The first 200 lines.
بوکاوو یک شهر بندری مهم در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو
حمایت از کودکان کیوو مبارزه با خشونت جنسی
هالالویا! آمین!
مرسی واسه استقبال گرمتون،
دلم رو واقعاً گرم کرد!
اما با کمال تأسف و ناراحتی میبینم که
هنوزم اینجا توی بوکاوو تجاوز اتفاق میفته.
دخترامون امنیت ندارن... این جیگرم رو خون میکنه.
قبل از اینکه از اینجا برم،
دلم میخواد دستم به این متجاوزهای حرومزاده برسه.
متأسفانه... خبرهای بدی دارم،
تازه فهمیدم هنوز توی کیسانگانی یه مشت گندکاری و مشکل هست.
من رو منتقل کردن اونجا.
اگه دست خودم بود میموندم...
اگه رؤسا اجازه بدن، برمیگردم.
مطمئنم که برمیگردم.
این متجاوزهای لاشی هنوز دارن واسه خودشون ول میچرخن
و این حالم رو بدجوری میگیره.
مادر، خودت میدونی من و دخترم چه دهنسرویسیهایی کشیدیم:
یه شب از پنجره کشیدنش بیرون و چندتا از اون بیناموسها بهش تجاوز کردن،
ماهها سگدو زدم و بدبختی کشیدم تا بتونم بهش برسم و درمانش کنم.
بهم قول دادی واسه دوادرمون کمک کنی و خونهام رو تعمیر کنی.
مادر اگه تو بری، کدوم خری میخواد به داد ما برسه؟
دخترم رو با خودت ببر.
اقلاً اونجا جاش امنه.
میگی چه گوهی بخوریم؟ کی میخواد از ما دفاع کنه؟
بازم به بچههامون تجاوز میشه و دستمون به هیچ گوهی بند نیست!
حرفاتون رو شنیدم.
همهچیز درست میشه.
من دارم میرم ولی برمیگردم، بهتون قول میدم.
تکلیف زنهای کتکخورده چی میشه؟
کی میخواد از ما دفاع کنه؟
شوهرم حاملهام کرد بعدش مثل سگ پرتم کرد تو خیابون.
اگه تو بری کی میخواد از منِ بدبخت دفاع کنه؟
نگران نباش!
هیچ خری از ما دفاع نمیکنه.
همه لگدمالمون میکنن.
شیش تا بچه برام پس انداخت بعد بدون هیچ گوهی پرتم کرد بیرون!
چه بلایی قراره سرمون بیاد؟
این قضیه رو به جانشینم میگم، اون هواتون رو داره.
دست من نیست...
نگران نباشید، درست میشه...
بپا دیگه اسکل!
خودت بپا کصخُل!
یواشتر! میزنی داغونش میکنیها.
- ماژیک کو؟ - بیا، اینجاست.
تو یکی گورتو گم کن بیرون، کاری اینجا نداری.
چه خبره؟
به رئیس زنگ بزن، فقط اون میتونه من رو از اینجا دک کنه!
لطفاً نذاریدشون روی هم!
چیزهای شکستنی توشونه.
دارم بهت میگم شکستنیه نفهم!
بذارش زمین اینجا.
با کفش نرو رو تشک.
بکش کنار!
یه کم جا باز کن.
کیسانگانی
برق نیست؟ - نه.
میرم یه چراغقوه پیدا کنم.
- چراغقوه داری؟ - آره، دارم.
باید عوض بشه.
دستشویی؟ - اونطرفه.
اینم باید عوض شه.
اینجا که جا نداره! آره، به زور یه تخت دونفره جا میشه.
بچهها واسه وسایلشون اصلاً جا ندارن.
میتونن از کل این فضا استفاده کنن
اونوقت راهرو و در ورودی میفته اونجا.
واسه بچهکوچیکها خوبه...
میتونم دیوار رو خراب کنم تا اتاق بزرگتر بشه.
خراب کردنش کلی خرج رو دستت میذاره،
بهتره یه پارتیشن چوبی بکشی وسطش.
اینجا وسایلشون، اونجا هم فریزر.
یه پارتیشن بکشی اینجا کمتر پات آب میخوره.
اینطوری یه اتاقخواب بزرگ دارن که واسه وسایلشون هم جا هست.
پلیس ویژه حمایت از زنان و کودکان
سرکار خانم فرمانده، یگان حمایت از کودکان
و مبارزه با خشونت جنسی.
تعداد کل نیروها: ۱۹
حاضر در صف: ۱۱
مرخصی/موجه: ۸
غایب غیرموجه: ۰
گزارش از طرف جانشین فرمانده، کالوندا آلوتا بنجامین.
خیلی ممنون از خدمتتون.
بقیه برن استراحت کنن.
بله قربان!
همگی، راحتباش.
نمیدونم به چه زبونی حرف بزنم... لینگالا؟
لینگالام خیلی داغونه... مجبورم با فرانسوی قاطیاش کنم.
سلام به همگی!
زنده باد! سلامت باشی سرهنگ من!
خیلی ممنون.
از استقبال گرمتون موقع ورودم خیلی حال کردم.
حس کردم دارم یه خونواده رو توی بوکاوو جا میذارم
تا اینجا یه خونواده جدید پیدا کنم.
توی پلیس ما همهمون یه خونوادهایم.
این یونیفرم آبی، ایل و طایفه و قبیلهمونه.
هرچی که هستیم،
ما یگان حمایت از زنان و کودکانیم.
این کاره.
کار سخت و طاقتفرسایی هم هست.
باید خایهشو داشته باشی تا این کار رو بکنی.
آدمهای گشاد و تنبل توی این یگان جایی ندارن.
بهم اعتماد کنید!
قراره همهچیز رو تغییر بدیم... قراره این شهر رو تکون بدیم.
کوچیکترین خلافها رو هم شناسایی میکنیم و دهنشون رو سرویس میکنیم.
کمکم عاشق این کار میشید.
برید اونایی که از زیر کار دررفتن رو بیارید، این مأموریتیه که بهتون میدم.
برید بیاریدشون.
بهشون بگید یه مامان سرهنگ جدید اومده که میخواد باهاشون حرف بزنه.
باید صفوف پلیس رو قویتر کنیم.
اسم من مونیوله سیکوجوا اونورین هست.
بیوهام.
مادر هفت تا بچهام.
چهارتاشون بچههای خودمن، سهتاشون رو به فرزندی قبول کردم.
خیلی ممنون.
حالا بریم داخل رو ببینیم.
مامانت کجاست؟
مامانم مرده.
نامادریت این بلا رو سرت میاره؟
عمو و داییهات کجان؟
نمیدونم.
بابات کجاست؟
بابام رفته مسافرت.
اون کجا زندگی میکنه؟
خودش میدونه.
- کی این کارت کرد؟ - با چوب همهجای بدنم رو زدن.
همهجات رو؟
همینجاست؟
این مادرشه، منم خالهاش هستم.
این مامانته؟
زنِ بابامه.
این؟
زنباباش اینه.
اون یکی هم خالهاشه.
باباش رفته مسافرت، مامانش هم مرده.
یعنی چون مامانش مرده،
باید اینطوری زجر بکشه؟
مامانش مرده
و شما عوضیها که مثلاً باید مراقبش باشید
اینطوری دهنش رو سرویس کردید؟
نگاه کن!
مگه این طفل معصوم چه گوهی خورده بود که باید اینطوری کتک بخوره؟
تقاص این کار رو پس میدید... حتی پیش خدا!
پیش خدا بدجوری تقاص پس میدی، زنیکه!
- نگاه کن به این! - کار من نبوده.
من بیگناهم! خدا شاهده!
بشین سر جات.
همهاش به خاطر این بچهست!
خدا شاهده!
خدا خودش قضاوت میکنه!
ماسه!
ماسه! خدا ازت نگذره! ببین چه خفتی دارم میکشم از دستت.
من این کار رو باهات کردم؟
من این کار رو باهات کردم؟
مطمئنی کار بابات نبوده؟
کار بابات نبوده?
کل خونواده بابای دیوثت باید پاشن بیان اینجا.
- نشون بده چطوری میزدیش. - من نمیخوام بزنمش.
تو همین الانشم این بچه رو کشتی، این یه مردهی متحرکه!
نشون بده چطوری میزدیش.
من دستم بهش نخورده.
از همسایهها بپرسید.
ما رو از خونه انداختن بیرون.
مجبور شدیم فرار کنیم چون این بچه جادوگر و نحسه.
پلیس از ما حمایت میکنه
مادرهای عزیز،
مادرهای عزیز، پلیس
پدرهای عزیز،
بچههای عزیز،
سلام.
ممنون که ما رو توی بازارتون پذیرفتید.
اسم من سرهنگ اونورین هست.
من از استان کیووی جنوبی اومدم.
کار من حمایت از زنها و بچههاست.
باید بگم که واقعاً دلم خونه.
بچههای اینجا بدجوری آزار و اذیت میشن.
ولشون میکنید به امون خدا،
بهشون تهمت جادوگری میزنید، مثل سگ کتکشون میزنید...
بهتون هشدار میدم:
اگه مچ کسی رو بگیرم، چه مرد باشه چه زن،
روزگارش رو سیاه میکنم که به گه خوردن بیفته.
شیرفهم؟
+12V PNC
مواظب بچهها باشید، این تضمین آینده و پیریتونه.
وقتی دیگه جونی برامون نمونده اونا هستن که دستمون رو میگیرن.
اگه بچههاتون رو پرت کنید تو خیابون، توی پیری مثل سگ تنها میمونید.
اما در مورد خشونتهای جنسی:
اگه قربانی تجاوز دیدید، به حال خودش رهاش نکنید.
بیاریدش کلانتری.
باید شکایت کنه.
باید از اون کثافتها شکایت کنه.
چرا؟
واسه یه زن، تجاوز مثل یه زخمیه که هیچوقت خوب نمیشه.
اگه بریزه تو خودش، آخرش دیوونه میشه.
اما اگه بتونه دردش رو فریاد بزنه،
اگه پیش یه رفیق درددل کنه و سبک شه،
دلش میتونه آروم بگیره.
اگه تنها بمونه، عقلش رو از دست میده.
روانی میشه.
اگه بهت تجاوز شده، خفهخون نگیر.
No comments yet. Be the first to leave one.