؟
نقشه و لیست
مثل دفتر کل خونده میشه؟
بله
بهم گوش کن
کلماتو از دفتر کل ارجاع بدین
و نقشه رو اسکن کنین
بله، یه رابطه
بین علامت گذاری نقشه و کلمات ردیفهاست
ببینین دوباره کلمات تکراری توی نقشه های پوشه ظاهر میشه یا نه
آره اونا رو میشناسم
این ترای فونگه، دقیقا تو زمین پشتیمون
خب، به نظر میرسه نقشه ای
از موقعیت های بالقوه واسه عوامل داریم، نه؟
هرچی زودتر اینو به مرکز امنی برسونیم، بهتره
چقدر تا استخراج؟
فورا، اول صبح فردا
به جز طبقه دریایی و بقیه مزخرفات
تایید شد
اوه، حرکتو از دست دادی
هی، رفیق
چه کوفتی میخوای؟
بهشون کمک میکنیم؟
چی؟ توالت بکنیم؟
باشه، آره، آره میخوای بری، برو
ولی، هی، مطمئن باش بیرون میگیری میخوابی، اوکی؟
چون نمیخوام کسی محلو بدبو کنه
خودت به اندازه کافی بدبویی
ولی این جزو دستوراتمون نیست، هست؟
باید از دستورات... رهبرمون پیروی کنیم
بیخیال، مرد داخل اون پوشه چی هست؟
وایسا، داخل بسته رو دیدی؟
شوخی میکنی
همه توی این جوخه احمق تشریف دارن؟
بیخیال
بذارین یه چیزو بهتون بگم
No comments yet. Be the first to leave one.