The first 200 lines.
اوه
خانمها و آقایان، نیروی محرکهی
پشتِ کمپینِ «کاتولیک، دمت گرم!»، کاردینال گلیک
ممنون، ممنون. خب، همهمون میدونیم
که اکثریت مردم و رسانهها توی این کشور
چه دیدی به کلیسای کاتولیک دارن
اونا ما رو یه نهادِ ازمدافتاده و عتیقه میبینن
مردم فکر میکنن انجیل گنگ و حتی مسخرهست
حالا، برای اینکه خلافِ همهی اینا رو ثابت کنیم
کلیسا امسال رو
زمانِ نوسازی اعلام کرده؛
هم در ایمان و هم در سبک
مثلاً، صلیب
با اینکه صلیب نمادِ دیرینهی ایمانِ ما بوده
کلیسای مادرِ مقدس تصمیم گرفته
این تصویرِ کاملاً شناختهشده ولی بهشدت افسردهکننده رو بازنشسته کنه
یعنی تصویرِ مصلوب شدنِ سرورمون
مسیح نیومد رو زمین که حالمونو بگیره
اومد که دستمونو بگیره. اون یه مشوق بود؛
و با در نظر گرفتنِ این برداشت از سرورمون بود
که به یه نشانِ جدید و الهامبخشتر رسیدیم
پس با کمال میل، بهتون معرفی میکنم
اولین مورد از تغییراتِ اساسیِ متعددی که
کمپینِ «کاتولیک، دمت گرم!»
توی سالِ پیشِ رو ازشون رونمایی میکنه
تقدیم به شما: «مسیحِ رفیق»
البته این اسمِ رسمیای نیست که واسه این نشان گذاشتیم
فقط یه چیزیه که خودمون تو دفتر بهش میگیم
ولی نیگاش کنین
خیلی تو چشمه، نه؟
مسیحِ رفیق
بسیار خب، اینم از کاردینال گلیک
بذا درست متوجه بشم. تو به خدا اعتقاد نداری
اونم بهخاطر کتابِ «آلیس در سرزمین عجایب»؟
نه، بهخاطرِ «آنسوی آینه»
اون شعرِ «گرازِ دریایی و نجار»
اون در واقع بیانیهای علیه دینِ سازمانیافتهست
گرازِ دریایی با اون هیکل و خوشاخلاقیش
مشخصه که یا نمادِ بوداست
یا... یا با اون عاجهاش
خدای فیلشکلِ هندوها... لرد گانشا
این از دینهای شرقی
حالا نجار؛
که اشارهی مستقیم به عیسی مسیحه
که به عنوان پسرِ یه نجار بزرگ شد
اون نمادِ دینهای غربیه
خب، توی شعر اونا چیکار میکنن؟
چیکار میکنن؟ اونا... اونا همهی این صدفها رو گول میزنن
که دنبالشون بیان
و بعد هم شروع میکنن به پوست کندن و بلعیدنِ
اون موجوداتِ بیپناه، اونم به صورتِ دستهجمعی
نمیدونم این واسه تو چه معنایی داره، ولی واسه من
معناش اینه که پیروی از این آیینها
که بر اساسِ شخصیتهای اساطیری هستن
نابودیِ درونِ آدم رو تضمین میکنه
دینِ سازمانیافته هویتِ ما رو نابود میکنه؛
با محدود کردنِ اعمالمون، با محدود کردنِ تصمیماتمون
اونم از... از ترسِ یه... یه والدِ نامرئی
که... که از هزاران سال پیش داره برامون انگشت تکون میده
و میگه... و میگه: «انجامش بده
انجامش بده تا بزنم فلان جات رو پاره کنم.»
اوه، پسر. جوری که تو گفتی
تا حالا اینطوری بهش فکر نکرده بودم
داشتم با زندگیم چیکار میکردم؟
چیکار دارم... آره، میدونم
گوش کن، نصیحت من به تو... این پولایی که
واسه کلیسات جمع کردی رو بردار
برو واسه خودت یه لباسِ خوشگل بخر، به خودت برس
یه مردی، زنی پیدا کن
که بتونی حتی واسه یه لحظه هم که شده باهاش ارتباط بگیری؛
چون زندگی واقعاً همینه خواهر
یه سری لحظاتِ پشتِ سرِ همه
چرا لحظهی خودتو نمیقاپی؟
باریکلا. آفرین دختر
میدونی، یه چیزی رو دربارهت درک نمیکنم
تو با اطمینان میدونی که خدایی هست
پیشش بودی. شخصاً باهات حرف زده
با این حال، همین الان شنیدم که ادعا کردی آتئیستی
آخه حال میکنم مذهبیها رو ایستگاه کنم، پسر
عاشقِ این کارم. دوست دارم همیشه اونا رو توی آمپاس بذارم
پسر، حالا این چیزیه که من در مورد تو نمیفهمم
چرا احساس میکنی نیازه که
همش بیای به اینجا؟
رفیق، چون اینجا انسانیت در اوجِ خودشه
نیگاشون کن. اون همه خشم
اون همه بیاعتمادی، اون همه بدبختی
همه واسه اون یه لحظهی بینقص فراموش میشن
وقتی که از هواپیما پیاده میشن
اون دو تا رو میبینی؟ چیزی که اون یارو نمیدونه
اینه که اون دختر وقتی دور بود، بهش خیانت کرده
جدی؟ دو بار
ایول. الان دیگه مهم نیست
چون جفتشون از اینکه پیشِ همن، حسابی آروم شدن
از این خوشم میاد. کاش بقیه هم بیشترِ وقتا همین حس رو داشتن
به خاطر همین مجبور شدم امروز صبح بیام اینجا؟
به خاطر همین کارتونهای کوفتیمو از دست دادم؟
بهم زنگ میزنی، میگی مهمه، میدونی که چی میگم
که چی؟ که توی این وسواسِ نصفهنیمهت
نسبت به صحنههای رمانتیک شریک بشم؟ داریم میریم خونه
یکی اینو واسهمون پست کرده
بگیرش پسر، اینقدر هم بهم زل نزن
مردم فکر میکنن همین الان ازت بهم زدم
گفتی داریم میریم خونه، مگه نه؟
بخون
«کاردینال گلیک روبانِ کمپینِ کاتولیک، دمت گرم! رو برید.»
خب؟
باید ادامهش رو بخونی
«افتتاحِ مجددِ کلیسای سنت مایکل...»
آغازگرِ کمپینِ جدیدیه
که هدفش وارد کردنِ مذهبِ کاتولیک به متنِ جامعهست
با تاییدِ پاپ، طاقِ ورودیِ
این عبادتگاهِ صدساله توی ساحلِ جرسی
به عنوانِ گذرگاهی برای «آمرزش کامل» عمل میکنه؛
یه باورِ کاتولیکیِ کمترشناختهشده که به
هر کسی که از زیرِ طاقهاش رد بشه
پاک شدنِ کاملِ نامهی اعمال رو هدیه میده
گرنت هیکس هستم، برای گزارشِ خبریِ یکشنبه
صبر کن. یعنی تنها کاری که باید بکنم اینه که از اون طاقه رد بشم
و بعد میتونم برگردم خونه؟ نه
با رد شدن از اون ورودی، همهی گناهات بخشیده میشه
بعدش تنها کاری که باید بکنیم اینه که بمیریم
بمیریم؟ من نمیخوام بمیرم
ترجیح میدی چند سالِ دیگه هم اینجا ول بچرخی؟
نه. ولی اصلاً نمیدونیم که میتونیم بمیریم یا نه
باشه، ولی اگه بتونیم چی؟
و اگه اون طاقه جواب نده چی؟
اون وقت چی؟ جهنم؟ لعنت بهش. غیرممکنه
بیخیال بابا. اگه بالهامون رو قطع کنیم
و به یه انسانِ کامل تبدیل بشیم
فانی میشیم. اگه با روحِ پاک بمیریم
عمراً بتونن ما رو بیرون نگه دارن
دیگه فرشته نخواهیم بود
ولی حداقلش اینه که میریم خونه
کی روزنامه رو فرستاده؟ کی اهمیت میده کی فرستاده؟
تنها چیزی که مهمه اینه که بعد از این همه سال
یه راهِ در رو پیدا کردیم. دیگه نمیتونه ما رو بیرون نگه داره
همین که برگردیم تو، مطمئنم که همه چیز رو میبخشه و فراموش میکنه
ولی این قضیه... این... این قانونِ کلیساست
حکمِ الهی که نیست
قوانینِ کلیسا جایزالخطا هستن چون آدما اونا رو ساختن
یکی از آخرین قولهای مقدسی که پسرِ خدا
قبل از رفتنش به پطرس، اولین پاپ، داد
این بود:
«هر چه را در زمین حقیقت بدانی...»
«من نیز در آسمان حقیقت خواهم دانست.»
این قانونِ جزمیه
اگه کلیسا بگه فلانه، خدا هم باید بپذیره
این قضیه تاییدِ پاپ رو داره
پس نذار هیچوقت بگن
که این وسواسِ فکریِ شدیدت روی جزئیات
هیچ نتیجهی مثبتی نداشته
آدم نمیتونه وسواسِ فکریِ مقعدی داشته باشه
وقتی که اصلاً سوراخِ کون نداره
کارت عالی بود
یه کاری هست که فکر کنم قبلِ رفتن باید انجام بدیم
این کمک میکنه دوباره عزیزِ دلش بشیم
چی؟
بیا. پنج ساله دارم خوابِ اینو میبینم
اینو بخون
«موبی، گوسالهی طلایی؛
ساختنِ یک امپراتوری از سادگی.»
میخوام بهشون بزنم
تو واقعاً موجودِ سادهای هستی
بالاخره یه راهِ برگشت پیدا کردیم و تو میخوای به خطر بندازیش
چون هنوز دلت پیشِ اون قدیما گیر کرده؟
هی، چه راهی بهتر واسه توبه کردن
از اینکه برگردم سرِ همون پُستی
که یه بار بهخاطرِ تو ردش کرده بودم؟
واقعاً فکر نمیکنم راه انداختنِ حمومِ خون
اوضاع رو واسهمون بهتر کنه
حمومِ خون؟ من دارم از عدالتِ الهی حرف میزنم
دارم از باریدنِ آتش و گوگرد حرف میزنم
مجازاتِ بدکارا. اون عاشقِ این کاراست
میدونم که خودش هم همین رو میخواد. از وقتی
تو استعفا دادی، دیگه هیچ «فرشتهی مرگی» نبوده
این برات هیچ معنایی نداره؟
در ضمن، اگه مثلِ همیشه اشتباه کرده باشی چی؟
اگه اشتباه کرده باشم، که نکردم، بازم مهم نیست
ما به هر حال از اون طاقِ تو رد میشیم
بخشیده میشیم. نه خانی اومده، نه خانی رفته
خب، اون واقعاً از رقیب متنفره
اینو اعتراف میکنم. و این موبیِ تو
قطعاً توی همین دستهبندی قرار میگیره
بسیار خب، این کلیسایی که باید بریم کجاست؟
نیوجرسی
مراسمِ افتتاحیه چهار روزِ دیگهست
چهار روزِ آخر روی زمین؟ هوم
اگه آلت داشتم، میرفتم حال و هول
میتونیم دومین کارِ باحالِ دنیا رو انجام بدیم
اون چیه؟ بیایم آدم بکشیم
اوه، نه شما
بخشِ مرکزیِ ایلینوی از بنیادِ «حقِ حیات»
بازیِ دوسالانهی سافتبالِ خودش رو
مقابلِ لیگِ «طرفدارانِ حقِ انتخاب» در شهرستانِ کوک
یکشنبهی آینده ساعت ۲ برگزار میکنه
اعاناتِ دومِ امروز
به صندوقِ زندگیِ جان دویِ جرسی اهدا میشه
برای اونایی که اخبار رو دنبال نکردن
یه مردِ بیخانمانِ ناشناس
که سهشنبهی پیش در ساحلِ نیوجرسی
No comments yet. Be the first to leave one.