The first 200 lines.
بچه ها،عمه تون ليلي از اون نوع آدمهايي بود
.که روز تولدش رو دوست داشت .عاشق روز تولدش بود
!امروز روزِ تولد منه
خدا رو شکر که اون با .مارشال ازدواج کرده بود
!هنوز هم امروز روز تولد منه
چون مارشال عاشق .برنامه ريزي براي روز تولد بود
تولدت مبارک،عزيزم
برنامه ي امروزِ صبحانه ي تولد
...در تخت خواب هست
"دوره ي اسپانيايي"
!آره
چطور ميشد اگه ما حالا
در تپه هاي شمال اسپانيا بوديم؟
!آره
.عزيزم،قراره امشب بهمون خيلي خوش بگذره
،فقط ما 5 نفر
،يه شام خيلي رسمي ميخوريم و تِد قراره از اون
.کيک پنيرهاي مورد علاقه ات برامون بياره
!آره
باشه،من ميرم
کارهاي مهم و سري مراسم .تولد تو رو انجام بدم
!آررره
و من اين پسر رو همراه خودم مي برم
.چون دوست ندارم ديگه اينجوري بهت نگاه کنه
.آره
!دوربين عکاسي جديد
.ممنون مارشال .من عاشق دوربين عکاسي هستم
:خب،يه هديه کوچولو هم برات دارم
قبل از اينکه اون دوربين رو کادو کنم چند تا .عکس لخت با اون دوربين از خودم گرفتم
.از قسمت جلوم هم عکس گرفتم
.از قسمت جلوت عکس نگرفتي
.اشتباه ميکني
.ممنون،عزيزم مي خوام چندتا عکس خوشگل
.با اين دوربين از گروه کوچيک خودمون بگيرم
بچه ها،شما حالا داريد آلبوم عکس
:عمه ليلي رو مي بينيد ،با جلد چرمي
،صفحه هايي که به اسيد ليمو آغشته شدند که فقط با دادن حرارت محتويات) (درون صفحه نمايان مي شود
.و با حاشيه نويسي هاي قابل ستايش
،و مهمتر از همه شون .عکس هاي دسته جمعي
عکس هاي زيبايي هستند،مگه نه؟
اما شما اتفاقي که 10 ثانيه قبل از گرفتن
.اين عکس روي داد رو نمي بينيد
باشه،من مي خوام يه عکس دسته .جمعي فوق العاده بگيرم
.مارشال،مابين بارني و رابين بشين
چرا؟
،اوه،ميدونيد ،نور
...رنگ،تعادل دوربين،اندازه ي روزنه ي لنز
تو که داري فقط نوشته هاي .روي دوربين رو مي خوني
تو نمي خواي بارني و من
،مثل يه زوج خوشبخت توي عکس به نظر بياييم
مگه نه؟- !البته که اين رو نمي خوام-
!رابطه ي شما دوتا خيلي هم دوام نمياره
اما من مي خوام که اين عکس .تا ابد وجود داشته باشه
چطور جرات ميکني که اين حرف رو بزني؟
!اين خيلي بي شرميه
.درست ميگه
،مطمئنآ درسته رابطه ي ما تا زمان مرگ مون
،ادامه خواهد داشت .اما اين خيلي بي شرميه
.ما از عکس هاي دسته جمعي ليلي متنفر بوديم
،باشه،شايد من کمي خودخواهانه برخورد کردم
اما فقط مي خواستم اون .لحظات خوش هميشه يادمون بمونه
.مثل امشب
من نمي تونم روز تولدي ،بهتر از اين رو تصور کنم
.چون چهارتا از بهترين دوستام کنارم هستند
!آره
!و تِد هم اومد.آره
!تولدت مبارک
.اين آماندا هست
.و آماندا...آره
،تِد قرار بود تو برامون کيک پنيري بياري
اما به جاش دوتا پاکت توي دستت داري
و يه زن که قبلآ نديدمش
.سلام،مارشال هستم .به خونه ي ما خوش اومدي
.حرف بزن
.آماندا براي ليلي کيک درست ميکنه
.اون يه سرآشپزِ
ما همديگه رو هفته ي قبل
وقتي سوپي که برام پخته .بود رو پيشش برگردوندم ملاقات کرديم
از شانس من،اون موهاي خيلي زيبايي داره
و فکر نکنم که بخوام .يکي از اون موهاش رو بخورم
.سر کار منو "پوست انداز "صدا مي کنند
از اينکه تو قراره کيک تولدم رو !درست کني خيلي خوشحال هستم
با احترام به ليلي
،در سي و دومين تولدش من
بازيهاي زيادي رو براي امروز برنامه ...ريزي کردم که شروع ميشه با
"تعقيب ليلي"
باشه.کي مي خواد اول شروع کنه؟
.من مي خوام
.البته که اينطوره
.باشه،آماندا اولين نفره
سي و دو ثانيه وقت داري
که به بيشترين سوالاتي ...که مي توني جواب بدي.و
:شروع شد!سوال اول
رنگ مورد علاقه ي ليلي چيه؟
،خب،اون لباس صورتي رنگ پوشيده
.پس من ميگم رنگ مورد علاقه اش صورتيه
.اون رابينِ
...اوه،آ
...رنگ
...مورد علاقه ي اون
.اِرد هست
."به نظرم تِد داشت ميگفت"زرد
.اگرچه که جواب اون هم غلطه
اسم اين بازي هست "تحسين شخصيت ليلي"
.خوبه- .ممنون-
باشه،همه ي شما چيزهاي مورد علاقه تون رو
درباره ي دختري که امشب .تولدشه(ليلي) نوشتيد
،و ليلي .تو بايد حدس بزني که کي اينو نوشته
هر کسي که در"
،زندگي ليلي وجود داره
"...از دوستاش تا شاگردانش
ليلي معلم يه مهد کودکِ
.منظور مارشال از گفتن "شاگردانش" اينه
".عاشق اون هستند...
اون بهترين کيک کشمشي رو"
،که مي تونيد تصور کنيد درست ميکنه
مي تونه تمام ديالوگ هاي شخصيت "...اصلي فيلم گونيز رو از حفظ بگه
ليلي اولين بار فيلم گونيز رو درست بعد از جدا شدن پدر و مادرش از .هم تويِ سينما تماشا کرد
تا مدت زيادي بعد از اون،ليلي در ...اعتماد کردن به مردم مشکل داشت
!تِـــــد
و اون قوي ترين شخصيتي" .هست که تا حالا ديدمش
نمي تونم زندگيم رو .بدون حضور اون تصور کنم
".دوستت دارم،ليلي
!آ...رابين
.البته که اون فرد من هستم
. بيا بغلم- .خيلي خوش آيندِ-
،باشه،ليلي سعي کن حدس بزني
.که چه کسي اين رو نوشته
"تو واقعآ خيلي زيبا به نظر مياي"
...اوه
حدس ميزنم که آماندا اونه نوشته باشه؟
.نه،من نوشتم
.و از تک،تک کلماتم منظوري داشتم
.خب،من بايد به کيک يه سري بزنم
باشه،اگه چيزي لازم داشتي .حتمآ به من بگو
!باشه،زود باشيد !بيايد يه عکس دسته جمعي بگيريم
.همه تون جلوي شومينه جمع بشيد
،اوه،يه لحظه،من مي خوام .من مي خوام آماندا رو هم صدا کنم بياد
،اوه،نه،همه چيز روبه راهه .اون توي آشپزخونه مشغوله
.بهتره که اذيتش نکنيم.زودباشيد بيايد
.هي،يه لحظه صبر کن ...تو
تو نمي خواي آماندا توي عکس باشه،مگه نه؟
،نه،نه،ميدوني فقط
...تنظيم اتوماتيک،فلش زدن سريع،زوم
ليلي،چي شده؟
کي کلاه مهموني مي خواد؟
!هي،نگاه کنيد !نگاه کنيد،من يه پرنده ام
.بيايد همه مون پرنده بشيم
.ليلي،حقيقت رو بهم بگو
.نه،البته که نه من ديگه اجازه نميدم
يکي ديگه از اون دوست دخترهاي .عياش تو خاطرات ارزشمند منو خراب کنه
ليلي،داري درباره ي چي حرف ميزني؟
.تِد،تو هميشه اين کار رو ميکني
تو هميشه دخترهايي که ما اصلآ نمي شناسيم شون رو
به بهتريم مهموني هاي .دسته جمعي خودمون مياري
.اين درست نيست- اوه،واقعآ؟-
اوه،باشه،بزار يه چرخي
بين اون دختر هاي عياشي .که هميشه آوردي بزنيم
يا،يا ما مي تونيم از بهترين
.خاطرات تولدمون تا حالا يه يادي بکنيم
مي تونم به يکي از اونها راي بدم؟ !دخترهاي عياش!دخترهاي عياش
هي،هي بچه ها.من به خاطر .امشب يه آهنگ درست کردم
.به پيروي از من :گروه کر اينجوري بخونه
¶ مبارکِ،مبارکِ روز تولد ليلي ¶
¶ ...مبارکِ،مبارکِ روز تولد ليلي ¶
،چهار سال قبل صبح روز کريسمس
،اولين کريسمسي بود که با هم بوديم .فقط ما 5 نفر
اووه،تِد،بيا خودمون رو با .اين بازي سرگرم کنيم
:اسمش هست "اسم اين هرزه چيه؟"
...اسمش هست،سا...سان
،اشتباهه.چون کريسمسِ داري به اسم
.سانتا(به معني حوا)فکر ميکني
يه چيز جالب،هر سال،مادرم
.چاي عيد پاک رو همراه دوستش باني ميخوره
.باشه،خيلي هم جالب نبود
.اسمش يادم اومد
.اون سارا هست
.نزديک شده بودي.اسمش ليلاني هست
اون به مراسم روز کريسمس ،ما اومد چون تو ميگفتي
بچه ها،اون ممکنه تيکه ي" "گم شده ي من باشه
اما اون تنها کسي نبود که
.ممکن بود تيکه ي گم شده ي تو باشه
:شب قبل از سال نو ،2007
،بارني،ليلي،رابين تِد،مارشال
.و "تيکه ي گم شده ي تو" اِميلي
:مراسم تشيع جنازه ي عمو سيسيلِ،رابين
...مارشال،ليلي،رابين،بارني،تِد و
اين ثابت ميکنه وقتي انتظار چيزي رو"
.نداري اونو پيدا ميکني"ايزابل
:عمل جراحي آپانديس من
...رابين،مارشال،بارني،ليلي،تِد و
خب،درباره ي اين دختر خودت گفته بودي که .مي خواي فقط يه شب باهاش بخوابي
.با احترام- .اوه،هي-
اين مربي يوگا،که سال قبل
به مراسم جشن تولد من آوردي رو يادت مياد؟
¶ تـــــو ¶
.ممنون
.ممنون .اوه،خداي من
.اگه بگم کي وارد اينجا شد،باورتون نميشه
!نگاه نکنيد !نگاه نکنيد
No comments yet. Be the first to leave one.