Mama Colonel

Mama Colonel (Maman Colonelle)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Mama Colonel 2017 fa
A Commentary by OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم‌های مهجور @oldman505

Tags

bluray
Published on: 2026-08-18
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بوکاوو‬ یک شهر بندری مهم در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو

‫حمایت از کودکان کیوو ‫مبارزه با خشونت جنسی‬

‫هالالویا! ‫آمین!‬

‫مرسی واسه استقبال گرمتون،‬

‫دلم رو واقعاً گرم کرد!‬

‫اما با کمال تأسف و ناراحتی ‫می‌بینم که‬

‫هنوزم اینجا توی بوکاوو ‫تجاوز اتفاق می‌فته.‬

‫دخترامون امنیت ندارن... ‫این جیگرم رو خون می‌کنه.‬

‫قبل از اینکه از اینجا برم،‬

‫دلم می‌خواد دستم به این متجاوزهای حرومزاده برسه.‬

‫متأسفانه... ‫خبرهای بدی دارم،‬

‫تازه فهمیدم هنوز توی کیسانگانی ‫یه مشت گندکاری و مشکل هست.‬

‫من رو منتقل کردن اونجا.‬

‫اگه دست خودم بود می‌موندم...‬

‫اگه رؤسا اجازه بدن، ‫برمی‌گردم.‬

‫مطمئنم که ‫برمی‌گردم.‬

‫این متجاوزهای لاشی هنوز دارن واسه خودشون ول می‌چرخن‬

‫و این حالم رو بدجوری می‌گیره.‬

‫مادر، خودت می‌دونی من و دخترم ‫چه دهن‌سرویسی‌هایی کشیدیم:‬

‫یه شب از پنجره کشیدنش بیرون ‫و چندتا از اون بی‌ناموس‌ها بهش تجاوز کردن،‬

‫ماه‌ها سگ‌دو زدم و بدبختی کشیدم ‫تا بتونم بهش برسم و درمانش کنم.‬

‫بهم قول دادی واسه دوا‌درمون کمک کنی ‫و خونه‌ام رو تعمیر کنی.‬

‫مادر اگه تو بری، ‫کدوم خری می‌خواد به داد ما برسه؟‬

‫دخترم رو با خودت ببر.‬

‫اقلاً اونجا جاش امنه.‬

‫می‌گی چه گوهی بخوریم؟ ‫کی می‌خواد از ما دفاع کنه؟‬

‫بازم به بچه‌هامون تجاوز می‌شه ‫و دستمون به هیچ گوهی بند نیست!‬

‫حرفاتون رو شنیدم.‬

‫همه‌چیز درست می‌شه.‬

‫من دارم میرم ولی برمی‌گردم، ‫بهتون قول میدم.‬

‫تکلیف زن‌های کتک‌خورده چی می‌شه؟‬

‫کی می‌خواد از ما دفاع کنه؟‬

‫شوهرم حامله‌ام کرد ‫بعدش مثل سگ پرتم کرد تو خیابون.‬

‫اگه تو بری کی می‌خواد از منِ بدبخت دفاع کنه؟‬

‫نگران نباش!‬

‫هیچ خری از ما دفاع نمی‌کنه.‬

‫همه لگدمال‌مون می‌کنن.‬

‫شیش تا بچه برام پس انداخت ‫بعد بدون هیچ گوهی پرتم کرد بیرون!‬

‫چه بلایی قراره سرمون بیاد؟‬

‫این قضیه رو به جانشینم میگم، ‫اون هواتون رو داره.‬

‫دست من نیست...‬

‫نگران نباشید، ‫درست می‌شه...‬

‫بپا دیگه اسکل!‬

‫خودت بپا کصخُل!‬

‫یواش‌تر! ‫می‌زنی داغونش می‌کنی‌ها.‬

‫- ماژیک کو؟ ‫- بیا، اینجاست.‬

‫تو یکی گورتو گم کن بیرون، ‫کاری اینجا نداری.‬

‫چه خبره؟‬

‫به رئیس زنگ بزن، ‫فقط اون می‌تونه من رو از اینجا دک کنه!‬

‫لطفاً نذاریدشون روی هم!‬

‫چیزهای شکستنی توشونه.‬

‫دارم بهت میگم شکستنیه نفهم!‬

‫بذارش زمین اینجا.‬

‫با کفش نرو رو تشک.‬

‫بکش کنار!‬

‫یه کم جا باز کن.‬

‫کیسانگانی‬

‫برق نیست؟ ‫- نه.‬

‫میرم یه چراغ‌قوه پیدا کنم.‬

‫- چراغ‌قوه داری؟ ‫- آره، دارم.‬

‫باید عوض بشه.‬

‫دستشویی؟ ‫- اون‌طرفه.‬

‫اینم باید عوض شه.‬

‫اینجا که جا نداره! ‫آره، به زور یه تخت دونفره جا می‌شه.‬

‫بچه‌ها واسه وسایلشون ‫اصلاً جا ندارن.‬

‫می‌تونن از کل این فضا استفاده کنن‬

‫اون‌وقت راهرو و در ورودی ‫میفته اونجا.‬

‫واسه بچه‌کوچیک‌ها خوبه...‬

‫می‌تونم دیوار رو خراب کنم ‫تا اتاق بزرگ‌تر بشه.‬

‫خراب کردنش کلی خرج رو دستت میذاره،‬

‫بهتره یه پارتیشن چوبی ‫بکشی وسطش.‬

‫اینجا وسایلشون، ‫اونجا هم فریزر.‬

‫یه پارتیشن بکشی اینجا کمتر پات آب می‌خوره.‬

‫این‌طوری یه اتاق‌خواب بزرگ دارن ‫که واسه وسایلشون هم جا هست.‬

‫پلیس ویژه حمایت از زنان و کودکان‬

‫سرکار خانم فرمانده، یگان ‫حمایت از کودکان‬

‫و مبارزه با خشونت جنسی.‬

‫ ‫تعداد کل نیروها: ۱۹‬

‫ ‫حاضر در صف: ۱۱‬

‫ ‫مرخصی/موجه: ۸‬

‫ ‫غایب غیرموجه: ۰‬

‫گزارش از طرف جانشین فرمانده، ‫کالوندا آلوتا بنجامین.‬

‫خیلی ممنون از ‫خدمتتون.‬

‫بقیه برن استراحت کنن.‬

‫بله قربان!‬

‫همگی، راحت‌باش.‬ ‫

‫نمی‌دونم به چه زبونی ‫حرف بزنم... لینگالا؟‬

‫لینگالام خیلی داغونه... ‫مجبورم با فرانسوی قاطی‌اش کنم.‬

‫سلام به همگی!‬

‫زنده باد! ‫سلامت باشی سرهنگ من!‬

‫خیلی ممنون.‬

‫از استقبال گرمتون موقع ورودم ‫خیلی حال کردم.‬

‫حس کردم دارم یه خونواده رو ‫توی بوکاوو جا میذارم‬

‫تا اینجا یه خونواده جدید پیدا کنم.‬

‫توی پلیس ما همه‌مون ‫یه خونواده‌ایم.‬

‫این یونیفرم آبی، ‫ایل و طایفه و قبیله‌مونه.‬

‫هرچی که هستیم،‬

‫ما یگان حمایت از ‫زنان و کودکانیم.‬

‫این کاره.‬

‫کار سخت و طاقت‌فرسایی هم هست.‬

‫باید خایه‌شو داشته باشی تا این کار رو بکنی.‬

‫آدم‌های گشاد و تنبل ‫توی این یگان جایی ندارن.‬

‫بهم اعتماد کنید!‬

‫قراره همه‌چیز رو تغییر بدیم... ‫قراره این شهر رو تکون بدیم.‬

‫کوچیک‌ترین خلاف‌ها رو هم شناسایی می‌کنیم ‫و دهنشون رو سرویس می‌کنیم.‬

‫کم‌کم عاشق ‫این کار می‌شید.‬

‫برید اونایی که از زیر کار دررفتن رو بیارید، ‫این مأموریتیه که بهتون میدم.‬

‫برید بیاریدشون.‬

‫بهشون بگید یه مامان سرهنگ جدید اومده ‫که می‌خواد باهاشون حرف بزنه.‬

‫باید صفوف پلیس رو ‫قوی‌تر کنیم.‬

‫اسم من ‫مونیوله سیکوجوا اونورین هست.‬

‫بیوه‌ام.‬

‫مادر هفت تا بچه‌ام.‬

‫چهارتاشون بچه‌های خودمن، ‫سه‌تاشون رو به فرزندی قبول کردم.‬

‫خیلی ممنون.‬

‫حالا بریم داخل رو ‫ببینیم.‬

‫مامانت کجاست؟‬

‫مامانم مرده.‬

‫نامادریت این بلا رو سرت میاره؟‬

‫عمو و دایی‌هات کجان؟‬

‫نمی‌دونم.‬

‫بابات کجاست؟‬

‫بابام رفته مسافرت.‬

‫اون کجا زندگی می‌کنه؟‬

‫خودش می‌دونه.‬

‫- کی این کارت کرد؟ ‫- با چوب همه‌جای بدنم رو زدن.‬

‫همه‌جات رو؟‬

‫همین‌جاست؟‬

‫این مادرشه، ‫منم خاله‌اش هستم.‬

‫این مامانته؟‬

‫زنِ بابامه.‬

‫این؟‬

‫زن‌باباش اینه.‬

‫اون یکی هم خاله‌اشه.‬

‫باباش رفته مسافرت، ‫مامانش هم مرده.‬

‫یعنی چون مامانش مرده،‬

‫باید این‌طوری زجر بکشه؟‬

‫مامانش مرده‬

‫و شما عوضی‌ها که مثلاً باید ‫مراقبش باشید‬

‫این‌طوری دهنش رو سرویس کردید؟‬

‫نگاه کن!‬

‫مگه این طفل معصوم چه گوهی خورده بود ‫که باید این‌طوری کتک بخوره؟‬

‫تقاص این کار رو پس می‌دید... ‫حتی پیش خدا!‬

‫پیش خدا بدجوری تقاص پس میدی، زنیکه!‬

‫- نگاه کن به این! ‫- کار من نبوده.‬

‫من بی‌گناهم! ‫خدا شاهده!‬

‫بشین سر جات.‬

‫همه‌اش به خاطر این بچه‌ست!‬

‫خدا شاهده!‬

‫خدا خودش قضاوت می‌کنه!‬

‫ماسه!‬

‫ماسه! خدا ازت نگذره! ‫ببین چه خفتی دارم می‌کشم از دستت.‬

‫من این کار رو باهات کردم؟‬

‫من این کار رو باهات کردم؟‬

‫مطمئنی کار بابات نبوده؟‬

‫کار بابات نبوده?‬

‫کل خونواده بابای دیوثت ‫باید پاشن بیان اینجا.‬

‫- نشون بده چطوری می‌زدیش. ‫- من نمی‌خوام بزنمش.‬

‫تو همین الانشم این بچه رو کشتی، ‫این یه مرده‌ی متحرکه!‬

‫نشون بده چطوری می‌زدیش.‬

‫من دستم بهش نخورده.‬

‫از همسایه‌ها بپرسید.‬

‫ما رو از خونه انداختن بیرون.‬

‫مجبور شدیم فرار کنیم ‫چون این بچه جادوگر و نحسه.‬

‫پلیس از ما حمایت می‌کنه‬

‫ ‫مادرهای عزیز،‬

‫مادرهای عزیز، پلیس‬

‫ ‫پدرهای عزیز،‬

‫بچه‌های عزیز،‬

‫سلام.‬

‫ممنون که ما رو توی ‫بازارتون پذیرفتید.‬

‫اسم من سرهنگ اونورین هست.‬

‫من از استان کیووی جنوبی اومدم.‬

‫کار من حمایت از زن‌ها و بچه‌هاست.‬

‫باید بگم که ‫واقعاً دلم خونه.‬

‫بچه‌های اینجا بدجوری ‫آزار و اذیت می‌شن.‬

‫ولشون می‌کنید به امون خدا،‬

‫بهشون تهمت جادوگری می‌زنید، ‫مثل سگ کتکشون می‌زنید...‬

‫بهتون هشدار میدم:‬

‫اگه مچ کسی رو بگیرم، ‫چه مرد باشه چه زن،‬

‫روزگارش رو سیاه می‌کنم ‫که به گه خوردن بیفته.‬

‫شیرفهم؟

‫+12V PNC

‫مواظب بچه‌ها باشید، ‫این تضمین آینده و پیری‌تونه.‬

‫وقتی دیگه جونی برامون نمونده ‫اونا هستن که دستمون رو می‌گیرن.‬

‫اگه بچه‌هاتون رو پرت کنید تو خیابون، ‫توی پیری مثل سگ تنها می‌مونید.‬

‫اما در مورد ‫خشونت‌های جنسی:‬

‫اگه قربانی تجاوز دیدید، ‫به حال خودش رهاش نکنید.‬

‫بیاریدش کلانتری.‬

‫باید شکایت کنه.‬

‫باید از اون کثافت‌ها شکایت کنه.‬

‫چرا؟‬

‫واسه یه زن، تجاوز مثل یه زخمیه ‫که هیچ‌وقت خوب نمی‌شه.‬

‫اگه بریزه تو خودش، ‫آخرش دیوونه می‌شه.‬

‫اما اگه بتونه ‫دردش رو فریاد بزنه،‬

‫اگه پیش یه رفیق ‫درددل کنه و سبک شه،‬

‫دلش می‌تونه ‫آروم بگیره.‬

‫اگه تنها بمونه، ‫عقلش رو از دست میده.‬

‫روانی می‌شه.‬

‫اگه بهت تجاوز شده، ‫خفه‌خون نگیر.‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left